پایان نامه ارشد رایگان با موضوع عقب ماندگی، مسئولیت کیفری، اختلال شخصیت

دانلود پایان نامه ارشد

در این آزمون به این ترتیب میباشد:
1 – عقب ماندگی ذهنی خفیف با بهره هوشی حدود 55 تا 70.
2 – عقب ماندگی ذهنی متوسط با بهره هوشی حدود 40 تا 55.
3 – عقب ماندگی ذهنی شدید با بهره هوشی حدود 25 تا 40.
4 – عقب ماندگی ذهنی عمیق با بهره هوشی زیر 25.
لازم به ذکر میباشد که میزان مسئولیت کیفری از نظر قانون در گروههای عقب مانده ذهنی متفاوت میباشد و هر چه از نظر ضرایب هوشی به حد مرزی نزدیکتر باشند مسئولیت قانونی بیشتری خواهند داشت، بدیهی است که میتوان عقب ماندگان ذهنی عمیق و شدید که قادر به تشخیص و تمیز نیستند را در زمره مجانین تلقی نمود و فاقد مسئولیت کیفری دانست (همان، 1384، ص 118-119)، همچنین عقب ماندگان متوسط ذهنی عمومآ تربیتپذیر محسوب شده و بسته به جرم ارتکابی مورد تآدیب توسط قاضی قرار میگیرند و در نهایت عقب ماندگان خفیف ذهنی آموزشپذیر محسوب شده و در موارد ارتکاب جرایمی که به تشخیص حسن از قبح مربوط میشود مسئولیت دارند؛ به عبارت دیگر این افراد سفیه محسوب شده و فقط در امور مالی توانایی تشخیص ندارند (گودرزی و کیانی، 1387، ص 317).
2 ) اختلالات یادگیری :
شامل اختلال در خواندن، اختلال در ریاضیات و اختلال در بیان کتبی میباشد که این نوع اختلالات هیچ ارتباطی با ارتکاب جرم نداشته به همین دلیل از بیان تفصیلی آنها خودداری میکنیم.
3 ) اختلالات فراگیر رشد :
این بیماری مجموعهای از اختلالات شدیدآ ناتوانکننده میباشد. این اختلالات معمولآ هنگام تولد مشهود بوده و یا هنگامی که کودک شروع به رشد میکند آشکار میشوند و شامل:
الف ) اختلال اوتیستیک :
یکی از شایعترین و ناتوان کنندهترین اختلالات رشد فراگیر میباشد که اغلب با نام « اوتیسم کودکی » شناخته میشود. اوتیسم نوعی اختلال رشدی است که شروع آن اغلب قبل از سن سه سالگی میباشد و دامنه وسیعی از رفتارها از جمله نارسایی در رشد زبان، ادراکات، حرکت، واقعیت آزمایی معیوب و ناتوانی در عملکردهای اجتماعی را شامل میشود (سلیگمن، روزنهان و والکر، 1389، ص 335).
«امروزه روانشناسان متفق القول هستند که اختلال طیف اوتیسم عبارتند از نقصهای مهم و قابل مشاهده در سه زمینه تعاملات اجتماعی متقابل، برقراری ارتباط، تجسم و انعطافپذیری ذهنی که این سه زمینه نقص به عنوان “مثلث نواقص” شناخته میشوند» (دی وی، 1389، ص 291). کودکان مبتلا حتی در مراحل اولیه زندگی از دیگران کنارهگیرند و همچنین ناتوان از برقراری تعاملات اجتماعی با همسالان خود میباشند و یا اغلب هیچگونه نیازی به محبت یا تماس با کسی نشان نمیدهند. این بیماران اغلب الگوهای علاقه و رفتاری محدود و کلیشهای دارند مثلآ در کودکی به تعداد محدودی از اسباببازیهایشان علاقه نشان داده و نیاز به یکنواخت بودن در همه اعمال آنها دیده میشود و در صورتی که کسی مانع این یکنواختی شود به شدت ناراحت شده و پرخاشگری میکنند. لازم به ذکر میباشد که حدود 80% مبتلایان به اوتیسم، به عقب ماندگی ذهنی هم مبتلا بوده و بهره هوشی آنها کمتر از 70 میباشد (همان، 1389، ص292).

