پایان نامه ارشد رایگان با موضوع سینمای دینی، از خود بیگانگی، اخراجی ها

دانلود پایان نامه ارشد

کمپانی فیلمسازی دنیا برای منافع مادی و البته سیاسی و دیگر منافع مد نظرش چگونه از مضامین دینی سود می جوید و از آنها در ژانرهای گوناگون استفاده کرده و از این طریق مردم اقصی نقاط دنیا را با خود هم سو و هم قدم می کند و این در حالی ست که ما همچنان بر روی دو پایمان ایستاده ایم و شاهد هنر نمایی آنهاییم و جالب تر آنجاست که با دیدن آثارشان احساساتی هم می شویم55. و به قول شاپور کریمی: برخی‌ها اعتقادی به سینمای دینی و به واژه سینمای دینی ندارند و گاهی هم صدایشان را بلند تر می کنند و می گویند این واژه به کل جعلی است و چنین چیزی در سینمای جهان وجود ندارد و نخواهد داشت و سینما هم در کل از آغاز تا هر چه به جلو رود محصول غرب است و تکنیک و شیوه‌هایش غربی است. می خواهم کمی به این جمله یکی از منتقدان وطنی فکر کنیم که چه چنین سینمایی وجود خارجی داشته باشد و چه نداشته باشد و چه پیام در یک فیلم به درد فرستادن از تلگراف خانه بخورد یا نخورد، اسپیلبرگ فهرست شیندلر خودش را می‌سازد و با پیام‌‎های ریز و درشت ماتریکس‎ها و ترمیناتور‌ها و نگاه آخرالزمانی فیلم‌‎های دیگر به انسان و سرنوشت او رو‌به‌رو هستیم.
گفته های بالا به این معنی نیست که ما کاری نکرده ایم یا نمی کنیم، چرا اتفاقا در حال حاضر کارهای زیاد دینی انجام داده ایم که بن مایه اصلیشان هم از اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80 کلید خورده بود ( که در فصلهای آتی به آنها خواهم پرداخت ) اما بیشتر صاحب نظران درباره فقدان مخاطب و مخاطب گریزی در سینمای ایران خصوصا درباره سینمای دینی، موضوع جذابیت را علم کرده اند و از طرف مقابل عده ای هم جذاب بودن را علت انحراف سینمای غرب می دانند و آن را اهرم می کنند برای جدا کردن سینمای دینی از جذابیت و این در حالی است که مگر شرط دینداری آن نیست که ما در برخورد با همه مسائل پیش از هر چیز به انسان و کمال معنوی او بیاندیشیم و وقتی انسانی چنین اندیشید چه انکه هنر می آفریند و چه آنکه از هنر استفاده می کند دیگر به بیراهه که نمی رود هیچ، بلکه می توانیم آمال و اهدافی که در سینمای دینی و هنر دینی به دنبالش بودیم را در آن بیابیم. بزرگان ما چه خوب گفته اند که ترس برادر مرگ است و اینکه نمی توان در غاری سکنا گزید و داعیه دین داری داشت. ما باید ترس مواجعه با ایجاد لذت در سینمای دینیمان را از بین ببریم و به نمونه های موفق این سینما که همراه با لذت هم بوده نگاهی دوباره بیاندازیم و از آن سود بجوییم. مارمولک 1382 و اخراجی ها 1 1385، دو نمونه موفق از دو فیلم از ژانر کمدی و دینی با درصدهای متفاوتی از دین بوده اند (در فصل 4 مفصل به فیلمهای ایرانی دینی در دهه 80 در ژانرهای مختلفی خواهیم پرداخت) که اتفاقا هر دو از پرفروشترین فیلمهای دو سال متفاوت سینمایی اند و آنجا جالبتر می شود که اخراجی ها 1 رکورد پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران را در آن سال می زند و مال