پایان نامه ارشد رایگان با موضوع سینمای دینی، سینمای ایران، ناسیونالیسم

دانلود پایان نامه ارشد

رفتار انسان كه موضوع مطالعه بسیاری از رشته‌های علوم انسانی است، را می‌توان با استفاده از روش تحلیل كیفی و عقلی، تجزیه و تحلیل نمود(محمدرضا حافظ‌نیا، 1382 : 235)
 
3-3: میدان مطالعه
میدان مطالعه این تحقیق فیلمهای متعلق به سینمای دینی ایران در دهه هشتاد شمسی می باشند که نگارنده تعدادی از آنها را با توجه به کارگردان و سال ، دهه مورد نظر و اهمیت سوژه ای فیلم که مستقیما تا حدی یک سوژه دینی را در دل داشته باشد برگزیده است لذا در تحقیق مد نظر حجم نمونه ملاک نمی باشد و فیلمهایی به پژوهش نزدیکتر چینش شده اند .فیلمهایی از جمله ملک سلیمان ، بید مجنون ، میهمان مامان ، خیلی دور خیلی نزدیک ، یک تکه نان و بسیار دیگر فیلمها که از لحاظ بیان دینی و البته اخلاقی و انسانی به هم نزدیک اند و حرف مشترکی را هم راستا با حرف دین مد نظر رساله و تعاریف آن را در فصل دوم شاهد بودید بیان می کنند .

4-3: حجم نمونه
حجم نمونه مورد نظر فیلمهای متعلق به سینمای دینی دهه هشتاد هجری شمسی در نظر گرفته شده است که با توجه به انتخاب منتخبی از آن فیلمها ، نگارنده فیلمهایی با المانها و نشانه های دینی مد نظر این رساله را انتخاب نموده است .

5-3: شیوه نمونه گیری
شیوه نمونه گیری این رساله با توجه به حجم نمونه و مواردی که در بالا در مبحث “حجم نمونه” توضیح داده شده ، “نظری – هدفمند است تا بتوانیم در واقع فیلمهایی را برای تفسیر برگزینیم که هر چه بیشتر به موضوع مورد بحث نزدیکتر باشند و با در بر داشتن موارد مد نظر تحقیق بتوانیم پروژه را به مقصد برسانیم . با مراجعه به فصل چهارم و نگاه به لیست فیلمها هر چه بیشتر به علل انتخاب فیلمهای مورد نظر خواهید رسید.

فصل چهارم
1-4: پیشگفتار
وقتی به صورت اکستریم لانگ شات73 به مسیر بزرگ سینمای دینی نه در ایران بلکه به صورت جهانی نگاه می اندازیم، نمی توانیم به یقین آن را از مسیر بزرگ دین، جدا و منفک بدانیم. چرا که وقتی صحبت از دین در هر بحثی که بکنیم باید بدون هیچ قید و شرطی تمام اصول و فروع و قوانین ریز و درشت آن دین را اجرا کنیم وگرنه اجرای ناقص به دینی مشخص، عین بی دینی می تواند باشد. بنابراین می توان با مرور اصول و فروع و خواسته ها و چشم انداز و در کل مولفه های یک دین تا حدودی به مولفه های سینمای دینی آن دین و یا کلا هنر دینی آن دین به خصوص هم رسید. می گوییم سینمای دینی و از اصطلاح سینمای مثلا اسلامی پرهیز می کنیم، زیرا جدای از اینکه عقیده داریم دین در کل یک دین واحد است که از طرف احد به سمت بشر برای رستگاریش توسط انواع انبیا با ملیت های گوناگون فرستاده شده. اما از سویی دیگر در حال حاضر و در این جهان به دلیل تفسیرها و تبلیغات غلط دینی، دین خود یکی از دلایلی ست که باعث تفرق و جدایی بشریت از همه نظر با یکدیگر شده، به راستی که در قدم اول ما باید در یک مقیاس جهانی به یک سینمای ایدئال از همه لحاظ دینی و خدایی برسیم که همه از آن تبعیت کنند و استنکاف نورزند و بدون هیچ دلیل تراشی جانبدارانه ای آن را قبول داشته باشند. در این فصل در ابتدا بعد از برشماری تاریخچه ای از پیدایش سینما و سینمای دینی در ایران در خلال موارد بالا مثالهایی از فیلمهای دینی دهه مورد نظر(هشتاد) می زنیم و به معنی واقعی از دین به سینمای دینی می رسیم و در ادامه به بحث و بررسی ژانری فیلمها و همچنین مقایسه دو سبک فیلم متفاوت دینی از دو فیلمساز و در نهایت به بررسی فیلمهای سید رضا میرکریمی به عنوان سینماگری که از ابتدا تا حال فیلمهایی به تمام معنی دینی ساخته است می پردازیم.

