پایان نامه ارشد رایگان با موضوع خطر کنترل، صورتهای مالی، هیات مدیره

دانلود پایان نامه ارشد

اجزای زیر تشکیل مي‌ شود:
2-4-1- محیط کنترلی:
محیط کنترلی فضایی را ایجاد میکند که در آن کارکنان فعالیتها و مسئولیتهای کنترلی خود را انجام میدهند. محیط کنترلی، پایه و اساس سایر اجزای کنترل داخلی است. مدیریت در این محیط، ریسکهای تحقق اهداف تعیین شده را ارزیابی میکند. مدیریت به کمک فعالیتهای کنترلی از اجرای اقداماتی که برای رویارویی با ریسکها مقرر کرده است اطمینان حاصل میکند. ضمناً اطلاعات مربوط گردآوری و در سراسر واحد اقتصادی مبادله میشود. فرآیند کنترل داخلی تحت نظارت قرار میگیرد و در صورت لزوم اصلاحاتی در آن انجام میشود. محیط کنترلی دارای اجزای زیر میباشد:
اطلاع رسانی و تقویت درستکاری و ارزشهای اخلاقی
پایبندی به صلاحیت
مشارکت هیات مدیره
نگرش و شیوه اجرایی مدیریت
ساختار سازمانی
تعیین اختیار و مسئولیت
سیاستها و روشهای منابع انسانی
2-4-2- فرایند ارزیابی خطر توسط واحد مورد رسیدگی:
فرایند ارزیابی خطر توسط واحد مورد رسیدگی به معنی فرآیند شناسایی و برخورد با خطرهای تجاری و نتایج آن است. واحدهای اقتصادی باید از ماهیت ریسکهای فرا روی خود آگاهی کافی داشته باشند و در مصاف با آنها به بهترین نحو عمل کنند و بایستی اهداف فعالیتهای فروش، تولید، بازاریابی، مالی و غیره را تعریف و تعیین کنند تا بتوانند به گونهای هماهنگ عمل نمایند. همچنین باید ساز و کارهایی را برای شناسایی، تجزیه و تحلیل و مهار ریسکهای مربوطه برقرار کنند. خطرها ممکن است در شرایطی مانند موارد زیر اجرا شود یا در اثر آنها تغییر یابد:

تغییر در محیط عملیاتی.
کارکنان جدید.
رشد سریع.
فناوری جدید.
مدلها، محصولات یا فعالیتهای تجاری جدید.
تجدید ساختار واحد تجاری.
توسعه عملیات خارجی.
استانداردهای حسابداری جدید.
2-4-3- سیستم اطلاعاتی، شامل فرایندهای تجاری مربوط، در ارتباط با گزارشگری مالی و اطلاع رسانی:
سیستمهای اطلاعاتی و ارتباطی، محیط بر فعالیتهای کنترلی هستند. واحد اقتصادی به کمک این سیستمها مي‌ تواند اطلاعات لازم را برای اجرا، اداره و کنترل عملیات گردآوری و مبادله کند.
2-4-4- فعالیتهای کنترلی:
فعالیتهای کنترلی، خط مشیها و روشهایی است که به کسب اطمینان از اجرای دستورات مدیریت یاری میرساند و در سیستم اطلاعاتی یا سیستمهای دستی، اهداف گوناگونی دارد و در سطوح سازمانی و کاری گوناگونی اجرا مي‌ شود. انواع فعالیتهای کنترلی شامل موارد زیر است:
پردازش اطلاعات.
کنترلهای فیزیکی.
تفکیک وظایف.
2-4-5- نظارت بر کنترلها:
نظارت بر فرآیند کنترل داخلی و انجام اصلاحات لازم، امری بسیار مهم و کارساز است. سیستم تحت نظارت مي‌ تواند به صورت پویا از خود واکنش نشان دهد و در شرایط مقتضی تغییر کند.
برای مثال، ارزیابی ریسک ضمن تأثیر بر فعالیتهای کنترلی ضرورت تجدید نظر در نیازهای اطلاعاتی و ارتباطی یا فعالیتهای نظارتی واحد اقتصادی را آشکار میسازد. بنابراین، اجزای کنترل داخلی با یکدیگر مرتبط هستند و هر جزء میتواند سایر اجزا را متأثر کند.
حتی دو واحد اقتصادی را نمیتوان یافت که از سیستم کنترل داخلی یکسانی برخوردار باشند، واحدهای اقتصادی و نیازهای کنترلی آنها به لحاظ صنعت، اندازه، فرهنگ و فلسفه مدیریتی به نحو چشمگیری متفاوت هستند. بنابراین، با آن که تمام واحدهای اقتصادی برای کنترل فعالیتهایشان به تمام اجزای کنترل داخلی احتیاج دارند، اما سیستم کنترل داخلی هر شرکت اغلب بسیار متفاوت از بقیه شرکتها خواهد بود (پوریا نسب وهمکاران، 1388).

