پایان نامه ارشد رایگان با موضوع بازارهای مالی، رشد اقتصادی، بازار سرمایه، توسعه بازار

دانلود پایان نامه ارشد

اقتصادی
توسعه بازارهای مالی، نقش به سزایی در فرآیند رشد اقتصادی و تأمین منابع مالی در تمامی زمینههای مختلف دارد، زیرا بازارهای مالی کارآمد و مناسب، امکان جمعآوری و هدایت پساندازها از منابع مختلف را به سمت فعالیتهای مولد فراهم میکند. اگر بازارهای مالی از عملکرد لازم برخوردار نباشند، نه تنها پساندازها زمینه تأمین اعتبار لازم برای سرمایهگذاری در بخشهای مختلف اقتصادی را فراهم نمیکند، بلکه حتی باعث بروز مشکلات اقتصادی و تشدید آن میشود. بنابراین، عملکرد صحیح بازارهای مالی میتواند اثرات قابل ملاحظهای بر رشد اقتصادی داشته باشد. در واقع، توسعۀ مالی زمانی اتفاق میافتد که توانایی بازارهای مالی در انجام این وظایف، توسعه و تصمیمگیری برای پسانداز و سرمایهگذاری را بهبود بخشیده و در نهایت، موجب رشد اقتصادی گردد. از اینرو، نظام بانکی با بازار سرمایه میتوانند منابع مالی لازم را از طریق پساندازهای خُرد و کلان جمعآوری کنند و آنها را به سرمایه مورد نیاز بخشهای مختلف اقتصادی تبدیل نمایند. لذا میزان اثرگذاری و نقش بازارهای مالی در زمینۀ تأمین منابع مالی از موضوعاتی مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد، تا ضمن بررسی ارتباط نظام بانکی با بازار سرمایه در زمینه تأمین منابع مالی و رشد اقتصادی، میزان اثرگذاری آنها در این زمینه نیز مورد بررسی قرار گیرد. در این قسمت ضمن بیان مبانی نظری مدلهای رشد بیان شده، به بررسی مبانی نظری ارتباط میان بازارهای مالی و رشد اقتصادی پرداخته مي شود، سپس مبانی نظری ارتباط نظام بانکی با بازار سرمایه در چارچوب اقتصاد سنتی و اسلامی مورد بررسی قرار می گيرد.
2-2-3) بازار مالی در ایران
بر اساس يک نوع تقسيم بندي نظام‌هاي مالي در دو بعد بانك- پايه و اوراق بهادار- پايه (يا مبتني بر بانک و مبتني بر اوراق بهادار) متمايز مي شوند.
در نظام مالي بانک محور پس‌انداز كنندگان كوچك نزد واسطه‌هاي مالي كه عموماً بانكها و ساير نهادهاي مالي سپرده ‌پذير هستند، اقدام به اندوختن پس‌انداز مي‌نمايند و بازار اوراق بهادار با استقبال کمتري مواجه مي شود. نظام مالي اوراق بهادار – پايه، سرمايه‌گذاري يا اعطاي اعتبار به واحدهاي توليدي يا تجاري به شيوه مستقيم صورت مي‌گيرد. در اينجا، اعتبار دهندگان يا پس‌ انداز كنندگان، وجوه مازاد خود را تبديل به اوراق بهاداركوتاه و بلندمدت دولت، شهرداريها و بنگاه‌هاي اقتصادي مي‌نمايند. در ايران، بر اساس نوع نهادها، ميزان توسعه بازار و بازيگران اصلي بازار مالي کشور و همچنين سهم متغيرهايي مانند تشكيل سرمايه ثابت ناخالص و نسبت حجم معاملات در دو بازار پول و سرمايه به توليد ناخالص داخلي نظام مالي موجود را مي توان بانك محور دانست.
