پایان نامه ارشد رایگان با موضوع قرن نوزدهم، حل و فصل اختلافات

دانلود پایان نامه ارشد

هاي اروپايي بود آنها سرزمين هاي قاره افريقا و آسيا را بين خود تقسيم يا با يكديگر معاوضه مي كردند و مناطق نفوذ يكديگر را به رسميت مي شناختند و به ايجاد مناطق حائل بين خود مي پرداختند تا از بروز اصطكاك احتمالي جلوگيري شود . سياست استعماري در پايان قرن نوزدهم آنچان با سياست خارجي كشورهاي اروپايي گره خورده بود كه مي توان گفت هر تحولي در روابط اين كشورها بسته به توافق ها يا رقابت هاي آنها در مورد مستعمرات بود از طرف ديگر شكست يا موفقيت دولت هاي اروپايي در امور مستعمرات مستقيما برسياست داخلي اثر مي گذاشت حكومت هاي بسياري به علت شكست در مستعمرات سقوط كردند مثل حكومت هاي ايتاليا پس از شكست 1881 در توبس و شكست 1896 در حبشه كه منجر به سقوط كريسپي شد توسعه – استعمار و تشديد رقابت هاي استعماري از چند نظر باعث توسعه فضاي روابط بين المللي گرديد . اول اينكه دامنه كشمكش قدرت هاي اروپايي به خارج از اين قاره كشانده شد به قسمي كه بايد صحنه برخوردها را در اين دوره در خارج از اروپا جستجو كرد دوم اينكه مستعمراتي كه بدين صورت ايجاد شدند اساس كشورهاي جهان سوم امروز را پي ريختند كه از نظر شناخت ريشه اي مسائل آنها حائز اهميت است و بالاخره از دهه 1890 تا پايان جنگ جهاني دوم مسائل كشورهاي اروپايي بطور لاينفكي با مسائل مستعمرات و رقابت هاي استعماري گره خورد . از دو امپراطور قديمي خاور دور كه از اواسط قرن نوزدهم با غرب در ارتباط قرار گرفتند كشور ژاپن خيلي سريع خود را به تكنولوژي غرب مجهز كرد و اين امر باعث تحولات عمده در اين كشور شد و نظام امپراطوري آن به سلطنت مشروطه در سال 1869 تبديل شد ژاپن در مدت زمان كوتاهي صاحب يك ارتش 250 هزار نفري تعليم ديده شد و جمعيت آن رو به افزايش گذاشت و صنعت اين كشور به وسيله چند خانواده اريستوكرات كه موسس گروههاي مهم اقتصادي مثل ميتسويي Mitsui و ميستوبيشي Mitsubishi بودند پايه گذاري و توسعه زيادي يافت و سبب شد تا تمايلات امپرياليستي در اواخر قرن نوزدهم در ژاپن جان بگيرد ژاپن در اين راستا ابتدا به چين حمله كرد و پس از پيروزي امتيازات فراواني از اين امپراطوري در حال اضمحلال گرفت و تنها دخالت قدرتهاي اروپايي خصوصا روسيه جلوي پيشروي بيشتر ژاپن را گرفت و اين امر باعث كينه ژاپن از روسيه خاتمه يافت از اين سال به بعد ژاپن از روسيه شد تا اين كينه منجر به جنگي خونين بين دو كشور شد كه در سال 1905 با شكست روسيه خاتمه يافت از اين سال به بعد ژاپن در خاور دور مهمترين كشور محسوب شده و در معادلات سياسي عامل موثري محسوب مي شد . در آن سوي درياها كشور ايالات متحده امريكا پس از پايان جنگهاي داخلي مشكلات خود را حل كرده و بواسطه وجود منابع سرشار و جمعيتي كه به سرعت در حال افزايش بود در سال 1894 به صورت يكي از اولين قدرتهاي صنعتي جهان درآمد از سال 1890 سياست امريكا ديگر نمي توانست محدود به مرزهاي آن باشد و سياستمداران امريكايي تصميم گرفتند در ساير نقاط جهان براي خود