پایان نامه ارشد رایگان با موضوع حمل و نقل، سلسله مراتب، مفهوم فضا، حوزه نفوذ

دانلود پایان نامه ارشد

مي باشد، بر اين اساس در بسياري از كشورها از جمله ايران، شاخص هاي تقسيم كننده سرزمين همواره متأثر از قانون و ملاكهاي شناخته شده نبوده است.
اساس ناحيه بندي سياسي بر چند شاخص استوار است كه عبارتند از: شاخص جمعيت، روابط فاصله اي، همگني طبيعي، همگني فرهنگي، شيوه يا سبك معيشت، حوزه ي نفوذ مكانهاي مركزي، ضرورتهاي ويژه امنيتي، انديشه استراتژيك دولت ( مهمترين شاخص )، ملاحظات جغرافيايي و ملاحظات سياسي.(احمدي پور وديگران ، 1388، 8).

1-8-17.شاخص هاي موجود در تقسيمات كشوري ايران
الف) شاخص جمعيت
يكي از عمده ترين مؤلفه هايي كه در مسائل مرتبط با تقسيمات كشوري نقش خاصي را ايفا است. با نگاه به قانون تقسيمات كشوري مي توان دريافت كه عمده « جمعيت » كرده، مؤلفه ترين شاخصي كه براي تعيين مركزيت و ارتقاي سطح در نظر گرفته مي شود، شاخص جمعيت است مثلاً در صورت رسيدن جمعيت روستا به مقدار معين مي تواند تبديل به شهر شود يا براي ايجاد دهستان، بخش، شهرستان و استان تعداد معيني از جمعيت لحاظ شده است.
اين شاخص يكي از معيارهاي اساسي و تعيين كننده اهميت نسبي يك فضاي سكونت به شمار آمده و منعكس كننده ميزان نقش و كاركرد آن در جوابگويي به برخي از نيازهاي خدماتي، مديريتي و اداري و تعيين مركزيت است. ميزان جمعيت و نرخ رشد آن از طريق سرشماريهاي عمومي نفوس و مسكن رسمي و مركز آمار احصاء شده و مورد استفاده نظام تقسيمات كشوري قرار مي گيرد(دانش خوشبو، 1379، 100).

ب) شاخص وسعت و قلمرو
وسعت و قلمرو يك مكان با توجه به شرايط اكولوژيكي و مكاني، ظرفيت ها و تواناييهايي را به مكان اعطاء مي كند كه آن را نسبت به مكانهاي همگن خود از يك مزيت نسبي برخوردار مي سازد و از اين روست كه اين شاخص نيز به عنوان يكي از معيارهاي اساسي و تعيين كننده در تعيين مركزيت ها و محدوده هاي واحدهاي تقسيمات كشوري بكار گرفته مي شود (دانش خوشبو، 1379، 120).

ج) شاخص ميزان قابليت دسترسي و فاصله
توزيع خدمات در درون يك جامعه همگن، معمولاً بر اساس مركزيت هندسي نقاطي در نظر گرفته مي شود كه مردم دسترسي بيشتري بدان داشته باشند. اين مراكز و كانونها از طريق سيستم راههاي ارتباطي و طول راه و فاصله بر اساس تحليل هزينه، فايده و نظريه ي اصل ميانگين ( زمان- پول ) مورد سنجش قرار گرفته و نقاطي كه داراي مركزيت پهنه اي باشند نسبت به ساير نقاط همجوار مي توانند از امتياز بيشتريدر مركزيت برخوردار باشند. اين نقاط برتر، تحت عنوان مركز دهستان، بخش يا استان شناخته مي شوند. (منبع: اینترنت)

د) شاخص اداري
اين شاخص مبتني بر اين نظريه است كه مردم براي فعاليت هاي خود به فضايي نيازمند هستند كه اين فضا از يك جايگاه ويژه اي برخوردار است كه فعاليتهاي خدمات رساني، اداري، اقتصادي، سياسي و فرهنگي و اجتماعي حوزه نفوذ را تأمين مي نمايد. تاريخ تأسيس و مركزيت استقرار اداراتي چون ثبت احوال، دبستانهاي دولتي، ژاندارمري، مراكز بهداشت و درمان و…. كه به حوزه نفوذ خود خدمات و سرويس ارائه مي كردند، مي تواند براي تعيين مركزيت هاي سياسي- اداري مورد استفاده قرار گيرد. ( محمدي مقدم، 1388، 46).

