پایان نامه ارشد رایگان با موضوع سهم بازار، ساختار بازار، عملکرد بنگاه، مبانی نظری

دانلود پایان نامه ارشد

اطلاعات حسابداري كم‌رنگ بوده و در بسياري از پژوهش‌هاي حسابداري مبتني بر بازار از سود شركت به عنوان نشانگر عملكرد جاري و آتي مورد انتظار شركت‌ها ياد مي‌شود و به نقش سهم بازار توجه كمتري شده است(خداداد کاشی،1377).
مبانی نظری سهم بازار
سهم بازار يكي از جنبه‌ها و ابعاد مهم ساختار بازار است و شايد مهم‌ترين متغير ساختاري باشد .در تعريف اين واژه مي‌توان گفت تمركز، چگونگي و نحوه تقسيم بازار بين بنگاه‌ها را اندازه‌گيري مي‌نمايد. دراندازه‌گيري تمركز با اندازه نسبي بنگاه‌ها سروكار داريم و پژوهشگران علاقه‌مندند بدانند بازار چگونه بين بنگاه‌هاي موجود توزيع شده و سهم هر يك از آن‌ها چقدر است .هرچه بازار ناعادلانه‌تر بين بنگاه‌ها توزيع شده باشد، تمركز بيشتر و در صورت ثابت بودن تمامي شرايط هرچه تعداد بنگاه‌ها بيشتر باشد تمركز كمتر خواهد بود. اندازه تمركز با تعداد بنگاه ر ابطه معكوس و با توزيع سهم بازار بنگاه ارتباط مستقيم دارد. بنابراين، تمركز بنگاه را ميتوان به صورت معادله زير تعريف نمود:
C=f(N,I),δC/δn<0, δC/δn>0
در اين معادله I نابرابري در توزيع اندازه بنگاه است n. تعداد بنگاه ها و C اندازه تمركز ،
شاخص‌هاي متعددي براي اندازه‌گيري نسبت تمركز وجود دارد : معكوس تعداد بنگاه‌هاي صنعت و هرفيندال هيرشمن، شاخص كي شاخص آنتروپي ازجمله شناخته‌ترين شاخص‌هاي تمركز هستند. جهت عليت تأثير عناصر سه گانه بازار( ساختار و عملكرد، رفتار بنگاه) بر يكديگر ارتباط عناصر سه گانه بازار در چهار نظريه شكل گرفته زیر تشریح می‌گردد (پیرویان و زراءنژاد،1391).

الف) نظريه ساختارگرايي
اصول اساس اين مكتب توسط ميسن و شاگردانش شكل گرفت. ساختارگرايان معتقدند جهت عليت از ساختار به رفتار و سپس به عملكرد ختم مي‌شود. از نظر اين مكتب، رفتار بنگاه‌ها و تصميم آن‌ها مبني بر ائتلاف و همكاري و يا رقابت با يكديگر، متأثر از ساختار بازار است .نظري ساختارگرايان را مي‌توان به شكل معادله زير نمايش داد:
عملكرد = F (شرايط خارجي، سازمان داخلي، رفتار، ساختار )
ب) مكتب شيكاگو يو. سي. ال. اي.
در مقابل مكتب ساختارگرايي، طرفداران مكتب ش كاگو قرار دارند . اين مكتب از دهه 1970 ميلادي به بعد به كوشش اقتصادداناني مانند استيگلر ، برازن ، مكگ ، دمستز ، پوزنر به شهرت رسید. طرفداران اين مكتب جهت عليت را از عملكرد به رفتار و سازمان ميدانند. از نظر اين مكتب، ساختار بازار و نحوه رفتار بنگاه‌ها به كارايي نسبي (يكي از جنبه‌هاي عملكرد) بنگاه‌ها مرتبط است(پیرویان و زراءنژاد،1391).
