پایان نامه ارشد رایگان با موضوع معرفت شناختی، قانون گذاری، زبان عربی، تهافت الفلاسفه

دانلود پایان نامه ارشد

كارهای علمی و پژوهش های جابری را می توان به سه بخش تقسيم كرد:
1. پروژه ی مطالعات و نقد سنت و میراث
2. پروژه ی قرآن شناسی (تعریف القرآن)
3. آثار متنوع ديگر در زمينه های سياسی، فرهنگی، فلسفه ی علم و… كه از جمله ی آن می توان «الخطاب العربی المعاصر»، «المشروع النهضوی المعاصر»، «الهوية و العولمة»، «الديمقراطية و حقوق الإنسان» و… را نام برد.
پروژه ی مطالعات سنت (سنت كاوی) خود به دو بخش تقسيم می شود:
الف: پروژه ی نقد عقل عربی و ب: پروژه ی واكاوی كتاب های سنت؛ كه تحت سنت كاوی ها قرار می گيرند، اما ضمن پروژه ی نقد عقل عربی به شمار نمی روند.
در مجموع اما از جمله ی كتاب های حوزه ی اول، یعنی پروژه ی نقد و مطالعات سنت می توان به «التراث و الحداثة»، «إبن رشد، سيرة و فكر، دراسة نصوص» افزون بر چهار جلد كتاب های پروژه ی نقد عقل عربی یعنی «تكوين العقل العربی»، «العقل السياسی العربی»، «العقل الأخلاقی العربی» و «بنية العقل العربی» اشاره کرد.
جابری در دوره ی پایانی زندگی خود به طور غالب متمرکز بر پروژه ای به نام پروژه ی قرآن شناسی شد و در این راستا چهار جلد کتاب نگاشت که از این قرارند: کتاب یک جلدی «مدخل إلی القرآن الكريم» و کتابی سه جلدی به نام «فهم القرآن الحکیم؛ التفسير الواضح حسب ترتيب النزول».
این پروژه اما با درگذشت ايشان ناتمام ماند. همین پروژه موضوع اصلیِ این پژوهش خواهد بود و ما پس از اين به تفصيل از آن سخن خواهيم راند. اينک برای آشنايی بيشتر با بنيادهای فكری جابری که مسلما در حوزه ی دوم تأثیرگذار بوده، بهتر است به پروژه ی نقد عقل عربی بپردازيم:

3 – 1 – 1 ابن خلدون
جابری مسير مطالعه و تأليفات فكری و فلسفی خود را از «ابن خلدون» آغاز می كند. اين مورخ فيلسوف، در مقدمه ی معروف خود، بحثی را در زمينه ی عصبيت قومی و قبيله ای مطرح می كند و جابری در كتاب «فكر إبن خلدون؛ العصبية و الدولة معالم نطرية خلدونية في التاريخ الإسلامی» که در واقع رساله ی دکتری اوست با روشی تحليلی به بررسی ويژگی های اين نظريه درباره ی تاريخ عربی و اسلامی می پردازد.22

