پایان نامه ارشد رایگان با موضوع بازار سرمایه، تامین مالی، سلسله مراتب، سلسله مراتبی

دانلود پایان نامه ارشد

قابل فروش(کوتاه مدت) خود مبادرت می ورزد.
در صورت نیاز منابع تامین مالی خارجی، شرکت ها ابتدا مطمئن ترین اوراق بهادار را انتشار می دهند. بر این اساس شرکت ها ابتدا از بدهی، سپس در صورت امکان از اوراق قابل تبدیل و یا از سهام عادی برای برای تامین مالی استفاده می کنند(ابزری و دیگران، 1386).

2-3-4 عوامل تعیین کننده ساختار تامین مالی
از جنبه تئوری، تصمیم گیری مدیران پیرامون ساختار بهینه تامین مالی، تحت تاثیر عوامل گوناگونی همچون عوامل سیاسی، اقتصادی و مقررات قانونی قرار دارد. لذا تعیین استراتژی ساختار تامین مالی علاوه بر آنکه متاثر از برخی متغیرهای کلان اقتصادی همچون تورم، نرخ بهره، سیاست های اعطای تسهیلات در نظام بانکی و مالیات می باشد، تحت تاثیر عواملی چون هزینه تامین مالی، ریسک مالی و تجاری شرکت ها، ترکیب دارایی ها همراه با محدودیت های قراردادی در جذب منابع از طریق ایجاد بدهی و بازنگری در قوانین بورس اوراق بهادار قرار دارد(دسینه و دیگران، 1388).
2-3-5 دلایل ترجیح شرکت ها به تامین مالی داخلی
مدیران هنگام استفاده از منابع داخلی از انعطاف پذیری بیشتری برخوردار هستند. برای مثال، مدیران می توانند منابع مورد نیاز پروژه های سرمایه گذاری را سریع تر تامین کنند و این طرح ها را به مرحله اجرا درآورند و بدین ترتیب هم از هزینه های تاخیر در اجرای پروژه های سرمایه گذاری جلوگیری کنند و هم امتیاز افزایش وجوه از طریق منابع خارجی را برای دوره های آتی حفظ کنند.
شرکت ها در زمان استفاده از منابع خارجی، مجبور به تحمل هزینه های قانونی، حسابداری، حق الزحمه های ظهرنویسی و مانند آن هستند که اغلب اوقات، اینگونه هزینه ها در زمان استفاده از تامین مالی داخلی وجود ندارند.
به دلیل عدم وجود تقارن اطلاعاتی بین مدیریت و سرمایه گذاران برون سازمانی درباره فرصت های سرمایه گذاری شرکت، بازار ممکن است اوراق بهادار جدید شرکت ها را کمتر از واقع ارزیابی کند و موجبات انتقال ثروت را از سهام داران موجود به سهامداران جدید فراهم آورد.
بنابراین هزینه های تامین مالی داخلی کمتر از هزینه های تامین مالی خارجی است(کردستانی و نجفی، 1389).
2-4 بازار سرمایه داخلی17
بازار سرمایه داخلی مکانیزمی است که به وسیله آن مرکز اصلی شرکت(هلدینگ)، سرمایه را به واحدهای گوناگون شرکت تخصیص می دهد. اگر مرکز اصلی شرکت، سرمایه را به واحدهایی که بالاترین سود خالص(نهایی) را دارند تخصیص دهد، آنگاه این بازار سرمایه داخلی از کارایی لازم برخوردار خواهد بود(پی یر،2002).
بازار سرمایه داخلی در شرکت های هلدینگ معمولا از سه طریق اجرا می شود:
وام18: این نوع وام ها کوتاه مدت بوده و از واحدهایی که دارای مازاد وجه نقد هستند به واحدهایی که با کمبود وجه نقد عملیاتی مواجه اند، انتقال می یابد.
ضمانت وام19: واحدهایی که دارای اعتبار هستند، برای اخذ وام ضامن واحدهایی می شوند که دارای اعتبار لازم نیستند.
