پایان نامه ارشد رایگان با موضوع عالم ماده

دانلود پایان نامه ارشد

. در فصل دوم آراء و نظرات فيلسوف و انديشمند اسلامي، صدرالدين‌محمد‌قوامي‌شيرازي ملقب به صدرالمتالهين، مشهوربه ملاصدرا و درکنار آن آراء علامه سيد محمد حسين طباطبايي درباب حقيقت نفس، چگونگي پيدايش، نحوه وجود و رابطه آن با بدن ارائه مي‌شود. در فصل پاياني به بررسي آراء کلايتون و ملاصدرا و علامه پرداخته و تلاش مي‌شود تشابه يا قرابتي ميان اين دو ديدگاه بيان شود. در خاتمه نتيجه گيري، پيشنهادها و بيان محدوديت‌ها خواهد آمد.
ذکر اين نکته حايز اهميت است که اين نوشتار بيشترين تلاش خود را به منظور تبيين آراء و نظرات فيليپ کلايتون در باب نفس و مشخص نمودن ديدگاه وي در اين باب اختصاص مي‌دهد و ذکر آراء صدرالمتألهين و علامه طباطبايي به تبع و جهت بررسي نسبت ميان آن دو بيان خواهد شد از اين رو سعي مي‌شود مهم‌ترين مطالب مورد نظر ايشان عنوان شود.

فصل اول
ديدگاه فيليپ كلايتون در باب نفس

1-1. درآمد
به طور كلي مي‌توان ديدگاه‌هاي مطرح شده در باب نفس را از منظر وجود شناختي به سه ديدگاه كلي «وحدت‌نگر مادي، وحدت‌نگر ذهني و دوگانه نگر» تقسيم كرد و مورد بررسي قرار داد. اين نوشتار به بيان ديدگاهي در اين ميان به نام نوپديدارگروي2 كه دكتر فيليپ كلايتون3(1955.م) با رويكردي خاص، دنبال مي‌كند مي‌پردازد. ديدگاه نوپديدارگروي كه كلايتون به آن مي‌پردازد در اصل در هيچ كدام از اين سه دسته قرار نمي‌گيرد. اين نگرش واكنش هستي شناختي است به دو رقيب ديرينه يعني وحدت‌نگري و دوگانه‌نگري كه از سابقه تاريخي طولاني برخوردارند؛ وحدت‌نگري مادي كه سابقه اش به يونان باستان بر مي‌گردد و دوگانه‌نگري كه قدمتي به عمر اديان كهن دارد و به نظر كلايتون، لااقل از زمان ارسطو4 (232-384 ق.م) تا کانت5) 1804-1724.م) در عرصه مباحثات عقلاني در باب نفس نقشي محوري ايفا كرده است.6 نوپديدارگروي در واقع رهيافتي است براي برون رفت از تنگنايي كه دو ديدگاه ديگر ايجاب مي‌كند.7
1-2. زندگي نامه علمي فيليپ كلايتون
فيليپ كلايتون فيلسوف و دين شناس است. او دكتراي خود را در دو رشته فلسفه و دين پژوهي از دانشگاه ييل8 دريافت كرده است. پس از فراغت از تحصيل كلايتون در دانشكده‌هاي هاورفورد،9 ويليامز10 و دانشگاه ايالتي كاليفرنيا11 به تدريس اشتغال داشته است. او درجه استادي در مدرسه الهياتي هاروارد12 و دانشگاه مونيخ13 دارد. در حال حاضر وي به تدريس در باب موضوع نوپديداري و ارائه نظرات خود در زمينه تناسبات موجود در باورهاي ديني و علمي در دانشگاه كالرمونت14 و مدرسه الاهياتي كالرمونت15 مشغول مي‌باشد.16
1-3. بررسي مفاهيم
به منظور تسهيل در درك مقاصد اين نوشتار مهم‌ترين واژگان مطرح شده در اين فصل به طور خلاصه تعريف مي‌شود:
1-3-1. ماده‌گروي و دوگانه‌گروي
ماده‌گروي گرايشي است كه همه چيز را و به تبع آن حقيقت انسان را برخاسته از ماده و مادي محض مي‌بيند. در اين گرايش جايي براي حقيقت غير مادي وجود ندارد از اين رو حقايقي كه به ظاهر غير مادي مي‌آيند همچون نفس يا ذهن، يا وجود خارجي ندارند يا همان فعل و انفعالات مادي محض تلقي مي‌شوند. در اين نگرش تمام هستي قابل تبيين با دانش‌هايي است كه وظيفه تبيين ماده را بر‌عهده دارند نظير فيزيك، شيمي، زيست شناسي و غيره. دوگانه‌گروي در موضعي مقابل ماده‌گروي قرار مي‌گيرد كه براي حقيقت انسان دو جوهر مجزا قائل است، نفس و بدن. هر كدام از آن دو حقيقتي مستقل از ديگري دارد، هرچند در تعامل با يكديگر و هماهنگ با هم مي‌باشند.
