پایان نامه ارشد رایگان با موضوع اعتماد به سازمان، انتقال اطلاعات، رفتار متقابل

دانلود پایان نامه ارشد

: 391). به اعتقاد او هر قدر به حجم جوامع افزوده
ميشود، وجدان جمعي گسترده تر و انتزاعي تر شده و حوزهي اخلاقي فرد از سطح محلي و درونگروهي به سطح عام و برونگروهي توسعه مييابد و از تعداد غريبههايي كه نميتوان به آنها اعتماد كرد كاسته
ميشود و از اين طريق راه براي همكاري وسيع در سطح ملي هموار ميگردد (افشاني و ديگران، 1389: 195 به نقل از پنجه بند، 1385: 44). تونيس نيز به تقابل دو نوع زندگي اجتماعي پرداخت: “اجتماع”13 كه ويژگي تجمعات كوچك است و “جامعه”14 كه ويژگي شهرهاي بزرگ است. به اعتقاد او در روستا زندگي اجتماعي شبيه به يك ارگانيسم زنده است كه در آن مردم داراي اخلاق مشتركي بوده و پيوندهاي شديدي بين آنان وجود دارد، اما در شهر زندگي اجتماعي به صورت يك تجمع مكانيكي مملو از فردگرايي، خودپرستي و حتي خصومت است (شارعپور، 1387: 111). بر اساس منطق تونيس، روابط مبتني بر اعتماد تنها در اجتماع وجود دارد. يك فرد به اعضاي خانواده و دوستانش اعتماد ميورزد، چرا كه احساس او بر اساس مشابهت ها، فهم و تأييد متقابل است و اين فرايند به طور دائمي به كمك فعاليتها و تجارب مشترك تقويت
ميگردد. بنابراين، اعتماد نميتواند به طور مصنوعي ايجاد گردد. اعتماد به طور اخص مبناي انسجام اجتماعي است كه از سوي ارزشهاي دين و اخلاق تقويت ميشود و آن نيز به نوبهي خود روابط مبتني بر اعتماد را تسهيل كرده و به افزايش چسبندگي اجتماعي كمك ميكند. در مقابل، افراد خودمحور و حسابگر جامعهي مدرن، نمي توانند مورد اعتماد قرار گيرند و آنها نيز نميتوانند به ديگري اعتماد داشته باشند. چه، براي رفع نيازها هر شخصي به داراييهاي ديگري نياز دارد كه اين امر به فريبكاري و ابزاري بودن رابطه ميانجامد (ميزتال، 1380: 59).
اعتماد و معتمد بودن اغلب به عنوان نوعي گريس اجتماعي در نظر گرفته شدهاند که چرخهاي تبادلات اجتماعي و اقتصادي متنوع را روغنکاري مي کنند و در صورت عدم وجود آن اين تبادلات بسيار هزينهبر، بروکراتيک و زمانبر خواهد شد (فيلد، 1386: 104). هر چند خود اعتماد نميتواند حالت كالا به خود بگيرد يا مبادله شود اما سرمايه اي معنوي براي جلب حمايت، حسن نيت، زمان و پول به شمار ميرود. اين نكته در تعاريف مختلف از اعتماد به عنوان “روغن” تسهيل كننده اقدام (لومان، 1988)، نوعي “اعتبار نمادين” (سليگمن، 1977) يا شكلي از “سرمايهي اجتماعي” كه به تأمين نتايج مشخص كمك كند، تجلي يافته است (پاسي و تونكيس، 1387: 45).
اعتماد به سه صورت خود را نشان ميدهد يا به عبارتي داراي سه نوع است:
1.اعتماد بين فردي15 يا اعتماد به افراد آشنا،
2. اعتماد اجتماعي16 يا اعتماد تعميم يافته17 يا اعتماد به بيگانگان،
3. اعتماد مدني18 يا اعتماد به سازمان ها و نهاد ها (شارعپور، 1380: 74).
