پایان نامه ارشد رایگان با موضوع تحلیل عاملی، تحلیل عامل، روانشناسی، تحلیل عاملی تأییدی

دانلود پایان نامه ارشد

بالینی 114
جدول ‏436: ضرائب همبستگی پرسشنامه(TIPI) با خرده مقیاس های پرسشنامه DASS در بیماران اختلال افسردگی 116
جدول ‏437: ضرائب همبستگی پرسشنامه(TIPI) با خرده مقیاس های پرسشنامه DASS در بیماران اختلال اضطرابی 117
جدول ‏438: نتایج مربوط به آزمون های کرویت بارتلت و کفایت نمونه براداری تحلیل عاملی(TIPI) 119
جدول ‏439: نتایج تحلیل مؤلفه های اصلی پرسشنامه ده سوالی شخصیت(TIPI) 120
جدول ‏440: ماتریس الگوی مربوط به عوامل مستخرج از چرخش ابلیمین 122
جدول ‏441: سوالات مربوط به عوامل مستخرج از چرخش ابلیمین 123
جدول ‏442: تحلیل عاملی تأییدی پنج عامل متخذ از تحلیل عاملی اکتشافی 125
جدول ‏443: مقایسه شاخصهای تحلیل عاملی تأییدی معیارها 126
جدول الف‏01:نتایج مربوط به آزمون های کرویت بارتلت و کفایت نمونه براداری تحلیل عاملی(TIPI)………………………………………………………………………………………………………………………………………158 جدول الف2: نتایج مربوط به تحلیل مؤلفههای اصلی TIPI…………………………………………………………. 159
جدول الف 3: ماتریس الگوی مربوط به عوامل مستخرج از چرخش ابلیمین…………………………………..160
جدول الف-4 : نتایج آزمون های کرویت بارتلت و کفایت نمونه براداری تحلیل عاملیTIPI………..161
جدول الف-5: نتایج مربوط به تحلیل مؤلفههای اصلی TIPI …………………………………………………….162

جدول الف-6: ماتریس الگوی مربوط به عوامل مستخرج از چرخش ابلیمین………………………………….163

فهرست شکل‌‌ها
عنوان صفحه
شکل ‏41: تحلیل عاملی تأییدی الگوی پنج عاملی پرسشنامه (TIPI) 2

فصل 1- کلیات پژوهش

1-1- بیان مسئله
شخصیت یکی از اساسیترین موضوعهای مهم در روانشناسی است. شخصیت هر فرد کلیت روانشناختی او را از دیگری متمایز می کند و به او فردیت و بی همتا بودن می بخشد(مای لی1، 1387). مفهوم شخصیت در روانشناسی یک مفهوم رایج و معمول، در عین حال فوق العاده غامض و پیچیده است که مولفان در تعریف آن با یکدیگر اختلاف نظرهای متعددی دارند اما با توجه به تعاریف متفاوت می توان پذیرفت که شخصیت عبارتست از الگویی نسبتاً پایدار از صفات، گرایشها و یا ویژگیهایی که به رفتار افراد در طول زمان دوام می بخشد و باعث تمایز افراد از یکدیگر می گردد( فیست2و فیست3،1389).
