پایان نامه ارشد رایگان با موضوع آموزش علوم

دانلود پایان نامه ارشد

آموزشي و پرورشي مورد نظر پيش ببرد.
(3- ت)ـ ارزشيابي تكويني و مداوم از فرآيند ياددهی ـ يادگيري و نحوه پيشرفت يادگيري دانش آموزان در هر مرحله از حل مساله، اصل ديگري است كه در جريان آموزش به شيوه پژوهش محور (حل مساله) بايد مورد توجه قرار گيرد. از معلم انتظار مي رود لحظه به لحظه بر كيفيت يادگيري دانش آموزان نظارت داشته باشد.مشكلات يادگيري آنان را شناسايي كند و براي رفع آنها برنامه ريزي نمايد. معلم بايد بكوشد تا سه جنبه از رفتار و عملكرد دانشي، مهارتي و نگرشي دانش آموزان را مرتباٌ مورد مشاهده، بررسي و ارزيابي قرار دهد. به خصوص ارزشيابي از نحوه تفكر و عمليات ذهني دانش آموزان اهميت ويژه اي دارد. معلم پس از ارزيابي رفتار دانش آموزان بايد به آن‌ها بازخورد مناسب بدهد تا به اصلاح رفتار خود بپردازند.
(4- ت)ـ پس از رسيدن به راه حل مساله، معلم بايد به دانش آموزان كمك كند تا از فرآيندي كه براي حل مساله طي كرده اند آگاه شوند.گاهي لازم است مراحل مساله را روي تابلو بنويسد و به خطاهاي دانش آموزان اشاره كرده و از خود آنان براي رفع خطاهايشان كمك بگيرد معلمان بايد به خاطر داشته باشند كه موفقيت تحصيلي دانش آموزان درآموزش به شيوه حل مساله به طرح پرسش هاي فراينده و چالش برانگيز، ارائه توضيحات لازم، تشويق و ترغيب دانش آموزان به فكر كردن، درگير كردن دانش آموزان در بحث و مجادله فكري و پافشاري برحسب و جوي راه حل مسايل بستگي دارد.
ج) فعاليتهاي يادگيري و روابط ميان گروهي دانش آموزان
نقش اصلي دانش آموزان در شيوه پژوهش محوري، مشاركت فعال در فرآيند يادگيري است. داشتن پشتكار، سعي و كوشش براي جمع آوري اطلاعات، دريافت عقايد و نظريات جديد، تمايل به بحث و چالش فكري با ديگران، اشتياق براي دانستن و پيشقدم شدن براي انجام پژوهش و همكاري با ديگران نمونه هايي از فعاليتها و عادتهاي يادگيري است كه در يادگيري مبتني بر پژوهش محوري از دانش آموزان انتظار مي رود. سازماندهي دانش آموزان در گروههاي چند نفره و تشويق كردن آنها به مشاركت در فعاليتهاي دسته جمعي، شريك شدن در تجارب يكديگر، دادن آزادي به آن‌ها براي بحث و مناظره گروهي و نقد و بررسي نظريات و ايده هاي گوناگون و ايجاد جو عاطفي مثبت در كلاس كمك مي كند كه يادگيري به شيوه پژوهش به آساني پيش برود. در چنين شرايطي دانش آموزان مي توانند فرضيه هاي خود را در كمال استقبال و آزادي ارزشيابي كنند و بر دانش ما، مهارتها و نگرشهاي خود بيفزايند(سِوُي44،1992، به نقل از احمدي،1380،ص34).
د) ارزشيابي
در برنامه درسي به شيوه پژوهش محور روش ارزشيابي يا سنجش در ضمن فعاليتها به صورت ارزشيابي اصيل كه روش خاص پيروان نظريه سازندگي45 است مي باشد. سنجش يادگيري دانش آموزان به كمك نمايش، ارائه مجموعه كارها و عملكرد يادگيرندگان انجام مي گيرد. در اين روش ارزشيابي، معلم و شاگرد هر دو درباره كم و كيف كارها به مثابه مرجع داوري عمل مي كنند، يعني، علاوه بر معلم هر دانش آموز نيز در سنجش انديشه ها، توضيحات و عملكردهاي خود و ديگران مسئول است (وول فولك46، 1995، به نقل از احمدي،1380،ص35).