حوزه هاي نفوذ دست و پا كنند لذا با الهام از دكترين مونروئه سدي در مقابل دخالت اروپاييان در قاره امريكا به وجود آوردند و در سال 1898 به بهانه رفتار نامناسب اسپانيا با اهالي كوبا ايالا ت متحده امريكا به كوبا اعلام جنگ داد و در يك جنگ بسيار سريع بر اسپانيا پيروز شد و در نتيجه اسپانيا كشور فيليپين و سرزمين پرتوريكو را به امريكا واگذار نمود و استقلال كوبا را زير حمايت امريكا به رسميت شناخت اندكي بعد امريكا جزاير هاوايي و ساموا را به خاك خود ضميمه كرد و تمايل خود را به گسترش نفوذش در اقيانوس آرام ابراز داشت بدين ترتيب در ابتداي قرن بيستم با احداث كانال پاناما در 1903 در زمان رياست جمهوري تئودور روزولت امريكا بعنوان يك قدرت استعماري جايي در ميان رقيبان اروپايي براي خود باز كرد در چنين اوضاع و احوالي كه جهان آن روز داشت برخورد قدرتهاي بزرگ در آتيه نزديك امر بعيدي به نظر نمي آمد و اين شرايط در هنگام برگزاري كنفرانس هاي صلح لاهه در سال 1898 و 1907 به خوبي عيان بود براي حل دو مسئله اي كه ذكر شد يعني تركيب هيات داوران و تدوين آئين دادرسي مدون در سال 1907 رهبري آلمان گمان مي كرد يك نظام موثر داوري به دشمنان بلقوه آلمان ابزار سودمندي خواهد داد تا وقايع سياسي را به تاخير انداخته و بدين ترتيب آنها قادر خواهند بود جايگاه برتر آلمان را در تسليحات بگيرند و آلمان به صورت يك قدرت درجه دوم اروپايي در آيد . در نتيجه سازشي به دست آمد فكر داوري اجباري حتي براي مقولات محدودي از اختلافات كنار گذاشته شد و به جاي آن نظامي از داوري داوطلبانه مقرر گرديد كه لازمه آن كسب رضايت دول ذيربط در هر مورد چه از لحاظ تركيب هيات داوران و چه از لحاظ موضوع داوري بود . از طرف ديگر اين نكته كه انواعي از اختلافات احتمالا بيشتر از انواع ديگر قابليت داوري دارند به رسيت شناخته شد نهاد داوري ارزش خود را به اثبات رساند و براي انتقال از يك روند منحصرا ديپلماتيك به روشي كه حاوي عناصر دائمي باشد تمايلي گسترده ابراز شد تا خطوط اصلي آئين داوري (كه بهر تقدير دولتها در تبين آن آزادي اراده داشتند فورموله شود . اين جنبه تكنيكي از اين نظر مهم بود كه تدوين توافق هاي داوري را تسهيل مي كرد و نتيجتا عقيم ماندن فرصت ها براي نيل به يك تصميم سياسي جهت داوري را كاهش مي داد . حاصل تلاش هاي ديپلماتيك در لاهه منجر به تصويب اولين كنفرانسيون لاهه در باب حل و فصل مسالمت آميز اختلافات بين المللي 1907 كه جايگزين اولين كنوانسيون 1899 گرديد شد در اين كنوانسيون مجموعه مقررات مشروح و مفصلي در باره روش حل وفصل اختلافات بين المللي از طريق مسالمت آميز ذكر گرديده است مشروط بر اينكه مذاكرات سياسي بين طرفين اختلاف به نتيجه مطلوب نرسيده و طرفين اختلاف با يكديگر توافق كرده باشند كه موضوع به داوري ارجاع شود . اين كنوانسيون در تعريف هدف داوري بين المللي اعلام نموده است . حل و فصل دعاوي ميان دولت ها به وسله قضاتي كه خود آن دولتها معين كرده باشند در اين كنوابسيون آئين هايي در مورد مساعي جميله سازش و ميانجي گري و كميسيون