پایان نامه ارشد رایگان با موضوع سلسله مراتب، توسعه روستا، استان تهران، دولت مطلقه

دانلود پایان نامه ارشد

اولين كسي بود كه تاثير عوامل اقتصادي را برسازماندهي مكاني كشاورزي تشخيص داد. (پاپلي يزدي و ابراهيمي ، 1381، 183).
در مدل تانن بردو عامل هزينه حمل و نقل و فاصله از بازار تاكيد مي شود. اين مدل اولين نظريه بهره اقتصادي–بهره مكاني در علم جغرافياست و باهمه محدوديتهايش براي جغرافيدانان زمينه ي مناسبي را در بحث ناحيه بندي كار كردي فراهم مي نمايد. (احمدپور و ديگران ، 1390، 196).

-نظريه جان فريدمن
در سال 1966 فريدمن اثر ماندگار خود را با عنوان (سياست توسعه ناحيه اي : پژوهش موردي و نزوئلا) منتشر ساخت كه در آن به نظريه برنامه ريزي ناحيه اي براساس روابط مركز و پيرامونش ، نظريه قطب رشد و نابرابريهاي ناحيه اي تاكيد داشت. اين اثر با تأثير پذيري از آثار مربوط به نابرابريهاي ناحيه اي معروف ترين متفكرين زمان نظير ميردل، هيرشمي و ويليامسون تهيه شده بود (شكويي ، 1384، 273).
تبيين مدل مركز –پيرامون براساس تحقيقات فريدمن در آمريكاي جنوبي (ونزوئلا و شيلي)صورت گرفت و برخلاف باور رايج ، تمايز و اختلاف منطقه اي را جدا از يكديگر نديده و نظام فضايي كشور را بر دو زير نظام (كه يكي را مركز و ديگري را پيرامون ناميد) تقسيم كرد. او رابطه ي بين اين دو نظام را رابطه ي استعماري دانست كه قطبي شدن را در مركز و حاشيه اي شدن را در پيرامون به دنبال دارد. فريدمن معتقد بود در حالي كه در يك كشور جنوب دو نظام مركز و حاشيه وجود دارد خود آن كشور زير نظام حاشيه اي از نظام جهاني است كه زير نظام مركز در اين نظام جهاني ، كشور يا كشورهايي از شمال هستند. (صرافي ، 1377، 119).
در نظريه فريدمن تسلط هسته بر پيرامون چند جانبه است و برتري خود را از راههاي زير بر آنها اعمال مي كنند : 1- اثر سلطه: منطقه پيرامون بدليل اشتغال دائم منابع انساني ، طبيعي و سرمايه به هسته تضعيف مي شود؛
2-اثر اطلاعاتي: كنش هاي متقابل و تماس هاي بالقوه در مناطق هسته اي قويتر است؛
3-اثر رواني : موفقعيت در نوآوري؛
4-اثر مدرنيز اسيون : ارزشهاي اجتماعي و تغييرات رفتاري در منطقه هسته اي ، سريعتر با نوآوري ها تطبيق مي يايند؛
5-اثر پيوند : با خلق نوآوري ها بوسيله نوآوريها
6-اثر توليدي : ايجاديك نظام تشويقي مجذوب كننده براي نوآوري ها ، از جمله تخصص و رشد ويژگي هاي اقتصادي مقياس (احمدپور و ديگران ، 1390، 198).
-نظريه آر.پي.ميسرا
ميسرا يكي از مشهورترين نظريه پردازان توسعه روستايي است كه در دهه 1980 ، نظريات خود را در مورد توسعه جهان سوم مطرح كرد. او از روشهاي جديد توسعه صحبت مي كند كه اين روشها داراي ضوابط زير مي باشد : 1- توسعه بايد حالت دوقطبي را تضعيف كند ،-2 جهت گيري توسعه بايد مشكلات فقر را رفع نمايد ، 3- توسعه بايد سبب پيشبرد رشد اقتصادي شود ، 4- توسعه بايد بوسيله مردم آغاز و مديريت آن نيز برعهده مردم باشد. (مطيعي لنگرودي ، 1384، 69).
