پایان نامه ارشد رایگان با موضوع مدیریت سود، اقلام تعهدی، قلام تعهدی، سهم بازار

دانلود پایان نامه ارشد

این اختیار می‌باشد که چگونه اصول حسابداری به کار گرفته شوند به عنوان مثال در مورد برآورد عمر خدمات، ارزش اسقاط، عمر دارایی‌های نامشهود، نرخ سوخت حساب‌های دریافتنی و … اختیار وجود دارد اما باید توجه داشت که در مقایسه با اقلام تعهدی اختیاری، این تغییرات بیشتر قابل مشاهده هستند و نیز اینکه ثبات رویه اجازه نمی‌دهد که در هر زمان اقدام به تغییر رویه شود (اسکات، 1390؛ ناظمی اردکانی،1388).
3) زمان‌بندی اجرای استانداردهای جدید حسابداری
هنگامی که کاربرد استانداردهای جدید باعث افزایش سودخالص گزارش شده شود و به نوبه خود موجب افزایش پاداش مدیران شود، مدیران اقدام به اجرای زودتر این استانداردها می‌کنند و به مدیریت سود می‌پردازند و برعکس (اسکات، 1390).
4) کنارگذاری یا فروش دارایی‌ها
این نوع از مدیریت سود، بر خلاف مدیریت سود مبتنی بر ارقام حسابداری، به صورت واقعی صورت می‌پذیرد و مدیر با کنار گذاری یا فروش دارایی‌ها اقدام به انجام مدیریت سود می‌کند. لازم به ذکر است که کشف مدیریت سود واقعی توسط حسابرسان یه سختی انجام می‌شود. افزون بر این، مدیریت واقعی سود می‌تواند منجر به کاهش عملکرد عملیاتی بلندمدت شود (ناظمی اردکانی، 1388).
5) اقلام تعهدی اختیاری
مدیریت اقلام تعهدی اختیاری از طریق تغییر فعالیت‌های اساسی یک شرکت صورت نمی‌گیرد بلکه این کار از طریق انتخاب روش‌های حسابداری و برآوردهای حسابداری انجام می‌شود. مشکل اصلی این است که نمی‌توان اقلام تعهدی اختیاری را به صورت مستقیم مورد مشاهده قرار داد (اسکات، 1390: 129؛ ناظمی اردکانی،1388).
تسای و چیو (2009) در ادامه بیان می‌کنند که از میان ابزارهای مدیریت سود، اقلام تعهدی حسابداری، به خصوص اقلام تعهدی اختیاری راحت‌تر قابل دستکاری بوده و کشف آن نیز سخت‌تر بوده است. بنابراین،اغلب پژوهش‌های مدیریت سود بر روی استفاده از اقلام تعهدی حسابداری تمرکز کرده‌اند.

2-2-7- الگو‌های مدیریت سود
اسکات (2009) الگوهای زیر را برای مدیریت سود برمی‌شمارد:
1) الگوی غوطه‌ور سازی35
این الگو در دوره‌هایی رخ می‌دهد که شرکت دچار درماندگی سازمانی یا تجدید سازمان است. اگر شرکت مجبور به ارائه زیان باشد، ممکن است مدیران احساس کنند که باید یک زیان بزرگ را گزارش کنند، چرا که چیزی برای از دست دادن در این تقطه ندارند. به این ترتیب و با توجه به اثر معکوس اقلام تعهدی، این اقدام باعث افزایش احتمال گزارش سود در آینده می‌شود.
2) الگوی حداقل کردن سود36
این الگو، مشابه با الگوی غوطه‌ور سازی ولی با شدت کمتر می‌باشد. چنین الگویی ممکن است به وسیله شرکت‌هایی که از نظر سیاسی در دید هستند در دوره‌هایی که سود بالایی دارند انجام شود.
3) الگوی حداکثر کردن سود37
از دید تئوری اثباتی، ممکن است که مدیران به منظور افزایش مزایای خود و همچنین جهت جلوگیری از نقض پیمان‌های بدهی خود از این رویکرد استفاده کنند.
4) الگوی هموارسازی سود38
از دیدگاه قراردادی، مدیران ریسک گریز، یک جریان دارای تغییر کم در مزایا را ترجیح می‌دهند. به این ترتیب، آنان ممکن است که سود گزارش شده را به منظور دریافت مزایای جبران خدمت نسبتاً ثابت در طول زمان هموارسازی کنند.