2-2-4) بازارهای مالی و رشد اقتصادی:
نقش و اهمیت نظام مالی در فرآیند رشد و توسعه اقتصادی کشورها، آنچنان دارای اهمیت است که صاحبنظران توسعه پایدار اقتصادی را بدون رشد و توسعه بازارهای مالی امکانپذیر نمیدانند. حتی بعضی از اقتصاددانان تفاوت اقتصادهای توسعهیافته و توسعهنیافته را در این نمیدانند که یکی تکنولوژی پیشرفته دارد ولی دیگری نه، بلکه معتقدند که اقتصادهای دسته اول (توسعهیافته)، اقتصادهای مالی و اقتصادهای دسته دوم (توسعه نیافته)، اقتصادهای غیرمالی میباشند8. به‌گونه‌ای که در اقتصاد توسعه، در خصوص رابطه میان بازارهای مالی و رشد اقتصادی، دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد.
عده‌ای از صاحب‌نظران اقتصادی نظیر لوین و زروس9 (1996) و دمیرگاک-کانت و لوین10 (1996)، بیان می‌کنند که؛ این بازارهای مالی هستند که نقش کلیدی را در افزایش رشد و توسعه اقتصادی ایفا می کنند11..12
اما در مقابل نگرش فوق، دیدگاه دیگری وجود دارد که به دیدگاه «طرف تقاضا» معروف است و براساس نظریات جان رابینسون13 (1952) پایه‌گذاری شده است و طرفداران این دیدگاه، نظام مالی را، دنبالهروی بخش حقیقی اقتصاد و تنها به عنوان خادم صنعت می‌دانند و بر این باورند که بازارهای مالی در مقایسه با دیگر عواملی که بر تفاوت رشد اقتصادی کشورها اثر میگذارند، حالتی انفعالی داشته و در واقع تغییر در بازارهای مالی، واکنش انفعالی به رشد اقتصادی است. به عبارت دیگر، واسطههای مالی به صورتی کاملاً مُنفعل، تنها کانالی برای هدایت پسانداز خانوارها به سمت فعالیتهای سرمایهگذاری میباشند و عوامل اصلی رشد را باید همان موجودی سرمایه و نرخ سرمایه‌گذاری محسوب نمود14.15
از سوی دیگر، گروهی دیگر از اقتصاددانان معتقدند که بین رشد اقتصادی و بخش مالی، «علَیت دوطرفه» وجود دارد و توسعه مالی و رشد اقتصادی به صورت همزمان رخ می‌دهد.16
در مقابل سه دیدگاه ذکر شده در فوق، دیدگاه دیگری نیز وجود دارد که طرفداران آن، وجود رابطه‌ای میان توسعه بازارهای مالی و رشد اقتصادی را منتفی می‌دانند و به آن قائل نیستند17.
با توجه به مباحث گفته شده فوق، مشاهده میشود که دیدگاههای متفاوتی در باب رابطه میان توسعه بازارهای مالی و رشد اقتصادی وجود دارد. گروهی بر این عقیده هستند که توسعه و تعمیق بازارهای مالی منجر به رشد اقتصادی شده، گروهی دیگر، رشد اقتصادی را عاملی برای رشد توسعه بازارهای مالی میدانند، گروهی نیز رابطه همزمان و دوسویه را در این بین، بیان میکنند. در مقابل این سه دیدگاه، دیدگاه چهارمی مطرح می‌باشد که وجود رابطه مثبت میان توسعه بازارهای مالی و رشد اقتصادی را به طور کلی مردود میداند و به این معتقدند که توسعه بازارهای مالی و رشد اقتصادی، هیچ رابطهای با هم ندارند و حتی در صورت وجود رابطه، این رابطه به صورت منفی میباشد.
