پایان نامه ارشد رایگان با موضوع عصر مشروطه، ادبیات فارسی، دولت – ملت، شعر فارسی

دانلود پایان نامه ارشد

نفی سلطه ی بیگانه بوده اند. علامه نایینی بعنوان شاخص ترین فقیه آن دوران، در رساله ای با عنوان «تنبیه الامه و تنزیه المله» تلاش کرده تا مفاهیم جدیدی چون تفکیک قوا و مجلس شورا را که توسط غربگرایان مطرح میشدند، بر اساس اصول اسلامی و تجربه حکومت نبوی و علوی توجیه و تئوریزه نماید

غزل عصر مشروطه تا کودتای 28 مرداد
تحولی که ادبیات فارسی در عصر مشروطه پشت سر گذاشت در تمام طول تاریخ بی سابقه بود. این تحول، پیامد طبیعی تغییراتی بود که در زندگی مردم و نظام سیاسی و اجتماعی کشور اتفاق افتاده بود. مردم توانسته بودند شیوه ی حکومت را به دلخواه خود تغییر دهند و از اختیارات دربار بکاهند. سواد و دانش عمومی آنان نیز افزایش یافته بود و تا حدودی به حقوق اجتماعی خویش واقف شده بودند. همچنین تبادل فرهنگی با غرب، مردم ایران را با مفاهیم جدیدی آشنا کرد، بازتاب این مفاهیم در ادبیات مشروطه مشاهده می شود. شعر این دوره دیگر امری تجملی و متعلق به دربارها نیست بلکه تبدیل به امری عمومی و متعلق به گروه های وسیع جامعه شده است.(جویبار لحظه ها ص 14)
در این دوران جهان شناسی شاعران دچار تغییرات بنیادین شده بود و دیگر به مسائل اطراف خود، همچون اموری ایستا و تغییرناپذیر نمی نگریستند. شاعر این دوره خود را جزئی بی اختیار در عالم هستی نمی دید بلکه به این نگرش دست یافته بود که هر فرد، در تغییر جامعه و جهان نقشی دارد، بنابراین اندک اندک “من” شاعر، مطرح شد. شاعر آموخت که به جهان از دریچه ی دید خود و بدون تقلید از ذهنیت گذشتگان بنگرد و به صورتی عینی، تمام جزئیات جهان را پیش چشم داشته باشد و بیان کند. البته در ابتدای امر، “من” او نشان دهنده ی یک ملت است و شاعر با چشم یک ملت به جهان می نگرد نه از دیدگاهی کاملا فردی. وقتی شاعر از آرزوی آزادی می گوید، این آرزو را به گونه ای بیان می کند که تمام خوانندگان شعر او می پندارند شاعر از دریچه ی دید آنها به مساله نگاه کرده است.
در ایران عصر مشروطه در آغاز به دلیل فضای پرجوش و خروش اجتماعی ، شعر به گونه ای مستقیم وارد مسائل اجتماعی شد و از یک سو محتوای آن تغییر کرد و سخنان تکراری دوره های قبل جای خود را به مسائل گوناگون اجتماعی داد، و از سوی دیگر استفاده از زبان و بیان مردم و مخاطب قرار دادن آنان، به شعر حالتی ساده تر و طبیعی تر بخشید. می توان گفت که شعر عصر مشروطه، به یک اعتبار، صبغه ای واقع گرایانه و رئالیستی به خود گرفت.(سیر رمانتیسم ص 65)
