پایان نامه ارشد رایگان با موضوع تاب آوری، روانشناسی، عاطفه مثبت، بهداشت روانی

دانلود پایان نامه ارشد

همکاران (1990) مطرح گردید.
برای اهداف آموزشی و مشاوره با مراجعان، تاب آوری به عنوان مدل خطی ساده ای است که بر اساس آن فرد يا گروه از ميان مراحل تعادل زيستی – روانی – معنوی ، تعامل با فوريت های زندگی تخريب ها ، آمادگی برای انسجام مجدد و انتخاب برای انسجام مجدد به صورتی تاب آورانه، برگشت به تعادل يا فقدان، عبور می کند.
موج سوم بررسی تاب آوری، و مفهوم تاب آور بودن است. موج سوم آشکار ساخت که در فرايند انسجام مجدد از تخريب در زندگی برخی اشکال انرژی انگيزشی مورد نياز است. انسجام مجدد تاب آورانه به انرژی فزاينده ای برای رشد نياز دارد، و مطابق نظريه تاب آوری اين منبع انرژی، يک منبع معنوی يا تاب آور بودن فطری است.

جدول 2-3) توصيف مختصر سه موج بررسی تاب آوری (ريچاردسون، ٢٠٠٢)
برآیند
توصیف
امواج تاب آوری
فهرست کيفيت ها، دارايی ها ، يا عوامل حمايتی که به افراد کمک می کند از ميان شرايط ناگوار(مثل عزت نفس، خود کارآمدی، نظام حمايتی، و غيره)رشد کنند.
توصيف های پديدار شناختی کيفيت های تاب آور بودن افراد و نظام های حمایتی که موفقیت های شخصی و اجتماعی را پیش بینی می کند .
موج اول
فرايند تخريبی و انسجام مجدد برای کسب کيفيت های تاب آور بودن دلخواه را که در موج اول توصيف شده است را شرح می دهد، مدلی که به مراجعان و دانش آموزان کمک می کند، بين انسجام مجدد تاب آورانه، انسجام مجدد برگشت به نقطه مواجهه، يا انسجام مجدد همراه با فقدان يکی را انتخاب کنند
تاب آوری فرايند کنار آمدن با فشار آورها، شرايط ناگوار، تغيير، يا فرصت به شيوه ای است که منتج به تعيين، تقويت، و غنی سازی عوامل حمايتی می شوند.
موج دوم
به مراجعان کمک می کند تا نيرويی را که شخص را به سوی خود شکوفايی و انسجام مجدد تاب آورانه از تخريب ها برمی انگيزد، کشف کنند
شناسايی چند نظامی پست مدرنِ نيروهای انگيزشی درون افراد و گروه ها، و خلق تجاربی که تقويت کننده فعال سازی و بهره برداری از نيروها هستند.
موج سوم

2-3-5- مدل هاي تاب آوري
مدل های مختلفی از تاب آوری در ادبيات پژوهشی که تمايل به تمرکز بر تعامل بين چالش های استرسور/زندگی و فرايندها/عواملِ حفاظتی دارند، توصيف شده است (کامپفرو همکاران،1990) اين مدل ها فرايند تخريب را که منتهی به درهم ريختگی و سپس انسجام مجدد می شوند، توصيف می کنند.
پژوهش گران حوزه تاب آوری چندين مکانيزم را که بدان وسيله عوامل محيطی و فردی به کاهش يا خنثی سازی ، اثرات منفی عوامل خطر زا کمک می کنند، توصيف کرده اند. علی رغم اين که برخی مواقع مدل های گوناگون توسط پژوهش گران، پيشنهاد می شود، و در اکثر موارد به مکانيزم يکسانی نام های متعدد می دهند، گارمزی و همکاران (1984) سه مدل جبرانی، چالش و عامل حفاظتی را به عنوان مدل های تاب آوری پیشنهاد کرده اند.
2-3-5-1-مدل جبرانی
عامل جبرانی، متغيری است که تأثير مواجهه با خطر را خنثی می کند . اين عامل با عامل خطر زا در تعامل نيست، بلکه به جای تعامل با عامل خطرزا، تأثيری مستقيم و مستقل بر پيامد مورد نظر دارد. شکل زیر هم عامل خطرزا و هم عامل جبرانی، هر دو در پيش بينی پيامد نقش دارند (ماستن، 1998).

