پایان نامه ارشد رایگان با موضوع حمل و نقل، توسعه شهر، رشد هوشمند، بخش مرکزی شهر

دانلود پایان نامه ارشد

عملکرد مکانهای مرکزی یا مراکز خدمات نامیده میشود. منطقه میدوست ایالات متحده آمریکا یکی از بهترین نمونههای این الگوی شهری است (زیاری و همکاران،1389).
2-15-4. مدل ستاره ای
طبق این نظریه شکل شهر دارای تراکم زیاد و کاربریهای مختلط است که چهار تا هشت راه ارتباطی اصلی به آن منتهی میشود. این خطوط ارتباطی، شبکه حمل و نقل عمومی و جادهای اصلی را در بر خواهد داشت. مراکز شهری درجه دو به فواصل معین در امتداد این خطوط قرار میگیرند، و فعالیتهای متراکم یا اینکه در اطراف مراکز درجه دو تجمع پیدا میکنند و یا در طول خطوط عمده ارتباطی پخش میشوند. کاربریهای کم تراکمتر مکانهایی دور از خطوط شعاعی اصلی را اشغال کرده و لچکیهای فضای باز سبز بقیه فضاهای بین پنجههای توسعه را در برمیگیرد. در فواصل معینی از مرکز اصلی شهر، بزرگراههای کمربندی قرار میگیرند (بحرینی،496:1376). شکل ستارهای بخش مرکزی شهر بر دیگر نقاط شهری مسلط است هستههای فرعی شهر در طول شعاعهای آن تشکیل میشود و در بخش مرکزی شهر انواع فعالیتها و کارکردهای اقتصادی و اجتماعی صورت میگیرد. جمع حمل و نقل شهری در طول شعاعهای اصلی شهر بسیار زیاد است در حالیکه در جادههای کمربندی شهر بسیارکم است و باعث افزایش هزینههای حمل و نقل میشود. در شهرهای ستارهای فضاهای آزاد بیشتری در دسترس مردم قرار میگیرد. تراکم شدید ترافیک در منطقهی مرکزی و شعاعهای شهر از مسائل مهم طرحهای ستارهای است. منظمترین شکل ستارهای توسط هانس بلومنفیلد ارائه شده است. اساس طرح شهر واشنگتن، کپنهاک و مسکو بر مبنای این نظریه است (زیاری و همکاران،1389).
2-15-5. مدل تارعنکبوتی
این فرم شهر از نظر ارتباطی تقریباً همانند فرمهای شعاعی و حلقوی میباشد. با این تفاوت که شبکههای منشعب شده از مرکز خیابانها به صورت نامنظم از نظر سلسله مراتب ارتباطی با درجه پایینتر، به هم وصل میگردند.
2-15-6. مدل کهکشانی
در این نوع گسترش به جای آنکه توسعه شهری کاملاً یکنواخت و پراکنده صورت بگیرد توسعه در واحدهایی که نسبتاً کوچک هستند شکل میگیرد و در مراکز آنها توسعه به حداکثر میرسد و فعالیتهای شهری که تراکم آن از سایر مناطق بیشتر است تمرکز پیدا میکند. لینچ نمونه چنین گسترشی را در توسعه شهر استکهلم معرفی میکند. از خصوصیات این نوع از گسترش سطح زیاد برای توسعه کلانشهر نیاز است، توسعه عرضه ارتباطی، گوناگونی فعالیتها و دسترسی مطلوب به فضای باز گرهها میباشد.
2-15-7. مدل چندگرهگاهی یا مدل منظومه ای
این مدل را چندمرکزی نیز مینامند، فشار بر هسته مرکزی کلانشهر از طریق ایجاد شبکهای از مراکز رقیب، کوچک و بزرگ با حوزههای نفوذ نسبتاً مستقل کاهش مییابد و رشد به صورت متوازن و متعالی از طریق ایجاد نظام سکونتگاهی متناسب در منطقه کلانشهری توزیع میشود. نظیر آنچه در منطقه کلانشهری شمال آلمان و سنگاپور وجود دارد. از خصوصیات این مدل میتوان به مواردی از قبیل وجود فضای سبز جداکننده، رفتوآمد کمترکاری به مرکز کلانشهر در مقایسه با مدل اقماری، حداقل اتکاء به خودرو شخصی اشاره کرد.