ب ) اختلال اسپرگر :
اختلالی شدید و مستمر در تعامل اجتماعی که رفتار کلیشهای تکراری و چسبیدن انعطاف ناپذیر به کارهای تکراری را شامل میشود و معمولآ بعد از اختلالهای دیگر رشد فراگیر مانند اوتیسم ظاهر میشود (باچر، مینکا و هولی، 1388، ص 513-514).
اختلال رت، اختلال فروپاشنده کودکی و دیگر اختلالات رشد فراگیر غالبآ سبب میشوند که بیمار هیچگاه به سن رشد عقلانی نرسد، لذا این افراد عمومآ مجرم محسوب نمیشوند.
4 ) اختلالات رفتار مخرب و کمبود توجه همراه با بیشفعالی31 :
این اختلال همواره با نشانههایی همچون بیقراری و پرجنب و جوشی قابل تشخیص است. کودک مبتلا تحمل انتظار و نوبت را نداشته و به صورت افراطی حرف میزند، اینگونه بیماران اغلب بدون اندیشه سخن گفته و سرزده وارد مکان دیگر میشوند، ناگهانی چیزی را به سمت کسی پرت کرده و اغلب با حوادث گوناگونی مواجه میشوند.
در افراد بالغ هم ممکن است این اختلال ظاهر شود. طبق مطالعات ثابت شده که «رفتار تکانهای در بالغین مبتلا بیشتر است و همچنین گرایش بیشتری به مواد مخدر و الکل دارند و اکثر آنها با قوانین و مقررات مشکل داشته و از یک اختلال شخصیتی نیز رنج میبرند. بدیهی است که متهمی با تشخیص اختلال بیشفعالی دارای مسئولیت کیفری کامل میباشد» (صابری و محمدی، 1384، ص 26).
اختلالات رفتار مخرب شامل اختلال بیاعتنایی مقابلهای و همچنین اختلال سلوک میباشد. اختلال بیاعتنایی مقابلهای شامل الگوی رفتاری منفیکارانه و بیاعتنایی به مدت حداقل شش ماه که اغلب شامل رفتارهایی است که موجب مزاحمت برای دیگران میشود، همچنین این افراد خشمگین، انتقامجو، حساس و زودرنج نیز میباشند (کاپلان و سادوک، 2010، ص 432).
اختلال سلوک نیز شامل رفتارهایی است که باعث زیر پا گذاشتن حقوق دیگران یا قانونشکنی میشود و باید به مدت حداقل 1سال وجود داشته باشند؛ این رفتارها شامل پرخاشگری، تخریب اموال دیگران، دزدی و نقض جدی مقررات میباشد. لازم به ذکر است که «اختلال سلوک در سن زیر 18سال قابل تشخیص است و اگر سن بیمار از 18سال بیشتر باشد تشخیص اختلال شخصیت ضداجتماعی بر وی صدق میکند و همانطور که در بخش اختلال شخصیت ضداجتماعی بیان شد نوجوانانی که مبتلا به اختلال سلوک هستند در بزرگسالی ویژگیهای شخصیت ضداجتماعی را از خود بروز میدهند» (صابری و محمدی، 1384، ص 27).
5 ) دیگر اختلالات دوران شیرخوارگی و کودکی و نوجوانی :
شامل اختلالات تیک، اختلال دفعی، اضطراب جدایی، اختلال گنگی انتخابی، اختلال دلبستگی واکنشی و… میباشد که هیچکدام جرم زا نبوده و ما در این پژوهش به بیان آنها نمی پردازیم.