شکل 2-1) مدل جبرانی
2-3-5-2-مدل چالش
بنابر مدل چالش تاب آوری، فشار آور به عنوان عامل بالقوه ی افزايش دهنده ی تطابق موفقيت آميز عمل می کند. در اين مدل، استرس خيلی کم، چالش کافی را ايجاد نمی کند و استرس خيلی زياد نيز درماندگی را به فرد منتقل می کند که می تواند منتهی به رفتار ناسازگارانه شود. اگرچه، سطوح متوسط استرس، فرد را با چالش مواجهه می دهد که در صورت غلبه ی فرد بر اين استرس، کفايت او تقويت می شود. اگر چالش به طور موفقيت آميز به پايان برسد، فرد برای مشکل بعدی آماده می شود.
راتر ( ١٩٨٧)، اين فرايند را «مقاوم سازی» يا «مصون سازی» ناميده است. اگر تلاش ها برای مواجهه با چالش به طور موفقيت آميزی به پايان نرسد، فرد به صورت فزاينده ای نسبت به خطر آسيب پذير خواهد شد. بنابراين، سطح بهينه ی استرس، هنگامی رخ می دهد که تطابق به همان اندازه که فرد با چالش مواجه می شود، تقويت شده باشد. اين مدل مستلزم داده های طولی بوده و به طور تحليلی با استفاده از مدل سازی معادله ساختاری يا مسير (مثل ليزرل) سنجيده می شود.
شکل2-2) مدل چالش

2-3-5-3-مدل عامل حفاظتی
عامل حفاظتی، فرايندی است که جهت کاهش احتمال پيامد منفی، با عامل خطر تعامل می کند. اين عامل از طريق تعديل اثر مواجهه با خطر عمل نموده، و از طريق تغيير در پاسخ به عامل خطر، به عنوان يک کاتاليزورعمل می کند (ورنر و اسميت، 1989، کائن و وورک ،1999).
يک عامل حفاظتی، می تواند اثری مستقيم بر پيامد داشته باشد، اما تأثير آن در حضور يک عامل فشار آور، قوی تر است. راتر( ١٩٨٧ )، مکانيزم حفاظتی را به عنوان يک فرايند حفاظتی توصيف می کند که به تعيين تعاملات افزاينده يا اثرات همکاری کننده ای که طی آن يک متغير اثر متغير ديگر را قوت می بخشد، کمک می کند.
گارمزی و ديگران ( ١٩٨۴ )، به مدل عامل حفاظتی، به عنوان يک مدل ايمنی در مقابل آسيب پذيری اشاره می کنند. به نظر می رسد، اين مدل وسيع ترين مطالعات انجام شده در مدل های تاب آوری را به خود اختصاص داده باشد.