البته، از ميان انواع اعتماد، آنچه که لازمه همکاري و مشارکت ميليونها شهوندي است که جوامع پيچيده و مدرن امروزي را تشکيل ميدهند، علاوه بر اعتماد مدني يا نهادي، اعتماد اجتماعي يا اعتماد تعميميافته
ميباشد (اجاقلو و زاهدي، 1384: 103-102). پژوهشهاي انجام شده نشان ميدهند كه در شكلگيري و تقويت اعتماد اجتماعي عوامل مختلف فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي در سطوح خرد و كلان از جمله درآمد، پايگاه اجتماعي، رضايت شغلي و رضايت از زندگي، احساس شادماني و غرور ملي (دلهي و نيوتن، 2003؛ نيوتن، 2001)، خانواده، مدرسه و شبكهي دوستان (عبد الرحماني، 1384؛ دلهي و نيوتن، 2003) ميزان مشاركت مدني و عضويت در انجمنهاي داوطلبانه، همبستگي اجتماعي و امنيت عمومي (قديمي، 1386؛ نيوتن، 2001؛ ران و ترنزو، 1998)، اثربخشي و سودمندي دولت، احزاب سياسي و آزادي سياسي (عباسزاده، 1383؛ هرروز و كريادو، 2008؛ دلهي و نيوتن، 2003) نقش مهم و تعيين كننده اي را ايفا ميكنند. در كنار عوامل مذكور، برخي از پژوهشگران بر اين باورند كه رسانههاي جمعي19 هم ميتوانند بر اعتماد اجتماعي تأثير بگذارند (جعفرينيا، 1389؛ جواهري و بالاخاني، 1385؛ گراس و ديگران، 2004؛ موي و شوفل، 2000). رسانهها به عنوان منبع مهم اطلاعات و هم چنين يكي از عوامل اصلي فرايند جامعه پذيري نقش مؤثري در فرايند اعتمادسازي و يا اعتمادسوزي بازي ميكنند. بنابر نظر صاحبنظران، رسانهها به تصورات افراد از محيط شكل ميدهند، آنها ميتوانند با ارائه تصويري زشت و يا زيبا از جامعه ميزان اعتماد در بين مخاطبان خود را افزايش و يا كاهش دهند. رسانهها به شكلگيري الگوهاي كنش در بين مخاطبان كمك ميكنند. اين الگوهاي كنش به افراد كمك ميكنند تا در موقعيتهاي مختلف دست به كنش بزنند. رسانههاي جمعي از طريق تحرك رواني امكان تعاملات اجتماعي را در بين مخاطبان خود افزايش ميدهند. رسانههاي جمعي ميتوانند زمينههاي دسترسي به نهادهاي انتزاعي و تخصصي را براي مخاطبان خود فراهم كرده و در نتيجه موجب اعتماد و يا بياعتمادي به اين نهادها – در بين مخاطبان خود- شوند (بالاخاني، 1384: 16). هم چنين، ذکر انواع انحرافات از طريق رسانه ها و اعلام رشد سرسام آور آن منجر به ايجاد روحيه سوء ظن و شک نسبت به ساير افراد جامعه مي شود و احتمال وقوع اين انحرافات را از سوي تک تک اعضاي جامعه تقويت کرده و روحيه اعتماد عمومي را تضعيف مي نمايد (خالصي، 1388: 275).
در ميان رسانه هاي جمعي مختلف، نفوذ و جاذبه تلويزيون در دنياي کنوني امري بديهي به نظر مي رسد و نقش آن در آموزش، هدايت، جهت دهي و قالب سازي افکار عمومي جامعه انکار ناپذير است؛ به همين دليل، تلويزيون به عنوان يکي از ابزار هاي اصلي نفوذ در افکار عمومي مورد استفاده قرار گرفته و توسط دولت ها يا بخش خصوصي در جهت اهداف مورد نظر به کار برده مي شود. ضمن اينکه، اختراع ماهواره هاي مخابراتي نيز تأثير گذاري تلويزيون را از مرز هاي ملي عبور داده و به امري فراملي و جهاني تبديل کرده است. کشور هاي قدرتمند با تکيه بر امکانات قوي ارتباطي و ماهواره اي در صددند تا سراسر جهان را به عرصه تاخت و تاز امواج تصويري خود تبديل کرده و به طور يک جانبه و يک سويه افکار جهانيان را در جهت افکار و اميال خود سوق دهند و بدين گونه اين کشور ها بر آن اند که از تلويزيون به عنوان جعبه جادويي براي يکسان سازي افکار عمومي جهانيان و تشکيل دهکده واحد جهاني بهره برداري نمايند (همان: 276). لذا، چنين به نظر مي رسد که در ميان رسانه هاي جمعي مختلف، تلويزيون (داخلي/ ماهواره اي) داراي نقش ويژه اي در افزايش و يا کاهش اعتماد (به ويژه اعتماد اجتماعي) باشد.