هاي بين المللي تحقيق كه براي روشن كردن حقايق در مسئله مورد اختلاف تشكيلشان ضروري است ذكر گرديده است . اين كنوانسيون هيچ تكليفي به اينكه طرفين اختلاف جبرا بايد به داوري مراجعه نمايند به دولتها تحميل نمي كند و همانطوري كه در سطور قبلي ذكر شد ماده 38 مقرر مي دارد : در مسائل با طبيعي حقوقي و خصوصا در تفسير يا كاربرد كنوانسيون هاي بين المللي داوري توسط قدرت هاي متعاهد به عنوان موثرترين و در عين حال منصفانه ترين وسيله حل و فصل اختلافات بين المللي كه ديپلماسي در حل آنها ناموفق بوده است يه رسميت مي شناسد در نتيجه از ماده 38 اين نكته استنباط مي شود كه ارجاع به داوري در اين نوع اختلافات مطلوب مي باشد ولي هرگز اجباري نيست حتي پس از اتخاذ تصميم به داوري مراجعه به ليست داوران منتخب اجباري نبوده بلكه اين لیست جهت تسهيل كار داوري است و مي توان خارج از ليست داور انتخاب نمود . با توجه به مسئله اختياري بودن رجوع به داوري و آزادي عمل دولتها در انتخاب داور مسئله الزام آور بودن حكم داوري بدون ذكر اين نكته از امور بيدهي است زيرا هدف از رجوع به داوري فيصله مسالمت آميز اختلافات بين المللي است . اگر حكمي كه توسط داوران منتخب صادر مي شود مورد قبول محكوم عليه قرار نگرفته باشد فلسفه چنين مراجعه اي زير سئوال مي رود . در عمل احكام داوري در اجرا با مشكل مواجه نمي شد و اكثريت دولتها بدون وقفه در مقابل حكم تمكين مي كردند بدون اينكه يك عامل موثر ضمانت اجرا از اين احكام حمايت كرده باشد . تشكيل كمفرانس هاي صلح لاهه با توجه به جهان آن روزگار كه با سرعتي ديوانه وار دولتها سرگم تسليح خود بودند اقدامي بود براي به تاخير انداختن يك فاجعه جهاني ولي اين تمهيدات موثر واقع نشد از سال 1907 ميلادي كشورهاي اروپايي به دو بلوك متخاصم تقسيم گرديدند و در داخل هريك از بلوكها رقابت‌هاي هر بلوك با ديگري شدت يافت اختلاف بين آلمان و فرانسه بر سر آلزاس و لرن بين آلمان و انگليس بر سر تفوق بر درياها يا بين اطريش و روسيه ر سر بالكان مجددا شعله ور شد . اين يك دوره بحراني بود زيرا صرح اروپا هر لحضه در معرض خطر بحراني جديد قرار مي گرفت بحران باكان 1909-1908 بحران مراكش در 1911 جنگ هاي بلاكان 13-1912 و بالاخره جنگ اطريش و صربستان در ژوئيه 1914 كه به جنگ جهاني اول منجر شد . 4- اجراي احكام ديوان دائمي داوري – كنفرانس 1889 لاهه ديوان دائمي داوري را براساس معاهداتي كه به تصويب كشورها رسيد به وجود آورد معاهده تاسيس ديوان دائمي داوري در كنفرانس دوم لاهه در سال 1907 مورد اصلاح و تكميل قرار گرفت عنصر دوام با تاسيس اين ديوان تحقق يافت هرچند نام اين نهاد بي مسمي است زيرا اين نهاد نه ديوان است نه دائمي . آنچه دائمي است فقط دفتر و فهرستي از داوران برگزيده كشورهاست . اين ديوان مشتمل است بر صورتي از اسامي داوران كه وسيله اطراف متعاهد منصوب نشده اند (هرعضو متعاهد مي تواند حداكثر چهارنفر از ميان كسانيكه صلاحيت و توانايي شان در مسائل حقوق بين الملل و نيز صلاحيت اخلاقي آنها در بالاترين حد حسن شهرت باشد و آمادگي