1-3-2. نوپديدارگروي
مكتب اصالت مادي است كه در مقابل دو مكتب ماده‌گروي محض و دوگانه‌گروي قرار مي‌گيرد و قائل به وجود سطوح گوناگوني از موجودات در عالم ماده است كه هر سطحي براي تبيين، نيازمند به دانش مخصوص به خود است. اين مكتب به دو گرايش حداقلي و حداكثري تقسيم مي‌شود.
1-3-3. نوپديداري حداكثري
موضوع و محتواي يكي از دو گرايش مكتب نوپديدارگروي است كه ماده را امري حقيقي مي‌داند و جهان را نيز برخاسته ازماده مي‌داند اما به همين سطح از حقيقت جهان طبيعت بسنده نمي‌كند بلكه اجزاي جهان مادي را پيوسته در حال تأثير و تأثر در يكديگر مي‌بيند كه بر اثر آن به طور مرتب سطوح جديدي در هستي نوپديد مي‌شود؛ اين سطوح جديد ويژگي‌هايي بيش از مواد اوليه تشكيل دهنده خود دارند و قابل تقليل به واقعيت پيشين خود نيز نيستند.
1-3-4. نفس و ذهن
به نظر نوپديدارگرايان حداكثري نفس يا ذهن، سطحي از حقيقت نوپديد در طبيعت است كه برخاسته از حقيقت مادي است و در عين حال نمي‌توان حقيقت آن را به ماده تقليل‌ داد. در اين مجال نفس و ذهن به امري واحد اشاره دارد هر چند به طور كلي اين دو اصطلاحاتي هستند كه گاهي به جاي هم به كار مي‌روند و گاهي به ابعاد مختلف اشاره مي‌كنند. از آنجا كه هر دو وي‍‍‍ژگي مشتركي مانند فكر و اراده دارند در نگاه اول مي‌توان آنها را واحد دانست و از آن جهت كه ذهن براساس مطالعات تجربي صرف، شناسايي مي‌شود و نفس عمدتاً در مطالعات فلسفي مطرح است مي‌تواند متفاوت لحاظ شود.
1-3-5. فرارويدادگي
رهيافتي براي برون رفت از معضل تبيين چگونگي ارتباط ذهن و مغز و يا رشته‌هاي عصبي مغزي است كه مي‌گويد: ذهن به عنوان سطحي فوقاني ابتناء وجودي بر مغز دارد و مغز به عنوان سطح زيرين تعيين كننده فعل و انفعالات موجود در ذهن است. از اين رو هر فعل و انفعالي كه در ذهن رخ مي‌دهد نمايشي است از تغيير و تحولات موجود در مغز. در قبال اين، در صورت بروز تحول در سطح زيرين يعني مغز، در ذهن شاهد تغيير و تحول خواهيم بود. در اين بحث به سطح فوقاني فرارويداده و به سطح زيرين فرورويداده مي‌گوييم و به فرايند ابتناء سطح فرارويداده بر سطح فرورويداده، فرارويدادگي مي‌گوييم.
