پایان نامه ارشد رایگان با موضوع اختلال شخصیت، افراد مبتلا، دوران کودکی

دانلود پایان نامه ارشد

تمایلات شخصی از جمله این اشتراکات میباشند ولی به طور کلی چنانچه این گرایشات در زنان روی دهد به صورت اختلال شخصیت نمایشی و اگر در مردان روی دهد به صورت خصوصیات ضداجتماعی بروز میکند» (سلیگمن، والکر و روزنهان، 1389، ص 43).
لازم به ذکر میباشد که به «اعتقاد روانشناسان ویژگی اصلی این اختلال یک نیاز به وابستگی شدید میباشد؛ بدین مفهوم که نیاز شخص به تغذیه عاطفی در دوران کودکی برآورده نشدهاست و این امر میتواند در بزرگسالی منجر به دلمشغولی شدید به توجه طلبی و همچنین دریافت توجه دیگران گردد» (همان، 1389، ص43).
3 – اختلال شخصیت خودشیفته یا نارسیستیک :
این اختلال شامل علایمی همچون خودبزرگبینی (در خیالپردازی و یا در رفتار)، نیاز به تحسین توسط دیگران و همچنین فقدان همحسی میباشد که از اوایل بزرگسالی شروع شده و در موقعیتهای مختلف خود را نشان میدهند. ویژگی اصلی این اختلال یک احساس کاذب از اهمیت شخصی و تکبر در موقعیتها و تواناییها است که نسبت به آن مبالغه کرده و انتظار دارد همگان صرفنظر از موقعیتهایش او را از همه بالاتر بدانند؛ شخص بیمار همیشه در خیالپردازیهایش خود را در موفقیتهای بیپایان، از نظر قدرت و یا زیبایی میبیند و شدیدآ درگیر خودبزرگ پنداری میباشد و پیوسته به تحسین دیگران نیازمند است و هرگونه انتقاد، بیاعتنایی و تهدید عزت نفس خود را با واکنشهایی مانند خشم و تحقیر پاسخ میدهد؛ به عبارت دیگر معیارهای افراد خودشیفته برای ارزیابی خود سهل انگارانهتر از استانداردهایی است که برای قضاوت در مورد دیگران دارند (همان، 1389، ص 44).
از دیگر ویژگیهای این افراد احساسی اغراق آمیزی از حق به جانبی است بدین مفهوم که احساس میکنند دیگران بی چون و چرا به آنها بدهکار میباشند و در روابط خود نیز به دنبال بهره کشی از دیگران هستند و بیش از توان دیگران از آنها انتظار دارند. روانشناسان معتقدند که ریشههای پنهان خودشیفتگی در افراد مبتلا را میتوان در عزت نفس ضعیف و ترس شدید آنان از شکست جستجو کرد (ایبراهمسن، 1960، ص 123) و همچنین تجارب دوران کودکی در بروز این اختلال بسیار تآثیرگذار میباشد.
«نکته حائز اهمیت تشابه واکنشها و افکار در افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفتگی و شخصیت نمایشی میباشد که هر دو در داشتن احساس خود بزرگبینی مشترک میباشند و پیوسته به دنبال تحسین دیگران میباشند؛ اما با این وجود تفاوتهایی نیز بین این دو وجود دارد. در افراد دارای شخصیت نمایشی وابستگی شدیدی به جلب تآیید دیگران دیده میشود اما افراد خودشیفته این وابستگی را خطرناک میدانند و عمدتآ بر ارزیابی خود تکیه دارند» (سلیگمن، روزنهان و والکر، 1389، ص 45).
در اینگونه افراد حس همدلی و درک احساسات دیگران دیده نمیشود و همواره یا به دیگران حسادت کرده و یا فکر میکنند که دیگران به آنها حسادت میکنند.