از نظر زبان و موسیقی، شعر این عصر در دو مسیر مجزا پیش می رفت: گروهی مانند ادیب الممالک فراهانی و محمدتقی بهار، به سبب پیوندی که با سنتهای ادبی ایران داشتند زبانی فاخر و باصلابت برگزیدند که به وزن عروضی شعر فارسی تکیه داشت. گروهی دیگر مانند سید اشرف الدین گیلانی(نسیم شمال)، میرزاده عشقی و عارف قزوینی که با موازین ادب گذشته انس چندانی نداشتند، زبان کوچه و بازار را برگزیدند و با صمیمیتی که در این طریق از خود نشان دادند از قبول عام برخوردار شدند. گروه دوم واژگان و تعبیرات و آهنگ و موسیقی عوامانه ای را به شعر خود راه دادند که حتی تصور آن برای گروه اول مشکل بود. همچنین گروه دوم، گاه از واژگان اروپایی و فرنگی استفاده می کردند و به این ترتیب برای نخستین بار وازگان فرنگی بسیاری به شعر فارسی راه یافت که برخی از آنها تا امروز هم باقی مانده اند. همچنین گروه اول یعنی بهار و ادیب الممالک و امثال آنها، بیشتر به قوالب سنتی نظیر قصیده، غزل و مثنوی تمایل داشتند و گروه دوم، به قالبهای نوتر همچون مستزاد، مخمس، دوبیتی های پیوسته و حتی ترانه و تصنیف توجه بیشتری نشان می دادند. (جویبار لحظه ها ص 15)
شاعران غزلسرای عصر مشروطه را می توان به دو دسته ی کلی تقسیم کرد: گروهی، غزلسرایانی هستند که می توان آنها را ادامه دهنده ی سبک بازگشت در عصر بیداری نامید. این شاعران به تقلید نمونه های غزل عراقی و هندی پرداختند و نسخه بدل های درخور توجهی از اشعار قدمای این دو سبک ارائه دهند. نمونه های معروف این دو نوع تقلید شهریار و رهی معیری هستند. شهریار دنباله رو سبک عراقی است و چنانکه خود بارها اشاره کرده است بیشتر غزلیات خود را با الهام و استقبال از حافظ سروده است. از آنجایی که شاعر دارای زندگی عاشقانه ای بوده است، غزلیات او از نوعی “باورداشت” برخوردار است و همین عامل است که شعر او را بین مردم مشهور ساخته است. شهریار گاه غزل های عارفانه نیز گفته است اما این غزلیات فاقد اصالت و ابتکار هستند.(سیر غزل شمیسا صص 198 و 199) البته این غزل های تقلیدی نیز ویژگی هایی دارند که آنها را به زمان زندگی شاعر نزدیک می کنند، یکی از این موارد استفاده از تعابیر و اصطلاحات عامیانه است. برای مثال شهریار در غزلیات خود از اصطلاحاتی چون” دستم به دامانت ” یا ” حالی کردیم ” استفاده کرده است، این موارد صمیمیتی به شعر شهریار بخشیده است که باعث می شود مخاطب بهتر با روح شعر ارتباط برقرار کند و با شعر همزادپنداری کند. باید این نکته را نیز در نظر داشت که به مجرد استفاده از تعابیر عامیانه در شعر، سطح زبان و فخامت آن تنزل پیدا نمی کند، بلکه چگونگی استفاده از این تعابیر مهم است. اگر یک اصطلاح عامیانه در متن بیت به خوبی ننشیند زبان شعر را مبتذل جلوه می دهد، اما چه بسا شاعر با ظرافت بسیار، لغاتی کوچه و بازاری در شعر بگنجاند و به هیچ وجه از ارزش زبانی و لغوی شعر او کاسته نشود.
غزلسرایی در مسیری دیگر نزد شاعرانی چون فرخی یزدی، عارف قزوینی جریان داشت. این شاعران، به ویژه فرخی، شعر را در خدمت جامعه و ظرفی برای گنجاندن مضامینی می دانستند که بتواند درمانی برای دردهای مردم باشد. بنابراین با استفاده از زبانی مردمی (اما کم و بیش مستحکم) مضامینی بی سابقه را وارد غزل کردند.