مفهوم مراكز رشد از مفهوم اوليه قطب هاي رشد گرفته شده كه اين قطب ها مركز قدرت اقتصادي هستند ، اما نه ضرورتاً متمركز در مراكز جغرافيايي معين.

-نظريه راندينلي
دنيس را ندينلي استاد دانشگاه سيراكيوز آمريكا نظريه خود را براساس ناكارآمدي نظريه ي قطب رشد مطرح مي كند. اومعتقد بود چنانچه كشورها بخواهند در سطوح گوناگون به توسعه دست يابند مي بايست سرمايه گذاري هاي خود را از طريق شهرهاي مياني در سطح كشور تقويت نمايند. وي در نظريه خود بر جمعيت شهري به عنوان محور سياست توسعه تاكيد داشت و معتقد بود كه توسعه در سطح نواحي و نقاط آن بدون در نظر گرفتن نقاط شهري ممكن نيست، زيرا نقاط اصلي مصرف مازاد توليدات كشاورزي در شهرها قرار دارد. از سوي ديگر اكثر نهاده هاي مهم توليدات و خدمات مورد نياز در سطح ناحيه كه در نقاط روستايي مورد استفاده قرار مي گيرد از سوي نقاط شهري تامين مي شود. به همين علت را نديتلي معتقد است كه اگر دولت ها بخواهند به سطوح گوناگون توسعه در سطح ناحيه و سكونتگاههاي آن دست يابند بايستي توسط يك سيستم يكپارچه ي شهري پراكندگي سرمايه گذاريها را در سطح نواحي تقويت نمايند و شرايط مناسب براي دسترسي به بازارهاي شهري را جهت جمعيت ساكن در همه نواحي كشور فراهم نمايند.
در كانون نظريه راندينلي به سه وظيفه تحليلي اشاره شده است كه عبارتند از :
1-تحليل كاركردي وترسيم سلسله مراتب سكونتگاهها 2- تحليل پيوندهاي اداري ، خدماتي ، اجتماعي ، بازاري و حمل ونقل بين سكونتگاهها 3- تحليل قابليت دسترسي و زمينه ي خدماتي در نظريه را ندينلي هدف اين است كه شهرهاي يك ناحيه به ويژه شهرهاي مياني آن به عنوان كانوني براي ارائه ي خدمات و امكانات لازم در جهت توسعه ي اجتماعي–اقتصادي ناحيه در آينده تا زمينه ي توسعه ي اجتماعي–اقتصادي ناحيه كه هدف نهايي تمام برنامه هاي توسعه مي باشد فراهم گردد.
نظريات گفته شده مي توانند در امر سازماندهي سياسي فضا بر حسب شرايط مورد استفاده قرار گرفته و مبتني بر آنها مي توان به تشكيل نواحي كاكردي با ماهيت اداري و سياسي اقدام نمود (احمدي پور و ديگران ، 1390، 204).

2-2-مروري بر سازماندهي سياسي فضا در ايران
نخستين خطوط تفكيك سرزمين در ايران از تطبيق طبيعت و فضاي سكونتگاهي انسان شكل گرفت . زيرا اقوام آريايي در مهاجرت خود به ايران زمين كه از هزاره اول قبل از ميلاد آغاز شد با توجه به تقسيمات درون قومي خود كه شامل مادها ، پارسها ، و پارتها بودند به ترتيب در نواحي مركزي و شمال غرب ، غرب ، جنوب ، جنوب غرب ، شمال شرق ، شرق مستقر و نواحي شناخته شده جغرافيايي سرزمين ماد ، سرزمين فارس و سرزمين پارت را به وجود آوردند . اين مرزبندي كه بر خط تفكيك اقليم و انسان پايه گذاري شده بود نزديك به 2400سال در مديريت سرزمين داراي كاركرد بود.
قديمي ترين اسناد تاريخي سازماندهي سياسي فضا مربوط به دوره داريوش اول هخامنشي است . ايران در عهد هخامنشي به لحاظ اداري و مالياتي به چندين قسمت تقسيم شده بود كه هر قسمت را ساتراب مي ناميدند .
هردوت تعداد ساتراپها را 20 تا 26 و سنگ نبشته رستم تعداد آنها را 30 مورد ذكر مي كند.