شکل2-3) مدل عامل حفاظتی

2-4- شادکامی
2-4-1- تعاریف و مفاهیم شادکامی
اکثر روانشناسان شادکامي را يکي از شش هيجان اساسي انسان مي دانند. هيجانات اساسي عبارتند از خشم49 ،ترس50 ، تنفر51 ، تعجب52 ، شادي53 و ناراحتي54 (ديکي55 ،1999 ).
ون هون56 (1984 ) شادکامي را ميزاني که يک فرد در مورد کيفيت کلي مطلوبيت زندگي اش قضاوت مي کند ، تعريف مي کند .آيزنک57 با اقتباس از تعريف برادبرن58 ، شادي را حداکثر عاطفه مثبت و حداقل عاطفه منفي تعريف کرده است که احتمالآ کاربردي ترين تعريف شادکامي است .کانت ، شادي را ارضاي تما مي اميال مي داند (آيزنک59 ،1990،نقل از فيروز بخت و بيگي ، 1375 ). به اعتقاد لاما 60مهمترين هدف زندگي ما رسيدن به شادي است ، چه انسان معتقد به اصول مذهبي باشد، چه نباشد. حرکت وفعاليت انسان در هر مذهبي که باشد براي دست يافتن به شادي است (لاما و کاتلر61، نقل از انوشيرواني ،1382).
شادي نه تنها به سطح بالايي از عاطفه يا هيجان مثبت بستگي دارد بلکه به سنجش عميق تر رضايت کلي از زندگي نيز وابسته است.
هيجانات بسيار مثبت ممکن است کوتاه مدت باشند، اما رضايت مي تواند دراز مدت باشد ؛ بنابراين مي تواند هدفي واقع بينانه تر براي وجود انسان باشد( آيزنک62،1990 ، نقل از فيروز بخت و بيگي، 1375).
شادکامي (شادماني ) احساسي است که همه خواهان آن هستند اما تعداد کمي از ما به آن دست مي يابيم. نشانه مشخص چنين احساسي، قدرداني ، احساس دروني، احساس رضايت و علاقه به خود و ديگران است. عادي ترين حالت ذهني همه، حالت خشنودي و شادي است.
(آيزنک63، 1990 ) معتقد است شادي حالتي پايدار است که فرد ميان اميال ارضا شده و کل اميال خود مطلوب ترين نسبت را مي يابد، به شرط آنکه اميال ارضا شده به طور غير منتظره اتقاق افتاده باشند، يعني ما از مصاحبت با فردي که انتظار ديدن وي را نداشته ايم شاد مي شويم.
آرجيل64 (2001) بين احساس خوشي 65 و شادکامي تمايز قائل مي شود . به رغم وي احساس خوشي يکي از رايج ترين شيوه هايي است که افراد با آن شادماني خود را تعريف مي کنند، در تعريف احساس خوشي آرجيل معتقد است، افراد داراي خلقهاي منفي بسيارند مانند؛ خشم، اضطراب، افسردگي و … ) ولي واقعاً يک خلق مثبت دارند که تحت عنوان احساس خوشي توصيف مي شود، در واقع مي توان گفت شادماني داراي 3 جز است، يک جزآن احساس خوشي است و دو جزء ديگر آن رضايت از زندگي و عدم وجود عاطفه منفي است. خوشي بعد عاطفي شادماني است و رضايت بعد شناختي آن است.
برادبورن66 ( 1969 ) معتقد است ، شادماني عبارت است از ميزان عاطفه مثبت منهاي ميزان عاطفه منفي . عاطفه منفي برادبورن همان است که توسط مقياس روان رنجورگرايي آيزنک و آزمون افسردگي بک اندازه گيري مي شود. در عين حال هدي 67و ويرينگ68 ( 1992 ) دريافتند همبستگي بين اضطراب و افسردگي ( دو عاطفه منفي مسلط ) فقط 5% است، آنچنان که مي توان گفت که اين احساس تقريباً مستقل اند. با توجه به يافته هاي فوق الذکر تقسيم عاطفه منفي به دو احساس اضطراب و افسردگي مي توان چهار مؤلفه براي شادي در نظر گرفت. اين 4 مؤلفه عبارتند از : عاطفه مثبت، رضايت از زندگي، اضطراب و افسردگي(آرجيل69 ، 2001 ).
2-4-2- تاريخچه شادکامی