2-2-8- انگيزه‌هاي مديريت سود
بدون وجود انگيزه خاصي، مديران قضاوت‌هاي حسابداري و تصميمات را صرفاً با هدف گزارش منصفانه عملکرد انجام مي‌دهند. به هر حال، در مواقع متعددي، وجود انگيزههاي اقتصادي الزام‌آوري براي مديران باعث مي‌شود آن‌ها دست به مديريت سود بزنند؛ زيرا ارزش شرکت و ثروت مالکان يا مديران آن به سود گزارش شده وابسته است (جکسن39 و پيتمن40، 2001). اغلب، پژوهشگران اين انگيزه‌ها را به سه دسته تقسيم مي‌کنند. بر اساس اين طبقه‌بندي‌ها مديران ممکن است براي تاثيرگذاري بر موارد زير اقدام به مديريت سود کنند (ايقم41 و کاشل42، 2002).
1- انگيزههاي قراردادي43،
2- انگيزههاي بازار44و
3- انگيزههاي قانوني45.

2-2-8-1- انگيزههاي قراردادي
انگيزه قراردادي براي مديريت سود زماني رخ ميدهد که قراردادهاي بين يک شرکت و ساير گروهها به اعداد حسابداري اتکا کنند يا سود در شرايط قرارداد بين شرکت و ذينفعان آن تأثير داشته باشد (ايقم و کاشل، 2002).
2-2-8-2- انگيزههاي بازار
با توجه به اين که تحليلگران مالي و سرمايهگذاران از سود و اجزاي آن در فرآيند ارزيابي سهام استفاده ميکنند، مديران ممکن است به منظور تأثيرگذاري بر قيمت سهام شرکت اقدام به مديريت سود کنند (ايقم و کاشل، 2002).

2-2-8-3- انگيزههاي قانوني
سومين انگيزه بالقوه مديران براي مديريت سود، ارتقاء اقدامات قانوني مساعد است (ايقم و کاشل، 2002). انگيزههاي قانوني براي مديريت سود زماني رخ ميدهد که تصور ميشود سود گزارش شده بر اقدامات قانونگذاران يا مقامات دولتي تاثير بگذارد. مديران به وسيله دستکاري نتايج عمليات، ممکن است بر اقدامات قانونگذاران يا مقامات دولت تاثير بگذارند و بدين وسيله وارسي سياسي46 و اثرات مقررات را حداقل کنند (ايقم و کاشل، 2002).

2-3- بازار47
محلي است که فروشندگان و خريداران جهت مبادله کالا يا خدمات معين با يکديگر در ارتباط قرار مي‌گيرند. بنابراين بازار، تمامي فروشندگان و خريداران محصول صنعت را در بر مي‌گيرد (خداداد کاشی، 1389).

2-4- رقابت48
رقابت در لغت به معني جستجو و کوشش براي به دست آوردن چيزي است که در همان زمان، ديگران نيز در صدد کسب آن هستند، به‌طوري که شرايط و قوانين براي همه يکسان و منصفانه باشد. به عبارت ديگر، رقابت تلاشي است براي به دست آوردن چيزي که ديگران نيز به دنبال آن هستند. در متون اقتصادي، رقابت به صورت زير تعريف مي‌شود:
رقابت حالتي از بازار است که در آن تعداد زيادي خريدار و فروشنده مستقل براي به دست آوردن و يا فروش کالاهاي مشابه تلاش مي‌نمايند. اين افراد آزادانه به معامله مي‌پردازند و آزادانه و بي قيد و شرط به بازار وارد و يا از آن خارج مي‌شوند (خداداد کاشی، 1389). از نظر آدام اسميت، مبارزه روزمره بنگاه‌ها اساس رقابت است. «رقابت اعمالي است که بنگاه‌ها بر عليه يکديگر انجام مي‌دهند». بنابراين، در صورت پذيرفتن تعريف آدام اسميت مي‌توان رقابت را حتي در صورت وجود قدرت بازاري نيز پذيرفت. استيگلر49 مفهوم رقابت را چنين تشريح مي‌کند: « رقابت به شرايطي اطلاق مي‌شود که در آن قدرت انحصاري مؤثر وجود نداشته باشد و هيچ‌يک از خريداران و فروشندگان قدرت تعيين قيمت نداشته باشند» (استیگلر، 1957).