البته بايد خاطرنشان ساخت كه بر طبق پژوهشهاي صورت گرفته، تأثير برنامههاي مختلف در اين زمينه يكسان نبوده و براي مثال برنامههاي خبري به ويژه اخبار مربوط به حوادث و جرايم و دنياي سياست (سلمي و ديگران، 2007؛ ايوري، 2009) نقش فعال تري در فرايند اعتمادسازي و يا اعتماد سوزي مخاطبان خود ايفا ميكنند.
پژوهش حاضر با توجه به نقش مهم رسانههاي جمعي در شكلدهي به افكار عمومي و نيز كاركردهاي آموزشي، خبري، اطلاعرساني و اعتمادسازي و يا اعتمادزدايي در جامعهي امروز، به بررسي تأثير مصرف رسانه اي20 بر اعتماد اجتماعي در بين دانشجويان دانشگاه مازندران ميپردازد. به بيان ديگر، در پژوهش حاضر تلاش ميشود تا به اين پرسش هاي اساسي پاسخ داده شود که آيا استفاده از رسانه هاي جمعي بر ميزان اعتماد اجتماعي مخاطبان تأثير مي گذارد؟ و آيا تأثير رسانه هاي جمعي بر اعتماد اجتماعي بر حسب انواع مختلف رسانه (تلويزيون داخلي/ ماهواره اي) تفاوت مي کند؟

1-2- اهميت و ضرورت پژوهش
1-2-1- اهميت اعتماد اجتماعي
اعتماد اجتماعي از جمله مفاهيمي است كه نقش و اهميت آن در حوزههاي مختلف حيات فردي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي تأييد شده است. در سطح فردي، اعتماد، مردم را سالم تر، شادتر و مهمان نوازتر مي سازد. اعتماد آن ها را قادر به شكل دادن روابط معني دار با ديگراني مي سازد كه مي توانند مجموعه اي از دارايي ها كه شامل دسترسي به شغل و آگاهي از فرصت هاي شغلي، پول، دوستي، حمايت اخلاقي و اجتماعي، مراقبت، سلامت رواني و جسماني و طرفداري از ديدگاه هاي دموكراتيك مي باشد را براي آن ها فراهم سازند (ولچ و ديگران، 2005: 463).
در باب اهميت اجتماعي اعتماد نيز مي توان به نكات چندي اشاره كرد؛ اول آن كه اعتماد كنش هاي ما را پيش بيني پذير مي سازد. افراد نبايد به سادگي در خصوص هر كنش واحدي تجديد نظر كنند، چرا كه بنا به دلايلي رفتار متقابلاً جهت يافته افراد، گروه ها و سازمان ها به نتيجه مطلوب منجر خواهد شد. دوم، اعتماد احساس امنيت را براي اعضاي سازمان ها فراهم مي سازد. يك محيط قابل اعتماد حتي اگر فردي در معرض خطر بهره وري باشد، به او احساس امنيت و راحتي مي دهد. سوم، اعتماد به حفظ و گسترش هويت يك سازمان به عنوان كنش گر اخلاقي كمك مي كند. شركاي يك مبادله قابل اعتماد نيز شايستگي اعتماد را دارند؛ چرا كه آن مبادله همان چيزي است كه آن ها مي باشند (هاميلز و روزندال، 2001: 88).