2-15-8 . مدل متمرکز و تک مرکزی
در این مدل محدودهی کلانشهر اصلی و بلافاصل آن بیشترین رشد را دارند و هسته مرکز کلانشهر به لحاظ تمرکز فعالیتها رقیبی ندارند. منطقه کلانشهر هنگکنگ شبیه این الگو میباشد. از خصوصیات این مدل میتوان به ساختوسازهایی به صورت پیوسته، حداقل زمینبری، اتکاء به حمل و نقل همگانی اشاره داشت. Smart
2-15-9. مدل رشد هوشمند شهری41
در سال 1970 برنامهریزان شهری و حمل و نقل شروع به ترویج ایده جوامع و شهرهای فشرده کردند، پس از آن ایده پیترکالتورپبا عنوان روستا- شهرها که بر پایه حمل و نقل عمومی، پیادهروی و دوچرخهسواری به جای استفاده از اتومبیل بود، با اقبال عمومی روبهرو شد. رشد هوشمند از بدیلهای عمده توسعه در برابر پراکندگی است. با تمرکز بر تجدیدحیات شهری و گسترش گزینههای حمل و نقل به دنبال ساخت مکانهای برای جوامع است، به گونهای که مردم به زندگی در آنها رغبت نشان دهند. تأکید اصلی بر کاربریهای اراضی ترکیبی و طراحی ساختمانهای فشرده است که ایجادکننده تراکمهای بالا با اثرات زیستمحیطی پایینتر میباشد. همچنین به اصول توسعه و عملیات برنامهریزی اشاره دارد که الگوی کاربری زمین و حمل و نقل مؤثر را ایجاد کرده است. این روش استراتژیهای بیشماری را در برمیگیرد که نتایج آن دسترسی بیشتر الگوهای کاربری و سیستم حمل و نقل چندگانه است. رشد هوشمند یک روش پیشنهادی برای اصلاح پراکندگی است. این تئوری پدیده پراکندگی شهری را نقد میکند و در واقع بر بهرهبرداری بهینه از اراضی داخل شهر تمرکز دارد تا بر استفاده بیرویه از مناطق حاشیهای شهر. در مورد زمینههای مورد بحث رشد هوشمند میتوان به اقتصاد، محیطزیست، سلامت، ساختوساز، حمل و نقل، طراحی و کیفیت زندگی جامعه اشاره کرد.
2-15-10. شهر آشیانه ای
مفهوم «جعبه آشیانهای» از مبانی نظری برنامهریزی هندی گرفته شده است یک الگوی نظری کاملاً پیشرفته است. در این فرم، شهر به مثابه حلقهای است در حلقهی دیگر و یا جعبهایست در جعبه دیگر. هر جعبه به یک گروه شغلی و یک پیشوای مذهبی اختصاص داده شده است. مرکز، مقدسترین نقطه شهر است. خیابانهای با اهمیت برخلاف رسم معمول شعاعی نبوده بلکه پیرامونی یا محیطی است (زیاری و همکاران،1389). این خیابانها به موازات حصارهای دفاعی شهر کشیده شده و برای مراسم فصلی و مذهبی مورد استفاده قرار میگیرد. خطوطی که راههای محیطی را به هم متصل میکنند از نظر مقیاس کوچک بوده و غالباً تداوم ندارد. شکل و حرکت غالب به صورت دورانی است تا به صورت داخل و خارج. شهرها همانند الگوی چینی آن، جنبه دفاعی و جادویی دارد. در حقیقت افسانه و شکل از یکدیگر جداناپذیرند (بحرینی،513:1376).
