پایان نامه ارشد رایگان با موضوع عزت نفس، برون گرایی، انعطاف پذیری، رضایت مندی

دانلود پایان نامه ارشد

هیجانی) و مثبت اندیشی در تفسیر اطلاعات محیط (جزء شناختی) می باشد.
مطالعات تحلیل عاملی نشان داده است که شادمانی حداقل 2 جنبه دارد، تمامی این مطالعات دو عامل عاطفی و شناختی را نشان داده است که از یک طرف معرف تجربه هیجانی شادی، شعف، خشنودی و هیجان های مثبت و از طرف دیگر ارزش گذاری شناختی رضایت مندی از حیطه های گوناگون زندگی است. شادکامی و رضایت مندی تا حدودی مستقل از یک دیگرند، شادمانی کلی به ارزش گذاری های شناختی رضایت مندی در حیطه های گوناگون زندگی بستگی دارد (کار73، 2004، نقل از شریفی و همکاران، 1385)
2-4-3- جايگاه شادي در چهار چوب هيجانها
سالهاست که در طبقه بندي حالت هاي رواني، شادي و نشاط را در مقوله ي هيجان ها قرار داده اند. اگر چه طبقه بندي حالات احساسي که در مقوله ي اخير قرار مي گيرند به علت کثرت تعداد هيجان ها، آسان نيست اما کوشش هاي متعددي در راه نظم دهي و مجزا سازي آنها به عمل آمده است. و شايد اشاره به طبقه بندي اي ،که هيجان ها را به چهار بعد اصلي تقسيم مي کند ، بتواندجايگاه شادي و نشاط را در چهار چوب هيجان ها مشخص کند دراين طبقه بندي ، هيجان ها بر اساس ابعاد زير از يکديگر متمايز شده اند :
– مثبت و منفي
– نخستين يا مختلط
– قرار گرفتن در قطبهاي متضاد
– سطوح مختلف شدت
با توجه به اين ابعاد مي توان شادي و نشاط را به عنوان يک هيجان مثبت در نظر گرفت که امکان ترکيب و تأليف آن با هيجان هاي ديگر نيز وجود دارد. اين حالت در قطب متضاد با خشم، احساس گناه و افسردگي قرار مي گيرد و ميزان شدت آنها نيز تغيير پذير است. بدين ترتيب مشاهده مي شود که بيان دقيق مسأله و هدفهاي موضوع مورد نظرما ، نيازمند تصريح بيشتر مقوله ي هيجانهاست. ارائه تعريف دقيقي از هيجان بسيار مشکل است چرا که افراد فرهنگ ها و مناطق مختلف ، داراي دريافت هاي متفاوتي از اين مفهوم مي باشد و مع هذا درباره ي ويژگي هاي خاصي از آن توافق نظر ديده مي شود و اغلب مؤلفان بر اين باورند که حالت هاي هيجاني بر اساس احساسات مثبت يا منفي کوتاه مدت نسبت به يک موضوع معين ( واقعي يا خيالي ) بر انگيخته مي شوند. به بياني ديگر ، مي توان هيجان ها را از سويي به منزله ي واکنش هاي وحدت يافته نسبت به رويداد هاي معنا دار شخصي دانست که واکنش هاي فيزيولوژيکي ، رفتاري، شناختي و همچنين احساس هاي فاعلي لذت و عدم لذت را در بر مي گيرند و از سوي ديگر، آنها را به عنوان واکنش هاي عاطفي شديدي تلقي کرد که تابع مراکز ديان سفاليک اند معمولاً شامل تظاهرات نباتي مي شوند و جلوه هاي آنها در شادي ، اندوه ، ترس ، خشم تنفرو غيره قابل مشاهده است(دادستان،1380).
