پایان نامه ارشد رایگان با موضوع معرفت شناختی، جهان اسلام، نامه نگاری، بیمارستان ها

دانلود پایان نامه ارشد

می شود. آن ها مؤسسه هايی فرهنگی بودند كه پروژه ی قومی – عربی «من المحیط إلی الخلیج» (از اقیانوس اطلس تا خلیج فارس) را حمايت می كردند. از يك سو بالندگی خود را با كَرَمِ حاتم گونه ی خود در اعطاي جوايز ارزشمند مالی به پروژه های همسو با جهت فكری شان، نشان می دادند و از سويی ديگر اين بخشش ها دال بر عدم استقلال اين مؤسسه ها و ارتزاق مالی و فكری شان بود.
البته نبايد از ياد برد كه جابری به عنوان يك پژوهشگر آكادميك، سابقه ی عمل در ميدان حزبی و سياسی را به صورت گسترده ای داشت و همين تجربه به وی نوعی آگاهی سياسی پويا بخشيده بود كه وی را در تشخيص راه از بيراهه در سطح ميدان فكری و ايدئولوژيک، قادر ساخته بود، و شايد همين تجربه های سياسی و حزبی، جابری را به عدم قبول برخی از از جوايزی واداشت كه نمی توان جهت گيری قوميتی و عصبيت گرايی مؤسسه های اعطا كننده ی آن ها را پنهان كرد.
اكثر اين جوايز، با ارزش مالی هزاران دلار، جابری را در تنگنا قرار می داد، زيرا جهت های پرداخت كننده، سياست زده، ديكتاتور و غير عقلانی بودند و سلاح فرهنگی آن ها، حمايت از همايش ها، فصل نامه ها و منشورات مختلفی بود كه قوميت گرايی آن ها را معرفی و یا پشتيبانی می كرد و در واقع با اين روش به ايدئولوژيک كردن سلاح خود بر می خاستند. در تنگنا قرار بودن جابری بدين دليل بود كه پروژه ی معرفت شناختی وی به عنوان يک ابزار برای نقد عقل عربی با اين جهت گيری های سياسی ايدئولوژيک متنافی بود.
نكته ای كه در باب جائزه ها، جالب به نظر می رسد، اهدای غير مألوف جابری در ابتدای كتاب «مدخل إلی القرآن الكريم» است. محمد عابد الجابری بر خلاف عادت مألوف خود، كتاب مدخل إلی القرآن را به «امير طلال بن عبدالعزيز» عربستاني اهدا می كند و می نويسد:
«فضل به مردی باز می گردد كه از نيمه های دهه ی هشتاد قرن گذشته، هنگامی كه از نظر سلامتی، رنج می بردم، زندگی مرا از اين جانب متكفل شد و توانايی ام بر تحقیقات علمی و استقرار سلامتی ام، نتيجه ی فضل مردی است كه دوست دارم نزد خودم، وی را «شاهزاده ی متفاوت (الأمير المختلف) بنامم…»14
اين صيغه ی غيرمألوف اهداء و تقدیم از سوی جابری و شخصيتی كه كتاب به آن اهداء شده است، باعث برانگيختن چند سؤال نزد مخاطبان شد:
– سطح ارتباط ميان مهدی إليه و مهدی منه چقدر است؟
– ارتباط مهدی إليه با پروژه ی جابری به طور عام چگونه است؟
– ارتباط مهدی إليه با كتاب جابری با موضوعیت قرآن چگونه است كه باعث شده جابری بر خلاف عادت مألوف خود، كتاب را به وی اهداء نمايد؟ جابری كه خوانندگانش را هرگز به اين صيغه عادت نداده است…
اين سؤالات كه از سوی خبرنگاری از جابری پرسيده شد با چنين پاسخی از وی روبرو شد که در سفر فرهنگی که به اردن داشت، سلامتی وی در معرض خطر قرار گرفت و اين امير عربستانی جابری را به «مايو کیلينينک» (یکی از مجهزترین و گران قیمت ترین بیمارستان های آمریکایی) منتقل و وی را با هزينه ی شخصی خود معالجه کرد.15

