پایان نامه ارشد رایگان با موضوع سیر تکاملی، اقوام ایرانی، زنان ایران، نقش برجسته

دانلود پایان نامه ارشد

پوشش، قبل از اسلام در جهان وجود داشته است. زیرا قبل از اسلام انبیاء بزرگ (ع) برای حاکمیت، عدالت و دعوت مردم به تقوا و پاکدامنی آمده بودند و انسان فطرتاَ عفت و غیرت را که از صفات خداوند و انبیاء است، دوست دارد. اگرچه گرد و خاک در اثر گناه تا حدودی این فطرت را پوشانده بود ولی در هر حال آثار زحمات پیامبران و ریشه توحید در وجود انسان ها بوده و خواهد بود.”(محمدی نیا، 1377، 155)
اما نکتۀ مهمی که در تاریخ لباس ایران وجود دارد، پرهیز از نمایاندن بدن عریان است که این مورد حتی قبل از ورود اسلام به ایران نیز مشهود است. فرهنگ پوشش و پوشاندن بدن برهنه،‌ فرهنگی است که از زمان های باستان تاکنون پاییده است و هرگاه ما عمیقا به پیشینه ی تاریخی و فرهنگی خود مراجعه نماییم، ملاحظه می کنیم که فرهنگ درست پوشاندن تن و بدن، متناسب با اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی، مسئله ای است که نیاکان ما به آن می اندیشیده اند و در باور آنها تخطی از این فرهنگ، گناهی بزرگ محسوب می شد. “استرابون مینویسد:” ایرانیان اگر بخشی از بدنشان برهنه باشد آن را بی شرمی می دانند و همیشه لباس بلند می پوشند، بیشتر مردم قبایی می پوشند که تا ساق پا را می پوشاند”. “(تاریخ اقوام ایرانی، ص124)
البته بررسی لباس در سرزمین ایران که قدمتی چندهزار ساله دارد و در دوره های مختلف تحت تأثیر مذاهب و یا جنگ ها و لشکرکشی ها بوده است، کار آسانی نیست، چرا که ارتباط ایران با کشورهای دور و نزدیک در زمینه های مختلف باعث نوعی تبادل فرهنگی شد، که پوشاک نیز از این مورد مستثنی نیست. اما در دوره های اخیر شاهد آن هستیم که ایران و ایرانی متاسفانه تحت تأثیر فرهنگ غرب قرار گرفته و از این رو مدها و لباس های جدید مردانه و زنانه را که به هیچ وجه سنخیتی با فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی ما ندارد را مشاهده می کنیم.
در بسیاری از نقش برجسته های دوره هخامنشیان و ساسانیان، مردان پوشش کامل دارند و زنان هیچگاه عریان نیستند. البته در نقش برجسته ها، زنان حضور اندکی دارند. همچنین در نقوشی مثل نقوش فرش پازیریک مربوط به دوره هخامنشی، زنان عریان نیستند. بلکه پوشاکی بر تن دارند که به نظر شبیه چادر می ماند.
بعد از ورود اسلام به ایران شاهد تغییرات زیادی در پوشاک هستیم که در راستای پوشش بانوان و لباس مناسب برای مردان بوده است. ولی وقتی دقت می کنیم، این پوشاک رنگ و بوی غیر ایرانی داشتند و از کشور عرب وارد ایران شده بود. تجلیات پوشش در میان زنان ایران چنان چشمگیر است که برخی از اندیشمندان و تمدن نگاران، ایران را منبع اصلی ترویج پوشش معرفی کرده اند.