بند دوم . اختلالات شناختی
1 ) دلیریوم32 :
این اختلال بسیار شایع میباشد و بیمار در حالت بیماری قادر به تشخیص واقعیت از خیال نیست و معمولآ دچار توهم یا افکار هذیانی شده و رفتارهای خشونتآمیز ممکن است از او سر بزند و در وضعیت بهبودی یا روشن، هوشیاری وی بهبود یافته و بر واقعیت آگاهی نسبی یا کامل پیدا میکند. این اختلال بسته به علت بروز آن که میتواند هم ناشی از فیزیولوژیک مستقیم یک بیماری طبی، ناشی از مسمومیت با مواد، ناشی از ترک مواد و یا دیگر علل باشد تقسیمبندی میشود (صابری و محمدی، 1384، ص 30).
2 ) دمانس33 :
این عارضه پیشرونده منجر به بروز اختلال در حافظه بیمار میشود. انواعی از دمانس برگشتپذیر میباشد از جمله دمانس ناشی از ضربه، ناشی از کم کاری تیروئید و… همچنین دمانس ممکن است سیر نوسانی داشته باشد و با دورههای بهبودی نسبی همراه باشد (همان، 1384، ص31).
«در این بیماری به دلایل زیر ارتکاب اعمال مجرمانه افزایش مییابد:
1 – اختلال در قوه قضاوت بیمار منجر به تکانههای منحرفانه میشود.
2 – توانایی فرد برای ارزیابی و رعایت مقررات و رفع نیازهای اجتماعی دچار اختلال میشود.
3 – تحریکپذیری بیمار منجر به حملات خشم و عصبانیت میشود.
4 – اضطراب، بدبینی و عدم اطمینان به دیگران منجر به اشتباه و قضاوت نادرست از اعمال دیگران شده و زمینه را برای رفتارهای خشونتآمیز فراهم میآورد» (کاوه، 1391، ص 292).
3 ) اختلالات فراموشی34 :
اختلالات فراموشی معمولآ ناشی از ضربه، استرس و هیجان شدید و یا بدنبال مصرف دارو یا نوعی ماده شیمیایی و یا ناشی از کهولت سن میباشد و به سبب آن حافظه و توانایی تشخیص در فرد بیمار مختل میشود (صابری و محمدی، 1384، ص 31).
نکته لازم به ذکر پیرامون این بحث این موضوع میباشد که «اختلال دماغی از نظر حقوقی مترادف با اختلال مشاعر است که معمولآ مزمن بوده و با ضعف و سستی مشاعر و اراده همراه میباشد، بدین ترتیب اختلالات شدید شناختی از جمله دلیریوم و دمانس در صورت شدت اختلال در کنترل مشاعر و حافظه در بیماران، منجر به رفع مسئولیت کیفری از مجرم بیمار خواهد شد» (گودرزی و کیانی، 1387، ص 339).
بند سوم . اختلالات روانی ناشی از یک اختلال طبی کلی
این اختلالات شامل اختلال کاتاتونیک ناشی از یک اختلال طبی (کاتاتونی به معنی بیحرکتی و یا برعکس تحرک فوق العاده و بیهدف میباشد که مستقیمآ نتیجه تآثیر یک اختلال طبی است) و تغییر شخصیت ناشی از یک اختلال طبی به معنی آشفتگی شخصیتی مستمر است که نشان دهنده تغییر از الگوی شخصیتی قبلی شخص میباشد (اختلال سایکوز ناشی از ضربه در این پژوهش، یکی از زیرمجموعههای این اختلال میباشد).
از نظر حقوقی زوال عقل به علتهای متعددی از جمله ضربه، مصرف مواد و … میتواند ایجاد شود که باعث ایجاد حالت ضعف و از دست دادن نیروهای شعوری و ادراکی است، بدین ترتیب تمام اختلالات روانی که ناشی از یک بیماری طبی عمومی از جمله ضربه و یا تصلب شرائین و… باشند در صورتی که باعث ارتکاب جرم شوند باعث رفع مسئولیت کیفری از بیمار خواهند شد (گودرزی و کیانی، 1387، 342).