2-5- ضرورت وجود کنترلهای داخلی:
سیستم کنترل داخلی درباره قابلیت اتکای اطلاعات حسابداری که مبنای اخذ تصمیمات مهمي‌ میباشند به مدیریت اطمینان لازم را میدهد. تصمیماتی که مدیریت به صورت رویه به تمام قسمتهای شرکت ابلاغ مینماید بایستی اجرای آن بطور منظم پیگیری شود تا موثر واقع گردد.
سیستم کنترل داخلی نسبت به رعایت رویههای یاد شده، اطمینان لازم را به وجود میآورد و از آنجایی که مدیریت مسئول مستقیم نگهداری از مدارک حسابداری و تهیه صورتهای مالی مناسب و قابل اتکاست، ساختار کنترل داخلی از ایفای چنین مسئولیتی اطمینان لازم را فراهم مینماید.
همچنین کنترلهای داخلی برای حسابرسان نیز حایز اهمیت است زیرا کیفیت کنترلهای داخلی بیش از هر عامل دیگری تعیین کننده نحوه رسیدگیهای حسابرسان است. حسابرسان مستقل، شناختی از کنترل داخلی بدست میآورند تا حسابرسی را برنامهریزی کنند و نوع، زمانبندی و میزان سایر عملیات حسابرسی لازم برای اظهارنظر درباره مطلوبیت ارائه صورتهای مالی را تعیین نمایند (نوروش و مهرانی 1393، 248).