در ساحت اقتصادي، اعتماد اغلب به عنوان عامل كمك كننده مهمي در توسعه محلي، ايجاد خوشه ها، يادگيري مناطق، تثبيت و مشروع سازي هويت هاي مكاني، خلاقيت و نوآوري شركت ها و توسعه تاريخي شبكه هاي تجاري و كسب و كار در نظر گرفته مي شود. علاوه بر اين، اعتماد انتقال اطلاعات مدون، اشكال ضمني دانش و فناوري هاي نرم به مكانهاي مختلف را تسهيل مي كند (مورفي، 2006: 430).
در حوزه سياست نيز مطالعات مربوط به فرهنگ سياسي به طور گستردهاي بر اهميت ابعاد سياسي و اجتماعي اعتماد براي حكومت دموكراتيك مؤثر تأكيد كردهاند. اعتماد اجتماعي مهم است؛ چرا كه روابط همكاري جويانه و تعاوني كه پايه و اساس اجتماع محسوب مي شوند را روان ساخته، كنش جمعي جوامع كه ممكن است در غير اين صورت گرفتار افراد اتميزه21 شوند را تسهيل مي كند (اماني، 2007: 1330).
در کل ميتوان چنين استدلال کرد که وجود اعتماد (به ويژه اعتماد اجتماعي و نهادي) در هر جامعه اي هم به رشد و توسعهي منابع انساني و هم رشد و توسعهي اجتماعي، اقتصادي و سياسي آن جامعه کمک شاياني
ميکند و کمبود يا فقدان آن جوامع را در معرض فروپاشي اجتماعي قرار ميدهد. با اين وجود ، نتايج تحقيقات متعدد درباره ميزان اعتماد، حاكي از آن است كه جامعه ايران از ضعف اعتماد اجتماعي رنج مي برد. به عبارت ديگر، اين تحقيقات نشان دهنده ميزان بالاي عدم اعتماد مردم حتي نسبت به يكديگر و باز نمايي از پايين بودن اعتماد مردم نسبت به دستگاه ها و ارگان هاي رسمي كشور مي باشد (حاجي قاسمي، 1390؛ گلابي، 1389؛ کتابي و ديگران، 1389؛ پيمايش ملي نگرش ها و ارزش هاي ايرانيان، 1381؛ ازكيا و غفاري، 1380؛ شارع پور، 1380؛ رفيع پور، 1378).

1-2-2- اهميت جامعهي آماري
دانشجويان از مهمترين سرمايههاي انساني هر کشوري محسوب ميگردند و امروزه، نقش و اهميت سرمايه انساني نيز در جريان توسعه کشورها بر کسي پوشيده نيست. نگاهي به جريان تاريخي توسعه در جهان، نشان ميدهد که کليه کشورهاي توسعه يافته امروز، با پشتوانه سرمايه انساني توانستند به سير در راه صنعتي شدن سرعت بخشند. در جريان تاريخي توسعه، رابطهاي مستقيم بين کيفيت سرمايه انساني و طول زمان تکامل ساختاري اين کشورها به چشم ميخورد.
کارنامه تاريخي ملتها همچنين اين نکته را روشن ميسازد که هر کشوري که بهره بيشتري از ثروت سرمايه انساني داشته باشد، با سرعت و کيفيت بهتر به رفاه دست خواهد يافت. برعکس، کشورهايي که به علت سستي ساختاري نظام و يا هر دليل ديگري دچار رکود در پرورش انديشه و کمبود پويايي آن شدند، کارنامه مورد تأييدي از تاريخ دريافت نکرده اند (کلانتري، 1372: 55).
در کنار اهميت و نقش مثبت دانشجويان در جريان توسعه جوامع، به دو دليل زير ميتوان به ضرورت بررسي اعتماد در ميان آنها پي برد:
1.کاهش اعتماد و سرمايهي اجتماعي افراد در پي افزايش ميزان تحصيلات آنان،
2.کاهش اعتماد دانشجويان هم در سطح افقي وهم در سطح عمودي (غلام زاده، 1387: 6 به نقل از محسني، 1375).

1-3- اهداف پژوهش
1-3-1- هدف کلي
شناسايي اثرات مصرف رسانه اي بر ميزان

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع دستور موقت، دادگاه صالح، اجرت المثل Next Entries منبع پایان نامه با موضوع دستور موقت، حقوق مرتبط، جبران خسارت