پایان نامه ارشد رایگان با موضوع جنس مخالف، خارج از خانه، ارتکاب جرم

دانلود پایان نامه ارشد

نيز ديده مي‌شود، اما اصولاً اجتماع نسبت به مرداني که لباس زنانه مي‌پوشند، بدبين است و هميشه در تصور عامه مردم اين فکر وجود دارد که قصد چنين مرداني، قانون شکني و سوءاستفاده از لباس زنانه براي ارتکاب جرم مي‌باشد.98 به هر حال زنان مبدّل پوش هم غالباً در هنگام ارتکاب اين عمل به استشهاء مي‌پردازند.
انحراف مبدّل پوشي که درواقع، تمايل شديد مرضي به پوشيدن لباس افراد جنس مخالف است، گاهي همراه با برگزيدن نام جنس مخالف براي فرد منحرف مي‌باشد.
البته لباس جنس مخالف را پوشيدن، اگر برون را دگرگون کند، قطعي است که در درون تأثيري ندارد و برعکس، اين “نهاد” انسان است که لباس مطبوع خود را مي‌طلبد، يعني لباسي که متناظر با طبع حقيقي او باشد. بنابراين، طبع همجنس خواهي در مرد او را وادار مي‌کند که لباس جنس مؤنث بپوشد تا با قيافة مصنوعي زنانه، مجذوب مردان شود، همچنانکه يک زن با پوشيدن لباس مردانه سعي مي‌کند تا توجه زنان را به سوي خود جلب کند. به اين ترتيب، طرز لباس پوشيدن فقط معرّف تمايلات افراد است، لکن خصوصيات آنان را به وجود نمي‌آورد.99
مبدّل پوشان، متجاوز و خرابکار نيستند. اما ضربه اخلاقي که عمل آنها به اجتماع وارد مي‌سازد، قابل توجه است. لذا بي توجهي به منحرفان مذکور در درازمدت باعث به وجود آمدن مسائل حاد اجتماعي مثل تقليد جوانان از اين افراد به عنوان “پيروي از مُد” خواهد شد.
نمونه‌اي از مبدّل پوشي
مردي از بدلباسي همسرش در خانه و خوش لباسي او در خارج از خانه ناراحت بود. او اقدامات متعددي را براي حل اين مسئله انجام داد اما نتيجه اي به دست نياورد. سرانجام تصميم گرفت چند روزي همسرش را ترک کند ولي شب همان روز اول به خانه برگشت. وقتي وارد خانه شد مشاهده کرد چراغ اتاق خواب روشن است. به آنجا رفت و از پشت در صداي زن را شنيد که به طرز دل پذيري نام او را مي‌برد. وقتي در را باز کرد ديد که همسرش جلوي آينه پيچ و تاب مي‌خورد و يک لباس زير مستعمل مردانه را (که متعلق به خود او بود) پوشيده و لباس زير کثيف ديگري را که براي شوهرش بود و به منظور شستن به خدمتکار واگذار شده بود، به سر و صورت و دهان خود مي‌مالد و عاشقانه نام او را بر زبان مي‌آورد (بت پرستي جنسي+ مبدّل پوشي).100 براين اساس مبدل پوشي به عنوان يک انحراف جنسي موردتوجه قرار مي‌گيرد
ج: خودآزاري
انحراف جنسي “خودآزاري” يا “آزار دوستي” در اصطلاح “مازوشيسم”101 يا “مازوخيسم” ناميده مي‌شود که از نام “بارون لئوپولد فون ساخر مازوخ” (1895-1836م) نويسندة اتريشي اقتباس شده است. او اولين کسي بود که در داستان‌هايش از زنان و مردان خواهان آزار و شکنجه نام برده است. به نظر او اشخاصي وجود دارند که فقط از اين راه به اوج لذت جنسي دست مي‌يابند. از رمان‌هاي مشهور مازوشيتي وي مي‌توان به “ونوس در پوستين” و “مسالين‌هاي وين” اشاره نمود. البته خود “ساخر مازوخ” نيز داراي روحيه و رفتار مازوشيستي بود به طوري که قيافه اي شبيه زنان داشته و خود را از قماش آنان مي‌دانست.102