اسكندر بعد از هخامنشيان ، تقسيمات انها را پذيرفت ولي در عهد سلوكيان كشوربه 72 قسمت كوچك و بزرگ تقسيم شد .
در دوران اشكاني كشور به قسمت هايي تقسيم شده بود كه باستان نويسان شمار ممالك تابع آنان را 18 مملكت ذكر مي كنند كه 11 تاي آنها ممالك برتر و 7 تاي ديگرممالك فروتر بودند. در زمان ساسانيان تقسيمات گذشته مورد نظر بود ولي به لحاظ وجود مسائل خارجي و عمدتاً نظامي در سازماندهي سياسي فضا تجديدنظر صورت گرفت و در دوران خسرو اول انوشيروان كشور به 4 استان (پادوكس) تقسيم شد .
تقسيم بندي ساسانيان عمدتا جنبه نظامي داشت وملاك عمده تقسيم بندي نحوه حفظ آرامش در مرزها بوده است . از اينرو اطلاق نام مرزبان براي حكمران معرف علاقه حكومت و ضرورت حفظ آرامش در مرزها بوده است . پس از حمله اعراب تقسيمات كشوري ايران دگرگون شد و تقسيماتي ديگر همچون اميرنشين ها به وجود آمد و هر يك براي اداره ي امور قلمرو حاكميت و جمع آوري ماليات قلمرو خود را به نواحي تقسيم مي كردند و هر كدام را به حاكم يا اميري ميسپردند .
پس ازانقراض ساسانيان و با تشكيل دولت صفويه سازماندهي سياسي فضا پيوسته دستخوش تغيير و تحول بوده و همراه با جنگ ها و غلبه و شكست اين سازماندهي تغيير مي يافت . حمدالله مستوفي در دوران مغول ها سرزمين ايران را داراي 20 بخش دانسته است و تا تشكيل دولت صفويه در ايران به چهار والي نشين و 13 بيگلربيگي تقسيم شده بود و شاخص عمده در سازماندهي پرداخت ماليات و مقتضيات نظامي بود .
اگر عصر صفويه را نقطه ي شروع ساخت مركز تلقي كنيم بدون شك اين دولت داراي همان كاركردهاي ويژگي دولتهاي مطلقه در اروپا نبود و نتوانست پيرامون يكپارچه ايي را براي خود فراهم سازد .
البته در جامعه مذهبي ايران ، ايجاد يك مذهب ملي و سراسري مي توانست بسياري از مشكلات را حل كند . اما از آنجا كه اين امر در سلسله هاي بعدي مورد ترديد قرار گرفت و با ورود نادرشاه به عرصه ي قدرت شاهد يك عقب گرد شد ، كار ساخت مركز پيرامون همگن نيز به تاخير افتاد .
بر پا ساختن مجدد اين مركزبه مدد يك نيروي قهري مانند آغا محمد خان امكان پذير نبود و به اين ترتيب تا اواخر عهد قاجار سازماندهي سياسي فضا با خواست حكومت انجام مي شد . در سال 1285 اولين قانون به منظور سازماندهي سياسي فضا به تصويب مجلس شوراي ملي رسيد و ايران به 4 ايالت شامل خراسان ،كرمان و بلوچستان ، فارس و بنادرو خراسان و سيستان و 12 ولايت شامل استر آباد ،مازندران ، گيلان ، زنجان ، كردستان ، لرستان ، كرمانشاهان ، همدان ، اصفهان ، يزد ، عراق و خوزستان تقسيم شد .
(ايالت قسمتي از مملكت بود كه حكومت مركزي داشت و ولايت نيز قسمتي از مملكت و حاكم نشين جز بود كه داراي يك شهر حاكم نشين و توابع بود) در اين تقسيم بندي حكام ايالات را والي يا فرمانروا مي گفتند . هر ايالت شامل چند ولايت و در راس هر ولايت يك حاكم بود و ولايت خود به بلوك ها (بخشها) تقسيم مي شدند كه به وسيله ي نايب الحكومه اداره مي شد .