یکی از مسائل مهم در طول تاریخ روانشناسی علمی به طبقه بندی، تبیین و ارزیابی ویژگیهای شخصیتی مربوط بوده است و با توجه به آنکه شخصیت مفهومی پیچیده، اساسی و مهم می باشد، در مورد روشهای تبیین و ارزیابی آن بحثها و مسائل متعددی مطرح گردیده است و مولفان برای رسیدن به روشی مشترک و یا مورد توافق تلاشهای زیادی را در این مسیر به ثمر رسانیدهاند. از جمله این تلاشها و از نظر تاریخی روشهای ریخت شناسی در زمره نخستین روشهای ارزیابی شخصیت قرار می گیرد. در تئوریهای متکی بر ریخت شناسی، که می توان کارهای کرچمر و شلدن را در این گستره مطرح نمود، تلاش بر آن بود تا با بررسی رابطه بین ویژگیهای جسمی و خصوصیات شخصیتی به تفکیک و تعیین رگه های شخصیتی بپردازند و بر اساس آن الگوهای طبقه بندی برای ارزیابی شخصیت ارائه نمایند. بررسی تحولی فرآیندهای روانی روش دیگری برای مطالعه شخصیت می باشد. پژوهشگران این رویکرد بر مبنای پارهای ساختها و رفتارهای شخصیتی که در مراحل اولیه زندگی وجود دارند اشکال نهایی ساخت شخصیت را ترسیم می کنند. اما این رویکردها به علت کلی و غیر دقیق بودن مورد انتقاد قرار گرفته است. در این بین نظریه پردازان صفات، شخصیت یک فرد را به منزله منظومهای تخصصی از صفات می دانند و معتقدند برای دستیابی به ساخت شخصیت باید تمام صفات را در سادهترین شکل و نیز در قالب عناصر ترکیبی آن مورد بررسی قرار داد. اما از آنجایی که صفات قادر به نمایان ساختن جنبه های مجزای شخصیت نبود، یافتن متغیرهای اساسی در خلال صفات شخصیت به عنوان مساله اساسی مطرح گردید. بنابراین تحلیل عاملی اقدامی بود که بعد از تلاش برای یافتن ماهیت شخصیت براساس صفات صورت گرفت. از مجموعه روشهای بررسی شخصیت، روش الگوی عاملی توانست تعارض بین کلیت و تجربی بودن شخصیت را حل کند؛ به این صورت که وقتی شخصیت به صورت کلی معرفی میشود صرفاً شکل توصیفی پیدا می کند و وقتی هدف، ارزیابی تجربی باشد کلیت خود را از دست میدهد(گروسی،1380). اساس روش الگوی عاملی توجه به صفات است. و منظور از صفات، آمادگی کلی انسان در رفتار به سبکی خاص می باشد(پروین،1374). از این رو سوال اساسی متخصصان این دیدگاه آن است که آیا شخصیت دارای صفات و عواملی است که بتوان بر اساس آن به پیشبینی فرد و رفتار او پرداخت؟ تحقیقات افرادی نظیر کتل4 و هانس آیزنک5 در واقع تلاشی بود برای پاسخگوئی به همین سوالات. آنها با ارائه نظریه صفات تلاش نمودند تا عوامل اساسی شخصیت را کشف نمایند. از آنجایی که کتل و آیزنک روشهای متفاوتی را به کار بردند، به صفات متفاوتی نیز دست یافتند. کتل و همکارانش 35 صفت اصلی مشخص کردند که عمدتاً بعد سرشتی شخصیت را نشان می داد. بخشی از این عوامل، صفاتی بودند که در جمعیت بهنجار وجود داشتند و بخشی دیگر از این عوامل بیشتر در جمعیت بالینی مشاهده می گردید. در مقابل آیزنک برخلاف کتل، فقط 3 عامل را در شخصیت مورد تأئید قرار داد: برونگرایی، روانرنجورخویی و روانپریشخویی(فیست و فیست، 1389).
