پایان نامه ارشد رایگان با موضوع تامین مالی، کسب و کار، ارزیابی عملکرد، هزینه سرمایه

دانلود پایان نامه ارشد

ا و استرالیا است. در ایران فعالیت شرکت های هلدینگ به پیش از انقلاب باز می گردد که بعضی به صورت عملی و برخی دیگر به صورت ثبتی فعالیت داشتند.
2-2-1 تعریف شرکت هلدینگ
تعاریف زیادی از شرکت های هلدینگ ارائه شده که در ذیل به برخی از مهمترین آنها می پردازیم(حنفی زاده و شفیعی،1388، ص13-9):
شرکت هلدینگ، شرکتی است که با هدف تملک سهام شرکت های دیگر به وجود می آید.
شرکت هلدینگ، مجتمعی از شرکت های مختلف است که در رشته های کاملا متنوع فعالیت داشته و مالکیت و مدیریت خانوادگی اداره می شوند.
شرکت هلدینگ، شرکتی است مشتمل بر سبدی از واحدهای مستقل که از مزایای سربار اندک اداره مرکزی، سهولت جبران زیان واحدها، انتشار ریسک و عدم تمرکز برخوردارند و محدودیت هایی مانند عدم دسترسی به مهارت های لازم و مشکلات کنترل مرکزی را نیز دارند.
شرکت هلدینگ، کاراترین شیوه و ابزاری است که می تواند برای کنترل و مدیریت توام دو یا چند واحد که تاکنون مستقل بوده اند، به کار گرفته شود.
شرکت هلدینگ، شرکتی است که به لحاظ درصد مالکیت سهام یا به دلیل انتخاب اکثریت مدیران و تعیین سیاست ها، استراتژی های اساسی و کلیدی یک یا چند شرکت را تحت کنترل و نظارت دارد.
در استانداردهای حسابداری، شرکت هلدینگ واحد تجاری اصلی تلقی می شود که دارای یک یا چند واحد تجاری فرعی است و این واحدهای فرعی تحت کنترل واحد تجاری اصلی است که با توانایی راهبردی و هدایت سیاست های مالی و عملیاتی واحدهای تجاری فرعی، به دنبال کسب منافع اقتصادی از آنها است(حنفی زاده و شفیعی،1388، ص14).
2-2-2 انواع شرکتهای هلدینگ
طبقه بندی های متنوعی برای شرکت های هلدینگ ارائه شده که بر اساس یکی از آنها، به چهار طبقه زیر اشاره می کنیم:
شرکت هلدینگ محض4: چنین شرکتی فقط در میان توابع خود حق رای دارد و دارای دو منبع درآمد سود سهام از مالکیت سهام عادی شرکت های تابعه و عایدات حاصل شده از سرمایه گذاری در اوراق سهام است.
شرکت هلدینگ عمومی(عملیاتی)5: این نوع شرکت منابع درآمدی خود را از طریق فروش محصولات، خدمات و دریافت درآمد حاصل از سهام وسرمایه گذاری ها تامین می نماید.
شرکت هلدینگ هرمی6: این نوع شرکت با داشتن بخشی از حق رای توابع خودبه کنترل نسبی آنها می پردازد.
شرکت هلدینگ عام المنفعه7: کار اصلی این شرکت ها در حیطه های عمومی و دولتی عام المنفعه مانند نفت، آب، مخابرات، تلفن و… تعریف می شود(حنفی زاده و شفیعی،1388، ص15).
در یک طبقه بندی دیگر، شرکت های هلدینگ به شرکت هلدینگ سرمایه گذار و شرکت هلدینگ مدیریتی تقسیم بندی می شوند.
2-2-3 ماهیت شرکت های هلدینگ
برای ماهیت شرکت های هلدینگ تعاریف زیادی ارائه شده ولی می توان آن را به عنوان نوعی بیان راهبردی از چشم انداز و ماموریت اصلی شرکت عنوان نمود که از طریق استراتژی هایی که شرکت در عملیات و تولیدات خود به کار می برد، حمایت می شوند. ماهیت شرکت های هلدینگ عاملی است که سازمان را منحصر به فرد و متمایز می کند و باعث شکل دهی ارتباطات، طراحی ها،فرهنگ، رفتارها، ساختارها، ماهیت صنعت و استراتژی شرکت می شود. ماهیت این شرکت ها از 7بعد و 21زیرمجموعه تشکیل شده که در جدول 1 نشان داده شده است.