2-15-11. شهر مشبک (توری شکل)
توسط کریستوفر الکساندر به کار گرفته شد و اشاره به یک نوع مجتمع زیستی کمتراکمی دارد که راههای ارتباطی آن کاملاً عریض و بخش عمده اراضی را فضاهای باز، مزارع و اراضی باز تشکیل میدهد. کاربریهای فعال شهری تنها در امتداد جادهها و در عمق بسیار کمی مستقر میشوند. بنابراین طرح مشبک در حقیقت نظیر شبکهای از مجتمعهای خطی و یا شبکه شطرنجی بزرگ شده است. تراکم فعالیتها آنقدر زیاد نیست که توقف و حرکت در ورودی، در طول راههای ارتباطی مسئله مهمی را برای رفتوآمد ایجاد کند. یا فداکردن تراکم فعالیتها و طول رفتوآمدهای روزانه، در این الگو نیز به مانند آرمانهای شکل خطی که همان انعطافپذیری و دسترسی مناسب باشد با سهولت بیشتری قابل حصول خواهد بود. جادهها هرگز متراکم نخواهد شد و مزارع و جنگلها در دسترس خواهند بود. این الگو از تجاربی که در مناطق روستایی آمریکا به دست آمده، گرفته شده است. در این مناطق فعالیتهای حومهنشینی جدیدی اطراف جادههای مزارع متروکه را اشغال نمود و اراضی پشت سر آن زیر پوشش جنگل میرود (بحرینی،508:1376). پس از آن باید این اراضی پشتسری را در مقابل توسعههای بعدی محافظت کرد. روابط اجتماعی بیشتر وابسته به حمل و نقل مکانیکی و از پیش تعیینشده میباشد. این الگوها نیاز شدیدی به فضای حمل و نقل شخصی پیشرفته و مقداری تحول دارد (بحرینی،509:1376).
2-15-12. شهر درونگرا
شهرهای بسته و کاملاً خصوصی دوران اسلامی هستند که هنوز هم در بعضی نقاط سنتی دیده میشوند. در این شکل از شهرها هر چیز از خود شهر گرفته تا محلات، خیابانها، بخشها تا مجموعههای مسکونی، خانهها و اطاقها همه باید محصور بوده و دارای در و دروازه باشند و نیز راههای ارتباطی محصور و بنبستهای بسیار تنگ و باریک و ورودیهای خصوصی است (زیاری و همکاران،1389). فوقالعاده بودن حس محرمیت و خصوصیت جدا کردن فضاها و فعالیتها به وسیله دیوار خصوصیاتی هستند که ممکن است ناراحتکننده و غیرقابل تحمل باشد. چنین شهرهایی توانایی برخورد با مسئله حمل و نقل موتوری را نخواهند داشت (بحرینی،512:1376).
چنانچه بخواهیم با توجه به روند تکنولوژی حمل و نقل، شهرها را به لحاظ فرم و شکل طبقهبندی کنیم براساس نظریه نیومن شهرها نیز به شرح زیر طبقهبندی میشوند:
1) شهر پیاده: محصول تکنولوژی ماقبل دوران صنعتی است.
2) شهر ترانزیت (صنعتی): این شهر مبتنی بر تکنولوژی حمل و نقل ریلی اوایل دوران صنعتی است.
3) شهر آینده (گره ترانزیتی): این نوع شهر محصول انقلاب اطلاعات و عصر شبکه و ارتباط قرن 21 است. الگوی شهر آینده (گرهای- اطلاعاتی)، گذر از ماشین و خیابان و معابر عادی به ریل است که بیشتر حالت گرهای دارد ولی به شکل متمرکزتری میباشد نه به شکل گرههای منفصل. در الگوی شهر آینده از گسترش بیرویه شهر جلوگیری میشود (زیاری و همکاران،1389).