2-6- محدودیتهای کنترلهای داخلی:
کنترلهای داخلی، صرفنظر از نحوه طراحی و اجرای آن، تنها میتواند اطمینانی معقول از دستیابی به اهداف گزارشگری مالی را برای واحد مورد رسیدگی تامین کند. احتمال دستیابی به این اهداف، تحت تأثیر محدودیتهای ذاتی کنترلهای داخلی است. این محدودیتها، شامل این واقعیت است که قضاوت انسان در تصمیمگیری میتواند اشتباه آمیز باشد و به دلیل خطاهای انسانی، چون اشتباهات ساده، کنترلهای داخلی مي‌‌تواند مختل شود. برای مثال، چنانچه کارکنان سیستم اطلاعاتی واحد مورد رسیدگی چگونگی پردازش معاملات فروش توسط سیستم ثبت سفارش را به طور کامل درک ننمایند، ممکن است تغییراتی را به اشتباه در سیستم طراحی کنند که سیستم، فروشهای یک خط تولید جدید را پردازش کند. از سوی دیگر، این تغییرات ممکن است به درستی طراحی شود، اما به وسیله افرادی که طرح را به برنامه تبدیل میکنند، اشتباه درک شود. اشتباهات ممکن است دراثر استفاده از اطلاعات تهیه شده توسط فناوری اطلاعات نیز رخ دهد. برای مثال، کنترلهای خودکار ممکن است به منظور گزارش معاملات بیش از یک مبلغ معین طراحی شود تا مورد بررسی مدیریت قرار گیرد، اما افراد مسئول بررسی ممکن است هدف از این گزارشها را درک نکنند و از این رو، آنها را بررسی نکنند یا اقلام غیر عادی را پیجویی ننمایند (نوروش و مهرانی1393، 254).
افزون بر این، کنترلها میتواند به وسیله تبانی دو یا چند نفر از کارکنان یا زیرپا گذاری نابجای مدیریت، بی اثر شود. برای مثال، مدیریت ممکن است به توافقهایی جنبی با مشتریان برسد که مفاد و شرایط استاندارد قراردادهای فروش واحد مورد رسیدگی را تغییر دهد و بدینسان، به شناخت درآمد نادرست بیانجامد. همچنین، کنترلهای ویرایشی تعبیه شده در برنامهها که برای شناسایی و گزارش معاملات افزون بر سقف اعتباری مشخصی طراحی شده، ممکن است نادیده گرفته شود یا به عمد، از کار انداخته شود.
سیستم کنترل داخلی عاملی موثر در پیشگیری از تقلب و حصول اطمینان از قابلیت اتکای اطلاعات حسابداری است. اما باید پذیرفت که در هر سیستم کنترل داخلی، محدودیتهای ذاتی وجود دارد. هنگام اجرای روشهای کنترل ممکن است به دلیل بی دقتی یا سهل انگاری، برداشت غلط از دستورها یا سایر عوامل مربوط به رفتار انسانی، اشتباهاتی رخ دهد. همانگونه که در موارد دادگاهی نیز ثابت شده است، کنترلهای داخلی مانع از تقلب مدیریت ارشد نیست. بدون مشارکت فعال هیات مدیره در مدیریت شرکت و بدون وجود یک واحد حسابرسی داخلی کارآمد، مدیریت ارشد به آسانی میتواند سیستم کنترل داخلی را زیر پا گذارد. همچنین آن دسته از کنترلهای داخلی که به تفکیک وظایف نیاز دارد، مي‌ تواند با تبانی کارمندان زیر پا گذارده شود.
حدود کنترلهای داخلی مورد عمل هر شرکت را هزینه اجرای آن تعیین مي‌ کند. استقرار سیستمي‌ از کنترل‌های داخلی که از رخداد هرگونه تقلب و اتلاف منابع پیشگیری کند از لحاظ هزینه مقرون به صرفه نیست؛ بلکه حصول اطمینانی معقول، عموما حداکثری است که مي‌ توان به آن دست یافت (نوروش و مهرانی1393، 260).

