پایان نامه ارشد رایگان با موضوع خارج از خانه، اوقات فراغت، احساس عدالت

دانلود پایان نامه ارشد

اجتماعي مثبت اشكال ابتدايي تر سرگرمي تمام مي شود (پاتنام، 1995 الف: 75). به اعتقاد پاتنام رابطه بين مشارکت مدني و تماشاي تلويزيون به گونه آموزندهاي مي تواند با رابطه بين مشارکت مدني و خواندن روزنامه، مورد مقايسه قرار گيرد. تقابل اساسي در اين زمينه کاملاً بي پرده و سر راست است: خواندن روزنامه با سرمايه اجتماعي بالا و تماشاي تلويزيون با سرمايه اجتماعي پايين مرتبط مي باشد. تحقيقات نشان داده اند که حتي با کنترل متغيرهايي نظير تحصيلات، درآمد، سن، نژاد، محل سکونت، وضعيت کار و جنس تماشاي تلويزيون به گونه معکوس و قوي با اعتماد اجتماعي و عضويت گروهي مرتبط مي باشد. در حالي که همبستگي بين خواندن روزنامه با اعتماد اجتماعي و عضويت گروهي مثبت و قوي است (پاتنام، 1995 ب: 678).
به باور پاتنام تلويزيون به چهار شيوه بر ميزان اعتماد اجتماعي بينندگانش تأثير مي گذارد:
الف- جا به جايي زمان76: بيش تر اشكال مصرف رسانه اي و مشارکت اجتماعي به طور مثبتي با يك ديگر همبستگي دارند؛ به عنوان نمونه، افرادي كه به موسيقي كلاسيك بيش تر گوش مي كنند، نسبت به ديگران احتمال بيشتري دارد كه در بازي هاي مختلف شركت كنند.يک استثناي اصلي، بر اين قاعده کلي، تلويزيون است؛ تماشاي تلويزيون تنها فعاليت اوقات فراغت است كه به نظر مي رسد مشاركت در خارج از خانه را محدود ميكند. تماشاي تلويزيون تقريباً به بهاي از دست دادن هرنوع فعاليت اجتماعي خارج از خانه به ويژه گردهمايي هاي اجتماعي و گفتگو هاي غير رسمي تمام مي شود (همان: 679-678).
ب- بينندگان تلويزيون خانه نشين هستند77: اکثر مطالعاتي كه همبستگي منفي بين تماشاي تلويزيون و مشاركت در جامعه را گزارش مي كنند، به اين دليل كه صرفاً به مقايسه افراد مختلف در يك زمان واحد مي پردازند، از لحاظ رعايت عليت دچار ابهام مي باشند. اما يك مطالعه نيمه تجربي معرفي تلويزيون در سه شهر كانادا (ويليامز 1986) همان الگو را در سطح جمعي و در طول زمان مشاهده نمود: تأثير عمده ورود تلويزيون، كاهش مشاركت در فعاليت هاي اجتماعي و تفريحي در بين مردم در تمامي سنين بود. به طور خلاصه مي توان گفت كه تلويزيون در حال خصوصي كردن اوقات فراغت ما مي باشد (همان: 679).
ج- تأثير بر چشم انداز بينندگان78: بخش مؤثري از ادبيات رسانه كه تحت سرفصل “تأثير جهان فرومايه”79 جمع شده است، نشان مي دهد كه براي مثال، كساني كه زياد تلويزيون تماشا مي كنند، به طور غير معمولي درباره خير خواهي افراد ديگر در برآورد زياد از حد نرخ جرم و جنايت مردد مي باشند. در حالي كه منتظر شواهد تجربي بهتر هستيم اما يك قضاوت موقت مستدل اين است كه تماشاي زياد تلويزيون ممكن است بدبيني پيرامون ماهيت انسان را به طور گسترده اي افزايش دهد. هم چنين، شايد آن گونه كه منتقدان اجتماعي به طور گسترده اي استدلال كرده اند، هم رسانه و هم پيام بر شيوه تعامل ما با جهان و با افراد ديگر تأثير پايه اي بيش تري دارد. آن طور که پستمن80 (1985) ادعا كرده است، تلويزيون ممكن است انفعال را القا كند و يا همان گونه كه ميرويتز81 (1985) نشان داده است، ادراكات جسماني و اجتماعي ما را تغيير دهد (همان).