4 – اختلال شخصیت مرزی :
ویژگی اصلی این نوع اختلال بیثباتی در بسیاری از عملکردهای روزمره از جمله روابط، رفتار و خلق میباشد. این افراد بین احساس افسردگی، اضطراب و خشم با کمترین تحریک در نوسان میباشند و بسیار مستعد انجام اعمالی همچون خودکشی، مصرف مواد، روابط جنسی، جرح خویشتن و روابط افراطی اما بیثبات هستند. «جرح خویشتن به عنوان یک آسیب عمدی و رنجآور که فرد بر جسم خود وارد میکند تعریف شده و شامل اعمالی مانند بریدن مچ دست، سوزاندن با سیگار، شکستن استخوان و … میباشد، ولی جالب اینجاست که در این موارد همواره مرگ هدف این رفتارها در بیمار نیست» (همان، 1389، ص46).
این افراد ترکیبی از هیجانات منفی مانند افسردگی، اضطراب، خشم، پوچی و مسخ شخصیت است را تجربه مینمایند و در طول این احساس اقدام به جرح خویشتن مینمایند و در این حین احساس بیحسی و جدا بودن از اعضای بدن خود و در برخی دیگر نیز احساس آرامش و روشن شدن افکارشان را ذکر میکنند. بیثباتی هیجانی که چندساعت تا چندروز ادامه مییابد، احساس پوچی مزمن، فقدان کنترل بر خشم و افکار پارانوئیدی مرتبط با استرس از دیگر ویژگیهای این افراد میباشد. این اختلال حدود 1 تا 3درصد جمعیت عمومی را شامل شده و در میان مردان بیشتر از زنان این اختلال دیده میشود (دلیویسون، 1385، ص 60) .
لازم به ذکر است که با بالا رفتن سن از شدت علایم این اختلال کاسته شده و رفتارهای نامنظم و روابط بین فردی هم بهبود مییابد. محققان درصدد یافتن علت این بیثباتی و غیرقابل پیشبینی بودن در این افراد هستند و برخی روانشناسان معتقدند که مبتلایان به این بیماری تمایل شدید به این دارند که جهان را به دو قطب خوب و بد تقسیم کنند و گرایش به این مطلب باعث بروز اعمالی نامنظم و افراطی میشود؛ برخی دیگر نیز تجربیات دوران کودکی این افراد از جمله آزار و اذیت و صدمات روحی وارده به آنها را علت این اختلال میدانند. “مارشا لینهان 29” مدل «زیستی–اجتماعی» را بیان میکند و معتقد است که این اختلال هم ناشی از خصوصیات ژنتیکی و هم در تجربیات روانشناختی است، آنها فرض مینمایند کودکانی که در زندگی مبتلا به اختلال شخصیت مرزی میشوند از یک آسیب پذیری بیولوژیکی رنج برده که آنان را به لحاظ هیجانی به برخی رویدادهای منفی حساس میسازد؛ چنین افرادی واکنشهای شدیدتری به وقایع روزمره نشان داده و بهبودی آنان نیز مدت زمان بیشتری طول خواهد کشید و هنگامی که این گونه کودکان در محیطی متشنج قرار میگیرند؛ محیطی که در آن استرس بیشتر و حمایت کمتری وجود دارد آنان شروع به نشان دادن علایم اختلال شخصیت مرزی میکنند (همان، 1385، ص61).
بند سوم . اختلالات خوشه c
«ویژگی اصلی اختلالات خوشه C در طبقهبندی اختلالات انجمن روانپزشکان آمریکا، سطح بالای نگرانی، اضطراب و گرایش به عدم بروز احساسات میباشد. اینها اختلالات اضطراب توام با ترس هستند و برخلاف کسانی که در اختلالات خوشه B قرار دارند و تمایل به ابراز شدید هیجانات از ویژگیهای آنهاست، افراد مبتلا در خوشه C بسیار آرام هستند؛ همچنین اختلالات خوشه B و C از جنبه نگرش نسبت به دیگران هم باهم متفاوتند و اختلالات خوشه B معمولآ با فقدان توجه به آداب و رسوم جامعه همراه هستند در حالی که اختلالات خوشه C مستلزم دغدغه شدید نسبت به توصیههای اخلاقی میباشند» (سلیگمن، روزنهان و والکر، 1389، ص 51).