یکی دیگر از نظریههای عاملی در مورد شخصیت نظریه پل کوستا6و رابرت مک کری7می باشد. کوستا و مک کری در ارتباط با ساختار شخصیت، نظریه معروف پنج عاملی را مطرح کردند و در جهت همگرایی رویکردهای گوناگون حول این نظریه تلاش نمودند(کوستا و مک کری،a1992). براساس این دیدگاه، که یکی از کارآمدترین و جامعترین نظریههای مطرح شده در حوزه شخصیت میباشد، شخصیت دارای ساختاری سلسله مراتبی با پنج بعد اصلی در بالاترین مرتبه و قابل فروکاهی به اجزا یا صفات رده پایین تر است. پنج عامل اصلی شخصیت شامل روانآزردهگرایی8، برونگرایی9، پذیرندگی10، موافقت11 و مسئولیتپذیری12 هستند و برای هریک از این عوامل، 6 صفت در نظر گرفته شده است(مککری وکوستا،2003). هر چند چهارچوب نظریه چند عاملی شخصیت در نظر بعضی از مولفان هنوز محل تردید است اما این مدل در تحقیقات متعددی مورد بررسی قرار گرفته است و بر اساس شواهد به کار بردن آن باعث سهولت طبقه بندی و فهم دقیق واکنشهای افراد می گردد. به عنوان مثال این نظریه می تواند در بررسی ظرفیتهای افراد، در استخدام های شغلی و نیز تعامل افراد در گروه تأثیرگذار باشد است(بریش13،1984؛ مک کری و جان14،1992). پس از مطرح شدن تئوریهای عاملی در گستره شخصیت، برای اندازه گیری عوامل مطرح شده ابزارهای متعددی از جانب مولفان تحول یافت. کتل بر پایه 16 صفت عمقی اصلی بدست آمده از تحقیقات خود پرسشنامه شانزدهعاملی شخصیت15(PF 16) را ارائه داد. این آزمون برای افراد 16 سال به بالاتر ساخته شده است این آزمون 16 نمره برای 16 عامل بدست میدهد. پاسخها به صورت عینی نمرهگذاری میشوند و یک برنامه کامپیوتری برای نمرهگذاری و تعبیر نتایج در دسترس میباشد. این آزمون وسیعاً برای ارزیابی کردن شخصیت جهت مقاصد پژوهشی، تشخیصی بالینی و پیشبینی کردن موفقیت شغلی به کاربرده می شود. آیزنگ نیز بعد از مطرح کردن نظریه سلسله مراتبی شخصیت خود، ابزارهای مختلفی را برای سنجش صفات شخصیت همچون پرسشنامه پزشکی مادزلی16(MMQ؛ آیزنگ، 1952)، مقیاس شخصیت مادزلی17 (MPI؛ آیزنگ، 1959)، مقیاس شخصیت آیزنگ18( EPI؛ آیزنگ و آیزنگ،1964) و پرسشنامه شخصیت آیزنگ19( EPQ؛ آیزنگ، 1975)ایجاد کرد. EPQ مهمترین ابزار آیزنگ است زیرا نتیجه چندین سال پژوهش وی در عرصه شخصیت بود. این پرسشنامه ابتدا دو بعد اصلی نظریه آِیزنگ، روانرنجورخویی20و برونگرایی21، را ارزیابی میکرد. سپس، بُعد روانپریشخویی22 و بعدها یک مقیاس دیگر بنام دروغسنج برای سنجش تمایلات مربوط به خوبنمایی حین تکمیل آزمون، در پرسشنامه گنجانده شود(کارنسی23 و همکاران، 2007). اما یکی از جامع ترین ابزارهای موجود برای سنجش عاملهای بزرگ شخصیت نسخهی تجدید نظر شدهی پرسشنامه ی شخصیتی نئو24 (NEO-PI-R) میباشد که امکان سنجش پنج عامل بزرگ و شش جنبه خاصتر در داخل هر عامل را فراهم می سازد. باید اشاره کرد مک کری و کاستا به منظور فراهم کردن امکان ارزیابی عینی مدل پنج عاملی شخصیت اقدام به ساخت پرسشنامه شخصیتی نئو25 (NEO-PI) نمودند که در خلال چهار دهه گذشته بسط و گسترش یافته است. مک کری و کاستا نخستین نسخه NEO-PI را با 181 ماده در سال 1985 ارائه نمودند و سپس در 1992 نسخه تجدید نظر شده آن را با 240 ماده آماده نمودند(کاستا و مک کری،b1992؛ پانایتو26 و همکاران،2004). تحقیقات متعدد