پ) مكتب رفتارگرايي
رفتارگرايان معتقدند الگو ي رفتاري بنگاه‌ها، عامل مؤثر در شكل‌گيري عملكرد بازار است. براي مثال، در بازاري كه دو بنگاه كنترل تمام بازار را در اختيار داشته باشند، الزاماً نتيجه و عملكرد انحصاري نخواهيم داشت .اگرچه اين بازار بسیار متمركز است و صد درصد آن در اختيار دو بنگاه است، ولي تحت شرايطي مي‌توان انتظار داشت كه تا درجه زيادي عنصر رقابت در ا ين بازار مشاهده شود. در واقع، به صرف ساختار متمركز، نتيجه انحصاري و عاري از رقابت تحقق نخواهد يافت، بلكه بروز انحصار ي رقابت بستگي به رفتاري دارد كه اين بنگاه‌ها در قبال يكديگر در پيش مي‌گيرند .در مجموع رفتارگرايان معتقدند ساختار در عملكرد بازار چندان مؤثر نيست، بلكه رفتار بنگاهها عنصر اساسي و تعيين كننده عملكرد است( پیرویان و زراءنژاد،1391).
ت) مكتب ورود
اين مكتب در فاصله سال‌هاي1982- 1975 توسط اقتصادداناني مانند بامول ، بيلي و و يلينگ پايه‌ريزي شد .به عقيده اين افراد ورود بنگاه‌هاي بالقوه از خارج صنعت به داخل آن مهم‌ترين عامل تعيين‌كننده در نتيجه و عملكرد است. اگر موانع ورود به بازار هموار نباشد، بنگاه‌هايي كه از قبل درصنعت فعاليت داشته‌اند مجبور به عمل در سطح بهينه و رقابت مي‌شوند، زيرا ورو د تازه واردين آن‌ها را به توليد در سطح بهينه و قيمت‌گذاري رقابتي مجبور مي‌نمايد. در چنين حالتي حتي اگر بنگاه‌هاي موجود رفتار مبتني بر همكار ي و ائتلاف را در پيش‌گيرند و يا بعضي از آن‌ها سهم بازار قابل توجه‌ي داشته باشند و بازار بسيار متمركز باشد، به دليل احتمال ورود بنگاه‌هاي جديد رفتار و عملكرد رقابتي تحقق خواهد يافت .با توجه به مكتب‌هاي ياد شده اين پرسش مطرح مي‌شود كه در بازارهاي واقعي ارتباط بين عناصر سه گانه بازار منطبق با ديدگاه كدام يك از اين مكاتب است؟ براي اين پرسش، پاسخ دقيقي وجود ندارد ؛ ز يرا اولاً نتايج حاصل از هر يك از اين مكاتب با مقدمات پذيرفته شده از سوي آن‌ها سازگاري دارد، ثانياً كارهاي تجربي گاه به حمايت يكي از آن‌ها و گاه به حمايت از ديگري منجر شده‌اند. به هر حال، نتايج تحقيقات تجربي به شدت به روش‌شناسي تحقيق وابسته است .ساختارگرايان بيشتر به مطالعات تجربي پرداخته، در حالي كه ساير مكاتب به ويژه ش كاگو ي و. س ي. ال. اي بيشتر به مطالعات و كارهاي نظري استناد مي‌كنند(پیرویان و زراءنژاد،1391).
رویكرد ســاختار، رفتار و عملكرد در مباحث اقتصاد خرد عمدتا از سال 1956 مطرح شده اســت. بنابراین رویكرد، عملکرد بنگاه‌هــا در صنایع متمرکز به طور متوســط بيشــتر اســت. به عبارتــی عملكــرد بنگاه هــا در صنایع مختلف، همبســتگی مثبتی با ویژگی‌های ساختاری بازار مانند تمرکز دارند. ویژگی‌های بازار عبارت از ســاختار، رفتار و عملكرد اســت.
شیوه‌های محاسبه سهم بازار(تمرکز)
مبحث رقابت و انحصار از مهم‌ترين زمينه‌هايي است كه همواره مورد توجه بسياري از اقتصاددانان و دانشمندان مديريتي قرار گرفته است. محققان هر بازار را دربرگيرنده سه عنصر عملكرد، رفتار و ساختار مي‌دانند كه بسته به ماهيت و نحوه تمركز .ارتباط اين عناصر با يكديگر، شكل و نوع و سازمان بازار مشخص مي‌شود يكي از جنبه‌ها و ابعاد مهم ساختار بازار مي‌باشد و شايد مهم‌ترين متغير ساختاري باشد كه به كمك آن مي‌توان ماهيت قيمت‌گذاري و درجه رقابت يا انحصار در بازار را مشخص كرد.