2-4: تاریخچه سینمای دینی خواهی در ایران
اگر به اولین تجربه های سینمایی مردم کشورمان که اتفاقا در سالهای ابتدایی سینما در کل جهان سینمایی بود، نظر بیافکنیم خواهیم دریافت که سینمای ایران با واکنش منفی مردم و علمای مسلمان و دین دار در اواخر قاجاریه متولد شد. مهرابی چنین می گوید: مهدی خان روسی در سال 1286 ه.ش درست یک سال پس از انقلاب مشروطه دستگاه پروژکتوری خرید و ابتدا در حرم74 محمد علی شاه و سپس در سالن سینمای خیابان فردوسی شروع به نشان دادن فیلم کرد. فیلمهایی که در ابتدا مخالفت و تحریم سینما توسط علمایی مانند شیخ فضل اله نوری را در پی داشت. (مهرابی،1371: 17)
در ابتدا این شکل‏گیری به صورت نمایش فیلمهای کوتاه در سالنی ابتدایی صورت پذیرفت. برای اولین بار میرزا ابراهیم صحاف‏باشی با کسب اجازه از شاه در سال 1283ه. ش با تأسیس سالنی در خیابان چراغ گاز (امیرکبیر کنونی) به نمایش فیلم روی آورد ولی به علت شیطانی خواندن آن از سوی مذهبیون با اقبال مواجه نشد و پس از مدت کوتاهی تعطیل شد. تا این تاریخ، سینما جنبه خصوصی داشت. پس از سفر مظفرالدین‏شاه به فرانسه، میرزا ابراهیم عکاس باشی به دستور شاه دوربینی می‏خرد و فیلمهایی را برای دربار به نمایش می‏گذارد. البته بعدها هم بیشتر طبقه مرفه شهرنشین از آن استفاده می کردند. صحاف‏باشی و عکاس‏باشی هردو قبلاً برای مدتی طولانی ساکن اروپا بودند. تاریخ‏نگاران سینمای ایران جملگی معترف‏اند که سینما را برای اولین بار مظفرالدین‏شاه در سال 1279ق (1900م) به ایران آورد. (تهامی نژاد 1381 : 21)
لازم است دوباره تاکید کنیم که در آن سالها مردم واکنش هایی منفی به پخش آن فیلمها (غیر دینی یا حتی تا جایی ضد دینی) نشان دادند و از آن فیلمها استقبال نکردند. زیرا مردم دین دار بودند و طالب سینمایی که دین را به آنها آموزش دهد حال در قالب فیلم و از طرفی شاهد پرورش دینی فرزندانشان شوند. این عدم استقبال مسلمانان از این صنعت، به کارگیری آن را عملاً به دست اقلیتهای مذهبی سپرد. سینما در ابتدای دوره حکومت پهلوی در میان قشر متجدد جامعه جای خود را باز کرد. علی وکیلی از آشنایان علی اکبر داور در 1303ه. ش “گراند سینما” را ساخت. بعدها اگرچه رضا شاه اهل ذوق و هنر نبود ولی مانند شاهان پایان دوره قاجاری آن را به عنوان ابزار تجدد مورد توجه و استقبال قرار داد. به تدریج سینما برای او وسیله ای جهت انعکاس آمال مدرنیستی و حفظ بنیه نظام حکومتی تلقی گردید و مورد استفاده قرار گرفت. از آن پس فیلمهایی که ساخته می‏شد گرچه صورتی غربی داشتند ولی مواد خام آنها و مضامین به کار گرفته شده در آن فیلمها عمدتا در خدمت آراء ناسیونالیستی هیئت حاکمه و اقتدار حکومت بود، خاصه آنکه از اوائل دهه دوم حکومت رضا شاه طرحهای مدرنیزه‏ سازی مرتبط با الگوهای غربی از طریق تشکیلات سیاسی ، فرهنگی حکومت اجرا می شد و سیاستهای سینمایی نیز در راستای همان اهداف کلان تعریف می‏گردید.(صدر 1381 : 93)