نمایانگر ویژگی های روانسنجی مناسب و عالی نئو NEO-PI-R بود اما بهرحال به تدریج مشکلات متعددی در استفاده و کاربرد این آزمون مطرح گردید. از آن جمله ، تکمیل آن به زمانی در حدود 45 دقیقه نیاز داشت و به علت زیاد بودن مادههای تست احتمال خستگی و ملال شرکت کنندگان وجود داشت. و نیز از سویی دیگر زمان طولانی که برای تکمیل پرسشنامه لازم بود می توانست احساس مورد بازجویی قرار گرفتن را در فرد ایجاد کند. این مسائل باعث کاهش کیفیت پاسخ ها می گردید. همچنین این ابزار نمی توانست در مطالعات زمینهیابی که تعداد مادهها بایستی محدود باشد، به کار گرفته شود. (هافمنز27 و همکاران، 2008؛ هرزبرگ28و براهلر29، 2007؛ ریمرو30 و همکاران،2013)
به منظور اجتناب از این مسائل و با گسترش و تحول مدل پنچ عاملی در دهههای اخیر، محققان رو به تدوین مقیاسهای کوتاه همچون پنج عاملی نئو31 NEO-FFI))، پرسشنامه پنج عاملی 44 سوالی32 (BFI)، پرسشنامه 100 توصیفگر صفات33(TDA) و نسخهی کوتاه 40 سوالی آن، آوردند. این مقیاسها برای مطالعات شخصیت به سرعت محبوب شدند چرا که در بسیاری از موقعیتها نظیر مطالعات غربالگری و زمینه یابی و نیز آزمایشهای مربوط به اندازه گیری های مکرر اختصار در ابزارها دارای اولویت بود(هافمنزو همکاران، 2008؛ ریمرو و همکاران،2013). با وجود تحول ابزارهایی با فرم کوتاه، هرچند مدت زمان تکمیل این ابزارها در مقایسه با NEO-PI-R به طور قابل ملاحظهای کمتر شده است، اما زمان و سایر محدودیت ها، لزوم تحول ابزارهایی با فرم کوتاه تر و مختصرتر را پر رنگ نمود(وودز34و هامپسون35، 2005؛ فلیسون36،2007).
این تجدید نظر در فرمهای ارزیابی و تحول فرمهای کوتاهتر ضروری بود چرا که در بعضی از موارد به علت فقدان ابزارهای دارای فرم کوتاه، بعضی از مولفان برای ارزیابی به سایر روشهای وارسی نظیر مصاحبههای کوتاه بسنده کردند(گاسلینگ و همکاران37 ، 2003). بهرحال تلاش برای استفاده از ابزارهای دارای فرم کوتاهتر در مطالعات بسیاری ادامه یافت به عنوان مثال در یک مطالعه اینترنتی جهت درجهبندی اعتماد به نفس شرکتکنندگان از یک مقیاس تک آیتمی38 استفاده کردند؛ زیرا بعید بود داوطلبان برای تکمیل پرسشنامهی چند آیتمی39 زمانی طولانی را صرف کنند(روبینز40 و همکاران، a2001). همچنین در مطالعاتی که نیاز به شرکت کنندگانی داشت که می بایستی در زمانهای متوالی خود و دیگران را درجه بندی نمایند، استفاده از مقیاسهای کوتاهتر موثرتر بود. پالهاس41و بروس42 نیز برای بررسی ادراک بین فردی در یک مطالعه طولی، که در آن شرکت کنندگان می بایستی اعضا گروه را در چندین صفت و در زمانهای مختلف بر روی مقیاس درجه بندی، ارزیابی می نمودند، به دلیل بلند بودن مقیاس ها و خستگی احتمالی شرکت کنندگان از مقیاسهای فرم کوتاه استفاده کردند(پالهاس و بروس،1992).
یکی از تلاشهای اخیر برای پاسخ دادن به این نیاز یعنی تدوین و تحول ابزارهای فرم کوتاهتر در گستره ارزیابی پنج عامل بزرگ شخصیت؛ توسط گاسلینگ و همکاران(2003) انجام یافته است. وی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع پرسشنامه ده سوالی شخصیت، تحلیل عاملی، تحلیل عامل، جمعیت شناختی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع پرسشنامه ده سوالی شخصیت، روانسنجی، ساختار عاملی، تحلیل عامل