2-5- انحصار50
در یک بازار رقابتی، تمامی رقبا تلاش مي‌کنند که برنده شوند و از پاداش بيشتري برخوردار شوند. اما اگر يکي از آن‌ها به‌شدت گوي سبقت را از ديگران بربايد، آن‌گاه رقابت جاي خود را تا اندازه زيادي به انحصار مي‌دهد.
انحصار به شرايطي گفته مي‌شود که در بازار فقط يک توليد کننده (عرضه کننده) وجود داشته باشد و براي محصول وي جانشين نزديکي نباشد (کلارک51 و دیویس52، 1982).
2-6- رقابت در بازار محصول
رقابت در اینجا به عنوان توان بازار شرکتها تعریف میشود. توان بازار به معنی کنترل یک شرکت بر قیمت یا سطح تولید محصولش است. در تعریف عملیاتی، توان بازار به معنای توان انحصاری، انحصار چند جانبه یا رقابتی یک شرکت است (پاندی، 2002). راتیناسامی و همکاران53 (2000)، بیان کردند که برای اندازهگیری میزان رقابت در بازار محصول میتوان از شاخصهای Q توبین54، هرفیندال-هیرشمن55 و لرنر56 استفاده کرد (راتیناسامی و همکاران، 2000). لیندنبرگ57 و راس58 (1981)، نیز نشان دادند که از نظر تئوریکی، شاخص Q توبین، توانمندترین معیار قدرت بازار شرکت است (لیندنبرگ و راس، 1981). مفهوم تمرکز در علم اقتصاد نیز میتواند بیانگر رقابت باشد. تمرکز59، چگونگی تقسیم بازار بین بنگاهها را نشان می‌دهد. در اندازه‌گیری تمرکز با اندازه نسبی بنگاهها سر و کار داریم و این‌که، بازار چگونه بین بنگاههای موجود توزیع شده است و سهم هر یک از آنها چقدر است. همچنین، با توجه به مقدار تمرکز در هر بازار مي‌توان اطلاعات مفيدي راجع به ميزان تأثير نيروهاي رقابتي و انحصاري در بازار کسب کرد (خداداد کاشی، 1377).
شاخصهای زیادی برای اندازهگیری میزان تمرکز در بازار وجود دارد که از میان آنها شاخص هرفیندال-هیرشمن و شاخص نسبت تمرکز n بنگاه60، در مطالعات تجربی از استقبال بیشتری برخوردار بوده‌اند (خداداد کاشی، 1389). شاخص هرفیندال-هیرشمن ویژگی‌هایی دارد که آن را از سایر شاخص‌ها متمایز میکنند. از مهمترین این ویژگیها میتوان موارد زیر را برشمرد:
1. سازگاری با اصول آکسیوماتیک61 تمرکز: این شاخص‌ها با اصول آکسیوماتیک تمرکز یعنی اصل انتقال، اصل ورود، اصل رده‌بندی و اصل ادغام سازگار هستند.
2. دارا بودن پایه نظری قوی
3. استفاده از تمام اطلاعات n بنگاه در بازار: از تمامی اطلاعات نمونه برای محاسبه شاخص‌های تمرکز استفاده می‌شود.
4. راحتی محاسبه و تحلیل (خدادادکاشی و شهیکیتاش، 1384).
در این مطالعه، برای اندازه‌گیری رقابت در بازار محصول از شاخص Q توبین استفاده می‌شود. همچنین، به منظور بررسی بیشتر فرضیه اصلی سوم، علاوه بر شاخص Q توبین، دو شاخص هرفیندال-هیرشمن و نسبت تمرکز n بنگاه نیز به عنوان شاخص رقابت به کار برده می‌شوند.