“بعد از ورود اسلام به ایران ، زنان ایرانی چادر را ترجیح دادند، یعنی پوشش سراسری که زنان برای پوشاندن و ستر و پوشش برتر به کار می بردند، این پوشش در دوران اولیه اسلامی و بعد از آن یعنی در دوران تمام حکومت های ایرانی از طاهریان تا ایلخانیان به رنگ های زرد و آبی و سیاه نیز کاربرد داشت. در کتاب خانم شهشهانی تصویر زنی آمده است با پوشش سر مروارید دوزی شده که به عقیده ایشان حالت چادری را دارد که از روی شانه آویزان است. این طرح از نقش پارچه ای مخملی اقتباس شده است و مربوط به قرن ششم یا پنجم هجری است. به نظر می آید که این پوشش سر، جدا از چادری است که بر روی شانه انداخته شده و چیزی شبیه بُرُنس است.”(تاریخ پوشاک اقوام ایرانی، ص 249)
وقتی به تاریخچه پوشش می پردازیم، متوجه میشویم که پوشش از عادات قدیم تمدن بشر بوده و تنها به کشورهای اسلامی و دین اسلام محدود نمی شود. نکته جالب اینکه وقتی به نوع پوشش آنها توجه میکنیم می بینیم که نه تنها اسلامی نیست، بلکه از حد و حدودی که اسلام مشخص کرده است، بیشتر است. دلیل آن بخاطر شرایط زندگی و آب و هوا و جغرافیای این کشورهاست که پوششی را انتخاب می کنند که متناسب با شرایط و سلامت بدن ملتش باشد. حال که ما میگوییم اسلام دینی است جامع و کامل، چطور می تواند در مورد مسئله ی این چنین مهمی بی تفاوت باشد و به سلامت انسانها توجه نکند. رابطه پوشش و سلامت، رابطه ای مهم وجدی است که در صورت غفلت از آن دچار مشکلاتی خواهیم شد که اثرات جبران ناپذیری به همراه خواهد داشت.
از این رو در ابتدای این فصل به توضیحاتی درباره پوشش و دیدگاه اسلام و تفکراتی در این زمینه خواهیم پرداخت.
پوشش نشانه تمدن یا ارتجاع
آیا به این نکته توجه کرده اید که یکی از امتیازات بشر نسبت به حیوانات داشتن پوشش است. تمام کسانی که تطوّرات زندگی بشر را مورد ارزیابی قرار داده اند،‌ اعتراف کرده اند که برهنگی یا نیمه برهنگی از مختصات انسان های و حشی و غیر متمدن بوده، آن ها خاطر نشان ساخته اند که سیر تکاملی تمدن بشری با تکامل پوشش همراه بوده است. پس می توان گفت که وقتی ما پوشش کامل تر و بهتری داشته باشیم، میتوانیم ادعا کنیم که متمدن تر از کسانی هستیم که پوشش کامل ندارند. می توان از نقص پوشش در لباس افراد استنباط کرد که آنها دچار کمبود هایی در زندگیشان هستند و میخواهند این کمبود را جبران کنند. البته تعدادی به اشتباه سراغ کارهایی میروند که آنها را از مسیر سیر تکاملی تمدن بشر دورتر میکند و بجای پوشش به دنبال برهنگی رفته اند.، این موضوع را می توان در زمینه روان آنها جستجو کرد.
اگر برهنگی نشانه تمدن است، پس باید گفت که حیوانات و اقوام وحشی از زنان بی حجاب قرن بیستم متمدن ترند. “قرآن مجید صادق ترین بیانگر تاریخ تمدن بشری، خودنمایی و تبرّج زنان را به دوره جاهلیت نخستین نسبت می دهد و می فرماید:”ای زنان پیامبر، خانه را جایگاه خویش قرار دهید و همانند جاهلیت نخستین خود را نیارایید” (احزاب ، 32). اگر حفظ اصالت فرهنگی ارتجاع است، پس چرا ملت های متمدن در عصر حاضر بر حفظ آن اصرار می ورزند و برای احیای آن تلاش می کنند.”(محمدی،1371، 15)
با مطالعه ای که در زمنیه پوشش در باب های مختلف داشته ام، به این نتیجه رسیده ام که وقتی به جوامع اطرافمان می نگریم، اثرات مخربِ ناشی از غفلت اصل پوشش را مشاهده می کنیم. می توان به ناراحتی های اعصاب و امراض روانی، افزایش آمار طلاق، گسترش دامنه فحشا، افزایش فرزندان نا مشروع، خصوصاً در جوامع غرب و از همه مهمتر سقوط شخصیت زن اشاره نمود. امروزه شاهد آن هستیم که از زن به عنوان کالای مصرفی استفاده می شود و حتی برای فروش بیشتر، عکس زن را بر روی محصولات خود می زنند. این جای تاسف دارد که در بعضی جوامع چنین دیدی نسبت به زن دارند.