2 – 2 كتاب شناسی تفصيلی از جابری بر اساس سير زمانی
بی تردید مخاطبان پيگير حيات علمی انديشمند مغربی محمد عابد الجابری، در برابر زمينه های گوناگون كيان انديشه ی فرهنگی این انديشمند دچار نوعی شگفتی می شوند، همانطور كه خود وی، شگفتی اش را در برابر اين موضوع چنين بيان می كند:
«هنگامی كه به ثمره ی اين تداخل در زمينه های مختلف سياسی، فرهنگی و تربيتی در مسير زندگی خود می نگرم، دچار شگفتی می شوم، ولی علیرغم پيچيدگی شاخه های اين تداخل، هيچ وقت سنگينی اين پيچيدگی را بر دوش خود احساس نكردم، گویی كه در يک زمينه ی واحد فعاليت می كردم.. در وادی سياست قلم می زدم، همانطور كه به نوشتار علمی و بحث های آكادميک می پرداختم.. و به مسائل تربيتی و تدريس می انديشيدم.. و در بسياری مواقع احساس می كردم اين زمينه ها مكمّل همديگرند و همگی مرا در فهم، نقد، بررسي و واكاوی ياری می كنند.»16
مخاطبانی که پیگیر مسیر علمی جابری ونقاط عطف آن هستند به طور ملموس تکامل وی را درک می کنند. تکاملی که حاصل ترکیب سنگین و پر مایه ی چند زمینه ی مختلف است.
جابری در سال 1971میلادی كتاب «العصبية و الدولة؛ معالم نظرية خلدونية في التاريخ العربي الإسلامي» را منتشر كرد و گرايش سياسی خود را به دولت ملی – عربی آشكار ساخت، اما در واکاوی های ميراث و مطالعات مدرنيسم به انديشه های غربی متمايل بود.
جابری قبل از آغاز پروژه های فكری بزرگ خود، يعنی (نقد عقل عربی) كتاب «أضواء في مشكل التعليم» را در سال 1973میلادی و كتاب های «من أجل رؤية تقدمية لبعض مشكلاتنا الفكرية و التربوية» و «مدخل إلي الفلسفة» در دو جلد با عناوين «الرياضيات و العقلانية المعاصرة» و «المنهاج التجریبي و تطور الفكر العلمي» را در سال 1976میلادی منتشر كرد.
به نظر می رسد در اين كتاب ها و تا اين هنگام، جابری در انديشه ی نوزائی بود و معرفت شناختی17 و روش شناسی آن، اولويت افكار او را شكل می داد و به نوعی در مسيری گام نهاد كه اروپا در فرآيند مدرنيسم خود، اين گام را اتخاذ كرده بود و آن، دعوت به ايجاد عوامل قدرت علمی و فلسفی، و مدرن سازی عقلی و علمی بود.
تا اين مرحله، جابری به عنوان يک انديشمند مؤثر در جهان عرب معرفی نشد و با وجود اهميت علمی و آموزشی آثارش، خواننده ی عرب را به صورت جدی با او آشنا نكرد و شايد بتوان گفت اين آثار فقط توانست باعث ایجاد یک شوک فرهنگی شود. همين امر – شايد – جابری را ترغيب كرد که شرايط نوزایی را در مفهوم غربی آن كامل كند و آن ضرورتا بايد با مشخص ساختن موضع نسبت به مانع بزرگ هر نوزايی يا نوگرايی يا تغيير كه همان «ميراث» و تکیه ی بیش از حد به آن است، صورت می پذيرفت. به همين دليل در سال 1980میلادی كتاب «نحن و التراث» را نوشت، تا فصل جديدی از نوشته ها و انديشه های فلسفی اش را آغاز كند.
جابری در بررسی مسائل ميراث جسورانه عمل كرده و مواضع انتقادی خود را درباره ی ميراث عربی و اسلامی اعلام كرد و اين نقادی جسورانه را در چهار جلد تحت عنوان «نقد عقل عربی» منتشر ساخت. وی در اين اثر، نخست در باره ی شكل گيری عقل عربی سخن گفته، آن گاه توضيح می دهد كه موضوع اين نقد، عقل برساخته، آماده و تحقق يافته18 است و نه عقل برسازنده و فاعل.19 جابری روشن می سازد كه عقل برساخته و تحقق يافته متعلق به عصری است كه در آن آماده و ساخته شده است. وی اين عصر را عصر تدوين می نامد كه همان دو قرن دوم وسوم قمری است كه تمام علوم اسلامی- كه فرهنگ عربی و اسلامی آينده بر اساس آن پايه گذاری شد- در آن عصر شكل گرفت.
به نظر جابری بعد از اين عصر، عقل عربی از نوزایی و اجتهاد باز ايستاد. جابری به دليل تعامل با فرهنگ عربی – اسلامی آن را در سه نظام معرفتی طبقه بندی می كند:
1. نظام معرفتیِ برهانی، ويژه ی فيلسوفان و عقل گرايان.
2. نظام معرفتیِ بيانی، ويژه ی فقيهان و متكلّمان.
3. نظام معرفتیِ عرفانی، ويژه ی عارفان و باطنيان.