2-3 برنامه درسي علوم
يكي از ويژگي هاي بارز انسان «كنجكاوي» است كه از دوران كودكي تا پايان عمر، او را به «دانستن» و كشف حقايق و پرده داري از مجهولات سوق مي دهد. اين نيروي دروني، تكاپوي انسان را براي كسب «علم» و گريز از «جهل» افزون مي كند. آن چه امروز از دانش بشري، در شاخه هاي مختلف و رشته هاي گوناگون، در دسترس ماست، حاصل تلاش انسان هاي گذشته و همين نيروي دروني خدادادي آنهاست. بخشي از دانش امروز بشر، كه حاصل مطالعه و جست و جوي او در جهت شناخت جهان مادي و نظام‌ها و قوانين آن است، «علوم تجربي» نام دارد (گروه علوم تجربي دفتر برنامه ريزي و تاليف، 1386).
بشر براي كشف و شناخت اسرار اين جهان مادي، عمدتاً از ابزارهاي حسي خود استفاده مي كند. به همين دليل، نقش «تجربه» در اين حوزه بسيار اساسي و تكيه بر آن بسيار ضروري است. بر اين اساس، انسان براي توسعه و تقويت حوزه ي عمل خود، به ساخت دستگاه هاي گوناگون و دقيق دست زده است، ساخت و توليد ابزارهاي گوناگون، توانايي انسان را براي كشف رازهاي جهان و طبيعت بالا مي برد و زندگي او را متحول مي سازد. استفاده از دستاوردهاي علمي و فناوري، در بعضي جهات، رفاه نسبي به همراه مي آورد و به انسان كمك مي كند تا كارهايي را كه در گذشته با رنج و سختي و صرف وقت زياد انجام مي داده است، بسيار راحت تر و سريع تر انجام دهد. دانش آموزان كه به مدرسه وارد مي شود، داراي نيروي خدادادي كنجكاوي است. نيرويي كه هر لحظه او را به سوي دانشي تازه و پاسخي براي پرسش هاي بي شمار مي كشاند. از سوي ديگر، او بايد براي زندگي در دنياي فردا،كه دنياي علم و فناوري است آماده شود. به اين ترتيب، نظام آموزشي بايد به گونه اي برنامه ريزي شود كه هم قوه جست و جوگري را در دانش آموزان شكوفا كند و دانستن و كشف مجهولات را براي آنها لذت بخش و نشاط آور سازد و هم آن چه را براي زندگي در دنياي امروز و فردا به آن نيازمندند، به آنها بياموزد. درس علوم كه يكي از درس هاي اصلي دوره هاي مختلف تحصيلي است، به نوبه بايد بتواند به هر دو هدف ياد شده دست يابد. در اين درس، محتوا و روش بايد به گونه اي طراحي شود كه از يك سو به نيازهاي فطري دانش آموزان در زمينه ي شناخت محيط پاسخ گويد، به آنان در پي بردن به شگفتي‌ها جهان كمك كند و معرفت آنان را نسبت به خالق جهان افزايش دهد و از سوي ديگر، آنها را با دانش و بينش مورد نياز زندگي حال و آينده آشنا سازد. پس هدف نهايي، رسيدن به «سواد علمي – فناورانه» است كه در ادامه، آن را تا حد امكان معرفي خواهيم كرد. بنابراين، هماهنگي با تحولات دنياي در حال تغيير و دگرگوني، يكي از نگراني هاي انسان روزگار ماست. انديشمندان، سياستمداران، برنامه ريزان آموزشي، معلمان، پدران و مادران در سراسر دنيا تلاش مي كنند تا شيوه هايي بيابند كه بتوان با استفاده از آنها، كودكان را براي زيستن در دنياي غير قابل پيش بيني فردا آماده كرد. در چنين وضعيتي، كارشناسان تربيتي بر اين باورند كه تحميل كوله بار سنگيني از دانش و اطلاعات به كودكان، به تنهايي كارگشاي مسائل زندگي آينده ي آنان نيست. امروزه، مهم ترين وظيفه و نقش آموزش در مدارس، آموزش شيوه هاي يادگيري و پرورش مهارت هايي است كه ا فراد را قادر مي سازند،تا خود راه هاي حل مسائل،و كشف مجهولات را بيابند، اين «آموختن براي زيستن» است (همان منبع).