براي برآورد اندازه تمركز و سهم بنگاه‌هاي مختلف از بازار مي‌توان از شاخص‌هاي مختلفي نظير معكوس تعداد بنگاه‌هاي صنعت (بازار)، نسبت تمركزn بنگاه، شاخص H (هرفيندال هيرشمن)6 ، شاخص كي و هانا7 ، شاخص آنتروپي، شاخص(HHI) ضريب جيني و … استفاده نمود. از اين ميان، شاخص هرفيندال هيرشمن لحاظ پايه‌هاي نظري از ساير شاخص‌ها مستدل‌تر و قوي‌تر مي‌باشد( پیرویان و زراءنژاد،1391).
شاخص هرفيندال هيرشمن(HHI):
اين شاخص از اطلاعات تمام بنگاه‌هاي صنعت استفاده مي‌نمايد و براي بدست آوردن اين شاخص از مجموع مربع سهم اندازه‌هاي (توليد، فرو ش، دارايي، نيروي كار و غيره) تمام بنگاه‌ها در صنعت يا بازار استفاده ميشود. در واقع اين شاخص به هر بنگاه به اندازه سهم آن در بازار وزن داده مي‌شود.
HHI=∑_(i=1)^k▒S_i^2
=Kتعداد بنگاه‌های فعال در بازار
=Siسهم بازار شرکت i ام
S_i=X_j/(∑_(i=1)^n▒X_j )

Xj=فروش شرکتj
i=نوع صنعت
اين شاخص بين صفر و يك تغيير ميكند(پیرویان و زراءنژاد،1391).
فشردگی سرمایه
فشردگی سرمایه افزایش شدت سرمایه است. فشردگی سرمایه یک مفهوم اقتصاد کلان می‌باشد، عوامل سه گانه فيزيكي (فرسودگي ناشي از استعامل، گذشت زمان، پوسيدگي و زنگ‌زدگي ) مرتباً بر دارايي‌هاي مشهود اثر مي‌گذارند و از عمر مفيد آن‌ها مي‌كاهند. ولي وقوع عوامل كاربردي (عدم كفايت، نابابي كه تعويض زودرس را هم دربر مي‌گيرد )كمتر مورد پيدا مي‌كند. عدم كفايت از آن ناشي مي‌شود كه گسترش فعاليت موسسه‌اي موجب آن گردد كه وسيله توليد اگر به حداكثر گنجايش هم بكار افتد نتواند پاسخگوي تقاضا باشد.(رضایی و همکاران،1389).
در واقع، در كار آن نقص و كاهشي از آن‌چه به هنگام خريد انتظار مي‌رفت ديده نمي‌شود ولي اكنون به حد كافي كارآئي ندارد. نابابي ممكن است به اين علت حادث شود كه پيشرفت‌هاي تكنولوژي سبب كهنه شدن ماشين آلات و طرز كار آن‌ها و كاهش و يا از بين رفتن تقاضا براي محصولات و خدمات گردد.
تعويض زودرس به هنگامي ضرورت مي‌يابد كه ماشين آلات جديدي ابداع كنند كه خدمات بهتري عرضه نمايد و سبب انصراف از كاربرد نوع قديمي موجود شود.
در حسابداري استهلاك، كليه عوامل قابل پيش‌بيني كه موجب محدوديت فايده اقتصادي دارايي مي‌گردد مورد بحث واقع مي‌شود. سرشكن كردن بهاي تمام شده يا بهاي تحصيل مال بر ادوار مختلف استفاده از آن بر اساس عوامل فيزيكي و عوامل كاربردي هر دو صورت مي‌گيرد. ولي بايد گفت در حسابداري استهلاك بدواً توجه معطوف به عواملي مي‌شود كه بطور پيوسته و مداوم بر مال اثر مي‌گذارند. نسبت به رويدادهاي غيرمترقبه و پيش‌بيني نشده مانند طوفان، سيل، تغيير ناگهاني در تقاضاي محصول و از مد افتادگي شديد اموال مي‌بايد به ترتيبي خاص عمل كرد. مثلاً پيش‌آمد آتش سوزي كه منجر به بستن حساب دارايي سوخته و روزمره صورت مي‌گيرد و ارتباطي با طرز عمل استهلاك پيدا نمي‌كند. تنها استهلاك انباشته تا بروز آتش‌سوزي در تعيين مبلغ خسارت موثر واقع مي‌شود. (رضایی و همکاران،1389).
