پایان نامه ارشد رایگان با موضوع دوران مدرن، فتحعلی شاه، قرن نوزدهم، تفکیک قوا

دانلود پایان نامه ارشد

ن رایج مردم آن دوره بود تغییر یافت.
اساس این مکتب که حدود یک قرن و نیم به طول انجامید این است که در یک مصراع مطلبی معقول بگویند و در مصراع بعد برای تبیین یا اثبات و توجیه آن امر معقول، مثالی محسوس به مناسبت بیاورند. سبک هندی با صائب بسیار زود به اوج خود رسید و در ربع آخر قرن یازده و نیمه ی اول قرن دوازده، یعنی بعد از صائب به سرعت راه ابتذال را پیمود. باید دانست که آن نظر بدبینانه نسبت به سبک هندی که معمولا در ادبای ایران وجود دارد مربوط به این اشعار سبک هندی متاخر بعد از صائب است، وگرنه صائب و کلیم و چند تن دیگر از شاعران سبک هندی توانستند عالی ترین نمونه های غزل فارسی را به وجود آورند و به طور کلی غزل فارسی را از نظر مضمون بسیار ترقی دهند.
افراط در مضمون یابی که اندک اندک باعث اشکال در فهم شعر شده بود و ورود اصطلاحات و لغات عامیانه در شعر که باعث تنزل صوری غزل شده بود و پرداختن طبقات تحصیل نکرده و به طور کلی عوام به امر شاعری و موارد مشابه دیگر سرانجام سبک هندی را به سراشیبی تدنی کشید. از طرف دیگر سبک هندی بسیار زود با صائب به اوج خود رسیده بود و دیگر نمی توانست از آن حد بالاتر رود. علاوه بر این در نیمه ی اول قرن دوازدهم مقدمات زوال استقلال هند فراهم شده بود و پادشاهان بابری چون گذشته مجال توجه به شاعران را نداشتند. در همین حدود، سلطنت صفویه نیز در ایران در حال انقراض بود. از این رو در آغاز نیمه ی قرن دوازدهم سبک هندی کاملا به حال انقراض رسید.
از انقراض صفویه تا آغاز سلطنت فتحعلی شاه قاجار را که از نظر شعری دوره ی بسیار فقیری است دوره ی فترت می نامند. نادرشاه و کریم خان زند ظاهرا به شعر توجهی نداشتند و اسنادی از صله بخشی و شاعرنوازی آنان در دست نیست. در زمان آغا محمد خان قاجار، میرزا عبدالوهاب نشاط، انجمن نشاط را در اصفهان دایر کرد و شاعران آن انجمن به تقلید و تتبع سبک های استادان کهن پرداختند، اما بعد از انتقال او به تهران، آن انجمن از هم پاشید.
جنبش بازگشت که در نیمه ی دوم قرن دوازدهم یعنی از اواخر دوره ی سلطنت افشاریه به وجود آمده بود، در عهد کریم خان رونقی یافت، اما زمان اوج این نهضت عهد قاجاریه است. زیرا پادشاهان قاجار بسیار شعردوست بودند و علاوه بر این دربارهای مجللی داشتند. بنابراین شعر دوباره به دربار بازگشت و صله گرفتن دوباره بازار قصیده را داغ کرد. البته قصیده در دوره ی بازگشت هیچ گونه اصالتی ندارد و صرفا نسخه هایی است تقلیدی از اشعار شاعران سبک خراسانی و عراقی. اما غزل سبک بازگشت مبتنی بر تقلید صرف نیست بلکه در مرحله ی اول واکنشی درمقابل سبک هندی است. (سبک هندی کلا محدود به غزل بود.)غزل دوره ی بازگشت مجموعه ای است از عناصر طرزهای مختلف از قبیل شیوه ی سعدی، حافظ، بابافغانی و حتی شاعران سبک هندی و البته گاه خود نیز به ندرت تازگی هایی دارد. با زبانی روان و گزیده، مضامین گزیده ی قدما دستچین شده است یعنی عصاره ی غزلیات قدما در غزل عهد بازگشت دیده می شود. در غزل این سبک استعاره و تشبیع و مجاز تازه بسیار کم است و از این رو زبان نیز محدود به حدود قدماست، اما گاه اوزان تازه ای دیده می شود. مانند این غزل از صفای اصفهانی:
دل بردی از من به یغما، ای ترک غارتگر من
دیدی چه آوردی ای دوست از دست دل بر سر من

غزل دوره ی بازگشت کلا مبتنی بر عشق است و مضامین عارفانه در درجه ی پایین تری از اهمیت قرار دارند. تاثیر سبک سعدی، حافظ، با و وحشی از سایرین بیشتر است. غزل این دوره، غزلی است که از صافی قرون گذشته و زلال شده است، منتها چون الگوهای قبلی در ذهن خواننده است نمی تواند به این غزل ها چنانکه باید تمایل نشان دهد. راست است که در این دوره هیچ شاعر صاحب سبک برجسته ای وجود ندارد اما نفی کردن این نوع غزل چنان که معمول است به هیچ روی روا نیست.