نمونه‌هايي از خودآزاري در ادوار تاريخ
يکي از افراد معروف مبتلا به مازوشيسم “ژان ژاک روسو” نويسنده و فيلسوف بزرگ فرانسوي مي‌باشد. انحراف آزاردوستي روسو از سن 8 سالگي ظاهر گرديد و تا پايان عمر ادامه داشت و چنانچه از اعترافات او برمي‌آيد، وي هميشه براي خود صحنه‌هاي دردناک ذلّت باري از زنان مجسّم و آرزو مي‌کرد. حتي اعترافات او سبب آشکار شدن انحراف مازوشيسم در جوانان مستعد گرديد به طوري که در نيمة دوم قرن هجدهم، عدة زيادي از جوانان، به اين انحراف مبتلا بوده و اشتياق زيادي براي تحمّل ضرب، ستم و تحقير از دست خانم‌هاي فرمانروا و مسلّط داشته اند.103
در ادبيات غرب، تمايلات مازوشيستي به طور واضح به چشم مي‌خورد که از آن جمله مي‌توان به آثار “دانته”، “شکسپير” و “ادگار آلن پو” اشاره داشت.104
خودآزاري يا مازوشيسم عبارت است از گرايش بيمارگونه و غيرعادي به ايجاد درد در خود به دست خويش يا به وسيلة ديگران. درواقع مازوشيسم حالتي است که در آن فرد مبتلا از درد کشيدن به لذت جنسي دست مي‌يابد.105 در مازوشيسم، درد کشيدن و ملامت شدن توسط محبوب، سبب لذت فوق العاده شده و اين تمايلات هنگام مقاربت به منتها درجة خود مي‌رسند به طوري که شخص، اشدّ عقوبت را به سهولت بر خود همواره مي‌کند.106
بنابراين مازوشيسم نوعي انحراف است که شخصيّت وجودي فرد را دچار عذاب مي‌کند، زيرا اين فرد هيچ گاه در عمل جنسي به تمتّع نهايي نخواهد رسيد مگر اينکه به نوعي مثل کتک خوردن يا تحقير شدن، مورد رنج و عذاب قرار گيرد.107
افراد مبتلا به مازوشيسم اغلب به درون خود پناه برده و مي‌کوشند تا به وسيلة فکر، خيال و تجسّم صحنه‌هاي مختلف و حتي با خودآزاري بوسيلة خويش، تمايلات خود را ارضاء نمايند و از تظاهرات آشکار خودداري مي‌کنند. مازوشيسم ممکن است از زمان کودکي در فرد هويدا شود که در اين صورت، اطفال مذکور عمداً مرتکب اعمالي مي‌گردند که مورد مجازات قرار گيرند تا از تنبيه شدن و کتک خوردن و رنج ديدن لذّت ببرند. منحرفان مازوشيست غالباً به خودارضايي معتاد مي‌باشند.108 برخي از آنها معمولاً پس از تحمل زجر، مقاربت عادي را انجام مي‌دهند و گاهي نيز همان زجر براي ارضاء شدن آنها کافي است.109
د: خودارضايي
براي خودارضايي اصطلاح “اونانيسم”110 به کار مي‌رود. اين اصطلاح از نام “اونان”111 اقتباس شده که در کتاب مقدّس به زشتي از او ياد شده است. در سفرِ پيدايش، باب سي و هشتم آمده است: “يهودا دختر مرد کنعاني را که شوعه نام داشت به زني گرفت و به او درآميخت. پس زن آبستن شد و پسري زاييد که او را عِير نام نهاد و بار ديگري آبستن شد و پسري به دنيا آورد و او را اونان ناميد و باز هم پسري زاييد و او شيله نام گذارد. يهودا براي نخست زاده خود (عير) دختري به نام تامار را به ازدواج درآورد اما عير در نظر خداوند شرير بود و خداوند او را بميراند. پس يهودا به اونان گفت: به زن برادرت درآي و حق برادرشوهري را به جاي آورده و نسلي براي برادر خود پيدا کن. ليکن چون اونان دانست که آن نسل از براي او نخواهد بود، هنگامي که به زن برادر خود درآميخت، بر زمين انزال کرد تا نسلي براي برادر خود ندهد و اين کار او در نظر خداوند ناپسند آمد، پس او را نيز بميراند.”112