همچنين خط مشي موسسه نسبت به تعمير و نگهداشت اموال بر عمر مفيد آن‌ها اثر مي‌گذارد. طبعاً صرفه‌جويي در تعمير و نگهداشت موقتاً از هزينه مي‌كاهد ولي ممكن است عمر مفيد مال را كوتاه كند و مآلاً موجب افزايش هزينه استهلاك گردد.
بر اموالي كه موقتاً بدون استفاده افتاده‌اند و يا پيش‌بيني مي‌شود كه در آينده به كار آينده كماكان استهلاك تعلق مي‌گيرد زيرا عوامل فيزيكي و كاربردي استهلاك كه سرانجام موجب كاهش فايده اقتصادي آن‌ها مي‌شود همچنان تاثير مي‌گذارند.
ارزش آن دسته از دارايي‌ها كه انتظار نمي‌رود از آن‌ها ديگر بار استفاده شود مي‌بايد برابر پيش‌بيني آن‌چه از فروش آن‌ها حاصل خواهد گرديد و آن را اصطلاحاً ارزش خالص بازيافتني مي‌نامند، تقليل مي‌يابد. اموال بدون استفاده را مي‌يابد در حساب خاصي، جزء دارايي‌ها، نگهداري كرد.(خداداد کاشی،1377).
فشردگي سرمايه به صورت نسبت بين كل هزينه استهلاك دارايي‌ها و فروش خالص شركت اندازه‌گيري مي‌شود.
فشردگی سرمایه=(داراییها استهلاک هزینه)/(خالص فروش)
هزینه استهلاک دارایی
تعريف استهلاك : استهلاك را به كاهش فايده يك قلم يا يك نوع دارايي ثابت بر اثر عواملي چون مرور زمان، فرساي ناشي از كار و نابابي تعريف كرده‌اند.
قانون تجارت، پايين آمدن ارزش دارايي ثابت را كه در نتيجه استعمال، تغييرات فني و يا علل ديگر حادث شود موجب استهلاك دانسته است، و در قانون ماليات‌هاي مستقيم آن قسمت از دارايي ثابت كه بر اثر استعمال يا گذشت زمان يا ساير عوامل بدون توجه به تغيير قيمت‌ها تقليل مي‌يابد قابل استهلاك تشخيص شده است. ولي مفهوم و تعريف استهلاك در حسابداري دقيق‌تر و مشخص‌تر است. در عرف حسابداري، سرشكن كردن و تخصيص دادن بهاي تمام شده دارايي ثابت را به طريقي معقول و منظم بر دوره‌هاي استفاده از آن استهلاك مي‌نامند. بهاي تمام شده معمولاً در طول مدت استفاده از دارايي، ثابت مي‌ماند، بطوري كه در پايان عمر مفيد دارايي، مجموع اقلام‌هاي استهلاك دوره‌هاي استفاده از آن برابر مي‌شود با بهاي اوليه منهاي ارزشي كه براي دارايي اسقاط در نظر گرفته شده است. (موسوی جهرمی و همکاران،1388).
در تعريف، دو شرط معقول و منظم بودن روش استهلاك كافي تشخيص داده شده است. مراد از معقول آن است كه روش استهلاك با فوايد حاصل از دارايي در مدت بهره‌برداري از آن رابطه داشته باشد و شرط دوم حكايت از اين مي‌كند كه روش مورد استفاده از نظم و ترتيبي منطقي برخوردار باشد.
بنابر توضيح بالا، حسابداري استهلاك به روشي اطلاق مي‌شود كه بر اساس آن بهاي تمام شده دارايي ثابت، منهاي ارزش اسقاط آن، بر مدتي كه عمر مفيد آن برآورد مي‌شود به طريقي معقول و منظم سرشكن شود. به اين تعبير، منظور از هدف استهلاك، سرشكن كردن و تخصيص بهاي تمام شده است و نه تعيين ارزش دارايي.

ماهيت استهلاك
بهاي تمام شده اموال، ماشين آلات و تجهيزات يعني اقلام مختلف دارايي را مي‌توان در حكم پيش‌پرداختي بلندمدت تلقي كرد كه بابت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع سهم بازار، محتوای اطلاعاتی، سود سهام، سود حسابداری Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع سهم بازار، بورس اوراق بهادار، بورس اوراق بهادار تهران، بازده سهام