بنابراین می‌توان بیان کرد رشد اقتصادی و توسعة بازارهای مالی، اثر مثبت بر یکدیگر دارند. لذا با توجه به اینکه سپرده‌های بانکی از درجة نقدینگی و ایمنی بالایی برخوردار می‌باشند، دارای اعتبار بالایی نسبت به اوراق بهادار موجود در بازار سرمایه هستند. این اعتبار بالای سپرده‌های بانکی در مقایسه با اوراق بازار سرمایه باعث می‌شود که بازار سرمایه را در جذب پس‌اندازها با مشکل مواجه سازد. بدین ترتیب، تنها شرط باقی‌مانده برای جذب منابع پس‌اندازی در بازار سرمایه، این است که در این شرایط بازده اوراق بهادار از سود سپرده‌های بانکی بیشتر باشد. از سوی دیگر، ورود بانک‌ها به بازار سرمایه و طراحی، انتشار و عرضة اوراق بهادار از سوی بانک‌ها، بر تنوع اوراق بهادار بازار سرمایه افزوده می‌شود و این امر، زمینة رشد و توسعة بازار سرمایه را به دنبال خواهد داشت. حالت عکس این عمل نیز امکان‌پذیر است. به این صورت که اگر رشد اقتصادی، رشد بازار سرمایه را به دنبال داشته باشد، این امر بدون وجود نهادهای مالی کارا در بازار سرمایه در جهت تجهیز پس‌اندازها و تخصیص آن‌ها و همچنین نظارت بر سرمایه‌گذاری‌ها و…، امکان‌پذیر نیست. از این‌رو، رابطة بانک‌ها با بازار سرمایه و ورود آن‌ها به این بازار به عنوان یکی از نهادهای فعال در بازار، می‌تواند این وظایف را در بازار سرمایه برعهده بگیرد و انجام دهد. بنابراین، توسعه بازارهای مالی و رشد اقتصادی، بر ارتباط نظام بانکی با بازار سرمایه اثر مثبت دارند.
2-3) انواع بازار برای سرمایه گذاری
بازارها را می توان از نظر سررسید مطالبات مالی به دو دسته عمده تقسیم کرد18.
بازار پول
بازار سرمایه
الف- بازار پول19
بازار پول همان بازار وجوه کوتاه مدت است که وظیفه پاسخگویی به تقاضای وجوه کوتاه مدت خصوصی و دولتی را بر عهده دارد. فعالان این بازار در درجه اول افراد یا واحدهای دارای مازاد نقدینگی هستند که عموماً به عنوان پس انداز کننده از طریق سیستم بانکی منابع مورد نیاز واحدهای اقتصادی دیگر را در اختیارشان قرار می دهند. به این ترتیب مهمترین رسالت بازار پول ایجاد تسهیلات برای واحدهای اقتصادی جهت رفع نیاز نقدینگی (کوتاه مدت) و نیز تامین سرمایه در گردش می باشد. این اعتبارات به منظور تامین اعتبار اقلام کوتاه مدت ترازنامه، جبران تنگناهی مالی و نیازهای واحدهای تجاری و واحدهای اقتصدی مورد استفاده قرار می گیرد. اهم ویژگی های بازار پول را می توان به صورت زیر بیان کرد:
بالا بودن درجه اطمنان نسبت به باز پرداخت اصل و فرع
سرعت انجام معاملات مالی در این بازارها
استفاده از ابزارهایی با درجه بالای نقدینگی
اعمال کنترل مقامات پولی(بانک مرکزی) با استفاده از ابزارهای سیاستپولی
ب- بازار سرمایه20
بازار سرمایه بازار دادو ستدهای بلندمدت مالی ( مطالبات مالی با سررسید بیش از یک سال) است. مثلاً وقتی یک بنگاه تولیدی اقدام به انتشار اوراق قرضه می کند و برای مدت طولانی بهره می پردازد، قصد دارد با وجوه بدست آمده سرمایه گذاری نموده و از بازده حاصله بدهی خود را بازپرداخت نماید. بازار سرمایه به دو زیر بازار قابل تقسیم است.
بازار اولیه: بازار اولیه جایی است که بنگاه اقتصادی می تواند در آنجا دارایی های خود را با منابع مالی بلندمدت مبادله کند. در این بازار منتشرکنندگان اوراق بهادار اقدام به فروش این اوراق می کنند تا وجوه مورد نیاز خود را تامین کنند، دلیل اصلی وجود این بازار وجود بازار ثانویه است.