براي قبول وظيفه داوري را داشته باشد انتخاب نمايد ) از اين ليست دولتها مي توانند اعضاي هيات داوري را انتخاب كنند تا در يك مسئله خاص اظهار نظر نمايند كه يديهي است حفظ موارنه در هيات داوري از طريق انتصاب داوران بي طرف است ديوان داراي يك شوراي اداري است كه متشكل است از نمايندگان ديپلماتيك كه نمايندگي همان دولتها را در لاهه بعهده دارند و نيز دبيرخانه دائمي كوچكي نيز دارد . ستاد مركزي ديوان در لاهه است . هرچند كه كنوانسيون لاهه در باب حل و فصل مسالمت آميز اختلافات بين المللي هيچ تكليفي به اينكه طرفين جبرا به داوري مراجعه كنند تحميل نمي كند و ماده 38 اين كنوانسيون نيز در باب داوري اجباري براي كليه اختلافاتي كه از تفسير معاهدات ناشي مي شود هرگز اجباري نبوده و با دكر عبارت احتياط آميز در صورت لزوم و غيره تعديل يافته است و حتي در صورت توافق براي مراجعه به داوري مراجعه به ليست داوران منتخب اجباري نبوده بلكه به منظور تسهيل كار داوري است ولي در چارچوب اين كنوانسيون قضاياي مختلفي با موفقيت حل و فصل شده است از جمله قضيه معروف به فراريان كازابلانكا بين فرانسه و آلمان در سال 1909 و قضيه ماهيگيري در اقيانوس اطلس شمالي 1910 بين آمريكا و انگليس بعد از 1919 فعاليت ديوان با كم شدن تعداد دعاوي كمتر شده ولي از 1960 تا كنون دسترسي به اين دستگاه داوري بيشتر شده و به اختلافاتي كه يك طرف آن دولت نيست گسترش يافته است . مشكلاتي كه در كنفرانس هاي لاهه وجود داشت و قبلا به آن اشاره شد اين امر را كه يك تعهد كلي براي ارجاع اختلافات به داوري توسط دولتها به عمل آيد ناممكن ساخت تنها اين مقدار امكان پذير شد كه يك دستگاه داوري به وجود آيد و يك رشته قواعد به ميل بلا قيد دولتها گذاشته شود . براي تشكيل كميسيون داوري لازم است كو موافقتنامه Compromis مي گويند اين توافق مي تواند يك جانبه يا چند جابنه باشد و در آن انواعي از اختلافات كه قابل رسيدگي در داوري هستند معين مي شود و يا يك اختلاف ويژه را به داوري ارجاع مي كند . حتي قبل از كنفرانس 1899 دو تحول ديگر در رويه دولتها شروع به بروز نموده بود اول درج ماده اي در همه قراردادها تحت عنوان ماده داوري كه مقرر مي داشت اختلافات ناشي از آن قرارداد به داوري ارجاع شود و دوم انعقاد معاهدات عمومي داوري كه از معاهدات خاص متمايزند كه گاه همراه با روش هاي ديگر حل و فصل ميان دو دولت متعقد مي شد . در اين قراردادها نيز تعيين انواعي از اختلافات كه طرفين قصد داشتند لدي الاقتضا به داوري ارجاع نمايند بسيار مشكل بود . معمولا اختلافات حاوي منافع حياتي حاكميت ملي استقلال و يا شرافت را از شمول معاهده مستثني مي كردند و تا آنجائيكه تشخيص ورود مورد اختلاف در مقولات فوق الذكر به اراده خود دولتها بود معاهده خالي از اثر مي شد . كنفرانس هاي صلح

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع قرن نوزدهم، حل اختلاف، شخص ثالث، حل و فصل اختلافات Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع حل اختلاف، حل و فصل اختلافات، اقدام به جنگ، توسل به زور