پایان نامه ارشد درمورد پسااستعمار، تحلیل گفتمان، تحلیل روایت، خاورمیانه

دانلود پایان نامه ارشد

اروپاییان از تاریخ کردستان بپردازد، موجود است. از‌ این رو گسست تاریخی چارچوب مفهومی اساسی‌ای در‌ این پژوهش است که بر اساس آن می‌توان به واکاوی ساختار روایی تاریخ کردستان پرداخت، می‌توان در‌ این روایت از تاریخ، رابطه امر عام و امر خاص را به چالش کشید.
در نظریه‌ی پسااستعماری تاریخ به سوی دلالت‌های چندگانه و متکثر به پیش می‌رود و امکان اظهار نظرهای جدیدی را در باب مدرنیته و تاریخ جوامع به دست می‌دهد. تاریخ معیار به نفع فضای بسگانه‌ای از انواع تواریخ مختلف در حال جریان، درهم شکسته و کنار گذاشته می‌شود. بر‌ این اساس در برابر تاریخ آکادمیک و معیار غربی به عنوان نوعی ضدتاریخی ارائه داده می‌شود. ضدتاریخ مبتنی بر‌ ایده‌ی تفاوت در قلمروهای فرهنگی و هویتی است و در برابر هرگونه‌ ایده‌ی کلیت‌ساز و تمامیت‌طلب مقاومت می‌کند و در نهایت فضایی را برای طرح تواریخ متکثر و متفاوت فراهم می‌آورد.‌ ایده‌ی تفاوت بر‌ این محور استوار است که هر گونه کلیت‌سازی در عرصه‌ی امر اجتماعی همواره کنشی طرد کننده است. کلیت‌سازی امور خاص و متفاوت را به نفع امر کلی به حاشیه می‌فرستد. در‌ این نظریه امکان روایت گسترده تاریخ، مقاومت در برابر هرگونه کلیت‌سازی تاریخ است. تاریخ به جای آن که روایت تام وکلی باشد باید علیه هرگونه کلیت‌سازی به پیش برود و تاریخ را در افت و خیزها و ماهیت تکه تکه‌ای آن تحلیل می‌کند.‌ در این پژوهش شبه مفهوم ضدتاریخ در نظریه‌ی پسااستعماری را همراه صورت‌بندی مقوله فرودستی یعنی تاریخ فرودستان در‌ این حوزه در پی می‌گیریم. همانطور که قبلا ذکر شده است، فرودستی مقوله‌ای است که در شیوه‌های رایج دانش تاریخی، فراموش و خاموش شده است. فرودستی موقعیتی سرکوب شده است. از نگاه نظریه پسااستعماری یکی از مشکلات اساسی تاریخ‌نویسی‌ این است که تاریخ از زبان فرادستان روایت شده است و به دنبال تاریخ گروه‌هایی می گردد که به نوعی در صفحات خشونت تاریخ حذف گشته‌اند، فرودستانی که صدایشان شنیده نمی‌شود. خشونت معرفتی تاریخ، آن‌ها را فاقد صدا و بیان کرده است.‌ این نظریه به دنبال صدای این فرودستان است. از‌ این منظر تاریخ روایتی از پایین و مبتنی بر موقعیت‌های از هم گسیخته و ناهمگون فرودستی است.‌ این نوع روایت از تاریخ دریچه‌ای را به سوی سیاست‌های مردم می‌گشاید و قلمرو تجربه‌ی حاشیه‌ای فرودستان در تاریخ را که خود متفاوت از تاریخ نخبگان و تاریخ استعلایی دولت محور است می‌گستراند. موقعیت فرودستی محدودیت مطلق مکان است( اسپیواک،1990).