3 – 1 – 2 ابن رشد
جابری در مسير مطالعات فلسفی خود، پس از ابن خلدون مجذوب «ابن رشد»23 شده و به احيای انديشه ی عقلانی اين فيلسوف همت می گمارد.
در اروپا، ابن رشد را «شارح كبير» می نامند، زيرا پس از دوره ی رنسانس، غربی ها از طريق شرح های ارزشمند این فیلسوف مسلمان بود كه به آثار ارسطو دسترسی پيدا کردند. در همین راستا جابری را به نوعی می توان شارح ابن رشد قلمداد كرد، زيرا وی بر آن بود که همان كاری را كه ابن رشد پیش از او در حق آثار ارسطو انجام داد، خود این بار در رابطه با آثار ابن رشد انجام دهد. وی با همکاری مؤسسه ی «مركز دراسات الوحدة العربية» تقريبا به شرح همه ی آثار ابن رشد پرداخت و نبود برخی متون ابن رشد به زبان عربی نیز نتوانسته است مانع از انجام اين كار از سوی او شود. جابری برای غلبه بر این نقطه ضعف به کمک همان مؤسسه بر ترجمه ی برخی از تألیفات ابن رشد از عبری و لاتين به عربی نظارت کرده و دست به کار شرح آن ها شد. عناوین برخی آثار ابن رشد كه جابری به شرح آنها برخاسته است، از این قرارند:
1. تهافت التهافت كه در ردّ كتاب تهافت الفلاسفه ی ابو حامد غزالي نوشته شده است.
2. الكشف عن مناهج الأدلة
3. الضروری في السياسة؛ اين كتاب خلاصه ی كتاب (جمهور) افلاطون است.
4. الكليات في الطب
جابری همچنین كتاب ارزشمندی در معرفی ابن رشد و انديشه ی او نوشته است كه می توان بدون اغراق گفت معتبرترين كتابی است كه تا به حال در باره ی اين فيلسوف مسلمان نگاشته شده است.24

3 – 1 – 3 پروژه ی نقد عقل عربی و نقدهای وارد بر آن
اوج بلوغ انديشه ی جابری را بايد در پروژه ی نقد عقل عربی جستجو كرد. او در اين پروژه با روش معرفت شناختی به تشريح و تحليل ابزارهای انديشه در حوزه ی اسلامی پرداخت. جابری با اين تأليف نشان داد كه به فلسفه، اصول، كلام و عرفان احاطه دارد و علاوه بر آن با رویکردهای نوین فلسفی و مكاتب علوم انسانی آشناست.
جابری در پروژه ی خود ابزار و ساختار اندیشه ورزی علمی را تحليل می كند؛ كاری كه عدم پرداختن به آن، از مهم ترين دلايل ناكامی پروژه ی تجدد گرایی در جهان عرب به شمار می رود.
جابری غایت خود از پرداختن به پروژه ی نقد عقل عربی را در دو عنصر خلاصه می كند: از یک سو بازخوانی تاريخ فرهنگی اسلام و از سوی دیگر واكاوی عقل عربی و ابزارهای آن.25
بازخوردها، نقدها و تمجيدهای چشمگيری که از تأليفات نقد عقل جابری در ميدان انديشه ی فلسفی جهان عرب پيش آمد و همچنين تأثيری كه اين پروژه بر ميدان راکد انديشه ی عرب گذاشت نشانگر ميزان موفقيت جابری در رسيدن به اهدافی است كه برای خود ترسيم كرده بود.
از جمله مزايای بزرگ پروژه ی نقد عقل عربی، پويا كردن ميدان تحليل و بررسی ميان انديشمندان در حوزه ی ميراث و باز نگری های روش شناختی آن در حوزه های فلسفی، ادبی و مذهبی است، به گونه ای كه می توان گفت حرکتی که جابری آغازگر آن بود سبب ایجاد موجی شده است که نقش مهمی در غنای ميدان انديشه ی اسلامي دارد.
افراد بسیاری از میان اندیشمندان شناخته شده ی جهان عرب به اندیشه ی جابری واکنش نشان داده و به نقد یا رد آن پرداخته اند. از جمله مهم ترین اینان شاید بتوان به کسانی همچون «حسن حنفی»، «جورج طرابيشی»، «طيب تيزبينی»، «يحیی محمد»، «طه عبدالرحمن» و… اشاره کرد.
در این میان اما از مهم ترين نقدهايی كه بر نقد عقل عربی صورت گرفته است مجموعه ی چهار جلدی است که جورج طرابیشی انديشمند مسیحیِ اهل سوریه با عنوان «نقدِ نقد عقل عربی»26 نوشته است. اين مناقشه ی فكری، آن جدل فکری را به ذهن ما یاد آور می کند که در سده ی ششم هجری، ميان ابوحامد غزالي (که کتاب تهافت الفلاسفة را در رد اندیشه ی فلسفی نگاشت) و ابن رشد (که کتاب تهافت التهافت را در پاسخ به کتاب غزالی و در دفاع از فیلسوفان تالیف کرد) رخ داده بود. البته چنین مقایسه ای تنها از آن جهت درست است که به مانند مناظره ی مشهور غزالی و ابن رشد مناظره ی این دو نیز در زمانه ی خود عالم گیر شد.