1-4. ترسيم ديدگاه كلايتون در باب نفس
هر انديشمندي كه نسبت به شناخت جهان اطراف و هستي پيرامون خود علاقه نشان مي‌دهد مي‌كوشد تا تبييني مطلوب و معقول از آن ارائه دهد. اين تبيين آنگاه كه به ترسيم دستگاهي منسجم و حتي المقدور همه جانبه بيانجامد، به نحوي كه بتواند سؤالات بنيادين در باب طبيعت از قبيل بيان چيستي، رابطه اجزاء با يكديگر و نقش آنها در شكل گيري طبيعت را پاسخ گويد، مكتبي فلسفي در باب جهان طبيعت خواهد بود. اين فلسفه بايد بتواند به كندوكاو فكري و عقلاني در باب اجزاء طبيعت، چيستي و چگونگي پيدايش آنها نيز بپردازد. اين كه پاسخ چه خواهد بود و آيا فيلسوف در اين مسير به نتيجه يا نتيجه مطلوب دست پيدا مي‌كند يا خير، مسئله‌اي ديگر است كه به كارايي و كارآمدي آن فلسفه باز مي‌گردد.
فيليپ كلايتون علاقه مند به مكتبي است كه تلاش مي‌كند نفس و رابطه آن با بدن را ترسيم كند. اين مكتب در اصل پيدايشش و در جغرافياي انديشه متعلق به نگرشي است كه حقيقت هستي را فقط مادي مي‌بيند و از اين رو نفس را نيز در همين محدوده به مطالعه و بررسي مي‌گذارد. كلايتون اين نگاه را تا حدودي مردود مي‌داند؛ هر چند با اصل اين كه جهان از ماده تشكيل شده مخالفتي ندارد اما هستي و جهان مادي را منحصر در ماده صرف نمي‌بيند. اين انديشه كه طرفداراني نيز دارد به نوپديداري17 حداكثري موسوم است. نوپديداري حداكثري وقايع خاص، مانند نفس و آنچه در انديشه غرب مدرن به نام ذهن18 شناخته مي‌شود را مادي محض نمي‌داند. در عين حال چون در فضاي مادي تنفس مي‌كند همانند ماده گرايان، ذهن را به جاي نفس19 و روح20 به كار مي‌برد و تفاوتي ميان اين سه نمي‌گذارد. كلمه ذهن براي كساني كه ماده و امور مادي مبناي مطالعه شان مي‌باشد مأنوس‌تر و قابل درك‌تر است و نوپديدارگروي21 حداكثري نيز از اين مسأله مستثني نيست.
نگاه نوپديدارگروان حداكثري نفس را از سطح ماده بالاتر مي‌بيند و اين نگرش راهي را براي در نظر گرفتن تعالي نفس در ميان مكاتب مادي عصر حاضر باز مي‌نمايد. پرداختن به انديشه فيليپ كلايتون در باب نوپديداري بهانه‌اي است براي آشنايي با اين مكتب. سؤالي كه مطرح است و اين نوشتار به دنبال ترسيم آن است اين است كه نحوه پيدايش نفس چگونه است و به لحاظ وجودي چه رابطه‌اي ميان نفس و بدن وجود دارد؟
1-5. جايگاه نوپديدارگروي در ميان مكاتب گوناگون
در حال حاضر ديدگاه‌هاي متعددي درباره حقيقت نفس و کيفيت ارتباط آن با بدن در غرب مطرح است که مي‌توان آنها را به دو دسته عمده «دوگانه‌گرا»22و «وحدت‌گرا»23 تقسيم کرد. دوگانه‌گروان كه بسيار اندكند، وجود نفس و بدن را به عنوان دو امر اصيل مي‌پذيرند و وحدت‌گروان يکي از اين دو را اصيل مي‌دانند. بر اساس اين كه هر كدام از نفس و بدن اصيل دانسته شوند، وحدت‌گروي خود به دو گروه ماده‌گروي و ذهن‌گروي تقسيم مي‌شود. مكتب نوپديدارگروي در اصل در دسته ماده‌گروي دسته‌بندي مي‌شود، اما كلايتون به نگرشي از اين مكتب تمايل دارد كه اين نگرش را صرفاً به نحو کلي مردود مي‌داند. ذكر اين نكته لازم است كه اول: اين مكاتب نگاهي جهان شمول دارند، به اين معنا كه دست به تبيين كليت جهان پيرامون مي‌زنند؛ دوم: هر كدام از اين مكاتب از مبادي معرفت شناختي خاص خود بهره مي‌برند؛ سوم: به تبيين نفس به عنوان جزئي از جهان هستي علاقه نشان مي‌دهند.