عوامل تاریخی و فرهنگی موثر در بروز نهضت مشروطه
وضعیت قبل از مشروطه:
وضعیت اجتماعی و فکری ایرانیان در نیمه ی نخست حاکمیت قاجار حاصل تحولات قریب یکصد سال پیش از ان بوده است. اقتدار و رفاه و آرامش بی نظیر دوران صفوی، بعلاوه ی فتوحات نظامی چشمگیر در برابر عثمانی و استعمار پرتغالی، غرور و … را در شخصیت اجتماعی ایرانیان نهادینه کرده بود. این غرور کاذب که خود عامل اصلی کوچک انگاری شورش کم توان افغان ها و عدم واکنش جامعه ی ایرانی در دفاع از حاکمیت صفوی بود، با سقوط این خاندان، که طی تجربه ی تاریخی دویست ساله به بخش مهمی از هویت ایرانیان بدل شده بود، به سرعت از دست رفت و جای خود را به بهت و نوعی خلا روحی دسته جمعی داد.
پس از سرکوب شورش افغان ها و فتح مجدد سرزمین های اشغال شده از طرف روسیه و عثمانی توسط نادرشاه، آرامش و رفاه دوباره بر جامعه ی ایرانی حاکم شد. این آرامش دوام چندانی نداشت و با وخامت شرایط روانی نادرشاه و افزایش اختلافات و مناقشات سیاسی، هرج و مرج و آشفتگی نیز به میان جامعه بازگشت. این آشفتگی در دوران حکومت زندیه و به دلیل درگیری دایمی میان غرب و شرق ایران که به ترتیب تحت حاکمیت کریم خان زند و نوادگان نادرشاه قرار داشتند به مدت چند دهه ادامه یافت. پس از مرگ کریم خان و با شورش آقا محمد خان قاجار و تصاحب قدرت توسط او و با خشونت زایدالوصف او در بسط سلطه ی خود بر مناطقی چون کرمان و قفقاز، بالاخره و پس از حدود یک قرن آتش جنگهای داخلی در ایران فروکش کرد. حاصل این آشفتگی صد ساله اوضاع اجتماعی، رسوب نا امیدی و سستی و رخوت در اذهان ایرانیان و بروز خصوصیات رفتاری چون پست همتی و علایق پست و کوتاه مدت بود.
با استقرار دولت قاجار و بسط آرامش داخلی در تمام نقاط ایران، مقابله با تهدیدات خارجی در اولویت دغدغه های عمومی ایرانیان قرار گرفت. سرکوب تهدید تکفیری سعودی در جنوب و مقابله با تهدید روس در شمال گر چه در ابتدا شور و امید نوینی در جامعه ی ایرانی ایجاد کرد، اما با تحمیل شکست تاریخی در ترکمانچای به سرعت جای خود را به سرخوردگی عمومی داد. این ضربه باعث بیداری و تنبه متفکران جامعه ی ایرانی شد و آنان را به تامل در علل انحطاط و زوال تاریخی در مقابل تمدن نوظهور غربی واداشت.