پيوند هيجان ها و از آن ميان شادي و نشاط با شناخت و رفتار به خوبي آشکار مي گردد و تعامل چنين عواملي است که بررسي هيجان هاي منفي و مثبت را از اهميت خاصي برخوردار مي سازد . چرا که هيجان هاي منفي به کاهش سطوح حرمت خود و کيفيت روابط با ديگران منجر مي شوند در حالي که هيجان هاي مثبت ، حرمت (خود) را افزايش مي دهند و به گسترش روابط با ديگران مي انجامند . در چهار چوب هيجان هاي مثبت، نشاط و شادي هيجاني است که همه در جستجوي آن هستند و شدت آن نيز مانند هر هيجان ديگري متغير است .اما بايد براين نکته تأکيد کرد که نشاط در واقع از جلوه هاي ظاهري مفهوم عميق خوشبختي است . نشاط و خوشبختي در زبان عاميانه به احساسي تغيير پذير وهمچنين به احساس پايدار رضايت کلي از زندگي نسبت داده مي شود. از ديدگاه علمي تر خوشبختي بر اساس سطح ارزشيابي کلي مثبت هر فرد از کيفيت مجموعه ي زندگي فعلي وي تعريف مي شود ( سانتروک 74، 1991 ، به نقل از جان بزرگي،1380).
2-4-4- شاخص هاي شادکامي
2-4-4-1-حالت چهره – قيافه
جايگاه اصلي هيجانات ، چهره است ، چهره مي تواند شماري از هيجانات از جمله شادي را نشان دهد ( آرگايل75، 2001 ). شايد مشخص ترين حالت چهره که نشان دهنده شادکامي است را بتوان در حرکت لب ها و خصوصاً در ميزان خنده افراد ديد. ولي آنچه اهميت دارد توجه به همه ي جسم است.
2-4-4-2-بيان احساسات شاد توسط خود فرد
توجه به مطالبي که فرد در مورد احساسات خود بيان مي کند نيز مي تواند شاخصي از شادکامي فرد باشد.
2-4-4-3-توجه به محتوي گفتار فرد
وقتي فردي محتوي کلامش خوش بينانه تر است مي توان گفت احساس دروني فرد نيز شادکام است وقتي محتوي کلام فرد بدبينانه است مي توان گفت شادکام نيست ( عابدي ، 1384 ).
2-4-5- ديدگاه شناختي و شادکامي
موضوع تعيين کننده هاي شادکامي و چگونگي ادراک و شناخت آنها از مدتها قبل مورد بحث بوده است و دامنه آن ، ديدگاههاي ديني و فلسفي را نيز در بر دارد. اين ديدگاه ها در مورد سودمندي تفکرات و شناخت هايي تأکيد دارند که باعث هدايت هيجان ها و خلاقيات فرد مي گردد. ( واينر76 ، 1985 ).
يکي از نظريه هاي خوشبختي ذهني و شادکامي نظريه ( اسناد77) مي باشد، که در مورد افسردگي به خوبي شناخته شده است .دراين نظريه اعتقاد برآن است که افراد افسرده وقايع منفي را علل پا بر جا و کلي مي دانند که پيوسته براي آنان اتفاق مي افتد. از نظر بک78 ( 1967 ) به نقل از واینر79 (1985) افراد افسرده به روش هاي خود به ويرانگري در جهان مي انديشند.
داينر اسنادهاي مربوط به موفقيت و شکست را توصيف کرده است . به اعتقاد وي رويدادهاي ذهني، نقش واسطه را بين متغيرهاي مربوط به تکاليف و رفتار بعدي دارند و افراد نتايج رفتاري خود را به عواملي دروني ( شخصي ) و بيروني ( موقعيتي ) ، پايدار و ناپايدار و کنترل ناپذير اسناد مي دهند. اين ويژگي ها انتظارت متفاوتي در آينده براي آنان ايجاد مي کند و منجر به واکنشهاي عاطفي مثبت يا منفي مي گردد. وقتي که موفقيت يا شکست به عوامل دروني نسبت داده مي شود غرور – شادي يا شرمساري – اندوه افزايش مي يابد. اگر موفقيت يا شکست به عوامل بيروني نسبت داده شود غرور – شادي يا شرمساري اندوه کاهش مي يابد. بنابراين موفقيتي که فرد آن را به سادگي تکليف يا خوش اقبالي ( عوامل بيروني ) نسبت مي دهد، از جنبه تقويتي برخوردار نخواهد بود. يکي از پيامدهاي نسبت دادن هاي علّي در ارتباط با منابع کنترل دروني و بيروني، ارتباط آن با يکي از عوامل شادکامي يعني عزت نفس است. اگر پيامدهاي مثبت رفتار به علل دروني مانند توانايي و تلاش نسبت داده شوند باعث افزايش عزت نفس خواهد بود. به طور خلاصه اسنادها هيجانهاي متفاوتي را ايجاد مي کنند . بر طبق نظريه واينر ، موفقيت و شکست باعث به وجود آمدن احساس شادي و غمگيني مي شود . اين هيجانها به اين علت اسنادي است که افراد متعاقبا در مورد شکست يا موفقيت به کار مي روند.