خود می کند . با مروری اجمالی بر این دو فیلم می توان به این مهم رسید که در صورتی که هدف مشخص باشد و لذت، هدف نباشد بلکه مسائل دینی و ارائه درست و انتقال صحیحشان به مخاطب هدف قرار بگیرد. آن وقت خواهیم دید که چگونه فیلمی کمدی مورد استقبال همه از فردی دین دار تا بی دین و لائیک قرار می گیرد و آموزه های مستقیم و غیر مستقیم دینی،اخلاق، طریقه زندگی، سخن گویی، ادب، تربیت، ایثار و گذشت و… و بسیار مضامین دیگر را می توان در آن گنجاند. و چه درست آوینی درباره جذابیت و جذب انسانها و مخاطب می گوید : بنیان جذابیت سینما بر ایجاد ابهام و ایهام و اعجاب و تفنن و تلذذ است و نمی تواند نباشد. جذابیت سینما نمی تواند بر عواطف انسانی متکی نباشد، نمی تواند بر آمال و آرزوهای بشری و میل او برای فرار از واقعیت اتکا نکند،نمی تواند نیازهای کودکانه بزرگسالان را مورد اعتنا قرار ندهد، نمی تواند در کیفیت تاثیر خویش هیجانات و واکنش های عصبی انسان را محسوب ندارد، نمی تواند به عشق های مجازی نپردازد، نمی تواند زیبایی های ظاهری را فراموش کند، نمیتواند روابط ساده اجتماعی را دور بریزد، نمی تواند از سهولت بیان و سادگی پرهیز کند. (آوینی – 1370 : 20)
و در تایید سخنان بالا، به گفته آیت الله علی خامنه ای: هنر دینى به‌ هیچ‌ وجه به معناى قشریگرى و تظاهر ریاکارانه‌ى دینى نیست و این هنر لزوماً با واژگان دینى به وجود نمى‌آید. اى بسا هنرى صددرصد دینى باشد، اما در آن از واژگان عرفى و غیردینى استفاده شده باشد. نباید تصوّر کرد که هنر دینى آن است که حتماً یک داستان دینى را به تصویر بکشد یا از یک مقوله دینى مثلاً روحانیت و غیره… صحبت کند. هنر دینى آن است که بتواند معارفى را که همه ادیان و بیش از همه، دین مبین اسلام به نشر آن در بین انسانها همت گماشته‌اند و جانهاى پاکى در راه نشر این حقایق نثار شده است، نشر دهد، جاودانه کند و در ذهنها ماندگار سازد. این معارف، معارف بلند دینى است. اینها حقایقى است که همه پیامبران الهى براى آوردن آنها به میان زندگى بشر، بارهاى سنگینى را تحمّل کردند. نمى‌شود ما این‌جا بنشینیم و تلاشهاى زبده‌ترین انسانهاى عالم را که مصلحان و پیامبران و مجاهدان راه خدا بودند تخطئه کنیم و نسبت به آن بى‌تفاوت بگذریم. هنر دینى این معارف را منتشر مى‌کند، هنر دینى عدالت را در جامعه به صورت یک ارزش معرفى مى‌کند، ولو شما هیچ اسمى از دین و هیچ آیه‌اى از قرآن و هیچ حدیثى در باب عدالت در خلال هنرتان نیاورید. مثلاً هیچ لزومى ندارد که در محاورات سینمایى یا در تئاتر، نام و یا شکلى که نماد دین است وجود داشته باشد تا حتماً دینى باشد، نه، شما مى‌توانید در باب عدالت، رساترین سخن را در هنرهاى نمایشى بیاورید. در این صورت به هنر دینى توجّه کرده‌اید. (بیانات در دیدار جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر – ۱۳۸۰،۰۵،۰۱)