‌ این موقعیت تکه تکه و شناور است و نیازمند تاریخ قطعه‌ای و به چالش کشیدن هرگونه‌ ایده‌ی تمامیت است. بنابراین در برابر هرگونه طرح‌های عام‌گرایانه‌ی تاریخ و فرض تنها یک تاریخ عام برای جهان، در تاریخ‌نویسی هژمونیک به صورت ضدتاریخ عمل می‌کند، همانگونه که نقطه‌نظر مطالعات پسااستعماری از دیدگاه پایین است(یانگ،۱۳۹۱). پس تاریخ نیز تجربه‌ای شناور، ناهمگن و منظومه‌ای است. از‌ این نگاه تاریخ به توصیف سیاست فکری فرودستان و طبقات فرودست شده می‌پردازد، همان جایی که فرودستان می‌توانند سخن بگویند. تاریخ نیز مبتنی بر تجربه‌‌ی قطعه‌ای و‌ایپزودی است. کُردها نیز گروهی بودند که از سوی دولت‌های مرکزی منطقه، طرد گشته و دارای موقعیت حاشیه‌ای بودند که‌ این را می‌توان در سیاست‌های کُردستیزی هویت ملی غالب و نسل‌کشی قومی و فرهنگی ملاحظه کرد. از‌ این نظر کردها یک اقلیت فرهنگی محسوب شده‌اند و‌ این خود نتیجه‌ی امری عام به نام تجربه‌ی دولت- ملت مدرن در خاورمیانه بوده است. کردها در خاورمیانه‌ی قرن بیستم دارای موقعیت فرودستی بوده‌اند. بر اساس فرهنگ واژگان پسااستعماری تاریخ فرودستان به مثابه‌ی تاریخی ناهمگن، پراکنده و… است و بر همین مبنا با اتخاذ یک بینش انتقادی در‌ این پژوهش می‌توان تاریخ‌نویسی کردستان را تحلیل کرد. در‌ این پژوهش سعی بر‌ این است که براساس مقوله‌ی تاریخ فرودستی، فرایند تاریخ‌نویسی‌کردستان مورد واکاوی واقع شود. از طرفی پرسشی که باید پرسیده شود‌ این است که‌آیا خود کردها توانسته‌اند درکی متفاوت از تاریخ داشته باشند، به بیانی دیگر تاریخ‌نویسان کرد توانسته‌اند تاریخ را بر مبنای موقعیت فرودستی روایت کنند؟ از طرف دیگر نیز‌ این پرسش مطرح است که روایت اروپاییان از تاریخ کردستان در میان نظام‌های بازنمایی غربی چگونه بوده است؟
بنابراین محتوای مندرج در مفاهیم غرب و بقیه، گسست تاریخی، ضدتاریخ و تاریخ فرودستان، عمدتا سازه‌های نظری و مفهومی‌ای هستند که راهبردهای تحلیل و تفسیر متون تاریخ کردستان را در پژوهش حاضر به‌پیش می‌برند.

فصل چهارم :

تحلیل و تفسیر متون

مقدمه
در‌ این فصل بر پایه بنیان‌های نظری پسااستعماری و تمهیدات روش‌شناختی نظریه تحلیل گفتمان ارنستو لاکلائو، در پی پاسخ دهی به سوالات‌ این پژوهش هستیم. در‌ این فصل تلاش شده است که به تحلیل ساختارهای حاکم بر فرایند تاریخ‌نویسی کردستان چه توسط نویسندگان اروپایی و چه توسط خود نویسندگان کُرد بپردازیم. بر‌ این مبنا به گفتمان‌کاوی متون تاریخی نوشته شده و همچنین تحلیل روایت آن‌ها اقدام نموده‌ایم.
متونی که اسناد مورد تحلیل در‌ این پژوهش را شامل شده‌اند به دو دسته تقسیم گشته‌اند: متون نویسندگان اروپایی و متون نویسندگان کرد. حتی المقدور سعی شده است که در هر دو دسته متون پایه‌ای و مرجع را مورد بررسی قرار دهیم و بر‌ این اساس مهم‌ترین کتبی که بنیان‌های نوشتار تاریخی کرد‌ستان را تشکیل می‌دهد، در‌ این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته است.