2-16. سیستم های شبکه ارتباطی شهری
چهار نوع سیستم شبکه ارتباطی متفاوت از هم وجود دارد. شبکه‌های ارتباطی درونشهری سیستمهای متفاوتی را شامل میشود که از آن میان میتوان به چهار سیستم اصلی شعاعی، شطرنجی، حلقوی و ارگانیک اشاره کرد:
– سیستم شعاعی42
در این نوع سیستم، خیابانها از یک هسته مرکزی منشعب میشوند. توسعه، توسط ادامه خیابانها و یا شعاعهای فرعی دیگری که اضافه میشوند به صورت محدود امکانپذیر است. پیوند شبکه با یکدیگر از طریق هستهمرکزی شکل میگیرد. فرم شهر به صورت ستارهای است. اغلب شهرهای قدیمی با بافت ارگانیک دارای این سیستم شبکه میباشند و با وجود ترافیک دارای معایب زیادی است (قریب،16:1376). به طور مثال وسایل نقلیه برای دسترسی از یک خیابان دیگر، نخست باید به مرکز مراجعه نمایند و سپس به خیابان موردنظر دسترسی پیدا کننند. شبکه ارتباطی شهر مقدس مشهد از این نوع است (سعیدنیا،1382). شبکههای شعاعی نمونه بسیاری از شهرها هستند. با مسیرهایی که از مرکز شهر پخش میشوند در حالی که، جهت اتصالات به منطقه تجاری مرکزی از حومهها مشخص هستند اتصالات از حومه به حومه ممکن است مشکلآفرین باشد مگر اینکه اتصالهای محیطی با قطاعی در سرتاسر شهر ایجاد شود (جوتینخیستی و کنتلال،1381:904). در این نوع از شهرهای شعاعی، سعی میشود جهت غیرمرکزی نمودن شبکه، قسمتهایی از معابری که شعاعها را به هم مرتبط میسازند و در بافت قدیم شهر به صورت معابر تنگ و فرعی وجود دارند، به صورت خیابانهای عریض و حلقهای شکل43 تغییر دهند. به وجود آمدن اینگونه حلقهها قسمت اعظم تردد وسایط نقلیه دور مرکز شهر انجام خواهد گرفت و میدانهای تاریخی و مرکزی شهر و بخش تجاری را میتوان به عنوان مسیر عابرپیاده و خالی از تردد وسایط نقلیه در نظر گرفت در این سیستم حلقهها توسط شعاعها قابلیت عملکرد پیدا میکنند و تعداد حلقهها نمودار توسعه شهر میباشد. مانند شبکه ارتباطی شهر همدان (قریب،17:1376). شهرهای تبریز و خرمشهر نیز دارای سیستم نیمه شعاعی میباشند (دانشنامه رشد،1389).
– سیستم شطرنجی44
این فرم سابقهای بسیار طولانی دارد و به عنوان پایه شهرهای یونانی، امپراطوری رم، شهرهای نو قرون وسطی، شهرهای ایدهآل رنسانس، بخش جدید شهرهای قدیم و توسعه شهرهای استعماری اروپایی به خصوص شهرهای آمریکایی مورد توجه است. این طرح متأثر از افکار دانشمندان آمریکایی است. واضع این طرح فرانک لویدرایت است. با تأکید بر توسعه شبکه راهها و ساختن جادههای متعدد، گسترش شهرها و نواحی جمعیتی آنها به صورت پراکنده پیشنهاد شد. آنچه در طرح شطرنجی مشاهده میشود عدم وجود سیمای شهری در مرکز شهر است. (زیاری و همکاران،1389). سیستم غیرمرکزی است که تعداد زیادی گره یا نقطه تقاطع وجود دارد. کلیه نقاط توسط شبکه پوشش داده شده و توسعه شبکه به هر سمت و به صورت نامحدود امکانپذیر است. در مناطق مرکزی و یا تجاری مسیرهای فراوانی برای تردد وجود خواهد داشت، از خیابانهای مورب جهت کوتاهکردن راههای دور و سفرهای طولانی استفاده میگردد، اگرچه خیابانهای مورب باعث بوجود آمدن تقاطعهای متراکم و نامتعادلی خواهند شد (قریب،17:1376). در این سیستم سلسله مراتب خیابانها را میتوان به راحتی امکانپذیر نمود. بنابراین، فشار ترافیک در محورها بر نقاط خاصی از شبکه تحمیل نمیشود و بار ترافیک به صورت نسبتاً متوازی در سطح شبکه توزیع میگردد. این مدل

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع حمل و نقل، سلسله مراتب، سلسله مراتبی، فضاهای عمومی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع حمل و نقل، رشد هوشمند، توسعه شهر، تغییرات اجتماعی