با اين روندكند ساخت مركز حتي دردوره رضا شاه هم به انجام نرسيد و اقدامات او در سركوب رقباي متعدد و شورشهاي محلي نيز نشانگر آسيب پذير بودن دولت مركزي و تماميت اراضي ايران بود .
حكومت رضاشاه نيز قادر نبود كار ويژه دولت مطلقه را به انجام رساند از اينرو اطاعت سطحي و سرسري خوانين ايلات عشاير به جاي ادغام اين قبايل در بطن جامعه مورد قبول و مكفي تلقي مي شد .
در آبان ماه سال 1316 قانون تقسيمات كشوري و وظايف فرمانداران و بخشداران به تصويب رسيد و به موجب ماده 2 اين قانون كشور به 6 استان و 50 شهرستان تقسيم شد . استان شمال غرب ، استان غرب ، استان شمال ، استان جنوب ، استان شمال شرق و استان مكران .
در دي ماه 1316 با اصلاح قانون ، كشور به 10 استان و 49 شهرستان تقسيم شد و استانها با توجه به اعداد رتبه اي از يكم تا دهم نامگذاري شدند . (علت اصلي نامگذاري عددي استانها همان اختلافات قومي بين ايلات و عشاير و حكومت مركزي بود) از 1316 تا 1325 تغييرات صورت گرفته در نظام تقسيمات كشوري ايران محدود به الحاق و انتزاع و تغيير برخي اسامي مي باشد . از 1325 اقدام به تاسيس تعدادي استان مي گردد و با ادغام استانها در يكديگر استانهاي جديدي با نام هاي مشخص تشكيل مي گردند .
در 24 ذيعقده 1325 ه . ق برابر با 1285 ه . ش اولين قانون تقسيمات كشوري با عنوان ايالت و ولايت به تصويب مي رسد كه كشور به 4 ايالت و 12 ولايت به مركز دارالخلافه تهران تقسيم مي گردد .
ايالتها : 1- خراسان 2- كرمان و بلوچستان 3- فارس و بنادر 4- خراسان و سيستان
ولايتها : 1- استرآباد 2- مازندران 3- گيلان 4- زنجان 5- كردستان 6- لرستان 7- كرمانشاهان 8- همدان 9- اصفهان 10 – يزد 11 – عراق 12 – خوزستان
در آبان ماه سال 1316 قانون جديد تقسيمات كشوري به تصويب مي رسد و كشور به 6 استان به شرح زير تقسيم مي شود :
1- استان شمال غرب 2- استان غرب 3- استان شمال 4- استان جنوب 5- استان شمال غرب 6 استان مكران
در ديماه 1316 قانون فوق اصلاح و كشور به 10 استان به شرح زير تقسيم مي شود :
1- استان يكم (قزوين ، زنجان ، ساوه ، سلطان آباد ، رشت ، شهسوار)
2- استان دوم (قم ، كاشان ، تهران ، سمنان ، ساري)
3- استان سوم (تبريز و اردبيل)
4- استان چهارم (خوي ، رضائيه ، مهاباد ، مراغه ، بيجار)
5-استان پنجم (ايلام ، شاه آباد ، كرمانشاهان ، سنندج ، ملاير ، همدان)
6- استان ششم (خرم آباد ، گلپايگان ، اهواز ، خرمشهر)
7- استان هفتم (بهبهان ، شيراز ، بوشهر ، فسا، آباده ، لار)
8- استان هشتم (كرمان ، بم ، بندرعباس ، خاش ، زابل)
9- استان نهم (سبزوار ، بيرجند ، تربت حيدريه ، مشهد ، بجنورد ،قوچان)
10-استان دهم (اصفهان ، يزد)
در سال 1325 استان آذربايجان از ادغام دو استان سوم و چهارم تشكيل مي شود .
در سال 1326 استان تهران كه از توابع استان دوم بوده تفكيك و خود به استان جديدي تبديل مي شود.
در سال 1326 فرمانداريهاي كل تشكيل مي شوند و در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع حمل و نقل، سلسله مراتب، مفهوم فضا، حوزه نفوذ Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی ﻧﻈﺎم، ﺟﺎﯾﮕﺎه، ﺳﯿﺎﺳﺖ، ﺗﺤﻠﯿﻞ