اسنادی را که نویسندگان اروپایی درباره‌ی کردها گردآوری کرده‌اند از جمله نخستین آثاری هستند که درباب تاریخ کردستان نوشته شده‌اند و پیشینه آن‌ها به اواخر قرن هجدهم بر می گردد؛ زمانی که امپریالیسم غرب خود را در سایر سرزمین‌‌ها دید، سرزمین‌های موسوم به مشرق‌زمین و در‌ این مکان‌ها نوشتارهایی پیاده گشت که تا به امروز دارای قدرت ارجاعی هستند. اسنادی را که جز دامنه تحقیق در‌ این بخش شامل می‌شوند به قرار زیر هستند:
1. کردها‌ترک‌ها عرب‌ها: اثری است مربوط به سال‌های 1918 تا1927 که توسط سی.‌جی.‌ ادموندز
نوشته شده است. وی‌ این کتاب را به عنوان تاریخ کشمکش‌های سیاسی و دیپلماتیک در باب مساله موصل معرفی می‌کند.‌ این کتاب پیش از آن که نوعی تاریخ باشد بیشتر به سفرنامه‌های غرب شباهت دارد. گزارش‌های مفصل از موقعیت‌های جغرافیایی و وضعیت فرهنگی مردم کرد در‌ این کتاب بیشترین صفحات را به خود اختصاص داده است و به دلیل‌ اینکه در‌ این کتاب گزارش‌ها و اسنادی دیپلماتیک از روند سیاسی‌ این منطقه به چشم می‌خورد، جز یکی از منابع اصلی تاریخ‌نویسی کردستان محسوب می‌شود و در کتب تاریخی کرد دارای قدرت ارجاعی است؛
2. کرد و کردستان: کتابی است که توسط واسیلی نیکیتین در سال 1950 نوشته شده است و علاوه بر‌ اینکه‌ این متن وابسته به متون قبل از خود درباره کردستان است، نویسنده خود در مقام کسی که آموزش‌های شرق‌شناسی داشته است، خود مدتی را در میان کردهای ایران بسر برده است و بر همین اساس کتاب وی هم شامل شرح‌های مردم‌شناسانه است و هم بخشی از مطالب مربوط تاریخ کردستان را به خود اختصاص داده است؛
3. کُردها: اثر مینورسکی که‌یکی از مشهورترین افرادی است که در زمینه کردشناسی فعالیت‌های گسترده‌ای را در روسیه و غرب داشته است و آثار وی به جزیی از اصلی‌ترین منابع تاریخ‌نویسی معاصرتبدیل گشته است؛
4. آغا، شیخ، دولت:‌ این کتاب نیز اثری است که توسط مارتین وان‌بروین‌سن در سال 1994 نوشته شده است.‌ این متن نیز مانند سایر متون از گزارش‌های میدانی و گزارش‌های موجود در سایر کتب کردشناسی بهره برده است. تاکید نیسنده‌ این کتاب بر آن بوده است که ما‌ این متن را حاصل مشاهده‌ی مشارکتی وی در میان کردها و با اتکا به موضع بومی مردم در نظر بگیریم؛
5. کردستان و کرد: اثری که توسط درک کینان در سال 1960 نوشته شده است.‌ این متن بیشتر به وضعیت سیاسی کردهای عراق بعد از جنگ جهانی اول پرداخته است و گزارش مفصلی از وضعیت سالهای 1960 و تنازعات سیاسی میان کردها و دولت عراق به دست داده است؛
6. با این رسوایی چه بخشایش؟:‌ این کتاب حاصل گزارش‌های ژورنالیستی یک خبرنگار آمریکایی به نام جاناتان رندل است. وی در‌ این کتاب گزارشات تفصیلی مناسبی را در باب وضعیت سیاسی کردها و عدم اکتفای جامعه جهانی به وضعیت آن‌ها در سال‌های1994 بیان کرده است و متن قابل ارجاعی در تاریخ معاصر کرد است؛
7. تاریخ معاصر کرد: اثری است که در سال 1995 توسط دیوید‌ مک‌داول نوشته شده است و متن حجیمی از دوره‌های تاریخی کرد به خصوص دوران معاصر آن را در خود گنجانده است. می‌توان گفت که‌ این اثر مفصل‌ترین کتابی است که به صورت جامع در باب تاریخ کردستان نوشته شده است.