1-6. منشأ پيدايش مكاتب گوناگون
سه دسته نگرش کلي، در درون خود به گروه‌هاي متعددي تقسيم مي‌شود. اين انشعابات از آنجا آغاز مي‌شود كه چهار فرض به عنوان اصول بنيادين در ارتباط ميان نفس و بدن مي‌توان تصور كرد و متأثر از قبول يا رد هر كدام از اين اصول مكاتبي پديد مي‌آيند كه مي‌توان آنها را ذيل يكي از سه شاخه مذكور دسته‌بندي كرد.
چهار اصل عبارت‌اند از:
1-6-1. بدن فيزيكي و مادي است
ما در جهان مادي و اجسام فيزيكي زندگي مي‌كنيم و خودمان نيز برخوردار از بدن و جسم فيزيكي هستيم. به عبارت ديگر، قوانين فيزيك و ماده بر بدن ما حاكم است. بنابر اين داراي مكان بوده و فضا را اشغال مي‌كند و قسمت پذير، قابل مشاهده و اندازه گيري است. از آنجا كه بدن از ماده فيزيكي ساخته شده است، بايد ويژگي‌هايي كه در همه مواد مشترك است را دارا باشد. اگر بدن مادي است، در اين صورت قوانين فيزيكي و مكانيك كه در جهان فيزيكي، حركت و عمل را توجيه مي‌كنند بايد در مورد بدن نيز به كار بسته شوند و كاركردهاي آن همانند ساير موجودات خواهد بود. بنابر اين بدن ماشيني است كه مي‌توان عمل آن را با قوانين حاكم بر حركت اشياء، تبيين كرد.
1-6-2. نفس يا ذهن غير فيزيكي و غير مادي است
جهان غير مادي و غير فيزيكي، جهاني متفاوت از جهان مادي است. بدين ترتيب هر چيزي مانند نفس كه از جهان غير مادي باشد قوانين فيزيكي بر آن جاري نمي‌گردد. بنابر اين نفس مكاني نبوده و غير‌قابل تقسيم است و فضا را اشغال نمي‌كند. از آنجا كه نفس از ماده فيزيكي مانند گوشت، خون يا هر نوع ماده ديگري ساخته نشده است، هيچ يك از خصايص ماده راندارد و بر خلاف بدن كه جزئي از دنياي طبيعت و فيزيكي است، از عالم ديگر بوده و بي مكان است. نفس جوهري ساده است كه خودگردان و غير جسماني بوده و ابعاد فيزيكي ندارد وتنها به وسيله درون‌نگري شناخته مي‌شود. از اين رو مي‌توان گفت كه مستقل از قوانين فيزيكي است؛ شامل دنياي ناملموس و غير تجربي است كه فقط بايد باور بشود. موجودي واحد است كه قابليت تقسيم و اشاره را نداشته و تحت تأثير گذشت زمان قرار نمي‌گيرد و كاركردهاي مخصوص به خود دارد. اين همه، آن را از جهان جسماني و مادي به كلّي جدا مي‌سازد.
1-6-3. نفس با بدن در تعامل است
فلاسفه و انديشمندان زيست شناس نمونه‌هاي فراواني از تأثير متقابل نفس و بدن را به اثبات رسانده‌اند. بر اين اساس ويژگي‌هاي جسماني و رواني تأثيرات مهمي بر يكديگر دارند. بيشتر مشكلات و معضلاتي كه منجر به طرح مسأله نفس شده‌اند، ريشه در اين تعامل دارند.
1-6-4. فيزيك و ماده با غير فيزيك و غير ماه نمي‌تواند تعامل داشته باشد
تمام عالم فقط دو گونه جوهر به نام جسم و ذهن دارد. همه عناصر و موجودات عالم به يكي از اين دو، تحويل پذيرند در حالي كه جسم و ذهن به يكديگر تحويل نمي‌پذيرند. جسم هيچ

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درمورد قابلیت های سازمانی، خودروسازی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع رابطه نفس و بدن