ه) شاخص همگني جامعه
در قانون تقسيمات كشوري، همگنيهاي يك جامعه با عنوان همخوانيهاي اجتماعي، فرهنگي، قومي و سرزميني تعريف شده است. همگني جامعه از طريق تعيين ميزان مراودات فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي افراد مشخص مي شود. حوزه اي كه ارتباط فرهنگي، تاريخي و اجتماعي مردم آن قوي باشد، نشان از بالا بودن درجه ي همگني در آن دارد و اين حوزه ي تقسيمات كشوري به مثابه ي يك « واحد » يا سطح در نظر گرفته مي شود. اين واحد مي تواند يك شهر، دهستان، بخش و… باشد. (احمدي پور، 1379، 280).

1-8-18.مفاهيم مرتبط با مديريت سياسي فضا
مفهوم فضا
فضا از كلمات بسيار مصطلح در بيان جغرافيايي است. در ادبيات جغرافيايي، فضا به وسعت زميني گفته مي شود كه هويت و واقعيتي دارد و كنش، عملكرد، حضور، روابط و حتي احساسات انسانها در آن تجلي مييابد، بر اين اساس، فضا چپ و راست، بالا و پايين، و پيش و پس دارد و چيزي را در برابر، در كنار و يا در بطن خود جاي مي دهد. دانش توپولوژي بر مالكيت فضا مي انديشد و اشياي درون فضا را نظم مي دهد. (كشوردوست، 1387،184).
براي شناخت مفهوم فضا در جغرافيا مي توان آن را به دو بخش فضاي مطلق و فضاي نسبي تقسيم كرد:
الف) فضاي مطلق
فضاي مطلق بر خلاف فضاي نسبي كه به پيروي از نيازهاي انسان ماهيت پيدا مي كند، داراي كيفيتي عيني، واقعي و مشخص است. فضاي مطلق در واقع موقعيتي اختصاصي يا رياضي است كه نسبت به خط استوا و مبداي قراردادي نصف النهار گرينويچ مشخص مي شود و از ثبات برخوردار بوده و همان چيزي است كه به طول و عرض جغرافيايي معروف است. در واقع فضاي مطلق بيانگر بعدي از تمركز و پراكندگي اشياست.
ب) فضاي نسبي
اين نوع موقعيت، جايگاه يك مكان يا فضاي جغرافيايي را نسبت به جهات چهارگانه و نيز نسبت به عوامل مختلف و همچنين مكانها و فضاهاي ديگر و يا همجوار مشخص مي سازد. از آنجا كه مبادي موقعيتيابي در اين نوع از فضا قراردادي و وضعي است و با تغييرات اوضاع تغيير مي كند مي توان آن را داراي ماهيت ناثابت و متغير فرض كرد. در واقع برداشت هاي نسبي از فضا بر خلاف فضاي مطلق، فقط رابطه اي است كه ميان رويدادها و ويژگيهاي آن و بنابراين وابسته به زمان و فرآيند است يا چيزي است كه يك فرد يايك جامعه آن را احساس مي كند. در اين رويكرد از فضا، فضاي نسبي يا خلق شده، فضايي ادراكي و محصول جامعه است. ( حافظ نيا و ديگران، 1389،79).