آبراهامیان اشاره می کند که رضا شاه پس از تحکیم و تثبیت کامل قدرت سیاسی به اصلاحات اجتماعی پرداخت. هدف دراز مدت وی ایجاد جامعه ای شبه غربی بود و ابزارهایش برای رسیدن به این هدف، غیر دینی سازی، مبارزه با قبیله گرایی، ملی گرایی، توسعه آموزشی و سرمایه دولتی بود. ( آبراهامیان،1383: 174) از این رو ساختار سیاسی رضا شاهی که مبتنی بر ارتش قدرتمند، بوروکراسی مدرن و پشتیبانی گسترده دربار بود به سمت و سوی سینما جهت معینی بخشید. کارکرد سینمای این دوره مشروعیت بخشی به نظام سیاسی از طریق نشان دادن پیشرفت های اقتصادی و اجتماعی جامعه و اسطوره سازی از توسعه و پیشرفت بود. (آبراهامیان،1383 : 185 )
در سالهای پایانی دهه اول حکومت رضاشاه (1309ه. ش) آبی و رابی اولین فیلم سینمایی ایرانی توسط آوانس اوگانیانس ساخته شد و بر روی پرده رفت. این فیلم کمدی و صامت نیز، در دفاع از تجدد و برخورد با آداب و سنتهای رایج به عنوان خرافات ساخته شده بود و از سوی دیگر تأکیدی بر ناسیونالیسم ایرانی داشت. از طرفی دیگر در فضای رویارویی دو قطب تجدد و سنت، آوانس اوگانیانس مهاجر ارمنی ــ روسی، فیلم کمدی حاجی آقا، آکتور سینما را در سال 1311ه. ش ساخت، این فیلم با گرایشهای مارکسیستی و دین‏ ستیزانه در راستای شکستن حریمهای دینی و پذیرش و مقبولیت عمومی سینما و بقیه عناصر تجدد در جامعه دینی ساخته شد و روی پرده رفت. فیلم فوق در مقطعی که هیئت حاکمه در پی خلع ید از روحانیان از جمله در مدارس دینی و نظام قضائی کشور بود و در پی آن نهادهای مدرن آموزشی، قضائی و بوروکراتیک را پی‏ریزی می‏کرد، ساخته شد. حاجی آقا، آکتور سینما با نمایش مجسمه برهنه زن و طرح کشش جنسی و واکنش آمیخته به شرم و حیای مرد، به مقوله‏ای اشاره کرد که سه سال بعد سیاسی‏ترین مسئله روز ایران شد. یعنی کشف اجباری حجاب.
فیلم “دختر لر” اولین فیلم ناطق سینمای ایران است که به توسط عبدالحسین سپنتا و اردشیر ایرانی در سال 1312ه. ش در هندوستان ساخته شد. سپنتا خود نقش اول فیلم را بازی کرد و اردشیر ایرانی آن را کارگردانی نمود. ( جمال شیرمحمدی. 1376. 38) در فیلم “دختر لر” یا “ایران دیروز و ایران امروز”، سپنتا، در نقش جعفر، مأمور نظامی دولتی برای مبارزه با راهزنان محلی به یکی از مناطق لرستان می‏رود و پس از درگیری و مغلوب ساختن راهزنان، گلنار را که در اسارت سرکرده آنان، خانی ستمگر به نام قلی‏خان بوده است آزاد ساخته دلباخته او می‏شود. سپس این قهرمان ملی که نماد شاه و دولت می‏باشد با گلنار به تهران مراجعت می‏کند. چنانکه از نام فیلم بر می‏آید، “ایران دیروز و ایران امروز”، فیلم کاملاً با جهت‏گیری سیاسی تهیه شده است و در پی مقایسه ایران امروز، زمان رضاشاه با ایران دیروز، قاجاریه است.(شیر محمدی 1376 : 38) ناسیونالیسم رضاشاهی آنقدر پر رنگ بود که حتی در اعلان تبلیغاتی فیلم دختر لر پس از بشارت به ایران پرستان آمده است که در این فیلم اوضاع ایران سابق و ترقیات سریع ایران را در تحت سلطنت شاهنشاه دادگر و توانا اعلیحضرت پهلوی مشاهده و مقایسه خواهید نمود. (مهرابی،1371: 42)