3– 1 – 3 – 1 تکوین العقل العربی
جابری در اين نقد گسترده، عقل عربی را نتيجه ی فرهنگی می داند که بر سه نظام معرفتی27 استوار است:
1. نظام زبانی عربی يا «بيان»
2. نظام صوفی گرایانه ی ايراني – هرمسی يا «عرفان»
3. نظام عقلانی يونانی يا «برهان»28
او اين سه نظام را مستقل از يكديگر دانسته و بر آن است که این نظام های معرفتی به صورت ناخودآگاه بر اندیشه ی افراد تحميل می شوند. وی در تكوين عقل عربی به واكاوی تاريخ و فرهنگ عربی می پردازد تا عواملی را كه در روند ايجاد عقل عربی دخيلند، كشف كند.

2– 1 – 3 – 2 بنیة العقل العربی
جابری در گام بعدی از مرحله ی «التكوين» (صورت بندی) به مرحله ی «البنية» (ساختار) منتقل شده و هدف از نگارش کتاب «ساختار عقل عربی» را ارائه ی تصویری عام از نظام معرفت بيانی و تبیین چارچوب های اين نظام معرفی می کند.29 وی در این کتاب از عناصر مؤثر بر عقل عربی سخن به میان آورده و نظام های معرفتی درون آن را به شرح زیر برای مخاطب ترسيم می كند:
– نظام معرفتی بيانی؛ که در عصر تدوين یعنی در بین سال های 143 تا 250 ق و تحت تأثير نصوص و زبان شكل گرفته است.
– نظام معرفتی برهانی: در دوران حکمرانی خلیفه ی عباسی «مأمون» ایجاد شد و با ترجمه ی ميراث عقلی يونانی رونق گرفت. البته لازم به ذکر است که جابری عقل عربی را مستقل از عقل يونانی می داند.
– نظام معرفتی عرفانی: وی در بحثی مفصل به عرفان مانوی اشاره نموده و اين عقل را که از دید او «ابن سینا» نظریه پرداز اصلی آن به شمار می رود مايه ی انحطاط مسلمانان دانسته و ریشه های آن را انديشه ی ايرانی قبل از اسلام، و نيز تشيع ذکر می کند. اين نکته ای است که انتقادات جدی را به اندیشه ی محمد عابد الجابری وارد ساخته است. به باور جابری ميان اين سه نظام و در طول تاریخ غلبه با نظام عرفانی بوده است و همین دلیل مهم انحطاط عقل عربی به شمار می رود. او معتقد است عرفان پایین ترين درجه ی فعاليت عقلی است؛ مرتبه ای که در آن عقل کمترین کارکرد را دارد و دست برتر در آن، از آنِ سلسله ای از اساطیر در باره ی خداوند، انسان و هستی و رابطه ی میان این سه می باشد.
نظام معرفتی بيانی اما از دید جابری مهم ترين و مؤثرترين نظام در تكوين ميراث فرهنگی- اسلامی است؛ نظامی که او آن را كاملاًعربی و متن محور معرفی می كند. او در تحليل های خود، سيطره ی زبان بر انديشه ی عربی را مورد بررسی قرار داده و بر آن است که عقل عربی در نسخه ی بیانی آن، عقلی مبتنی بر متن و تحت تأثیر زبان است. درهمین راستا او با سخن از فقهی كردن عقل عربی توسط «شافعی»30 در پی تبیین اين نكته بر می آید كه اصول فقهی که شافعی پایه ریز آن بود و تا به اینک عنصر فعال اندیشه ی عربی است اصولی بر پايه ی كتاب و سنت است؛ کتاب و سنتی که ساختار هر دوی آن ها «متن» است.
جابری در پاسخ به سوال «ما البيان؟» (بيان چيست؟) آن را سلسله ای از مباحث لغوی می داند که در امتداد مباحث فقهی و اصولی قرار گرفته و با همان زير بنای معرفتی كه اين مباحث بر آنها بنا شده اند در ارتباط است.31 وی در اثبات این رابطه ی تنگاتنگ میان زبان شناسی و فقه و اصول به ابواسحاق شاطبی استناد می كند كه به نقل از یکی از فقیهان معروف مصری به نام «الجَرَمی» می گويد: من سی سال است كه در مورد مسائل فقهی از روی كتاب سيبويه به مردم فتوی می دهم.32
براي اينكه اهميت علم فقه در پروژه ی نقد عقل جابری نشان داده شود تنها اشاره به روش معرفت شناختی آن كفایت می کند، زيرا علم اصول كه به عنوان مبنای علم فقه شمرده می شود سلسله ای از قواعد ثابت است كه به وسیله ی آن ها احكام شرعي از ادلّه استنباط می شود33 و نسبت آن (یعنی نسبت اصول فقه) را به فقه می توان مانند نسبت منطق به فلسفه دانست.34
اگر اين نكته را به این مطلب بيفزايم كه جایگاه «فقه» در فرهنگ عربی- اسلامی، در كميت و كيفيت همان جايگاهی است که «فلسفه» در فرهنگ يونانی از آن برخوردار است، در آن صورت می توان گفت اگر وظيفه ی فقه را قانون گذاری برای جامعه بدانيم وظيفه ی اصلی فقه قانون گذاری برای عقل است؛ نه تنها برای عقل فقهی كه حتی برای عقل عربی، آن چنان كه تا به امروز درون فرهنگ عربی شكل گرفته و عمل كرده و فعاليت نموده است.