2-6-1- شاخص Q توبین ساده
کل داراییها به ارزش دفتری / کل بدهی به ارزش دفتری + کل سهام به ارزش بازار = Q توبین
(مرادی و پورحسن، 1389).
شاخص Q توبین که از تقسیم کل سهام به ارزش بازار به علاوه کل بدهی به ارزش دفتری بر کل دارایی‌ها به ارزش دفتری، حاصل می‌شود. لیندن‌برگ و راس (1981) نشان دادند که نسبت Q توبین (یا به بیان ساده تر نسبت Q) از نظر تئوریکی صحیح بوده و توانمندترین معیار قدرت بازار شرکت است. در بازارهای رقابتی، نسبت Q توبین تمامی شرکت‌ها برابر با یک خواهد بود. انتظار بر این است که شرکت‌های دارای نسبت Q توبین بیشتر از یک از مزیت رقابتی به شکل قدرت انحصار یک جانبه یا چند جانبه برخوردار باشند. این متغیر در پژوهش‌های چوالیر (1993)، چونگ62 و پرویت63 (1994)، راتیناسامی و همکاران (2000)، پاندی (2004) و گانی و همکاران (2011) با همین تعریف مورد استفاده قرار گرفته است.

2-6-2- شاخص هرفیندال-هیرشمن (HHI)
یک شاخص اقتصادی است که برای سنجش میزان انحصار و رقابت در بازار به کار برده می‌شود و از حاصل‌جمع توان دوم سهم بازار کلیه شرکت‌های فعال در صنعت به دست میآید. حاصل که بین 0 تا 1 بوده، هر چقدر به 1 نزدیک‌تر باشد، بیانگر تمرکز و کمتر بودن رقابت و هر چه به 0 نزدیک‌تر باشد، نشان‌دهنده عدم تمرکز و بیشتر بودن رقابت است (حساس‌یگانه و همکاران، 1387). این متغیر در پژوهش‌های گانی و همکاران (2011) و خداداد کاشی و شهیکی تاش (1384) با همین تعریف مورد استفاده قرار گرفته است.
این شاخص از حاصل جمع توان دوم سهم بازار کلیه بنگاههای فعال در صنعت به دست میآید:
HHI= ∑_(i=1)^k▒S_i^2
k = تعداد بنگاههای فعال در بازار
S_i = سهم بازار شرکت i ام:
S_i= X_j/(∑_(i=1)^n▒X_j )
X_j = فروش شرکت j
i = نوع صنعت (هارت64، 1971: 79).

2-6-3- شاخص نسبت تمرکز n بنگاه (〖CR〗_n)
یکی از شاخص‌های تمرکز است که در اکثر مطالعات تجربی به کار برده می‌شود و از حاصل‌جمع سهم بازار n بنگاه برتر به دست می‌آید. حاصل این شاخص نیز همانند شاخص هرفیندال-هیرشمن بین 0 تا 1 بوده، که هر چقدر به 1 نزدیک‌تر باشد، نشان‌دهنده تمرکز بیشتر و هرچه به صفر نزدیک‌تر باشد، نشان‌دهنده رقابت بیشتر است. این متغیر در پژوهش خداداد کاشی و شهیکی تاش (1384) با همین تعریف مورد استفاده قرار گرفته است.

این شاخص به صورت زیر تعریف میشود:
〖CR〗_n= ∑_(i=1)^n▒S_i i = 1,…,K KN
k = تعداد بنگاههای فعال در بازار
N = تعداد بنگاههای بزرگ
S_i = سهم بازار بنگاه i ام
این شاخص عبارت است از سهم بازار n بنگاه برتر. هیچ پشتوانه نظری برای انتخاب n وجود ندارد و محقق به صورت اختیاری مقدار n را انتخاب می‌کند که معمولاً n برابر 4 یا 5 در نظر گرفته می‌شود. در این پژوهش، نسبت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع مدیریت سود، گزارشگری مالی، ارزش شرکت، هموارسازی سود Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع مدیریت سود، رقابت در بازار، رقابت در بازار محصول، هموارسازی سود