اسنادی را که برای تاریخ‌نویسی نویسندگان کُرد مورد تحلیل قرار داده ایم به دو دسته تقسیم کرده ایم: تاریخ‌نویسی سنتی؛ تاریخ‌نویسی جدید. بخش تاریخ‌نویسی سنتی سعی شده که از منابع دسته اول استفاده شود و این منابع به قرار زیر است:
1. شرفنامه(تاریخ امیرنشینان کردستان):کتابی که توسط میر‌شرف الدین بتلیسی در قرن شانزدهم میلادی نوشته شده است و بر اساس گفته‌ی تاریخ‌نویسان کرد این کتاب از نخستین آثاری است که به صورت مستقل به کردستان پرداخته است؛
2. حدیقه الناصریه:که در دوره ناصرالدین شاه قاجار، توسط میرزا علی وقایع‌نگارکردستانی در مورد ولایت‌های کردنشین نوشته شده است؛
3. تاریخ اردلان: اثری به قلم مستوره اردلان که در مورد امیرنشینان سنندج نوشته است؛
4. سیرالاکراد: نوشته رستم بابانی که شرح وقایع امیرنشینان کرد در ولایات اردلان(سنندج) و بابان(سلیمانیه) و سوران(اربیل) را گردآوری کرده است. و؛
5. تاریخ امیران سوران: توسط حوزنی موکریانی در باب وقایع امیران منطقه سوران نوشته شده است.
در بررسی تاریخ معاصر در این پژوهش از منابع برگزیده زیر استفاده شده است:
در‌ این بخش نیز به تحلیل منطق نشانگان درون متنی کتاب‌های:
1. تحقیق تاریخی در باره‌ی کرد و کردستان (۱۹۳۸): اثر امین زکی؛
2. جنبش‌های کرد (۱۹۵۸): نوشته علاءالدین سجادی؛
3. کردها (۱۹۷۷): کتابی که توسط کندال نزان، مصطفی نازدار و عصمت وانلی به نگارش درآمده است؛
4. چند برگی از تاریخ ملی کرد (۲۰۰۱)به قلم کمال مظهر احمد به تحریر در آمده‌اند. در ادامه به توضیح چگونگی صورت‌بندی گفتمانی متون کتب فوق و به تحلیل‌ این امر می پردازیم که چگونه گفتمان‌های علمی و سیاسی در هم تنیده و به ساخت متن تاریخی معاصر منجر می‌شوند.
در ادامه این فصل، به گفتمان‌کاوی متون فوق و تحلیل روایت آن‌ها اقدام شده است.

الف) تاریخ‌نویسی بیرونی(گفتمان‌کاوی و تحلیل روایت)
ابتدای بحث را با آوردن نقل‌قولی از ویکو آغاز می‌کنیم: «تاریخ را انسان‌ها می‌سازند و هر آنچه می‌توانند بدانند همان است که خود پدید آورده‌اند و‌ این تاریخ را به جغرافیا گسترش می دهند، زیرا هر آنچه جغرافیایی و فرهنگی است ساخته بشر است تا چه رسد به پدیده‌های تاریخی»(به نقل از سعید، ۲۴:۱۳۹۲). تاریخ نیز به عنوان یک پدیده، درون یک قلمرو متنی و فرهنگی قرار دارد و درون بافتی از وساطت‌های فرهنگی روایت پردازی می‌شود. تاریخ به مثابه قلمروی فرامتنی، اسطوره‌ای پوزیتیویستی است که همواره از خوانش و تفسیر تاریخ به مثابه‌یک رویه اجتماعی جلوگیری می‌کند. تحلیل متن تاریخی به عنوان یک پدیده، به معنای در نظر گرفتن تاریخ به مثابه امری متنی است که درون نظام‌های دلالت‌مندی فرهنگی صورت‌بندی می‌شود و همواره سیاست، قدرت، منفعت، سرکوب، حقیقت، تخاصم و… که خود نیز پدیده‌های فرهنگی هستند، به صورت منظومه‌ای عمل می‌کنند که امر‌تاریخی را در حصر و گرو خود نگه داشته‌اند. تحلیل گفتمان تاریخی، تحلیلی است از گزاره‌های درون متنی که هنر آن در پیوند دادن امور فرهنگی نظیر قدرت، منفعت و سیاست با دانش تاریخی است. تحلیل گفتمان تاریخی کاوشی است در نظام‌های دلاتی درون متنی و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد ساختار صوری، ماتریالیسم، معرفت شناسی، تاریخ اجتماعی Next Entries پایان نامه ارشد درمورد ادوارد سعید، ساختار دانش، یونان باستان، اجتماعی و فرهنگی