1-8-19.سازماندهي سياسي فضا
ناحيه ي سياسي كه در قلمرو اراده ي سياسي و فرمانروايي يك قدرت سياسي قرار مي گيرد، از اركان سازماندهي سياسي فضا به شمار مي آيد كه تعيين مرز براي آن از يكسو و تعيين مركزيت اين نواحي از ديگرسو دو لبه ي حساس تقسيم بندي سياسي فضا هستند. يعني سه پارامتر اصلي در تقسيم بندي « مركزيت ، مجاورت و مرزهاي واحد اداري سياسی» سياسي فضا (تقسيمات كشوري) به شمار مي آيند. به همين دليل دولت ها نسبت به تقسيم فضاي سرزمين خود به شكل مناسب جديت خاصي دارند. البته سطح اختيار است و قدرت تصميم گيري و كار كرد سياسي واحدهاي تقسيماتي درون كشوري تاحد زيادي تابع نوع دولت و سيستم سياسي سطح ملي مي باشد. يعني اينكه دولت اعم از اينكه بسيط ، فدرال و يا ناحيه اي باشد نوع سازماندهي سياسي فضا تفاوت مي كند.
سازماندهي سياسي فضا ظرف و چار چوب ساختار تشكيلات اداري كشور را تعيين مي نمايد. چنانچه نظام سازماندهي سياسي فضا به لحاظ سلسله مراتبي بلند (در ايران شامل كشور ، استان ، بخش و دهستان) باشد ، ساختار تشكيلاتي نيز متمايل به بلند خواهد شد. ساختار بلند، فرايند اطلاع رساني را كند و نياز به امكانات، منابع و نيروي انساني زياد باعث گسترش ديوان سالاري و پيچيده شدن بوروكراسي اداري و اتلاف منابع و تامين هزينه زياد (به ويژه هزينه هاي جاري در مقابل هزينه هاي عمراني) بر دوش مردم و سرانجام ، كندي فرايند توسعه و عقب ماندگي را به دنبال خواهد داشت. بنابر اين بسياري از كشورها (آمريكا ، فرانسه ، تركيه و…) نظام سازماندهي سياسي فضا و به تبع آن ساختار تشكيلات اداري را از بلند به سمت تخت هدايت نموده اند تا از بزرگ شدن تشكيلات دولتي و كندي فرايند توسعه جلوگيري نمايند، به طوري كه تعداد كاركنان دولت آمريكا به اندازه دولت ايران است. ذكر اين نكته ضروري است كه توسعه ي يك سرزمين داراي مثلث سه ضلعي است كه اضلاع آن عبارتنداز: 1- نواحي سياسي 2- ساختار اداري 3- ميزان اختيارات. توسعه يك سرزمين رابطه بسيار تنگاتنگ با سه عامل فوق دارد و درتعامل يكديگر مي باشند. ( احمدي پوروديگران، 1390، 71).

1-8-20.عوامل شكل گيري روابط فضايي
به منظور تحليل فضا، لازم است عوامل شكل گيري روابط فضايي و همچنين عملكردهاي اجتماعي ناشي از آنها به روشني تبيين گردد. شرايط نظام اقتصادي، شرايط نظام سياسي و شرايط نظام ايدئولوژيكي، عوامل سه گانه شكل گيري روابط فضايي بوده كه بررسي پيوندهاي اين عوامل و همچنين عملكردهاي اجتماعي ناشي از آنها مي تواند در شناخت و تبيين فضا بسيار مؤثر باشد. از نظر كاستل، در جامعه سرمايه داري، تسلط نظام اقتصادي، اساس سازماندهي فضا را تعيين مي كند، زيرا در نظام سرمايه داري بمنظور جستجوي سود بيشتر، مكان گزيني فعاليتهاي اقتصادي، توليد كالا، خدمات و حمل و نقل و همچنين ارتباطات در مكانهاي ويژه اي صورت مي گيرد و اين فعاليتهاي اقتصادي هستند كه سازماندهي فضايي را عهده دارند. نظام سياسي نيز سازماندهي فضا را از طريق سلطه و تدوين قوانين و مقررات، يگانه سازي و همچنين نيروي زور و سركوب به انجام مي رساند و نظام ايدئولوژيكي نيز با شبكه اي از نهادها، با درونمايه ايدئولوژيك ] غدير.تاسوعاوعاشوراو…[ به فضا سرشت خاصي بخشيده و آن را سازماندهي مي كند.
نظامهاي مختلف سياسي- اقتصادي، فضاهاي مختلفي را توليد مي كنند چنانچه شهرهاي نظام سرمايه داري ايالات متحده آمريكا، نوع و كيفيت خيابانها، نوع و كيفيت وسايل نقليه شخصي و همچنين نوع و كيفيت ساختمانها و مراكز سكونتي با موارد مشابه در نظام سوسياليستي كشور چين متفاوت مي باشد و نظامهاي دوگانه سياسي- اقتصادي گفته شده فضاهاي خاص خود را توليد مي نمايند. نتيجه آنكه توليد و ساختار فضا بوسيله ي يك عمل آگاهانه صورت مي گيرد. پس تناقضات و تمايزات فضايي، حاصل تناقضات در جامعه است. ( كشوردوست، 1387، 199- 194).