مفاهیم فکری موثر در ظهور مشروطیت
مردم و مردمسالاری
دموکراسی یکی از اساسی ترین اصول فلسفه ی حکومتی در تفکر غربی است که ریشه های تاریخی آن را می توان در تجربه حکومتی دوران یونان و رم باستان یافت و بنیادهای فکری ان را نیز می توان به اندیشه ی فلاسفه ی یونانی و خصوصا رساله ی «جمهور» افلاطون نسبت داد. تجربه ی اروپایی ها در حکومت های استبدادی قرون وسطی آنها را به رجوع به این مفهوم کهن در دوران نوین (عصر مدرن) سوق داد. با سقوط نظام پادشاهی و استقرار جمهوری در فرانسه در نیمه ی دوم قرن هیجدهم این مفهوم مدرن امکان پیاده سازی عملی یافت و به هسته ی اساسی تمام حکومت های مدرن بعدی تبدیل شد. حتی حکومت مدرن انگلستان نیز با وجود این که شکل سلطنت مشروطه دارد، اما عمیقا مبتنی بر مفهوم دموکراسی است.
اصل اساسی دیگر حکومت های مدرن، اصل تفکیک قوا و تشکیل مفهوم جدیدی با عنوان «مجلس شورا» است که هرچند می توان ریشه های ان را در تجربیات کهن تر یافت، در دوران مدرن برای اولین بار توسط مونتسکیو در کتاب «روح القوانین» پیشنهاد شده است. بر اساس این اصل، در یک حکومت مدرن، قدرت میان سه قوه ی اصلی تقسیم می شود که پر قدرت ترین انها مجلسی متشکل از نماینده های مستقیم مردم مناطق مختلف جغرافیایی یک کشور است و بر تمام امور حاکمیتی نظارت و سلطه دارد. این دو اصل،یعنی دموکراسی و تفکیک قوا تجلی مستقیم تمرکز اندیشه ی اروپایی در دوران مدرن بر مفهوم اصالت انسان و جوامع انسانی هستند و تلاشی است برای قدرت بخشی به مفهوم مدرن «مردم» در برابر حاکمیت سنتی امر خدا و فره ایزدی.
آزادی
liberty مفهوم دیگری است که در تفکر مدرن جایگاه بی نظیری کسب کرده است. این مفهوم که از طرف متفکران مدرن ایرانی (به غلط) به «آزادی» ترجمه شده است، در غرب بی قیدی و عدم وجود مرزهای رفتاری را تداعی می کند و از این جهت تفاوت اساسی با تلقی کهن ایرانیان از واژه ی آزادی دارد. آزادی توسط کسانی چون «جان لاک» مورد بررسی و نظریه پردازی قرار گرفته و در قوانین اساسی جمهوری های نوظهور فرانسه و آمریکا (مقارن با اوایل دوره ی قاجار) شکل عملی به خود گرفته است و در غالب تحولات سیاسی دنیای مدرن مورد توجه و تاکید بوده است.
ملت و ملیت
ملیت نیز از مفاهیمی است که در دنیای کهن نمی توان سابقه ی چندانی از آن یافت. در واقع تحولات سیاسی دوران کهن بیش از آنکه تحت تاثیر اراده ی ملت ها بوده باشد متاثر از عوامل انگیزشی دیگری چون دین، و جنگ قدرت میان سلاطین بوده است. استقلال جوامع اروپایی از پاپ و تشکیل حکومت های مستقل محلی در آغاز دوران مدرن، شاخص هویتی جدیدی در میان مردم اروپا به وجود آورد که با روند جریانات تاریخی بعدی تدریجا به تکوین مفهوم ملت و ملیت انجامید. به طور مشخص در پایان جنگهای داخلی اروپا در نیمه ی اول قرن نوزدهم (نیمه اول قاجار، حکومت فتحعلی شاه و محمد شاه) مفهوم دولت-ملت به عنوان کنشگر اساسی در تعاملات بین المللی به رسمیت شناخته شد و مرزهای جغرافیایی برای تمایز دولت-ملت ها مورد توافق قرار گرفت.