اما در تمامی این موارد هرگز نباید از این اصول فارغ شود : اصالت دادن به ضعف های بشری مجاز نیست، آزادی انسان و عقل و اختیار او نباید محکوم جذابیتهای تکنیکی واقع شود ،جذابیت نباید هدف قرار بگیرد ، اعتنا به نیازهای انسان برای ایجاد جاذبه نباید به ممانعت از سلوک او به سوی کمال وجود خویش منجر شود. اعتکا بر ضعف های بشری برای نگاه داشتن تماشاگران روی صندلی سینما سوء استفاده ای است بسیار رایج و موفق، و راستش را بخواهید در این جهت تاریخ سینما را باید تاریخ این سوء استفاده دانست. چرا ما سینمایی را که اصطلاحا به آن فیلم فارسی می گویند مساوی با ابتذال می دانیم، حال آنکه در میان اقشار وسیعی از عوام الناس هواخواه دارد ؟ (آوینی – 1370 : 20)
فیلمفارسی بخشی از هنر عامه پسند جامعه سرمایه داری در حال تکوین دهه های پیش از انقلاب است که در ضمن از ویژگی های جوامع در حال توسعه نیز متأثر است، یعنی تقلید از نمونه غربی و عقب افتادگی تکنیکی. سینمایی که شاید در نظر گرفتن عنوان سینمای حداقلی برای آن مناسب باشد. زیرا اگر بطور کلی سینما را یک پدیده سه وجهی بدانیم که وجوه آنرا صنعت، رسانه56 و هنر تشکیل می دهند، در این صورت باید بگوییم که فیلم فارسی از نظر کیفیت در وضعیتی حداقلی قرار دارد به این معنا که از نظر صنعت، ملزومات صنعتی سینما هرگز نمی تواند پذیرای حجم زیاد تولیدات سینمایی توسط یک فیلمساز در زمانی محدود باشد. پرونده تولیدات سالانه فیلمفارسی سازهای پیش از انقلاب گواه این ادعاست. از سوی دیگر بررسی های مخاطب پژوهانه بیانگر این است که درصد مخاطبان غیرفرهیخته فیلمفارسی به طرز غیر قابل اغماضی بیشتر از سایرین است، چرا که فرم و محتوای اثر در وضعیت حداقلی قرار دارد، فیلمنامه ها با صرف کمترین هزینه فکری و روانی نگاشته می شوند، خط حوادث و رویدادها در همه فیلم ها تکرار شونده است، شخصیت ها، شخصیت نیستند بلکه تیپ به شمار می آیند و از همه مهمتر با توجه به مضامین و ساختار این فیلم ها کمترین میزان سرمایه گذاری نیاز است. مضامینی که در ارتباط مستقیم با مواردی چون، سکس، خشونت که پایه اصلی فیلمفارسی را تشکیل می دهند این نوع از فیلمسازی را تبدیل به محملی برای پاسخگویی به نیازهای اولیه انسانی کرده تا جاییکه با نیازهای متعالی او چندان سرو کاری نداشته باشد. از این روست که شاید بتوان گفت، محور اصلی فیلمفارسی، جذابیت های متناسب با نازل ترین مراتب وجود انسان است که قصه ها با ترکیب هایی مختلف حول آنها شکل می گیرند (معززی نیا، 1378 :73)
کاری که فیلم فارسی با تماشاگر خویش می کند کار تازه ای نیست، شکوه علفزار، داستان وست سایت، دختر گلفروش، هرگز نمیر مادر، سالهای دور از خانه و… نیز با مخاطب خویش همان می کند که فیلم فارسی. در طول تاریخ سینما، بسیار معدوداند فیلمهایی که شیوه ای جز این برای تاثیر گذاری بر مخاطب خویش اتخاذ کرده باشند، و صرف نظر از بعضی از تفاوت های فرعی، در نوع رو در رویی با تماشاگر تفاوتی میان فیلمهای وسترن، خیالی، ترسناک، کمدی، ملودرام و… وجود ندارد. وجه اشتراک در اینجاست که عموم این فیلمها نوک پیکان تاثیرات روانی خویش را بر مخاطب به سوی ضعف های او نشانه رفته اند با این تفاوت که فی المثل در فیلمهای ملودرام، تماشاگر انسانی احساساتی