3– 1 – 3 – 3 دو اصل و یک روش نظام معرفتی
جابری برای نظام معرفتی بيانی دو اصل و يک روش بر می شمارد:
1. اصل انفصال يا ناپيوستگی(گسست) ميان اشياء
2. اصل تجويز يا امكان صدور هر چيز از چيز ديگر و انكار رابطه ی ضروری عِلّی ميان اشياء
3. روش قياس (قياس امرغايب بر امر حاضر) يا به عبارت دقيق تر استدلال بر مبنای اثر، نشانه و اماره.35
او اين ويژگی های نظام معرفتی بيانی را با محيط زندگی عرب در زمان شکل گیری نظام های معرفتی کاملا هماهنگ می داند؛ محیطی که از نظر طبیعی محیطی ريگزاری به شمار می آید.
جابری پس از بيان و توضيح اين دو اصل و يک روش موجود در نظام معرفتی بيانی، در جلد اول نقد عقل عربی «محمد بن ادريس شافعی»(105-204) را پايه گذار و نظام ساز قواعد و قوانين قياس بيانی معرفی می كند. شافعی با «خليل بن احمد» (100- 170) و «سيبويه» (۱۴۰-۱۸۰) تقريباً هم دوران به شمار می آید. «خليل بن احمد» واضع علم عروض می باشد و نخستین کسی بود که سعی در سامان بخشیدن به زبان عربی داشت و این زبان را به صورتی نظام مند در كتاب «العين» گرد آورد. شاگرد او «سيبويه» نیز در کتاب نام آور خود به نام «الكتاب» تلاش کرد نحو و صرف عربی را منظم کند. شافعی با الهام از استادش سيبويه و نيز خليل بن احمد، قواعد اصول فقه را در در کتابی تحت عنوان «الرسالة» مكتوب ساخت. بدين سان نظام بيانی كه از يک سو در سطح معنا (معاجم لغت) و از سوی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع معرفت شناختی، جهان اسلام، نامه نگاری، بیمارستان ها Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع معرفت شناختی، ظاهر و باطن، شرق شناسان، ایدئولوژی