اسلام ستیزی
تجربه ی تاریخی اروپا در مبارزه با استبداد ارباب کلیسا و جزمیت فکری تحمیل شده توسط آنها به جوامع اروپایی، دین ستیزی را به یکی از شاخص های اساسی اندیشه ی مدرن تبدیل کرد. این شاخص به همراه سایر مولفه های اندیشه ی مدرن در ذهن طرفداران ایرانی مدرنیسم رسوب کرده و آنها را به مخالفت و کینه ورزی در مقابل دین و دین داران ترغیب نمود. غالب این افراد همت زیادی در تخطئه و تمسخر اعتقادات و قید و بندهای دینی و رفتار دین مدرانه داشته اند . از میان این افراد می توان از ایرج میرزا و عشقی نام برد
مارکسیسم، جنبش های کارگری و ضد سرمایه داری،نهضت های ضد استعماری
سلطه ی سرمایه داران و سرمایه داری بر اروپا و استثمار طبقه های فرودست جامعه ی اروپایی کسانی چون مارکس را بر ان داشت تا برای مقابله با این ظلم تاریخی به تدوین و تئوریزه کردن تفکرات سوسیالیستی و ضد سرمایه داری بپردازند. در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم (مقارن با اواخر دوره ی قاجار) بخشی از متفکران مدرن ایرانی نیز مجذوب این مفاهیم نوظهور شده بودند. البته بر خلاف مفاهیم پیش گفته که عموما متاثر از کشورهای اروپای غربی (فرانسه و انگلستان) بود، بخش اعظم این تفکرات از طرف قفقاز و از طریق رابطه ی فکری ایرانیان با مردم بخش های ایرانی امپراتوری تزار وارد ایران می شد و از این جهت می توان تفاوت هایی در خاستگاه اجتماعی و فکری میان طرفداران این طرز فکر و سایر متفکران مدرن ایرانی یافت.
سنتی ها و اسلامی ها
شاخص ترین این افراد سید جمال الدین اسد آبادی است که علاوه بر برخورداری از تفکر پیشرو و سطح اندیشه ی بالاتر نسبت به سایر همفکران خود، تلاش و همت مجاهدانه او در تبیین این طرز فکر و حضور موثر او در قطب های مهم این اندیشه همچون مصر و ایران و هند و تنوع فعالیت های او از روزنامه نگاری تا صدارت، او را در جایگاه مهم ترین عضو این مجموعه قرار داده است.
از مفاهیم شاخص این طرز تفکر، که وجه تمایز آن با جریان مدرنیستی محسوب می شوند، تمرکز بر مبارزه با استعمار به جای تمرکز بر دموکراسی و آزادی و نیز توجه به مفهوم «امت اسلامی» به جای ملت های منطقه ای هستند. این اندیشه بااقداماتی چون ایجاد حرکت های ضد استعماری در مصر و هند، و نیز با قتل شاه قاجار در ایران توانست تاثیرات مهمی در سیاست و زندگی مسلمانان بر جای بگذارد.
طیف دیگر این افراد علمای مشروطه خواهی چون آیت الله بهبهانی و شیخ فضل الله نوری هستند که شهرت آنها بیشتر متوجه نقش آفرینی آنها در انقلاب مشروطه است. برخلاف مشروطه خواهان مدرن که بر اساس آرمانهایی مثل دموکراسی و ملیت بدنبال حکومت مشروطه مانند الگوی انگلیسی و اروپایی آن بوده اند، توجه علمای مشروطه خواه سنتی معطوف به آرمانهای اسلامی مانند عدالت اجتماعی و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع سبک عراقی، شاه نعمت الله ولی، عوامل اجتماعی، اجتماعی و سیاسی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع عصر مشروطه، ادبیات فارسی، دولت – ملت، شعر فارسی