د- تأثير بر کودکان82: تلويزيون با مصرف حدود 40 ساعت در طول يك هفته، بخش فوق العاده اي از زندگي بچه ها را اشغال مي كند. تماشاي تلويزيون به طور خاص در بين نوجوانان بالا است، اما ميزان آن در بين جوانان هم بالا باقي مي ماند: مطالعات مربوط به چگونگي سپري کردن زمان در امريكا نشان مي دهد كه در سنين14-9 سالگي تلويزيون بيش از تمام ديگر فعاليت هاي اختياري تركيب شده83، شامل بازي، سرگرمي، رفتن به باشگاه، فعاليت هاي خارج از خانه و ملاقات هاي غير رسمي، وقت افراد را صرف خود مي كند. البته تأثيرات تلويزيون بر اجتماعي كردن84 كودكان نيز بيش از سه دهه به طور گسترده اي مورد بحث قرار گرفته است. مستدل ترين نتيجه گيري از نتايج گاه درهم و برهم و متعارض به نظر مي رسد چنين باشد كه احتمالاً تماشاي زياد تلويزيون توسط کودکان ونوجوانان موفقيت تحصيلي را كاهش داده و از لحاظ آماري با عدم كارآيي رواني-اجتماعي مرتبط مي باشد (همان: 680-679).
پاتنام در نظريه سرمايه اجتماعي خود استدلال مي كند كه عضويت در انجمن ها منجر به افزايش اعتماد اجتماعي مي گردد (پاتنام، 1995 الف: 71). همبستگي نزديك بين اعتماد اجتماعي و عضويت در انجمن ها نه فقط در تمام زمان ها و در بين تمام افراد، بلكه هم چنين در تمام كشور ها به اثبات رسيده است. شواهد مربوط به پيمايش جهاني ارزش ها سال 1991 نشان مي دهد كه اعتماد اجتماعي و فعاليت هاي مدني داراي همبستگي قوي با يك ديگر بوده و جوامعي كه داراي تراكم بيش تري درعضويتهاي انجمني
ميباشند،شهروندان با اعتماد اجتماعي بيشتري نيز دارند(همان: 73).شبكه هاي مشاركت مدني هزينه هاي بالقوه عهد شكني را در هر معامله اي افزايش مي دهند. فرصت طلبي منافعي را كه فرد انتظار دارد از ديگر معاملات همزمانش و معاملات آينده نصيبش شود، به خطر مي اندازد. شبكه هاي مشاركت مدني، هنجارهاي قوي معامله متقابل را تقويت مي كنند. هموطناني كه در بسياري از زمينه هاي اجتماعي ارتباط متقابل دارند “آماده هستند تا هنجار هاي قوي رفتار قابل قبول را توسعه دهند و انتظارات متقابلشان را در بسياري از ارتباطات تقويت كننده همكاري با يك ديگر منعكس كنند”. اين هنجار ها بوسيله “يك شبكه ارتباطي كه به كسب حسن شهرت در وفاي به عهد و پذيرش هنجار هاي رفتار جامعه محلي متكي است، تقويت مي گردند”. شبكه هاي مشاركت مدني ارتباطات را تسهيل مي كنند و جريان اطلاعات را در مورد قابل اعتماد بودن افراد، بهبود مي بخشند (پاتنام، 1380: 297).