در اینجا باید به این نکته اشاره کنیم که اگرچه در زمینه پوشش، اسلام احکامی را مشخص کرده است، ولی این احکام با فطرت انسان هماهنگی کامل دارد و این هماهنگ بودن با فطرت است که باعث سعادت بشر و اجتماع اوست. از طرفی خداوند پیامبران را مامور کرده تا امورفطری را بطور مداوم به انسان ها گوشزد نما یند:”فذکر انّما انت مذکر”(غاشیه،21) ای پیامبر مسا ئل فطری را یادشان بیاور، همانا فقط وظیفه تو یاد آوری است.
همه تجاوزها، قانون شکنی ها، جنایات و بدبختی های بشر معلول پیروی غرائز، تأثیرات منفی آموزش های خانواده، محیط و همنشینی بد و در یک کلمه زیر پا گذاشتن الهامات درونی فطرت است. لزوم پوشش، یکی از خواسته های فطری انسان است، زیرا از آغاز پیدایش انسان هر یک از زن و مرد کوشیده اند تا پوشش مناسب خود را تهیه کنند. ایشان ابتدا با برگ درختان و سپس با پوست حیوانات و بعدها با دست بافته های خود، خویش را می پوشانده است. بعد ها با پیشرفت صنعت و دست یافتن به منابع و ابزار جدید، پوشش نیز از تغیرات تکاملی، بهره مند گردید. این اقدامات از آن جهت که تحت هیچگونه آموزشی نبوده، نشان می دهد که پوشش تنها در پاسخ به نیاز فطری انسان بوجود آمده است. روان شناسان نیز در تایید این مطالب از وجود عامل” حیاء” در درون انسان نام می برند که به دو صورتِ باز دارنده و هدایت کننده، ایفای نقش می کند. بنابراین حیا را تعدیل کننده غرائز و ضامن اجرای قوانین اجتماعی و اخلاقی می دانند. شرم و حیاء و عشق و اشتیاق به عفاف و پاکدامنی تدبیر و مکانیسمی است نهفته در خلقت و فطرت زن که او را وادار می سازد حتی گاهی بصورت ناخودآگاه خود را از چشم نامحرم بپوشاند. به همین لحاظ وقتی احساس حجب و حیاء را ازدست میدهد، در محیط ناامن اجتماع هم کشف حجاب می کند و بعکس، وقتی احساس شرم و حیاء در او زنده است در محیطی که امنیت کامل هم وجود دارد باز هم متمایل به پوشاندن خویش است.
اگر حیا از بین برود به زن احساس بی ارزشی و بی هویتی دست میدهد و زن امنیت، شخصیت و احترام خود را از دست خواهد داد، تا جایی که به مردن خویش راضی خواهد شد. همچنان که نمونه هایی از آن را در جوامع اسلامی و غیر اسلامی مشاهده میکنیم.
توجه به داستان آدم و حوا نیز فطری بودن پوشش را اثبات می کند. در قرآن چنین می خوانیم ” و آنگاه که آدم و حوا از آن درخت ممنوعه چشیدند، پوشش آن دو از بین رفت که بسرعت با برگ درختان ، خویش را پوشاندند” (اعراف ، 22). سرعت در پوشاندن خود بوسیله برگ های درختان بهشتی، ولو به طور موقت بیانگر فطری بودن پوشش است. این پاسخی است به ندای درونی فطرت.