جدول2-1: ماهیت شرکت های هلدینگ
ارتباطات
ارتباطات تحت کنترل
ارتباطات کنترل نشده
ارتباطات غیرمستقیم
طراحی شرکت
سیستم شناخت بصری شرکت
بکارگیری نرم افزارهای مربوطه
فرهنگ شرکت
فلسفه شرکت
اهداف و ماموریت اصلی شرکت
رهنمودها و خط مشی های شرکت
موسس شرکت
خرده فرهنگ ها
ارزش های شرکت
اصول و قوانین شرکت
تاریخچه شرکت
کشور مبدا
رفتارها
رفتار شرکت
رفتار کارکنان
رفتار مدیریت
ساختار شرکت
ساختار نام تجاری
ساختار سازمانی
ماهیت صنعت
ماهیت صنعتی که شرکت در آن به رقابت می پردازد.
استراتژی شرکت
استراتژی ایجاد تمایز
استراتژی تعیین جایگاه

2-2-4 مزایا و معایب شرکت های هلدینگ
شرکت هلدینگ توانایی زیادی در جذب ویژگی های مثبت سازمانی دارد. تفکیک هرچه بیشتر مالکیت و کنترل، نه نتها نگران کننده نیست بلکه می تواند نتایج مطلوبی نیز داشته باشد. مجموعه مزایایی را که برای شرکت های هلدینگ می توان برشمرد، عبارت اند از:
توان اداره فعالیت های نامربوط و متنوع؛
افزایش سوددهی از طریق خرید شرکت های سودآور؛
کنترل مستقیم بر واحدهای تابعه؛
کاهش هزینه سرمایه، تعدیل ریسک و کسب بازده؛
افزایش استقلال عمل مدیران و استفاده از مدیران خبره؛
کاهش بار مالیاتی؛
ارائه خدمات مالی در جهت تسهیل و تسریع کسب سرمایه برای شرکت های عملیاتی تابعه؛
تطبیق بهتر و راحت تر با چرخه تجاری به دلیل وجود تنوع در فعالیت ها؛
گسترش عملیات و فعالیت های صنعت محور؛
قابل ذکر است که این مزایا برای شرکت های هلدینگ دارای مفهومی نسبی است و این مزیت ها می توانند بسته به نوع فرهنگ، نوع کسب و کارها، سبد سهام، نحوه عملکرد آنها، میزان سرمایه گذاری آنها و نوع مدیریت سازمان برای هر نوع شرکت مادر متفاوت باشند.
از معایب و محدودیت های موجود در ساختار این نوع شرکت ها نیز می توان به موارد زیر اشاره نمود:
مشکل انتخاب افراد خبره برای مدیریت ها؛
تعیین حوزه اختیارات؛
انحصاری شدن برخی تولیدات؛
تاثیرگذاری بر شرکت های اقماری در صورتی که تصمیمات اتخاذ شده به صلاح نباشد؛(حنفی زاده و شفیعی،1388، ص57-56).
2-2-5 معیارهای ارزیابی عملکرد در شرکت های هلدینگ
یکی از مهمترین سوالاتی که همیشه در مورد شرکت های هلدینگ مطرح است، مربوط بهمعیارهای ارزیابی عملکرد این شرکت هاست. از رایج ترین معیارها برای ارزیابی عملکرد شرکت های مادر می توان به افزایش خروجی، بهره وری و بهبود عملکرد مالی و نیروی انسانی و یا مسائل بزرگتری همچون بهبود در نرخ بازده سرمایه گذاری ها، افزایش سهم بازار، برخورداری از تکنولوژی های انحصاری و میزان حضور در بازارهای بین المللی اشاره داشت.