مهم ترین تحول در مضمون یابی غزل این عصر که خود پیامد تغییر اندیشه هاست، اعتراض به حاکمان و سردمداران است. تا پیش از مشروطه، ممر درآمد بسیاری از شاعران دربارها بودند و دریافت صله های گران، آنان را به تملق و چاپلوسی عادت داده بود. در نظر شاعران غیردرباری نیز، معمولا پادشاه فردی مقدس و “ظل الله” تلقی می شد و هرگونه عصیان علیه او گناهی بزرگ محسوب می شد. نهایت اقدامات شاعران علیه حاکمان یا چون تعریض و کنایه های حافظ بود که آن را در لفافه ی الفاظ می پیچید یا مانند برخی از قصاید سعدی یا حکایاتی در گلستان و بوستان بود که به طور غیرمستقیم، پادشاه را به برقراری عدل و داد و انصاف دعوت می کرد و از عاقبت ظلم می ترساند. البته اقدامات جدی تری نیز توسط برخی شاعران چون سیف فرغانی انجام شد و او به صراحت، حکام زمان خود را “سگ” می نامید، اما باید توجه داشت که حاکمان زمان او اولا مغول بودند و همواره نزد ایرانیان، پادشاهان ایرانی دارای فره ایزدی بودند نه شاهان غیر ایرانی؛ و ثانیا مغولان ظلم و تعدی را به درجه ای رسانده بودند که مردم کسی را برای اعتراض به آنان سرزنش نمی کردند. انقلاب مشروطه، تقدس و فره ایزدی سلاطین را زیر سوال برد و باعث شد برای نخستین بار، شاعران جرات فریاد علیه حکومت های ظالم را در خود احساس کنند. هرچند هنوز حاکمان این عصر عقوبت های سختی را بر شاعران معترض و منتقد روا می داشتند اما دوره ای که ظلم حاکمان نادیده گرفته می شد گذشته بود. برای نمونه وقتی حاکم یزد دهان فرخی را دوخت و او را زندانی کرد، پس از افشا شدن این جنایت جنجالی در مجلس به پا شد و حاکم یزد عزل گردید.
تغییر مضمون در غزل این دوره حتی شامل تغییرات اساسی در هویت واژه ها می شد. تا پیش از مشروطه، ” آزادی ” دو معنی عمده داشت: در مفهوم فلسفی و کلامی آن مرادف بود با “حریت” و “اختیار” که مفهوم نقیض “جبر” را به یاد می آورد و در مفهوم فردی و عرفی آن در برابر “بند” و “زندان” قرار می گرفت.(جویبار ص 16) اما آزادی در عصر مشروطه مفهومی فردی ندارد و بیشتر به دموکراسی غربی شباهت دارد، یعنی بخشیدن حق تعیین سرنوشت اقتصادی و سیاسی یک ملت به خود آن ملت. آزادی عصر مشروطه یعنی افراد بتوانند علاوه بر داشتن حق آزادی های فردی، در نظام سیاسی جامعه ی خود نیز نقش داشته باشند. گاه منظور شاعران، آزادی در برابر حکام ظالم وقت و تلاشی در جهت سرکوب استداد آنهاست و گاه آزادی از بند استعمار و سلطه ی کشورهای قدرتمند غربی و شرقی. علاوه براین واژه ی “ملت” نیز در این عصر مفهوم جدیدی یافت پیشتر ملت در معنای لغوی عربی آن یعنی “مذهب و دین” به کار می رفت، برای مثال در شعر زیر از عراقی:
به کدام مذهب است این به کدام ملت است این
که کشند عاشقی را که تو عاشقم چرایی

اما در عصر مشروطه این کلمه در معنای مردم یک سرزمین واحد به کار رفت و یکی از کلمات پربسامد شعر و نثر این دوره شد. مضمون وطن خواهی نیز برای نخستین بار در عصر مشروطه وارد غزل شد، البته کلمه ی “وطن” نیز مفهوم سابق را نداشت. در پیشینه ی ادبیات فارسی وطن به زادگاه فرد اطلاق می شد اما در عصر مشروطه وطن به معنای سرزمینی با مرزهای مشخص جغرافیایی که مردمی دارای مشترکات قومی،زبانی و فرهنگی در آن زندگی می کنند به کار رفته است. (جویبار ص 17) این مضمون تحت تاثیر ادبیات غرب وارد ادبیات فارسی شد زیرا پس از رنسانس، مفهوم ملت و وطن در معنی مصطلح امروزی شکل گرفت و کم کم وارد زبان و فرهنگ کشورهای شرقی نیز شد. در میان مضامین غزل عصر مشروطه، این مضمون با قالب غزل همخوانی دارد زیرا غزل قالبی است برای “عشق ورزی” و غزلسرایان این عصر، وطن را به عنوان مفهومی ارزشمند و مقدس در جایگاه معشوق متعالی خود نشانده اند و آرزو می کنند جان خود را نثار او کنند. گاه وطن را “مادر” و “مام” و گاه با عناوینی چون “دلدار” و “نور دیده”، مخاطب قرار داده اند. بسیاری از مضامین اجتماعی و سیاسی نیز در سایه ی این عشق به وطن مطرح می شود، بنابراین می توان از وطن خواهی به عنوان مضمون اصلی غزل عصر مشروطه نام برد.