بازار ثانویه: در این بازار اوراق بهاداری که قبلاً منتشر شده مورد خرید و فروش قرار می گیرد. وجود این بازار دارندگان اوراق بهادار را مطمئن می سازد که می توانند اوراق خود را به راحتی بفروش برسانند و مشکلی از نظر تبدیل به نقد کردن دارائیهای مالی شان نداشته باشند. بازار ثانویه به دو زیر بازار تقسیم می شود:
بازار سازمان یافته بورس اوراق بهادار21
بازار خارج از بورس22
بازار های پول و سرمایه شبکه به هم پیوسته ای از زیر بازارها هستند. برخی از این بازارها مکان فیزیکی مشخصی دارند مانند بورس نیویورک، توکیو، لندن و… در نتیجه بازار بورس به یک مکان فیزیکی مشخص و واحدی اشاره دارد که در آن کلیه سفارش های خرید و فروش متمرکز می شود و قیمت اوراق بهادار موجود در این بازار توسط نیروهای عرضه و تقاضا تعیین می گردد.
بازار خارج از بورس به عکس بازار سازمان یافته بورس مکان مشخصی ندارد، بلکه تنها شبکه ای کامپیوتری (که معاملات خود را از طریق اینترنت انجام می دهند) را در بر می گیرد که مراکز آن دفاتر مشارکت کنندگان در بازار است.( قجر، محمود و همکاران، 1391)
2-4) واسطه های مالی
واسطه های مالی بنگاه هایی هستند که در ازای سپرده های مردم اقدام به ایجاد پس انداز و وام دهی می کنند. به طور مشخص می توان گفت واسطه های مالی با ایفای نقش خود، هزینه های مبادلات را کاهش می دهند و با تامین وام های بلند مدت از محل سپرده های کوتاه مدت سپرده گذاران (در بانکها) نقدینگیرا افزایش می دهند و در عمل با ارزیابی طرح های سرمایه گذاری منابع را برای تامین بهترین طرح ها تجهیز می کنند و مدیریت ریسک را تسهیل می بخشند23.
2-4-1) انواع واسطه های مالی
واسطه های مالی را می توان به موسسات سپرده پذیر و موسسات غیرسپرده ای تقسیم کرد. موسسات سپرده ای نظیر بانک ها به جمع آوری سپرده ها و وام دهی مشغول هستند. این موسسات بخش عمده ای از عرضه پول را تامین می کنند و از این جهت دارای اهمیت فراوان می باشند. موسسات غیر سپرده ای نیز در کار فراهم آوردن خدمات مالی برای دیگران هستند اما به عنوان واسطه وجه عمل نمی کنند. از مهمترین موسسات غیر سپرده ای می توان کارگزاران24، بورس اوراق بهادار، بانک های سرمایه گذاری، معامله گران25، صندوق های بازنشستگی خصوصی، شرکت های سرمایه گذاری26، شرکت های سرمایه گذاری بازار پول27، شرکت های بیمه عمر، شرکت های بیمه حوادث، شرکت های تامین مالی28 را نام برد.
2-5) اوراق بهادار
اوراق بهادار از نظر میزان ریسکی که حمل می کنند، به دو دسته تقسیم می شوند:
اوراق بهادار بی ریسک. از این گروه می توان به اسناد خزانه اشاره کرد.
اوراق قرضه با ریسک . که به اوراق بهادار با درآمد ثابت (اوراق قرضه شرکتها، سهام ممتاز) و اوراق بهادار با درآمد متغیر (سهام عادی، اوراق قرضه قابل تبدیل به سهام عادی، اوراق قرضه با بهره

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع بازارهای مالی، رگرسیون، رشد اقتصادی، نظام بانکی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع بازار سرمایه، بازارهای مالی، نظام بانکی، ارزیابی عملکرد