فصل دوم
مرور منابع

2-1-نظريه هاي ناحيه بندي و تقسيمات كشوري
نظامهاي حكومتي (متمركز –غيرمتمر كز –ناحيه اي و محلي) براي اينكه بتوانند حداكثر بهره برداري از منابع موجود در قلمرو خود را داشته باشندو يا روند توسعه آن را تسريع نمايند و به انتشار و انتقال امواج نوآوري به دورترين نقاط جغرافيايي خود بپردازند ناگزيرند كه ضمن شناخت سريع پديده هاي گوناگون ، سرزمين خود را به نواحي گوناگون تقسيم و مديريت كار آمد سرزميني را درآن اعمال نمايند.
در اين زمينه عمده ترين نظريه هاي مربوط به ناحيه بندي سرزميني عبارتند از : نظريه مكان مركزي كريستالر ، نظريه فون تانن ، نظريه جان فريدمن ، نظريه آر . پي . ميسرا و نظريه راندينلي.

-نظريه مكان مركزي والتر كريستالر
به طور كلي نظريه مكان مركزي بانام كريستالر شناخته مي شود هر چند كار فون تانن مبناي نظريات مكان مركزي است علاوه بر تانن و كريستالر ، لش و گالپين نيز جز نظريه پردازان مكان مركزي هستند ، تفاوت ديدگاه كريستالر ، لوش و گالپين در اين است كه كريستالر بر مبناي حمل و نقل ، لش از ديد تجاري و گالپين از ديدگاه روستايي ، سلسله مراتب مكان مركزي را مورد توجه قرار داده اند.
در نظريه ي مكان مركزي كريستالر عامل هزينه ي حمل و نقل و رفت و آمد براي خريدكالا و خدمات از موارد مهم تلقي شده و در شكل گيري و تخصص يابي سلسله مراتب كانونهاي ناحيه اي تعداد جمعيت شاخص اصلي محسوب مي گردد.
مفهوم اصطلاح استانه در نظريه كريستالر به معني حداقل سطح تقاضا نسبت به يك حمايت از يك فعاليت اقتصادي است. در واقع آستانه قسمتي از يك ناحيه است كه در آن كمترين فروش يك موسسه اقتصادي صورت مي گيرد. به عبارت ديگر آستانه به معني حداقل ميزان نفوذ بازار يك كانون ناحيه اي در سطح ناحيه است و براساس اين آستانه مي توان مرزبندي ناحيه اي را در سطح يك سرزمين انجام داد.

-نظريه فون تانن
نخستين تلاش براي تشريح الگوهاي مكاني توسط فون نانن انجام شد. او شهر بزرگي را تصوير ميكند كه با دشتي بزرگ كه حاصلخيزي يكنواختي دارد، احاطه شده است. اين شهر ، محدوده روستايي خود را از نظر كالا و خدمات تامين مي كند و براي عرضه ي مازاد توليدات كشاورزي نواحي روستايي بازار مناسب فراهم مي سازد. هزينه هاي حمل و نقل اهميت بسياري داشته و در نتيجه در نظريه ي او كالاهاي حجيم و سنگين در مجاورت شهر توليد و كالاهاي سبك و كم حجم كه مي توانند هزينه ي حمل و نقل نسبتاً كمتري داشته ، باشد ، در مكانهاي دورتر ساخته مي شوند. تانن

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع حمل و نقل، آموزش و پرورش، سلسله مراتب، دولت – ملت Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع بندر عباس، استان تهران