حفظ مالکیت20: اشاره به درصد مالکیت مرکز اصلی و هر یک از واحدها در واحدهای دیگر دارد(چنگ21،2003، ص:149).
ایجاد بازار سرمایه داخلی حداقل دارای دو مزیت است. اول اینکه تخصیص منابع داخلی می تواند کاراتر از تخصیص هایی باشد که توسط بازار سرمایه خارجی صورت می پذیرد. دوم اینکه استفاده از بازار سرمایه داخلی باعث تعامل بهتر با بازار سرمایه خارجی می شود. علاوه بر این، استفاده هرچه کاراتر و بیشتر از بازار سرمایه داخلی، منجر به افزایش ارزش شرکت خواهد شد(پی یر،2002).
مزایای بازار سرمایه داخلی عبارت اند از:
نقش بسیار اساسی در گردش وجوه میان واحدهای شرکت های هلدینگ دارد.
تخصیص منابع داخلی در بازار سرمایه داخلی می تواند کاراتر از تخصیص هایی باشد که توسط بازار سرمایه خارجی صورت می پذیرد.
استفاده از بازار سرمایه داخلی باعث تعامل بهتر با بازار سرمایه خارجی می شود.
استفاده هرچه کاراتر و بیشتر از بازار سرمایه داخلی، منجر به افزایش ارزش شرکت خواهد شد.
بازار سرمایه داخلی یکی از کانال های مهم تخصیص سرمایه در اقتصادهای نوین صنعتی است.
گاهی اوقات تامین مالی خارجی همراه با مشکل است اما تامین مالی داخلی در دسترس بوده و مزیت بیشتری نسبت به بازار سرمایه خارجی دارد.
اندازه و کارایی بازار سرمایه داخلی
هر شرکت هلدینگی که از مکانیزم بازار سرمایه داخلی استفاده می کند، دارای اندازه و کارایی بازار سرمایه داخلی مربوط به خود است. اندازه و کارایی بازار سرمایه داخلی به طرق مختلف اندازه گیری می شود. در این بخش طریقه محاسبه این دو متغیر را با استفاده از روشی که ساتنر و ویلالونگا22(2011) از آن استفاده کردند، توضیح می دهیم.
اندازه بازار سرمایه داخلی: شرکت چندبخشی i را در نظر می گیریم که شامل j بخش است. در هر سال، بخش j می تواند دریافت کننده یا پرداخت کننده وجه نقد باشد. برای تعیین دریافت کنندگی یا پرداخت کنندگی بخش j، تفاوت بین جریان نقدی بعد از مالیات(ATCFj) و سرمایه گذاری(مخارج سرمایه ای) آن بخش را بدست می آوریم:
ATCFj – Ij
اگر حاصل این تفاوت مثبت شد، بخش j ارائه دهنده سرمایه و اگر حاصل این تفاوت منفی شد، بخش j دریافت کننده سرمایه در شرکت می باشد.
بنابراین وجه نقد دریافتی توسط هر بخش برابر است با:
Max (Ij – ATCFj, 0)
ATCF هر بخش نیز از رابطه زیر بدست می آید:
ATCFj = (EBITj – Rj) (1 – Tj) + Dj
که در آن Rj هزینه بهره بخش j ، T نرخ مالیات و Dj استهلاک بخش j می باشد.
به عبارتی اگر Ij انتقال بالقوه که برابر است با:
Max (ATCFj – wjDivi – Ij, 0)
که در آن wj وزن دارایی های بخش انتقال دهنده j و Divi سود نقدی پرداخت شده می باشد.
برای اطمینان از عدم تجاوز پرداخت ها از دریافت ها و در عین حال فراهم آوردن امکان تجاوز دریافت ها از پرداخت ها، برای محاسبه میزان انتقال از گام دوم استفاده می کنیم:
انتقال=min⁡[jبخش بالقوه انتقال و (jبخش بالقوه انتقال)/(∑▒〖ها بخش بالقوه انتقال〗) (∑▒〖jبخش های دریافت〗)]