البته اين امر بيش تر در خصوص شبكه هاي افقي صادق مي باشد، چرا كه جريان عمودي اطلاعات اغلب غير موثق تر از جريان افقي اطلاعات هستند و بخشي از آن بدين دليل است كه اطلاعات قابل اتكاء و درست مانعي براي بهره كشي و استعمار محسوب مي شود. مهم تر اين كه، مجازات هايي كه از هنجار هاي معامله متقابل در مقابل تهديد فرصت طلبي حمايت مي كند در شبكه هاي عمودي كمتر براي مقامات عالي وضع مي شوند و اگر هم وضع شوند كم تر اجرا مي گردند (همان: 298).شهرونداني كه در مسائل عمومي مشاركت دارند، مطمئن هستند كه ديگران نيز عادلانه عمل كرده و از قوانين پيروي مي كنند (پاتنام، 1384: 97-96). شهروندان در جامعه مدني با يک ديگر به طور عادلانه رفتار مي کنند و انتظار دارند که با آن ها عادلانه رفتار شود. آن ها انتظار دارند که حکومتشان از معيار هاي عالي دنباله روي کند و خود نيز از روي ميل به قوانيني که خود وضع کرده اند، تن در مي دهند (پاتنام، 1380: 192). به طور خلاصه، مدنيت با برابري و مشارکت ارتباط دارد (همان: 183). شهروندي در جامعه مدني مستلزم حقوق و تعهدات برابر براي همه مي باشد. يک چنين جامعه اي نه از طريق روابط عمودي اقتدار و وابستگي بلکه از طريق روابط افقي معامله متقابل و همکاري به هم پيوسته است. در اين جامعه شهروندان در قالب افراد برابر با يکديگر ارتباط دارند و نه در قالب حامي ها و کارگزار ها و يا حاکمان و گدايان (همان: 158). به زعم پاتنام در مناطق مدني زندگي جمعي با اين انتظار که ديگران احتمالاً از مقررات پيروي خواهند کرد، تسهيل مي گردد. اگر شما بدانيد که ديگران با اجراي مقررات انتظاراتتان را برآورده مي کنند احتمال زياد تري وجود دارد که شما نيز به همين ترتيب، انتظاراتشان را برآورده کنيد. در مناطق غير مدني تقريباً هر کسي انتظار دارد که ديگران مقررات را نقض کنند. اگر شما بدانيد که ديگران به فريب متوسل مي شوند، آن گاه اطاعت از قوانين ترافيکي، مالياتي و يا مقررات رفاهي از سوي شما احمقانه به نظر خواهد رسيد. بنابر اين، به فريب متوسل مي شويد و در نهايت انتظارات حزن انگيز و بدبينانه هر کس توجيه پذير خواهد بود (همان: 194).
بدين ترتيب، با توجه به مطالب مطرح شده در فوق، ميتوان استدلال كرد كه از نظر پاتنام، تلويزيون علاوه بر تأثير مستقيمي كه بر روي ارزش ها و نگرش هاي افراد مختلف دارد، از طريق اختصاص دادن زمان بيش تر به خود و آن چه كه پاتنام با عنوان خصوصي سازي اوقات فراغت مطرح مي سازد، ميزان مشاركت مدني و فعاليت در انجمن هاي داوطلبانه را نيز كاهش داده و از اين طريق نيز بر عواملي نظير هنجارهاي معامله متقابل، ميزان فرصت طلبي، نگرش مثبت نسبت به اجراي قانون و احساس عدالت و نهايتاً ميزان اعتماد اجتماعي اثرگذار مي باشد. پاتنام بر اين باور است که تلويزيون افراد را نسبت به ماهيت انسان بدبين
ميسازد. به باور او هم رسانه و هم پيام (نوع برنامهها و يا مطالب مورد استفاده) شيوه تعامل انسانها را با افراد ديگر و با جهان پيرامونشان شکل ميدهد و ادراکات جسماني و اجتماعي آنها را تحت تأثير قرار