جابری بر اين باور است كه رسوخ اين نظام های معرفتیِ به جای مانده در سيستم انديشه ی عربی – اسلامی چنان است كه يافتن جايگزينی برای آن ها جز با شروع يک نقد معرفت شناختی از آن ها ميسر نيست و عليرغم آنكه برخی از اين نظام ها موجب ضعف عقل عربی شده اند – مثل نظام معرفتی عرفانی و يا نظام معرفتی بيانی – همچنان به حيات خود ادامه می دهد در حالی که نظام معرفتی برهانی فلسفی كه باعث پيشرفت عقل اروپايی شد، در شرق و جهان عربی – اسلامی، كنار گذاشته شده است.20
پروژه ی نقد عقل عربی محمد عابد الجابری، در زمان خود، گفتمان نوينی بود كه لرزه ای واقعی را در ميدان انديشه ی عربی – اسلامی ايجاد كرد و تمام انديشمندان روشنفكر عرب را جذب خود نمود و منجر به توليدات فكری مهم و گوناگون ديگری شد و در ادامه ی آن پروژه های نقدی ديگری در ميدان عقل عربی به وجود آمد.
اگر چه روش ها و ديدگاه ها در قرائت سنت عربی – اسلامی مختلف و گاه متضارب بود، اما پروژه ی نقد عقل عربی جابری در خلق ديناميكی نوين در قرائت از سنت، مثبت عمل كرد. اين ديناميک جديد باعث ظهور نوشتارهايی منتقدانه و حتی متناقضانه ای نسبت به پروژه ی خود جابری شد.
در واقع، لهجه ی صريح جابری در نقد ميراث، منتقدان بسياری را برای پروژه ی نقادی وی آشكار ساخت؛ كسانی همچون «جورج طرابيشی» در نقد جابری كتاب «نقد نقد العقل العربی» را تأليف كرد و «عبدالرحمن طه» به صورت روشمند و علمی در كتاب «تجديد المنهج في تقویم التراث» به نقد جابری پرداخت؛ نقدی كه به پروژه های جابری امتياز ويژه ای بخشيد و حقيقت آن را آشكار ساخت.
عليرغم اينكه جابری به طور صريح، پاسخ منتقدانش را نمی داد اما تأثير پذيری وی از آن ها را نمی توان انكار كرد.
تأليفات بعدی، همسو با پروژه ی نقد عقل عربی نيست و حتی مبتنی بر آن نمی باشد. وی پس از فراغت از اين پروژه به سير در آثار ابن رشد پرداخت و كاملاً در میراث غرق شد و پس از آن به مسائل و مشكلات فرهنگ عربی، و روشنفكر عرب و وظايف او پرداخت.
جابری زندگی علمی خود را با تأليف «مدخل إلي القرآن الكريم؛ الجزء الأول: التعریف بالقرآن» و پس از آن نگارش تفسير قرآن كريم در سه مجلد با عنوان «التفسير الواضح حسب ترتيب النزول» به پايان رساند و با گرايش به مفهوم مشخصی از اجراي شريعت، از نوعی ميانه روی دينی پيروی می كرد.21
اگر اجازه ی قرائتی ساده، اين بار، اما خارج از نوشته های جابری به ما داده شود، همانگونه که سابق بر اين با الهام از نوشته های جابری به قرائتی مختصر از انديشه ی وی پرداختيم، می توان گفت كه زندگی فكری جابری ميان دو ايستگاه در حال انتقال بود: ايستگاه فرهنگی – علمی محض و ايستگاه سياسی – اجتماعی.