مجال آن نیست که به همه این فیلمها اشاره کنیم اما آنچه که کاملا مشخص است این است که،مرور هرچند کوتاه، بر تاریخ سینمای ایران مقطع مورد نظر حکایت از جعلی و عاریتی بودن آن دسته از فیلمها دارد و از طرفی نکته مهمتر آن است که آن آثار تناسبی با متن زندگی عمومی مردم ندارند و هیچکدام از عناوین، مسئله روز مردم نیست. گرچه بازیگران ایرانی‏الاصل‏اند، ولی هویتی ایرانی از خود به جای نمی‏گذارند. علاوه بر این، هویت و درونمایه فیلمها نیز هیچ سنخیتی با فضای فرهنگ بومی ندارد و حتی در تعارض با آن نیز هست. آنچه که در صحنه‏های متعدد فیلم می‏گذرد در نظر مخاطب ایرانی چنان غریب می‏نماید که او را مجبور می‏سازد به آن تن در دهد و آن را توجیه درونی کند و به گونه‏ای غیرطبیعی و واقعی پذیرا شود. شاید در ابتدای امر محرکهای فنی و تخصصی انگیزه واقعی استقبال نه چندان زیاد از این هنر بوده باشد، کما اینکه ایرانیان در همان ابتدای رویارویی با پدیده‏های مدرن نیز دست رد به سینه آن نزدند. به خصوص برای آن دسته از اقشاری که سعی می‏کردند خود را با تجدد پیوند زنند. این گروه در پی جذب محتوای مدرن فیلم نیز بودند.” پس از کودتای 28 مرداد 1332، ساختار سیاسی تا حدودی دچار تحول شد و سیستم کنترل و سانسور شدیدتر گردید. تا جاییکه قانون سانسور سال 1329 با سرفصل های طولانی و تأویل پذیرش، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت و سبب شد تا حکومت برای برخورد با هر اثری، آزاد باشد و آثار مخالف با روحیه حکومتی به شدت محکوم به سانسور و توقیف شوند”. (صدر، 2006 : 79) از همان آغاز، سینمای ایران با سناریوهای بد، اجراهای ضعیف و تولیدات کم ارزش و رویکردی محافظه کارانه نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی پا به عرصه نهاد. (صدر،2006 :1)در اینکه پدیده سینما یک امر غیر بومی بود بحثی نیست و به همین سبب پذیرش آن با عکس‏العملهایی روبه‏رو می‏شد، ولی نه تنها محتوای آن از متن جامعه نمی‏جوشید بلکه بیان آن محتوا نیز از دریچه دوربین مورد استقبال مردمی واقع نمی‏شد. شاید بتوان گفت در بین عوامل و ابزارهای فرهنگساز این دوره، کمتر از همه، سینما مورد توجه جدی مردم واقع شد و حتی عکس‏العملهایی را در مقابل خود به همراه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع سینمای دینی، علوم انسانی، نشانه شناسی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع سینمای دینی، علامه جعفری، حیات معقول