بند چهارم : اختلالات روانی ناشی از مواد یا الکل
در طبقه بندی انجمن روانپزشکان آمریکا ترکیباتی که باعث ایجاد تغییرات در فعالیت مغزی میشوند به عنوان ” مواد ” بیان میشوند. شیوع سوءمصرف مواد و الکل در اغلب نقاط دنیا بالاست و هزینههای زیادی را برای درمان و بازتوانی افراد و همچنین اختلال در عملکرد اجتماعی-اقتصادی بر جوامع مختلف تحمیل میکند. توام شدن سوء مصرف داروهای غیرقانونی با اختلالات روانشناختی روند درمانی را نیز پیچیدهتر نموده و همچنین هزینههای گزافی را به سیستم بهداشتی جوامع وارد میسازد. «آمارها نشان میدهند که 35 تا 60درصد سوء مصرف کنندگان مواد واجد ملاکهای تشخیصی اختلال شخصیت ضداجتماعی و رفتارهای سایکوپات هستند و نزدیک 40% این افراد ملاک های افسردگی اساسی را نیز دارا میباشند» (بیگدلی، رضاعی و رحیمیان بوگر، 1391، ص 94-95).
اختلالات ناشی از مواد (که عمومآ به سایکوز ناشی از مواد شناخته میشوند و در این پژوهش نیز به این عنوان مورد بررسی قرار گرفتهاند) شیوع بسیار بالایی دارند و عوارض زیادی نیز ایجاد میکند که در جرمزایی بسیار مؤثر میباشد؛ «طبق تحقیقات در آمریکا حدود 50درصد موارد ارتکاب قتل که به طور متوسط حدود 25000مورد در سال میباشد به مواد مخدر رابطه پیدا میکند» (کاپلان و سادوک، 2010، ص 124). سوءمصرف مواد یکی از عوامل تسهیل کننده جرم محسوب میشود، یک فرد معتاد تحت تآثیر مواد مخدر یا الکل با سهولت بیشتری قوانین اجتماعی را زیر پا میگذارد و در زمان مواجهه با تآثیرات ناشی از مواد ممکن است برای ارتکاب هر جرمی آمادگی داشته باشد.
دکتر دوگریف معتقد است: «استعمال مواد مخدر به تدریج سبب ایجاد نوعی شخصیت ثانوی و مصنوعی ولی محکم در فرد معتاد شده که به مرور جایگزین شخصیت قبلی وی میشود، اعتیاد اراده و درک بیمار را تضعیف میکند به نحوی که در زمان نیاز به ماده مخدر جان خود و دیگران را به خطر میاندازد و تحت تآثیر این نیاز، خود را تسلیم هر نوع عملی میسازد (همان، 2010، ص 130)» و در نوجوانان نیز نیاز به تهیه پول برای خرید مواد آنها را به دزدی از خانه و سپس به رفتارهای بزهکارانه جدیتر سرقت و خودفروشی وادار میسازد.
مواد رایج برای ایجاد اختلالات :
الف ) مواد افیونی: این مواد شامل ترکیبات تریام و داروهای مصنوعی دیگر نظیر مورفین، هروئین، متادون، کدئین و … میباشد.
ب ) آمفتامینها: این گروه از داروها برای درمان اختلالات توجه، افسردگیهای شدید و … بکار میروند، اما در سالهای اخیر با دستکاری فرمول این ماده ترکیباتی را ساختند که اثرات افزایش اعتماد بنفس، فعالیت و انرژی مفرط همراه با اثرات توهمزایی داشته و با نام قرص ” اکس ” شهرت دارد.
ج ) کوکائین: یکی از اعتیادآورترین مواد میباشد، این ماده یک داروی کمک بیهوشی، محرک و نئشهآور بوده و با یکبار مصرف امکان وابستگی شدید را به دنبال دارد. این ماده و سایر محرکها باعث اثراتی همچون ایجاد سرخوشی، پرتحرکی، بیشفعالی و همچنین موجب ایجاد پندارهای کجروانه و توهمات بینایی و شنوایی نیز میشود (ضرغامی، 1381، ص

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع اختلال شخصیت، افراد مبتلا، دوران کودکی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع اختلال شخصیت، ارتکاب جرم، مصرف مواد