در تمام كشورهاي در حال توسعه، آموزش علوم يكي از مهم ترين سنگ هاي زير بنايي توسعه ي پايدار به حساب مي آيد و به آن توجه خاص مي شود.اعتقادبراين است كه اگر كيفيت آموزش علوم در جامعه ما وضعيت مطلوبي داشته باشد، دانش آموزان امروز ماكه پيكره ي اصلي جامعه ي فردا را تشكيل مي دهند از چرخه ي آموزش، پيشرفت، هماهنگي و همگامي با توسعه ي علمي و صنعتي دور نمي مانند و توانايي آن را پيدا مي كنند كه پا به پاي توسعه ي جهاني علم و صنعت، معلومات خود را توسعه دهند و به روز كنند و در نهايت، شهرونداني سازگار با «جامعه ي در حال تغيير» باشند. براي همين در دهه ي 90،برنامه هاي علوم به اين خاطر در برنامه هاي درسي مدارس گنجانده شد كه درس زندگي، و برخورد با دنياي امروز دنياي پيچيده ي فردا را به دانش آموزان آموزش دهد.كودكان ونوجوانان بايد از طريق برنامه هاي درس علوم دانش عمومي خود رانسبت به جهان وپديده هاي اطراف گسترش دهندتا به فهم عميق تر دستاوردهاي علمي و فني كه محيط اطراف آنها را فرا گرفته است،دست يابند.آنهابايد به گونه اي تربيت شوند كه نسبت به وقايعي كه همه روزه در كنار آنها رخ مي دهد،تفكر منطقي و انتقادي پيدا كنندوخود را با دنيايي كه به سرعت به سوي فناوري وتغيير و تحول پيش مي رود هماهنگ سازند( هارلن47، 1999،به نقل از عسگري،1387،ص19).
شركت فعال دانش آموزان در برنامه ي درسي علوم نه تنها باعث دستاوردهايي براي مسايل حال،بلكه نيروي محركي در حل مسايلي است كه در آينده پيش مي آيند(كارين وهمكاران،1372،ترجمه حسيني ص164).
ماعلوم را به مثابه ي مجموعه اي از دانسته‌ها تعريف نمي كنيم كه در آن دانستها محصولات نهايي برنامه ي درسي علوم باشند،بلكه دانسته‌ها خشتهايي از مفاهيم واصول را مي سازندواين مفاهيم واصول طرحهاي مفهومي علم را تشكيل مي دهند.علم مجموعه ايي از مطالب وروشهايي است كه براي به وجود آوردن،سازمان دادن وارزيابي آن مطالب به كار برده مي شود.اين روشها فرآيندهاي ذهني را شامل مي شود،فرآيندهاي ذهني آنهايي هستند كه براي جذب وانطباق لازمند.بنابراين كودك بايد داراي مهارتهاي رواني وحركتي معين،مهارتهاي پژوهشي ونگرشهاي معين ومحتوي باشد(جورج48 وهمكاران،1974،ص40).