خودارضايي نوعي تحريک مکانيکي در دستگاه تناسلي است که در افراد صورت مي‌گيرد. مقدمة شروع به اين عمل، آگاهانه انجام مي‌گيرد، ولي ممکن است فرد در حين اين کار از خود بي خبر شود. اين عمل انحرافي بوده و به دليل عدم دسترسي به روابط مشروع که از طريق ازدواج بايد صورت گيرد. جايگزين رفتار مذکور مي‌شود.113 بنابراين مي‌توان گفت خودارضايي عبارت است از تسکين يا اطفاء شهوت به وسيله مالش يا فشار به اعضاي تناسلي يا به کار بردن وسايل غيرطبيعي به منظور رسيدن به اوج لذّت جنسي به سبب عدم دسترسي به جنس مخالف.114
در مورد خودارضايي مردان از اصطلاحاتي همچون “استمناء”، “جلق” و “مستربيشن” استفاده مي‌شود. امّا از آنجايي که خودارضايي در دختران و زنان نيز انجام مي‌شود، استفاده از اصطلاح “استمناء” (بر وزن استفعال، به معني طلب مني نمودن) در مورد آن صحيح نخواهد بود، زيرا در موقع ارتکاب خودارضايي توسط زنان يا دختران، مني115 از آنان خارج نمي‌شود بلکه لذت جنسي آنها به گونة ديگري است.116 بنابراين لازم مي‌باشد که در مورد خودارضايي در زنان، اصطلاح “استمناء” را به “استشهاء” (بر وزن استفعال، به معني طلب شهوت نمودن) بدل کنيم.117
در زبان انگليسي نيز براي “استشهاء” از اصطلاح “کليتوريسم”118 استفاده مي‌شود که از نام “کليتوريس”119 اقتباس شده است.
بايد توجه داشت که احتلام يک پديدة طبيعي بوده و اين تصوير که تراوشات شبانه مني همچون استمناء براي سلامتي بدن زيان بخش است، کاملاً خطا و اشتباه مي‌باشد. البته برخي از عوامل بيروني و دروني در کمي يا زيادي تعداد احتلام‌ها مؤثرند. به طور مثال، تحريکات محيطي دائم و عدم دسترسي به روابط زناشويي موجب احتلام با فاصله‌هاي زماني کوتاه مي‌شود. تخيّلات و تفکّرات شهوي نيز چنانچه منجر به استمناء نشوند، همين اثر را خواهند داشت، زيرا فرد در عالم خواب اعمالي را که در بيداري نمي‌تواند انجام دهد به جا مي‌آورد. اين نوع اعمال مانند رؤياهايي مي‌باشند که در آنها تمايلات عقب راندة فرد ارضاء مي‌شوند.120
ه: چشم چراني
شخص مبتلا به انحراف چشم چراني “پي پينگ تام”121 ناميده مي‌شود. “تام” مخفف نام “تامسون” است. تامسون نام خياطي بود که در شهر “کاونتري” انگلستان به کار مشغول بود. اين فرد از مشاهدة همسر حکمران شهر به نام “خانم گوديرا” که به عنوان مجازات، او را لخت کرده بودند و در شهر گرداندند، لذّت برده و به ارضاي جنسي رسيد. به همين دليل اصطلاح “پي پينگ تام” از نام او منبعث شده است.122
چشم چراني، نظربازي، تماشاگري جنسي، ديده باني جنسي و نگاه دزدانه، همه در يک مفهوم به کار مي‌روند. همچنين اصطلاح “ويوريسم”123 که از واژة فرانسوي “ويور”124 (به معني ديدن) اقتباس شده است در مورد اين انحراف کاربرد دارد. برخي از صاحب نظران نيز چشم چراني را “برهنه دوستي”125 از نوع “فاعلي”126 مي‌دانند.127