در حيطه موضوع خوشبختي ذهني و شادکامي پژوهشگران نشان داده اند که افراد مي توانند هيجانات خود را از طريق افکارشان ، شديد ، ضعيف ،مثبت ويا منفي نمايند و بدين ترتيب شادماني يا غمگيني را تجربه نمايند .در نظريه هاي شناختي اعتماد برآن است که افراد شادکام رويدادهاي بيشري را که از نظر فرهنگي مطلوب است تجربه مي کنند ونيز رويدادهاي خنثي را به صورت مثبت و رويدادهاي مثبت را به مثبت تر در نظر مي گيرند .در واقع مردم قادرند از طريق کنترل افکارشان ، خوشبختي ذهني و شادکامي خود را افزايش دهند. براي مثال؛ اين عقيده که در جهان يک نيرو مقصد والايي وجود داردکه مي تواند به خوشبختي و شادکامي افراد بيافزايد . اين موضوع را تحقيقات زيادي به اثبات رسانده است. که افراد داراي گرايش ديني از افراد ديگر شادکام تر هستند. علاوه برآن اين نوع تفکر به بالاترين خوشبختي ذهني و شادکامي و خوش بيني نسبت به آينده منجر مي گردد نظريه هاي مقابله از بعد شناختي نيز بيانگر آن است که افراد شادکام افکار و رفتارهايي دارند که سازگار و کمک کننده است، در حاليکه افراد غير شادکام به روشهاي مخرب عمل وتفکر مي کنند (باس80،2000).
2-4-6- صفات شخصیتی و روان شناختی مرتبط با شادمانی
تشخیص مهم ترین این صفات کاردشواری است اما در سال های اخیر الگوی پنچ عاملی شخصیت بیشترین توجه نظری پژوهشی و محبوبیت را به خود اختصاص داده است .این پنج عامل اصلی تشکیل دهنده این الگو عبارتنداز:برون گرایی81روان نژدی82 مطلوبیت اجتماعی83 با وجدان بودن84 و تجربه پذیری85 (انعطاف پذیری )(ادینگتون و شومن86 2004).
2-4-6-1-برون گرایی و روان نژندی
برون گرایی که در بردارنده ویژگی هایی چون معاشرت تحرک طلبی تسلط خواهی فعالیت زیاد و داشتن روابط دوستانه می باشد ازیک همبستگی عمده با تجربه عواطف مثبت مانند شادی و محبت برخورداراست. روان نژدی در بر دارنده ی ویژگی ها ی از قبیل اضطراب بد بینی بیقراری شکایت بدنی وحساسیت بین فردی است به عبارت دیگر این عامل گستره وسیعی ازافکاروعواطف ناخوشایند را در بر می گیرد(ادینگتون و شومن87 2004).کوستا و مک کری88 (1980 به نقل از هیز89 و جوزف90 2003)بیان می کنند که شادکامی با برون گرایی بالاو روان نژندی پایین ارتباط دارد.آرگایل و لو 91 (1990)دریافتد که برون گرایان مهارت های اجتماعی بیشتری دارند و این دلیل برای شادکامی شان می باشد. همچنین آن ها به خاطر مهارت های جرأت ورزی بیشترشان شادمان هستند که واسطه رابطه برونگرایی– شادکامی قرار می گیرد.