و یا عاشق پیشه فرض شده است، حال آنکه در فیلمهای وسترن تور را به قصد تماشاگر سلطه جو و پرخاش گر و متجاوز انداخته اند. در فیلمهای تخیلی، ماجرا جویانه و کمدی، مخاطب فیلم را انسانی انگاشته اند، گریزان از واقعیات، خیالپرور و اهل لغو. در فیلمهای ترسناک، اتکای اصلی کار بر قوه توهم تماشاگر است و در تمامی این موارد جذب تماشاگر از طریق تسخیر روانی او انجام می شود. بعضی ها چنین می اندیشند که ضرورت مخاطبه با ضعف های بشر از لوازم ذاتی سینماست و به عبارت دیگر سینما هرگز نمی تواند روی خطاب خویش را از ضعف های بشر بگرداند. در حد افراط آنان رسالت سینما را همین می دانند : فریب دادن تماشاگر و کشاندن او به دامی از جاذبه های پست و غفلت زدگی و از خود بیگانگی با ایجاد تفنن و تلذذ. آنها در جواب ما می گویند: سینما همین است که هست، شما توقعات خود را پایین بیاورید . حال انکه اگر ملاک تجربه باشد در میان فیلمسازان غربی هم هستند کسانی که برخوردی جز این با تماشاگر داشته اند. آنها گاهی همچون آندره وایدا57 در فیلم “ارض موعود“ مخاطب خویش را رفته رفته به سوی نحوی خود آگاهی محدود هدایت می کنند و همچون فرانچسکو رزی58 در فیلم سه برادر و با فطرت تماشاگر مخاطبه دارند، و در عین حال به مسئله جذابیت نیز بی اعتنا نبوده اند. آن تسخیر روانی که گفتیم، خواه نا خواه اتفاق می افتد، این خاصیت سینماست و در بهترین شرایط نیز نباید انتظار داشت که این رابطه خاص و بی نظیر بین تماشاگر و فیلم وجود نداشته باشد. فیلم تماشاگر را تسخیر می کند و عموما جانشین خود آگاهی او می گردد، اما گفتگوی ما در کیفیت ایجاد این رابطه و غایات آن است. (مددی – 1370 : 21)
فریب دادن تماشاگر و کشاندن او به دامی از جاذبه های پست و غفلت زدگی و از خود بیگانگی با ایجاد تفنن و تلذذ آنجا بیشتر رخ می نماید و نمایانتر می شود که مدیریت فرهنگی کشوری بخواهد بیشتر به کمیت بیندیشد تا به کیفیت و به دلیل بزرگ شدن حجم گرسنگی فیلمی مخاطب که علتش بر می گردد به اجرای سیاست کمی بجای سیاست کیفی. بنابراین به اجبار هم شده مجبور است فقط بخواهد شکم شبکه های متفاوت کمی خود را پر کند. چاره ای هم ندارد و چاره ای نیست وقتی آنقدر هنر را و قدر و ارزش هنر را پایین می آوری تا از ان به صرف ایجاد مشغولیات استفاده کنی ، غیر از این راه کاری وجود ندارد و نخواهد داشت. به قول هاورز59 : هرگاه که محفل مصرف کنندگان هنر بزرگتر شده است، نتیجة مستقیمش تنزل یافتن سطح آفرینش هنری بوده است”. (هاورز، 1363: 409)
با تکیه بر ضعف های نفسانی و روانی تماشاگر، رابطه وی با فیلم می تواند ماهیتی سلطه60 جویانه پیدا کند. “در نزد حكماي مسلمان جهان اسلام و از آن جمله ايرانيان، تفكر و انديشه همواره در چارچوب دين شكل گرفته است و الهام‌بخش و سرچشمه اصيل اين تفكرات، قرآن و احاديث است. با

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع سینمای دینی، انقلاب اسلامی ایران، آثار تاریخی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع روابط اجتماعی، حیات طیبه، رسانه های گروهی