شاخص های فوق را می توان به مجموعه زیرمعیارهای مدیریتی و مالکیتی که در ذیل آمده اند، تجزیه نمود:
درصد کاهش ریسک(میزان انتشار ریسک)؛
تقویت مجموعه نقاط قوت شرکت های موفق؛
رفع نقاط ضعف بعضی از توابع با کمک استفاده از قابلیت های دیگر توابع؛
درصد کارایی و اثربخشی در تسهیم منابع و سرمایه های خزانه مشترک میان توابع؛
کاهش هزینه سرمایه و افزایش سود و کاهش واحدهای زیان ده؛
میزان افزایش ارزش سهام؛
میزان مزیت نسبی در رشته فعالیت(میزان فاصله با رقبا)؛
میزان اعتبار شرکت در نهادها و موسسات مالی و اعتباری(حنفی زاده و شفیعی،1388، ص59-58).
2-2-6 ارزش آفرینی در شرکت های هلدینگ
زمانی که درباره ارزش آفرینی و ارزش افزوده به عنوان هدف اصلی شرکت های هلدینگ صحبت می کنیم،به تعریف مشخصی از ارزش آفرینی نیازمندیم. با این حال، ابتدا به بیان ماهیت ارزش آفرینی و استفاده کنندگان از این ارزش می پردازیم.
هرگونه تشکیلات اقتصادی می تواند بر علایق طیف وسیعی از ذینفعان اثر بگذارد. شکل1 نشان دهنده مدل ذینفعان است که رابطه خلق ارزش با تمام آنها را به نمایش می گذارد. غفلت نسبت به این ذینفعان می تواند بر فعالیت شرکت اثر منفی گذاشته و حتی باعث از بین رفتن آن شود.

شکل2-1: مدل ذینفعان
بنابراین در ساده ترین سطح، خلق ارزش به معنای ایجاد سطح اضافه تری از آن حداقل احتیاجات ارائه شده به ذینفعان است. همچنین می توان ارزش رابر حسب اهداف اصلی شرکت و اولویت های آن تعریف نمود. اگر این اهداف که برای هر شرکتی متفاوت است، به همان اندازه یا بیشتر از حدی که مورد نظر بوده تحقق یابد، خلق ارزش صورت می گیرد(حنفی زاده و شفیعی،1388، ص74-71).
2-3 تامین مالی
یکی از وظایف مدیریت مالی تعیین ترکیب بدهی ها و حقوق صاحبان سهام است. بدهی ها و حقوق صاحبان سهام نشان دهنده منابع مالی هستند که شرکت برای به دست آوردن دارایی ها از آنها استفاده می کنند(پی.نوو، 1388، ص9). در ادامه دو روش سنتی تامین مالی یعنی تامین مالی از طریق بدهی و تامین مالی از طریق سهام را مورد بحث و بررسی قرار می دهیم.
2-3-1 تامین مالی از طریق بدهی
بدهی پولی است که معمولاً در مقابل یک وثیقه8 به مالک کسب و کار داده می شود، مشروط بر این که اصل بدهی به همراه بهره ای ثابت یا متغیر در زمانی خاص باز پرداخت شود.
2-3-1-1 انواع بدهی
اساساً چهار نوع بدهی وجود دارد : 1) بدهی ممتاز9 2) بدهی تابع10 3) بدهی بلند مدت11 4)بدهی کوتاه مدت12
دو نوع بدهی اول اشاره به ارجحیتی دارد که قرض دهنده نسبت به وام گیرنده دارد. دارندگان بدهی ممتاز اولویت بیشتری نسبت به تهیه کنندگان سایر بدهی ها و سهام دارند. دارندگان بدهی ممتاز، اعتباردهندگان ایمنی هستند که وجوه، قبل از پرداخت به هر اعتباردهنده ای به آنها پرداخت می گردد. اگر شرکتی منحل شد، این اعتبار دهندگان در اولویت هستند و با فروش دارائی های شرکت، طلب خود را وصول می کنند. بعد از تسویه حساب با اعتبار دهندگان ممتاز، چنانچه پولی باقی ماند، نوبت به ارائه دهندگان تابع می رسد.