2-7- ارزیابی سیستم کنترل داخلی توسط حسابرسان:
شناخت حسابرس از سیستم کنترل داخلی صاحبکار، مبنایی را برای موارد زیر فراهم میآورد:
برنامهریزی (شناخت اولیه)
برآورد احتمال خطر کنترل (شناخت نهایی)
حسابرس بر اساس دومین استاندارد اجرای عملیات حسابرسی میبایست برای برنامهریزی حسابرسی و تعیین نوع، زمانبندی و میزان آزمونهایی که باید اجرا شود، شناختی کافی از ساختار کنترل داخلی کسب نماید.
شناخت حسابرسان از سیستم کنترل داخلی صاحبکار خود، مبنایی را هم برای برنامهریزی حسابرسی و هم برای برآورد احتمال خطر کنترل فراهم میآورد.
در برنامهریزی حسابرسی، شناخت کافی از محیط کنترلی، سیستم حسابداری و روشهای کنترل صاحبکار برای حسابرسان ضروری است. این شناخت، هم شامل طراحی رویهها، روشها و مدارک و هم آگاهی از اعمال شدن یا نشدن آنهاست. حسابرسان با داشتن این شناخت مي‌ توانند (1) انواع بالقوه تحریفهای صورتهای مالی را شناسایی کنند و (2) آزمونهای محتوای موثرتری را برای رسیدگی به اقلام صورتهای مالی طراحی کنند. تصور آزمون اقلام صورتهای مالی، بدون شناخت از ساختار کنترلی دشوار است. برای مثال، حسابرسانی که شناختی از سیاستها و روشهای اجرا و ثبت فروشهای نسیه صاحبکار خود ندارند در اثبات مانده حسابهای دریافتنی و فروش با مشکل روبرو مي‌ شوند.
شناخت حسابرسان از ساختار کنترل داخلی، مبنایی را نیز برای برآورد احتمال خطر کنترل، یعنی احتمال این خطر که سیستم کنترل داخلی صاحبکار از رخداد تحریفها پیشگیری یا آنها را کشف نکند، جهت حسابرسان فراهم میآورد. چنانچه حسابرسان به این نتیجه برسند که سیستم کنترل داخلی صاحبکار موثر است، احتمال خطر کنترل را در سطح “پایین” تعیین خواهند کرد. بدین ترتیب، حسابرسان میتوانند احتمال خطر عدم کشف زیادتری را بپذیرند و در نتیجه، آزمونهای محتوا میتواند کاهش یابد. بر عکس، در جایی که سیستم کنترل داخلی ضعیف است، احتمال خطر کنترل “زیاد” میباشد و حسابرسان برای کاستن از احتمال خطر عدم کشف باید بر میزان آزمونهای محتوای خود بیافزایند. بدین ترتیب، شناخت حسابرسان از سیستم کنترل داخلی، عامل عمدهای در تعیین نوع، زمانبندی و میزان آزمونهای محتوای لازم برای اثبات اقلام صورتهای مالی است.
از آنجا که یک سیستم کنترل داخلی مناسب، نقش عمدهای در رسیدگیهای حسابرسان دارد، این پرسش پیش میآید که اگر کنترلهای داخلی به گونهای جدی نارسا باشد، حسابرسان چه باید بکنند؟ چنانچه حسابرسان، احتمال خطر کنترل را در شرکتی بسیار ” زیاد” ببینند، آیا مي‌ توانند رسیدگیهای خود را به گونهای رضایت بخش انجام دهند و نسبت به مطلوبیت ارائه صورتهای مالی به درستی اظهار نظر کنند؟ پاسخ مثبت به این سؤال بسته به این است که حسابرسان، احتمال خطر ذاتی را در حد رضایت بخشی بیابند که بتوانند آزمونهای محتوا را برای کاهش احتمال خطر حسابرسی تا یک سطح قابل قبول، طراحی کنند. حسابرسان واحدهای کوچک اغلب برای محدود کردن احتمال خطر عدم کشف، بیشتر از راه آزمونهای محتوای اقلام صورتهای مالی استفاده میکنند تا بر آزمونهای کنترلهای داخلی متکی باشند.
2-7-1- مراحل ارزیابی ساختار کنترل داخلی صاحبکار توسط حسابرسان به شرح زیر است:
1.کسب شناختی کافی از سیستم کنترل داخلی
2. برآورد خطر کنترل اولیه و طراحی آزمونهای اثربخشی کنترلها (آزمون رعایت).
3. اجرای آزمونهای اثربخشی کنترلها.
4. برآورد خطر کنترل نهایی و تعیین نوع و ماهیت، زمانبندی اجرا و حدود روشهای حسابرسی(آزمون محتوا) (نوروش و مهرانی1393، 245).
2-7-1-1- کسب شناختی کافی از سیستم کنترل داخلی:
حسابرسان در هر حسابرسی باید شناختی از ساختار کنترل داخلی واحد امور رسیدگی بدست آورند که برای برنامهریزی حسابرسی، کافی باشد و این، شامل کسب شناختی از محیط کنترلی، سیستم حسابداری و روشهای کنترل است.
محیط کنترلی حسابرسان برای کسب شناخت از نحوه برخورد مدیریت و هیات مدیره واحد مورد رسیدگی با محیط کنترلی، دانش آنان از محیط کنترلی و اقداماتی که در مورد آن انجام میدهند باید آگاهی کافی بدست آورند. مهم آن است که حسابرسان به جای توجه به شکل کنترلها، ماهیت آنها را در نظر بگیرند، برای مثال، یک سیستم گزارشات بودجهای ممکن است گزارشهایی را تهیه کند، اما مدیریت واحد تجاری تجزیه و تحلیل

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان با موضوع اسناد و املاک، ثبت اسناد Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع خطر کنترل، وجوه نقد، صورتهای مالی