این دو مرحله به این دلیل انجام می شود که برخی از بخش ها ممکن است تامین مالی خارجی انجام دهند.
در نهایت اندازه یا حجم بازار سرمایه داخلی شرکت i در سال t برابر است با مجموع ارزش انتقال ها و دریافت های صورت پذیرفته که از طریق تقسیم این مجموع بر کل دارایی های شرکت استاندارد می شود:
داخلی سرمایه بازار اندازه=(∑▒〖ها دریافتی 〗+∑▒〖ها انتقال〗)/(iشرکت دارایی های مجموع )

کارایی بازار سرمایه داخلی: ابتدا بازده دارایی بخش j در سال t را محاسبه می کنیم:
〖RoA〗_j= (jبخش استهلاک و مالیات و بهره از قبل سود)/( jبخش های دارایی مجموع)
سپس میانگین موزون بازده دارایی سایر بخش ها به استثنای بخش j را محاسبه می نماییم((〖RoA〗_(-j) ) ̅):
برای بخش های دریافت کننده وجوه نقد:
اگر 〖RoA〗_j>(〖RoA〗_(-j) ) ̅، دریافت وجوه توسط آن بخش کارا است.
اگر 〖RoA〗_j(〖RoA〗_(-j) ) ̅، دریافت وجوه توسط آن بخش کارائی ندارد.
برای بخش های انتقال دهنده وجوه نقد:
اگر 〖RoA〗_j(〖RoA〗_(-j) ) ̅، دریافت وجوه توسط آن بخش کارا است.
اگر 〖RoA〗_j(〖RoA〗_(-j) ) ̅، دریافت وجوه توسط آن بخش کارائی ندارد.
در نهایت، کارایی نهایی استاندارد شده بازار سرمایه داخلی شرکت i از رابطه زیر بدست می آید:
iشرکت داخلی سرمایه بازار کارایی= (دریافت /انتقال های ناکارایی و دریافت / انتقال های کارایی مجموع)/(iشرکت دارایی های مجموع)
در تحلیل داده ها، برای متغیر کارایی بازار سرمایه داخلی از متغیر مصنوعی استفاده می کنیم. بدین صورت که اگر بازار سرمایه داخلی کارا بود عدد یک و اگر کارا نبود عدد صفر را در نظر می گیریم.

2-5 مدلهای تصمیمگیری چند شاخصه
این گونه فنون برای انتخاب یک گزینه از میان چند گزینه بهکار میروند. در این فنون تصمیمگیرنده از بین تعداد محدودی گزینه به انتخاب، الویتبندی و درجهبندی میپردازد. بنابراین به منظور انتخاب مناسبترین گزینه از میان m گزینه، میتوان از MADM23 استفاده نمود(اصغرپور، 1377:42).
دادههای MADM به دو بخش کلی مدلهای جبرانی و مدلهای غیر جبرانی تقسیم میشود. در مدلهای جبرانی، امتیاز بالا روی یک معیار امتیاز پایین روی معیار دیگر را جبران میکند، در حالیکه در مدلهای غیرجبرانی حداقل سطوح برای هر معیار لازم است.
در طراحی و فرموله نمودن اینگونه مدلها به جای مدلهای ریاضی از جداول توافقی ( ماتریس تصمیم) استفاده میشود. به همین دلیل این مدلها را مدل نرم نیز مینامند (آذر، 1381:69).
بطور کلی مراحل مدلسازی فنون MADM را میتوان به صورت زیر ذکر نمود:
گام اول: تعریف و تعیین گزینهها (راه حل ها): فرض کنید A1,A2,…,Am راهحلهای تعریف شده برای مساله باشند.
گام دوم: تعیین شاخصها و معیارهای ارزیابی گزینهها: فرض کنیدn X1,X2,…,X شاخص برای ارزیابی گزینهها باشند.
گام سوم: تعریف ماتریس تصمیم (جدول توافقی یا ماتریس D): تصمیمگیری چند شاخصه به وسیله ماتریس فرموله میگردد:

گام چهارم: مرحله آمادهسازی ماتریس D: برای فراهمکردن یک مدل MADM باید نکات زیر را رعایت کرد: الف) تبدیل شاخصهای کیفی به کمی: از خصوصیات بارز مدلهای MADM، در بر گرفتن تواًم متغیرهای کمی و کیفی است. میدانیم که یک گزینه ممکن است به کمک شاخصهای کمی، نظیر هزینه، ظرفیت، سرعت و… و شاخصهای کیفی نظیر راحتی، زیبایی، انعطافپذیری و… و یا هر دوی آنها توصیف شود. هرچند تبدیل شاخصهای کیفی به کمی اختیاری است ولی توصیه اکید بر این است که در فنون MADM از طیف دوقطبی استفاده شود (همان منبع، 1381:74). طیف دوقطبی بسته به فزاینده یا کاهنده بودن شاخص تعریف میشود.
در مواقعی که قصد مقایسه زوجی (دوبه دو) شاخصها را داشته باشیم، بهجای استفاده از طیفهای دوقطبی، از طیف ساعتی استفاده میگردد:
جدول2-2: طیف ساعتی
ترجیحات
مقدار عددی
کاملا مرجح یا کاملاً مهم یا کاملاً مطلوبتر
9
ترجیح یا اهمیت یا مطلوبیت خیلی قوی
7
ترجیح یا اهمیت یا مطلوبیت قوی
5
کمی مرجح یا کمی مهمتر یا کمی مطلوبتر
3
ترجیح یا اهمیت یا مطلوبیت یکسان
1
ترجیحات بین فواصل قوی
2و4و6و8