1 – اختلال شخصیت دوری گزین یا اجتنابی :
اختلال شخصیت اجتنابی دارای علایمی همچون بازدارندگی اجتماعی، احساس بیکفایتی، حساسیت بیش از حد نسبت به ارزیابی منفی میباشد که از اوایل بزرگسالی شروع میشود. در وجود این افراد یک گرایش به دوری از جامعه، افراد و تجربیات جدید و همچنین قدیم وجود دارد. این افراد عمومآ از مشاغلی که مستلزم تماس بین شخصی است دوری میکنند و علت آن ترس از انتقاد و یا تآیید نشدن میباشد و به همین علت در روابط صمیمانه نیز خویشتنداری نشان داده و از ریسک کردن یا شروع فعالیت جدید اجتناب میکنند مگر آنکه مطمئن باشند که منجر به پذیرش دیگران میشود. همچنین این افراد بسیار خجالتی و دارای عزت نفس ضعیفی میباشند (همان، 1389، ص 52).
لازم به ذکر میباشد که اختلال شخصیت اجتنابی با اختلال فوبی اجتماعی، که در مباحث بعدی بیان میشود تشابهات زیادی دارد با این تفاوت که افراد مبتلا به فوبی اجتماعی معمولآ در موقعیتهایی که باید عملکرد اجتماعی خوبی داشته باشند مضطرب میشوند (مثل سخنرانی در مقابل دیگران) اما در اختلال شخصیت اجتنابی به طور کلی تعاملات اجتماعی و ترس از انتقاد و عدم پذیرش احتمالی از سوی دیگران، باعث اختلال در عملکرد این افراد میشود (دی وی، 1389، ص 95).
2 – اختلال شخصیت وابسته :
این نوع اختلال شخصیت از تمام اختلالات شخصیتی شایعتر میباشد و حدود 7درصد از کل جمعیت را شامل شده و در زنان بیش از مردان دیده میشود. ویژگی بارز این نوع اختلال نیاز شدید به مراقبت و وابستگی به دیگران است که منجر به رفتار سلطهپذیر و ترس آنان از جدایی میشود. «این نیاز شدید به مراقبت و سلطه پذیری همه ابعاد زندگی روزمره این افراد را تحت تآثیر قرار میدهد و در این راه برای کسب کمک و حمایت دیگران دست به هرکاری، حتی ناخوشایند میزنند و علت این سلطهپذیری، عدم اعتماد به نفس در تصمیم گیری و یا توانایی میباشد که ریشه در کودکی این افراد و در رفتار والدینی بسیار حمایت کننده و در عین حال مستبدانه وجود دارد» (سلیگمن، روزنهان و والکر، 1389، ص 53).
3 – اختلال شخصیت وسواسی – جبری :
شیوع این اختلال شخصیت حدود 1درصد از کل جمعیت را در برمیگیرد که در آقایان شایعتر میباشد و نکته حائز اهمیت این است که مبتلایان به این نوع اختلال بیش از سایر اختلالات به دنبال درمان هستند به این دلیل میزان این اختلال در نمونههای بالینی بیشتر یافت میشود (همان، 1389، ص 55).
ویژگی این اختلال یک الگوی نافذ از دلمشغولی در مورد نظم و کمالگرایی مفرط میباشد که از استانداردهای بسیار بالا نشآت میگیرد. موفقیتهای هرچند عالی، برای این بیماران عمومآ خوشنودکننده نیست و به سبب اینکه این افراد تصور میکنند که نمیتوانند استانداردهای قابلقبول خود را برآورده سازند اغلب کارهای خود را تعویق انداخته و در نهایت نمیتوانند استفاده درستی از زمانشان به عمل آورند. این افراد شدیدآ در تصمیمگیری و همچنین در ابراز هیجانات مشکل دارند و اغلب مردم آنها را افرادی رسمی، خشک و اخلاقگرا میدانند (کاپلان و سادوک، 2010، ص 382).