چشم چراني قطة مقابل خودنمايي مي‌باشد. به اين معني که مبتلايان به چشم چراني برخلاف خودنمايان که از نمايش دادن متلذّذ مي‌شوند، از نمايش ديدن لذّت مي‌برند و درواقع، بهترين خوشي جنسي زماني به آنها دست مي‌دهد که بدن عريان افراد جنس مخالف و خصوصاً دستگاه تناسلي آنها را ببينند يا شاهد آميزش جنسي ديگران باشند.128 به عبارت ديگر، يک فرد نظرباز با کمال ميل و اشتياق، علاقة خود را به تماشاگري و چشم چراني نشان مي‌دهد ولي يک فرد خودنما دوست دارد که واکنش قرباني خود را تماشا کند. پس اين دو انحراف از نظر اساس و بنيان با يکديگر متفاوت بوده و هيچ يک با ديگري رابطه اي ندارند و درواقع، هيچ يک از آنها متمم ديگري نمي‌باشند به طوري که وقتي يک فرد خودنما به يک شخص نظرباز برخورد کند، از او مي‌گريزد.129
بنابراين مي‌توان گفت چشم چراني عبارت است از نگاه کردن‌هاي مکرر به افرادي معمولاً غريبه يا در حال لخت شدن بوده يا مشغول اعمال جنسي هستند و ظن نمي‌برند که کسي آنها را ديد بزند.130 استفاده از اين عمل انحرافي براي ارضاي جنسي، يکي از کاربردهاي خيال بافي است. در اين حالت، فرد بايد موضوع اميال خود را ببيند اما سعي نخواهد کرد که با آن تماس جنسي طبيعي برقرار کند. به اين ترتيب، او به ارضاي مشاهده اي يا حظّ بصر دست مي‌يابد. به هر حال چشم چراني نوعي انحراف است که در آن ارضاي جنسي فقط از طريق نگاه کردن به اعضاي جنسي و تحريک کننده يا اعمال جنسي حاصل مي‌شود.131
عمل نگاه کردن منحرفان چشم چران، دزدانه و به منظور دستيابي به تهييج جنسي است و به منظور داشتن فعاليت جنسي با شخص در معرض ديد، رسيدن به اوج لذت جنسي اين منحرفان به وسيله خودارضايي مي‌باشد که يا ضمن فعاليت چشم چراني دزدانه يا بعد از آن در واکنشي به خاطره منظره اي که شاهد آن بوده‌اند، انجام مي‌گيرد.132 بايد توجه داشت که چشم‌چراني به منظور تحريک ميل جنسي و مقدمه مقاربت نمي‌توان انحراف دانست زيرا هيچ وقت اين عمل خود به تنهايي، رضايت خاطر جنسي يک شخص طبيعي و سالم را فراهم نمي‌کند بلکه راه را براي رسيدن به مقصود نهايي که همان عمل نزديکي است، مستعدتر مي‌سازد. اما اگر شخص مبتلا، بدون آنکه توانايي يا تمايل به عمل نزديکي با جنس مخالف را داشته باشد، صرفاً با همان عمل چشم چراني به اوج لذت جنسي دست يابد، بايد او را منحرف دانست. به طور مثال، برخي چشم چرانان از پشت پنجره يا پشت بام، منازل همسايگان خود را زير نظر مي‌گيرند تا آنان را در حال برهنگي مشاهده کرده و کسب لذت جنسي نمايند. حتي بعضي از منحرفان مذکور، قراردادهايي را با فواحش و روسپيان منعقد مي‌نمايند و درنتيجه به هنگام مقاربت مردان ديگر با اين زنان، در محل‌هايي به صورت پنهاني و مخفيانه قرار گرفته و اين عمل را مشاهده مي‌کنند تا در همان حال به اوج لذت جنسي برسند.133
در بسياري از چشم

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد اخوان ثالث، ساختار زبان، فروغ فرخزاد Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع جنس مخالف، حقوق جزا، مدارس دخترانه