ميدهد. “دلايل پاتنام عليه تلويزيون بر پايه دو يافته استوار است، اولين يافته مربوط به ميزان زماني است که افراد به تلويزيون اختصاص ميدهند. او معتقد است برنامههاي تلويزيوني زمان را به خود اختصاص ميدهند و موجب کاهش مشارکت افراد در مسائل اجتماعي ميشوند، دومين يافته مربوط به اثر تلويزيون بر روي شخصيت افراد و به ويژه نقش اين رسانه در فرايند اجتماعي کردن افراد است. او معتقد است که نمايشهاي تلويزيوني شخصيت انسان را تخريب ميکند. افرادي که زياد تلويزيون تماشا ميکنند ممکن است باور کنند که دنياي زشتي که تلويزيون از جهان بيرون نشان ميدهد، به واقعيت نزديک است. بنا بر نظر پاتنام مردمي که خيلي تلويزيون نگاه ميکنند رتبه پاييني در سرمايه اجتماعي دارند و يا – طبق گفته گربنر و همکارانش اعتماد پاييني هم دارند” (حسين پور و معتمدنژاد، 1390: 141). با در نظر گرفتن اين نكته، در پژوهش حاضر مصرف رسانه اي (تلويزيون داخلي/ ماهوارهاي) به عنوان متغير مستقل و ميزان فعاليت در انجمن هاي داوطلبانه، هنجارهاي معامله متقابل، ميزان فرصت طلبي، نگرش مثبت نسبت به اجراي قانون و احساس عدالت نيز به عنوان متغيرهاي واسط در نظر گرفته شده و ميزان و چگونگي جهت تأثير آن ها بر ميزان اعتماد اجتماعي به عنوان متغير وابسته مورد سنجش قرار مي گيرد. در نظر گرفتن همزمان ميزان تماشاي تلويزيون داخلي و ماهوارهاي به عنوان متغيرهاي مستقل، اين امکان را به ما ميدهد که بدانيم آيا (چنانکه پاتنام معتقد است)صرف استفاده از تلويزيون موجب کاهش اعتماد اجتماعي افراد ميگردد و يا در اين زمينه مسائل ديگري هم دخيل ميباشند.
البته لازم به ذکر است که نظريه پاتنام در خصوص تأثير رسانه هاي جمعي بر اعتماد اجتماعي و مشارکت مدني با انتقاداتي نيز مواجه گرديده است که از جمله آن مي توان به اين نکته اشاره کرد که او توضيح
نمي دهد که چرا افرادي که خبرهاي چاپي زيادي ميخوانند و برنامههاي مربوط به امور عمومي را از تلويزيون تماشا مي کنند، در مقايسه با کساني که به ميزان کمتري اين اخبار را دنبال مي کنند، سطوح بالاتري از سرمايه اجتماعي را دارا مي باشند. پاتنام حتي اين پرسش را در نظر نمي گيرد که چرا گوش دادن به راديو پيش از پيدايش و رواج تلويزيون، سرمايه اجتماعي را کاهش نداده است (کاپلا، 2002: 234).

3-6- مدل تحليلي پژوهش

3-7- فرضيات پژوهش
1- کساني که به تماشاي تلويزيون(داخلي/ماهوارهاي)مي پردازند نسبت به کساني که تلويزيون تماشا نمي کنند، ميزان کمتري از اعتماد اجتماعي را دارا هستند.(تماشا يا عدم تماشاي تلويزيون)
2- کساني که انواع مختلف برنامه هاي تلويزيون(داخلي/ماهوارهاي) را تماشا مي کنند، ميزان متفاوتي از اعتماد اجتماعي را دارا مي باشند.(نوع برنامه هاي مورد تماشا)
3- ميزان تماشاي تلويزيون(داخلي/ماهوارهاي) با ميزان اعتماد اجتماعي رابطه معکوس دارد.(ميزان تماشاي تلويزيون)
4- ميزانتماشاي تلويزيون(داخلي/ماهوارهاي)با متغيرهاي ميزان فعاليت در انجمنهاي داوطلبانه، هنجار معامله متقابل، نگرش مثبت نسبت به اجراي قانون و احساس عدالت، رابطه معکوس و با فرصت طلبي رابطه مثبت دارد.
5- ميزان فعاليت در انجمن هاي داوطلبانه با متغيرهاي هنجار معامله متقابل، نگرش مثبت نسبت به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره احساس عدالت، محل سکونت Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع احساس عدالت، ابزار پژوهش