از دیگر ویژگیهای این افراد خسیس بودن، انعطاف ناپذیری و لجاجت میباشد. محققان معتقدند که ریشه این اختلال در کودکی این افراد و در واکنشهای تنبیهی والدین نسبت به دردسر آفرینی روزمره دوران کودکی آنها میباشد؛ خانوادهای که از لحاظ عاطفی از فرزند خود فاصله داشته و در عین حال بسیار سختگیر و پرتوقع میباشند و کودک در پاسخ تنبیه مکرر والدین در مورد پیروی از قوانین و حفظ نظم دچار دلمشغولی میشود و به همین دلیل در انجام دادن کارها آنقدر دقت میکند که عمومآ هدف اولیه او فراموش میشود (دی وی، 1389، ص 96).
4 – اختلال شخصیت پرخاشگر– منفعل :
«این نوع بیماران از راههای انفعالی مثل مانع تراشی، مسامحهکاری، یکدندگی و ناکارآمدی پرخاشگری خود را بروز میدهند» (کاپلان و سادوک، 2010، ص 382). این بیماران افرادی عبوس هستند که در انجام مسئولیتها مسامحه کرده و در برابر اجبارها مقاومت نشان میدهند و در برابر افرادی که خوشبختتر از آنان هستند هم حسادت ورزیده و هم ابراز تنفر میکنند. این افراد عمومآ بین مخالفتهای شدید با دیگران و احساس گناه و عذاب وجدان سرگردانند (همان، 2010، ص 384).
از دیگر اختلالات شخصیت میتوان به اختلال شخصیت خود–دیگرآزار (سادومازوخیستی) که شامل وجود دو عنصر سادیسم (دیگر آزاری) و مازوخیسم (آزارطلبی) میباشد، اختلال شخصیت خودشکن و اختلال شخصیت ناشی از بیماری طبی عمومی اشاره نمود.
در انتهای این گفتار ذکر این موضوع ضروری است که طبق قانون مجازات اسلامی مصوب 92، تمام مبتلایان به انواع اختلالات شخصیتی به دلیل داشتن آگاهی از واقعیت و علم و اراده، مجنون محسوب نشده و دارای مسئولیت کیفری کامل میباشند و در صورت ارتکاب جرم توسط آنها همچون بقیه افراد عادی مورد محاکمه قرار میگیرند (گودرزی و کیانی، 1387، ص 320).
گفتار دوم . سایر اختلالات روانی
بند اول . اختلالات دوران شیرخواری و کودکی
1 ) عقب ماندگی ذهنی :
در طبقهبندی اختلالات روانی در انجمن روانپزشکان آمریکا، عمومآ اختلالات بر اساس زمان بروز نشانهها طبقهبندی شده و ابتدا به اختلالاتی اشاره میشود که معمولآ اولینبار در دوران شیرخوارگی، کودکی و نوجوانی فرد ظاهر میشوند و در اکثر موارد تا مراحل بعدی زندگی فرد ادامه مییابند. «اولین پزشکی که به عقب ماندگی ذهنی توجه کرد بقراط بود او افرادی را توصیف مینماید که دچار “بی مغزی 30” بوده و منطبق با افراد عقب مانده ذهنی امروزی میباشد» (صابری و محمدی، 1384، ص 117).
تشخیص عقب ماندگی ذهنی بیماران بر اساس آزمون هوش انفرادی و کسب نمره پایینتر از حد متوسط (کمتر از 70) انجام میشود و میزان نمرات

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع اختلال شخصیت، افراد مبتلا، روابط اجتماعی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع عقب ماندگی، مسئولیت کیفری، اختلال شخصیت