این تغییر، تحت تاثیر فرهنگ جدید غرب و مفاهیم مدرن غربی صورت پذیرفته بود. مفهوم ملت (nation) تا پیش از حدود 1820 تا 1830 میلادی در فرهنگ غرب مطرح نبود. پس از شکست ناپلئون در جنگ واترلو، حکومت های اروپایی اجلاسی در وست فالیا تشکیل دادند و در آن مرزهای جغرافیایی دقیقی برای کشورهای خود تعیین کردند. در این اجلاس مفهوم دولت – ملت (nation – state) به عنوان یک واحد سیاسی کنش گر به رسمیت شناخته شد و دولت – ملت های جدید، معاهده ای مبنی بر عدم کشورگشایی و درگیری با همسایگان امضا کردند. کشورهای شرقی از جمله ایران، در حدود دوره ی محمدشاه تحت تاثیر رفت و آمد با غرب، با مفهوم ملت در معنای مدرن آن آشنا شدند و احساسات ملی گرایانه ی داخل مرزی در مردم این سرزمین ها شکل گرفت. البته در بحبوحه ی رواج ناسیونالیسم، برخی متفکران چون ابوالقاسم لاهوتی و سیدجمال الدین اسدآبادی، مفهوم ملت در معنای مردم یک سرزمین جغرافیایی نفی می کردند و وطن را شامل تمام کشورهای اسلامی و در معنای دقیق تر امت اسلامی می دانستند، خواه افراد این امت اشتراکات نژادی داشته باشند یا نداشته باشند. این تفکر، طرفداران خاص خود را داشت اما به هر حال در دوره ی مشروطه، تفکر غالب همان ملی گرایی نژادی یا ایران – وطنی بود.
یکی دیگر از مضامین مطرح در غزل این عصر، “قانون” است. نظام حکومتی مشروطه خود آزادی های فردی و اجتماعی را از طریق قانون مصوب نمایندگان ملت تامین می کرد. بنابراین طبیعی بود که قانون خواهی و ترویج اندیشه و نظامی مبتنی بر قانون در عصر بیداری از موضوعات برجسته و مورد علاقه ی شاعران وطن باشد.(جویبار ص 17)
از نظر هنری، غزل این عصر از تشبیهات و استعارات و به طور کلی آرایه های لفظی و معنایی کمتری نسبت به دوره های پیشین برخوردار است زیرا غزل این دوره، سعی دارد در خدمت آرمانهای مشروطیت قرار گیرد. شاعر می کوشد با غزل خود یک بیانیه ی سیاسی و اجتماعی صادر کند تا مردم با شنیدن آن تهییج شوند و برای رسیدن به آرمانها و آرزوهای جامعه ی خودتلاش کنند. بنابراین به زبانی واقع گرا، ساده و عامیانه نیاز دارد. البته این

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع دوران مدرن، فتحعلی شاه، قرن نوزدهم، تفکیک قوا Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع عصر مشروطه، زبان عامیانه، آگاهی بخشی، فرخی یزدی