“نبی اکرم (ص) درباره میزان حیا در زن چنین می فرماید:” حیا ده درجه است که نه درجه آن در زنان و یک درجه آن در مردان می باشد.”(میزان الحکمه، ج 2، ص 570). این حدیث شریف نیز تاییدی بر تمایل فطری و ذاتی زن به پوشش و حیا است. اگر حیا و تمایل به پوشش برای سعادت زن ضروری نبود، آیا خداوند حکیم که هیچ کار عبثی نمی کند، این درجه بالا از حیا را در زن قرار می داد؟”(شجاعی،1389،195)
همچنین روایات زیادی در زمینه نوع پوشش در اسلام داریم که به ذکر نمونه ای چند، بسنده میکنم.
قال رسول ا…(ص):”اَیّما اِمرَأَةٍ وَضَعَت خِمارَها فی بیتِ غیرِ زوجها فقد هتکت حجابَهاً. رسول خدا می فرماید: هر زنی که مقنعه خود را در غیر خانه شوهرش درآورد، پرده حجابش را دریده است.(میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج 14 ، 280)
در روایتی رسول خدا(ص) در باره عذاب زنان گناهکار در روز قیامت می فرماید:”و اَمّا اَلمُعَلَّقةُ بِشعرِها فانّها کانَت لاتُغطّی شَعرَها مِنَ الرِّجالِ”. اما زنی که به موی سرش آویزان بود، به این دلیل بود که مویش را از نامحرم نمی پوشاند.(محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 100، 247)
پیامبر خدا(ص) در ضمن حدیثی طولانی، به زنی به نام حولاء فرمود:”یا حولاء، لایَحَلُّ لِاِمرَاَةٍ اَن تُظهِرَ مِعصَمَها و قَدَمَها لِرَجُلٍ غیرَ بَعلِها و اِذا فَعَلَت ذَلِک لَم تَزَل فی لعنة ا…ِ و سَخَطِهِ و غَضِبَ ا…ُ عَلیها و لَعنَتها مَلائِکةُ ا… وَ اَعَدَّلَها عذاباً اَلیماً. ای حولاء، بر زن جایز نیست ساعدها و پاهایش را برای مردی جز شوهرش نمایان کند و اگر چنین کند، همواره در لعنت خدا و خشم اوست و خدا بر او غضب می کند و فرشتگان بر او لعنت می فرستند و خدا برای او عذاب دردناکی مهیّا می کند. (میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل ، ج 14 ، 242)
عَنِ الحَلَبی عن ابی عبدا… (ع) قال: “لا یَصلُحُ لِلمَرأَةِ المُسلِمَةِ أَن تَلبَسَ مِنَ الخُمُرِ و الدُّروعِ ما لا یُواری شَیئاً امام صادق(ع) فرمودند: برای زن مسلمان صحیح نیست روسری و پیراهنش به گونه ای باشد که او را نپوشاند.( میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل ، ج 14 ، 255)
نکته جالب اینکه حتی افراد معروف دنیا، به دلیل مهم بودن پوشش، در این مقوله سخنانی دارند. در وصیت نامه چارلی چاپلین به دخترش در مورد پوشش مطلبی گفته شده است: برهنگی بیماری عصر ماست و من پیر شدم و شاید حرف های خنده آور می زنم، اما به گمان من تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست داری.
در مقوله حیا نیز دانشمندان بزرگ هم سخنانی دارند: ژان ژاک روسو (فیلسوف فرانسوی): شبیه شدن زنان به مردان باعث تسلط مردان به آنها می شود. ویلیام جیمز(روانشانس و فیلسوف آمریکایی) میگوید: مرد جوان به دنبال چشمان پر از حیا است و بدون آنکه حس کند که این خودداری ظریفانه از یک لطف و رقت عالی خبر میدهد، حیا و در نتیجه عزیز بودن زن و معشوق واقع شدن او برای مرد، پاداش های خود

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع سلامت روان، سلامت روانی، روان شناسی، فرهنگ ایرانی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع ادیان الهی، حدود پوشش، زنان ایرانی، زنان ایران