2-4-6-2- مطلوبیت اجتماعی و وظیفه شناسی
تمایل به پیوستن با دیگران و کوشش برای رفاه دیگران عمیقا”ریشه در طبیعت انسان دارد.این کار نیاز به تشکیل حلقه های اجتماعی نزدیک دارد. دانشمندان کشف کردند افرادی که فاقد این حلقه پیوند اجتماعی هستند از سلامتی کامل و شادابی برخوردار نیستند و درمقابل فشارهای عصبی آسیب پذیر می باشند. در واقع این دو متغیر از یک همبستگی مثبت با شادمانی برخوردار هستند ولی سطح معناداری آن ها کمتر از سطح معناداری دو عامل برون گرایی و روان نژندی است. چنین فرض می شود که ارتباط بین دو متغیر با شادمانی به اینکه آیا افراد دارای این صفات در محیط های خاص با پاداش مواجه می شوند یا نمی شوند بستگی دارد(ادینگتون و شومن92 2004). کوپر93 و همکاران (1992) در پژوهش تحت عنوان «فعالیت اجتماعی و شادی» به این نتیجه رسیده اند که فعالیت های اجتماعی (فعالیت گروهی ) با میزان شادی افراد رابطه مستقیم دارد و هر چه تعداد فعالیت ها بیشتر باشد بر شادی افراد افزوده مي‌شود.
2-4-6-3-انعطاف پذیری
انعطاف پذیری ارتباطی با تجربه مثبت و منفی یا رضایت از زندگی ندارد ولی چنین فرض می شود که این متغیر با تأثیر گذاران بر میزان شادی و یا ناشادی تجربه شده در لحظات خاص و نه تأثیر گذاری بر میزان شادی و یا ناشادی فرد با شدت تجربه عاطفی مرتبط باشد(ادینگتون و شومن94 2004 ) هیز و جوزف95 (2003) بیان می کنند که انعطاف پذیری به افراد اجازه می دهد که هم حالات عاطفی مثبت و هم حالات منفی بیشتری را تجربه کند. مک کری و کوستا96(1991)نیز انعطاف پذیری را به عنوان خصوصیتی که افراد هم عاطفه مثبت و هم عاطفه منفی را تجربه می کنند اشاره دارند.
2-4-6-4-عزت نفس
مطالعات متعددی نشان داده اند که عزت نفس و احساس خوشبختی با هم همبستگی دارند. پژوهشگران نیز به همبستگی 82/0 بین عزت نفس و نگرش مثبت به زندگی پی بردند(آرگایل97 2001 ترجمه گوهری و همکاران 1383).بسیاری از متخصصین بر این عقیده اند که خود پذیری ،از اهمیتی اساسی در سلامت روانی برخورداراست.
روزنبرگ 98و همکاران(1995 ؛ به نقل از آرگایل 2001 )اثرات عزت نفس کلی و تحصیلی 2213 دانش آموز کلاس دهم را مقایسه نمودند و نتایج نشان داد که عزت نفس کلی همبستگی قوی تری با شادی (5/0)و عاطفه منفی (43/0-)داشت اما عزت نفس تحصیلی ارتباط بیشتری با نمرات تحصیلی به دست آورد.
2-4-6-5- خوش بینی
شییر99 و کارور100 (1985) رویکردی در مورد خوش بینی ارائه کردند از نظر آن ها خوش بینی انتظار فراگیر است مبنی بر اینکه حوادث آینده مثبت خواهد بود.آن ها آزمون جهت گیری زندگی را برای اندازه گیری خوش بینی تدوین کردند. خوش بینی به طور گسترده ای با شادی همبستگی دارد. پژوهش هیلز101 و آرگایل102 (2001)همبستگی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع تاب آوری، روانشناسی، عاطفه مثبت، بهداشت روانی Next Entries منابع مقاله با موضوع هوش هیجانی، استرس شغلی، تاب آوری، روان شناختی