اگر چه ، مطالعه علمي شادي و احساس بهزيستي ، موضوع جديدي است ، اما تئوري هاي مربوط به شادي بسيار قديمي هستند . فلاسفة‌ قديم يونان ، اعتقاد داشتند كه همواره زندگي هوشمندانه با شادي همراه است. كسي كه شاد است در وي از حماقت، اثري نيست و شخصي كه شاد نيست از درايت و هوشمندي در او اثري نيست .
ارسطو معتقد بود كه فضليت و تقوا با شادي، مترادف است.
از دهة 1980 ؛ تعداد مقالات مربوط به شادي ، لذت ، احساس بهزيستي و رضايت از زندگي به 780 مقاله در سال رسيده بود.
در سال 2002 میلادی، مارتین سلیگمن70 با بیان نظریه شادکامی که به مفهوم (اودایمونیا)71 ارسطو شباهت بسیاری دارد، گام بزرگی را در جهت تعریف شادکامی برداشت. ارسطو شادکامی را در خوب بودن، نیکی کردن و زندگی در سایه آن، می دانست و سلیگمن به پیروی از این جمله، شادکامی حقیقی را رسیدن به فراخنای شناسایی و رشد توانایی (کنجکاوی، نیروی حیاتی و قدردانی) در بازی، کار و عشق بیان کرده است.
خیام نیز در رباعی زیبایی تعریف خویش را از شادکامی به این گونه بیان کرده است:
برخیز و مخور غم جهان گذران / بنشین و دمی به شادمانی گذران
در طبع جهان اگر وفایی بودی / نوبت بتو خود نیامدی از دگران.
در این رباعی خیام با اشاره به مقابله با مشکلات و سختی ها در زندگی و مبارزه با افسردگی، آرامش و صبوری را توصیه می کند و شادکامی را حتی برای لحظه ای سودمند میداند به عقیده ارسطو نیز سه نوع شادی وجود دارد: در پایین ترین سطح: مردم عادی این نظریه را دارند که لذت شادی آفرین است و در سطح دوم نیکی کردن و در سطح سوم شادی ناشی از زندگی معنوی است.
تاریخ نوین مطالعات در زمینه شادکامی از سال 1960 آغاز شد. تاکنون حدود 3000 مطالعه منتشر شده در این باره وجود دارد و از سال 2000 هم مجلات مطالعات شادمانی آغاز بکار کرده است.
در آغاز همانگونه که اکنون نیز گاهی اشاره میشود، به این حوزه لذت طبیعی گفته می شد و زندگی شاد را عبارت می دانست از زیاد بودن احساس های خوب (لذت) و کم بودن احساس های بد (درد و رنج) و بر مبنای این دیدگاه شادی را مجموع زمان های اختصاص یافته این دو احساس تشکیل می داد. در ابتدا نیز این مفهوم در مطالعه بهداشت روانی بکار رفت و به عنوان یک ملاک برای بهداشت روانی مثبت در نظر گرفته شد سپس از طریق زمینه یابی ها، بخش های مختلف شادکامی مشخص شد و امروزه به شکل اختصاصی تری یکی از موضوعات رویکرد نوین روانشناسی مثبت نگر است.که در دهه اخیر در مقابل روانشناسی منفی نگر قرن گذشته رشد زیادی کرده است و باید دانست که رویکرد روانشناسی مثبت نگر به جای اینکه جانشین روانشناسی بایستی سنتی باشد، مکمل آن است. (کار72، 2004، نقل از پاشا شریفی، 1385) سلیگمن نیز سه مسیر را برای رسیدن به شادکامی معرفی کرده است. اولین مسیر دلپذیر، شامل تجربه هیجانات مثبت نسبت به گذشته است مسیر دوم از دیدگاه سلیگمن گرمی، نشاط و لذت در زمان حال است و سومین مسیر را خوش بینی و امید درباره آینده می داند. در سال 2005 سلیگمن و همکارانش به بررسی ارتباط میان شادکامی و رضایت مندی از زندگی پرداختند آنها شادکامی را دارای اجزایی سه گانه معرفی کردند که شامل روابط اجتماعی قوی مطلوی (جزء اجتماعی) حالت های خلقی پایدار و شاد (جزء

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع تاب آوری، عوامل خطر، بهداشت روان، روانشناسی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع عزت نفس، برون گرایی، انعطاف پذیری، رضایت مندی