در مورد ايستگاه اول؛ ایستگاه (فرهنگی – علمی محض) می توان گفت كه اين ايستگاه، اساساً مطالعات معرفت شناختی جابری با گرايش فلسفی می باشد. جابری در اين زمينه در دو سطح فعاليت داشت: سطح اول؛ كه از نظر آكادمی تا مراحل عالی تحصيلات پيش رفت و سطح دوم؛ كه در آن توانست تجربه ی معرفت شناختی خود را از مرحله ی تئوريک به مرحله ی تطبيقی برساند و تأليفات مهمی را بنويسد؛ تأليفاتی كه باعث پويايی انديشه ی عربی – اسلامی ضمن «دو گانه ی تأثير و تأثر» شد، البته چنان نبود که فقط تأثیرگذار باشد. هر چند كه بايد گفت کفه ی (تأثير) بيشتر بود، به گونه ای كه باعث شد خيلی از انديشمندان روشنفكر عرب به نقد و بررسی نوشتارهای او به ويژه پروژه ی نقد عقل عربی روی آورند، اما جنبه ی انفعالی و اثرپذیری آن نیز قابل توجه است.
ايستگاه دوم كه جابری در آن توقف طولانی داشت، ايستگاه فعاليت های سياسی – حزبی بود. وی در اين مرحله، فعاليت های روزنامه نگاری، سازمانی و سازماندهی جنبش های مردمی در انتفاضه های متعدد كشور مغرب را تجربه كرد و از اين بابت سختی های فراوانی را متحمل شد. با وجود التزامات حزبی و سیاسی، اين مرحله نيز با استعفای جابری از حزب به پايان رسيد. پس از آن جابری وقت خود را به طور كامل به فعاليت های آكادميک در دو بعد تدریس و تأليف اختصاص داد. اين استعفا، نتايج درخشانی را به دنبال داشت و بسياری از تأليفات مهم فكری جابری نتيجه ی مثبت آن است.
اگر مجاز باشيم كه از مراحل مختلف زندگی جابری نتيجه گيری كنيم می توان گفت كه جابری از تجربه های سياسی و حزبی خود به اين نتیجه رسيد كه فعاليت های سياسی بايد بر پايه های فكری و فلسفی عميقی بنا شود. به همين دليل جابری در روش نقادانه ی خود نه فقط به نقد انديشه ی سياسی می پرداخت بلكه حتی عقل توليد كننده ی اين انديشه را در سراسر جهان اسلام و از آغاز شكل گيری آن نقد می كرد. وی معتقد بود كه ساختار اين انديشه ی سياسی كه آن را عقل سياسی – عربی می نامد، سوای از ساختار عقل فلسفی و همچنين عقل اخلاقی نيست.

فصل سوم

بررسی اندیشه های جابری در زمینه ی میراث
و
علوم قرآنی

3–1 مروری بر آرای غير قرآنی جابری

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع تفسیر قرآن، قرآن کریم، زبان فارسی، آموزش ابتدایی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع معرفت شناختی، قانون گذاری، زبان عربی، تهافت الفلاسفه