یک وام دهنده به سادگی وضعیت ممتاز بودن را به دست نمی آورد زیرا او اولین وام را ارائه می دهد. این حالت در صورتی به وجود می آید که وام دهنده درخواست کند و تمام وام دهندگان دیگر نیز این موضوع را بپذیرند. این امر گاهی اوقات مشکلاتی به وجود می آورد زیرا بعضی وام دهندگان ممکن است به رد این موضوع بپردازند.
بدهی تابع تابعی از بدهی ممتاز می باشد اما نسبت به سهام اولویت دارد. این بدهی برای تأمین سرمایه در گردش، مخارج سرمایه ای و اکتسابات اخذ می شود. این نوع بدهی نسبت به بدهی ممتاز گران تر می باشد.این دو نوع بدهی به همراه سهام ساختار سرمایه شرکت را تشکیل می دهند. بنابراین هنگامی که گفته می شود شرکت اهرم بالایی دارد، بدین معنی است که این شرکت بدهی بلند مدت زیادی دارد.
بدهی که در دورۀ طولانی تر از 12 ماه مستهلک می شود، بدهی بلند مدت نام دارد (LTD). این نوع بدهی می تواند ممتاز یا تابع باشد. این نوع بدهی در قسمت بدهی های بلند مدت ترازنامه یافت می شود. وام هایی که برای خرید املاک یا تجهیزات اخذ می گردند، معمولاً بلند مدت و چند ساله هستند.
در مقابل، بدهی های کوتاه مدت (STD) بدهی هایی هستند که دوره بازپرداخت آنها کمتر از 12 ماه می باشد. بدهی های کوتاه مدت به دو شکل هستند: بدهی کوتاه مدتی که برای سرمایه در گردش مورد استفاده قرار می گیرند و سررسید13 جاری بدهی بلند مدت. این نوع بدهی در بخش بدهی های جاری ترازنامه جای می گیرد. بدهی کوتاه مدت معمولاً هزینه بالاتری نسبت به بدهی بلند مدت دارد و این نوع بدهی معمولاً برای خرید موجودی و تأمین مالی برای انجام فعالیت های روزانه مورد استفاده قرار می گیرد.
2-3-1-2 مزایا و معایب تامین مالی از طریق بدهی
اکنون به بیان نقاط قوت و ضعف تأمین مالی از طریق بدهی می پردازیم.
مزایا
مالکیت سهامداران حفظ می شود.
هزینه سرمایه پایین است.
پرداخت های وام قابل پیش بینی است.
دوره 5 تا 7 ساله برای باز پرداخت آن وجود دارد.
بدهی می تواند شامل ارزش افزوده وام دهندگان باشد.
بدهی یک سری مزایای مالیاتی ایجاد می کند.
معایب
ضمانت شخصی مورد نیاز است.
وام دهنده می تواند باعث ورشکستگی کسب و کار شود.
مقدار وام ممکن است محدود به میزان دارایی شرکت شود.
پرداخت ها باید بدون توجه به سود شرکت انجام پذیرد(روجرز، 2009، ص 234-231).
2-3-1-3 منابع تأمین مالی از طریق بدهی
تامین مالی از طریق بدهی شامل وجوهی است که مالکان کسب وکارها استقراض کرده و باید به همراه بهره آن را بازپرداخت کنند. بسیاری از مالکان به نوعی از سرمایه ناشی از بدهی (استقراض) برای راه اندازی شرکتهای خود بهره می برند. اگرچه وجوه قرض گرفته شده به مالک این اجازه را می دهد که مالکیت کامل شرکت را در اختیار داشته باشد، با این حال او باید بدهی ایجاد شده در ترازنامه را تعهد کند و به همین ترتیب آن را به همراه بهره متعلق به آن، در آینده بازپرداخت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع تامین مالی، بازار سرمایه، برنامه ریزی آرمانی، اولویت بندی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع تامین مالی، کسب و کار، نرخ بهره، اوراق قرضه