2-1-3 رويكرد برنامه ي درسي علوم در دوره ي ابتدايي
رويكرد اصلي حاكم براين برنامه يك رويكرد فعاليت محور، با تأكيد برپژوهش و حل مسأله از طريق محور قرار دادن يادگيرنده در بازسازي مستمر تجربه از راه مهارتهاي پژوهش و اكتشاف مي باشد.اين برنامه توجه ويژه به قانون موجود در طبيعت كودك مبني برتقدم بعد فعال او بربعدغير فعال داشته وتلاش در راه رشد مهارتهاي شناختي ويژوهشي را در كودكان نيازي اساسي مي داند، مهارتهايي چون تفكر انتقادي،توليد انديشه،جمع آوري اطلاعات،فرضيه سازي و… پژوهشها نشان مي دهد،اگر در دوره ي ابتدايي،اين مهارتها مورد توجه وهماهنگي قرار گيرد مي توان در پايان دوره ي دبستان،دانش آموزان را به درك وفهم آن چه در فرآيند علمي رخ مي دهد هدايت كرده واز آنان يادگيرندگاني مادام العمر با سواد علمي ـ فناورانه،كه مهمترين هدف برنامه ي درسي علوم براي زندگي در دنياي متغيير وپر شتاب كنوني بوجود آورد (عالميان،
1390،ص2). از آن جايي كه برنامه درسي علوم مي تواند به يادگيرندگان خردسال كمك كند كه يادگيرندگاني با توانايي حل مسئله شوند. بنابراين انجمن ملي معلمان علوم به هر معلم را تشويق مي كند تا پژوهش را بخشي از برنامه درسي روزانه خود در هر سطح از پايه تحصيلي قرار دهند (داگلاس، 2007، ص4).

2-2-3 اهداف كلي برنامه ي درسي علوم در دوره ي ابتدايي
هر چند در گذشته،يكي از هدفهاي آموزش هر موضوع درسي،فراگرفتن مطالب بيشتر وبه عبارت ديگر تبديل دانش آموزان به يك دانشنامه ي پر از اطلاعات بودولي با توجه به افزايش حيرت انگيز دانش بشري (انفجار اطلاعات) و يادگيري مادام العمر، ديگر نمي توان چنين انتظاري از دانش آموزان داشت.بنابراين اهداف در برنامه ي درسي علوم، در دوره ي ابتدايي، شامل چهار حيطه ي زير مي شود:
1ـ كسب دانستني هاي ضروري(اطلاعات و دانش مورد نياز در هر پايه ي تحصيلي،كه شامل كسب دانش در چهار حيطه ي علوم بهداشت، علوم زيستي،علوم زمين وعلوم فيزيكي است).
2ـ كسب مهارتهاي ضروري (پرورش مهارتهاي يادگيري،براي يادگيري پايدارو مادام العمر،مهارتهايي چون(مهارت مشاهده، اندازه گيري،كاربرد ابزار،تفسير يافته ها، پيش بيني، تشخيص متغييرها، فرضيه سازي وطراحي تحقيق).
3ـ كسب نگرشهاي ضروري :نوعي نگاه و عملكرد فرد نسبت به افرادومحيط پيرامونش،طوري كه دانش آموز بتوانددرشرايط پيش بيني نشده به طرزخاصي عمل كرده وبه گونه ايي معين سخن بگويد،از برخي چيزها به وجد آمده،واز بعضي چيزها ناراحت شود.كنجكاوي،پرسشگري،پشتكار،مسئوليت پذيري،تحمل نظرات مخالف،توجه به محيط اطراف و…، ازمهمترين نگرشهايي است كه كودكان بايد در دوره ابتدايي به آنها دست يابند( گروه تكنولوژي وآموزشي دوره ي ابتدايي،1390،ص44).

2-3-3 محتواي برنامه ي درسي علوم دوره ي ابتدايي
به طور كلي محتواي هريك ازكتابهاي علوم دوره ي ابتدايي شامل چهارزمينه ي اصلي (علوم زيستي،فيزيكي،زميني وعلوم بهداشتي )است،كه به طور مجزا از يكديگر در قالب انواع فرصتهاي يادگيري براي دانش آموزان تدارك ديده شده است.هر يك از زمينه هاي مذكور در قالب چند درس طراحي شده كه محتواي هر درس تركيب وتلفيقي از موارد زير است.
الف) تصوير عنواني:در ابتداي هر درس

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع آموزش علوم، روش پژوهش Next Entries پایان نامه ارشد رایگان با موضوع آموزش علوم، ارزشیابی توصیفی، سنجش معلومات، جهان مادی