ب) مرحله بیمقیاسسازی: این امکان وجود دارد که مقیاس اندازهگیری شاخصهای کمی با یکدیگر متفاوت باشند (مانند هزینه به ریال در مقابل وزن به کیلوگرم). از این رو لازم است تا قبل از انجام عملیات اصلی ریاضی، شاخصهای مورد نظر بیمقیاس شوند (اصغرپور، 1377:49).
بدینترتیب عناصر شاخصهای تبدیلشده (nij) بدون بعد اندازهگیری میشوند. جهت بیمقیاسسازی ماتریس تصمیم D به تناسب نوع فنون، از نرمهای مختلفی نظیر خطی، نرم اقلیدسی و نرم ساعتی استفاده میگردد که در اینجا تنها به معرفی نرم ساعتی اشاره خواهد شد.
در نرم ساعتی، بیمقیاسسازی مفهوم واقعی خود را پیدا میکند. نرم ساعتی به صورت رابطه زیر است:
J=1,2,…n nij=rij/(∑_(i=1)^m▒rij)
گام پنجم: تعیین ضرایب اهمیت نسبی برای شاخصها Wj: در بسیاری از مسائل MADM و به خصوص در فنون MCDM، نیاز به دانستن اهمیت نسبی شاخصها است، بطوریکه مجموعه این اوزان برابر با واحد بوده و این اهمیت نسبی، درجه ارجحیت هر شاخص را نسبت به سایر شاخصها برای تصمیمگیری مورد نظر بسنجد (همان منبع، 1377:52).
بطور کلی برای محاسبه بردار اهمیت نسبی شاخصها (w) روشهای مختلفی وجود دارد که از آن جمله میتوان به مواردی چون نظرسنجی از خبرگان با اجرای روش دلفی (آذر، 1381ص76)، آنتروپی شانون، روش LINMAP، روش حداقل مربعات، روش حداقل مربعات لگاریتمی، تکنیک بردار ویژه و روشهای تقریبی اشاره کرد (اصغرپور، 1377).
2-6 مدل فرآیند تحلیل شبکهای(ANP)24
روشهای ارزیابی چندمعیاره کاربرد وسیعی در همه علوم از جمله علوم مدیریتی پیدا کردهاند. از بین این روشها، فرآیند تحلیل سلسلهمراتبی(AHP) یکی از روشهای ارزیابی چندمعیاره است که بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.
فرآیند تحلیل سلسله مراتبی ابتدا مسئله یا موضوع مورد نظر را به یک ساختار سلسله مراتبی تبدیل میکند که در آن عناصر تشکیل دهنده این ساختار که اجزا تصمیم نیز تلقی میشوند، مستقل از یکدیگر فرض شدهاند. بنابراین ، یکی از محدودیتهای جدی AHP این است که وابستگی متقابل بین عناصر تصمیم، یعنی وابستگی معیارها ، زیرمعیارها و گزینه ها را در نظر نمیگیرد و ارتباط بین عناصر تصمیم را سلسله مراتبی ویکطرفه فرض میکند.”این فرض” ممکن است در بعضی موارد صادق نباشد و در چنین شرایطی نتیجه روش AHP ممکن است موجب برعکس شدن رتبهها شود. یعنی با حذف گزینهای ممکن است نتیجه رتبهبندی گزینهها تغییر کند(زبردست،1380:19).
از طرفی بسیاری از مسائل تصمیمگیری نمیتوانند بصورت سلسله مراتبی ساختار پیدا کنند ، زیرا آنها تعامل و وابستگی عناصر سطح بالاتر روی عناصر سطح پایینتر را در بر میگیرند. نه تنها همان طور که در یک سلسله مراتب اهمیت معیارها اهمیت گزینهها را معین میکند ولی اهمیت خود گزینهها نیز اهمیت معیارها را تعیین میکند (ساعتی و وارگاس،2006:7 ).
بنابراین باید در استفاده از روش AHP اندکی محتاط بود، زیرا کلیه مسائل و مشکلات برنامهریزی لزوماً دارای ساختار سلسله مراتبی نیستند. این محدودیت عمده AHP باعث شد تا ابداعکننده آن، توماس ساعتی روش فرآیند تحلیل شبکهای(ANP) را ارایه و معرفی کند که درآن ارتباط پیچیده بین ومیان عناصر تصمیم،از طریق

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع تامین مالی، کسب و کار، نرخ بهره، اوراق قرضه Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع تامین مالی، ساختار سرمایه، برنامه ریزی آرمانی، بازار سرمایه