پایان نامه ارشد درمورد وحدت نوعی، علوم انسانی، مبانی معرفتی، هستی شناسی

دانلود پایان نامه ارشد

و مرد
در آیات متعددی در قرآن کریم به تساوی انسانس و معنوی طن و مرد اشاره شده که به چنئ مورد از این آیات اشاره می کنیم.
1.«وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا يُظْلَمُونَ نَقيرا» (نساء/124) علامه در بیان این آیه می فرماید:« فضل الهى نيز همين را اقتضاء مى‏كرد كه جزاى خير آخرت را منحصر در افرادى انگشت شمار نكند بلكه آن را عموميت دهد تا شامل حال هر كسى كه ايمان آورد و مقدارى اعمال صالحه انجام دهد بگردد و آن گاه از راه توبه بنده و يا شفاعت شفيعان، بقيه اعمال صالح را كه او انجام نداده و گناهانى را كه مرتكب شده، تدارك و جبران نمايد»( طباطبایی،1374،ج5،ص142) در بیان علامه فضل الهی همه انسان ها را در برمی گیرد و انحصار به دسته ای یا جنسی از زن و مرد نیست چنان چه ایشان در ادامه بیان خود در رابطه با این تساوی و عدم اولویت جنس مرد بر زن می فرماید:« با آوردن جمله:” مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏” حكم را عموميت داده تا شامل مردان و زنان هر دو بشود و اختصاص به مردان نداشته باشد.آرى از نظر اسلام هيچ فرقى بين مرد و زن نيست، بر خلاف پندار قدماى اهل ملل و نحل از قبيل هند و مصر و ساير بت‏پرستان كه مى‏پنداشتند زنان اصلا عملى ندارند و اعمال صالحه آنان پاداش ندارد و نيز بر خلاف آنچه از يهوديان و مسيحيان به ظهور رسيده كه گفته‏اند: زنان نزد خدا خوار و بى مقدارند، چون خلقتشان ناقص و اجرشان خاسر است، هر چه حرمت و كرامت هست از آن مردان است و نيز بر خلاف آنچه عرب جاهليت مى‏پنداشت كه آنان نيز گرفتار اين عقائد خرافى بودند ولى اسلام دو طائفه زن و مرد را يكسان معرفى نموده»(همان، ج5،ص142و143)
چنانچه بیان شد در اسلام فرقی میان زن و مرد در عمل صالح و دریافت پاداش این دنیا و آن دنیا ندارد و اسلام به چشم تبعیض به جنس زن و مرد نگاه نمی کند بر خلاف دیگر مکاتب و نحله ها که با یک نگاه تبعیض آلودی، زن را فاقد عمل و در واقع در ردیف دیگر حیوانات قرار می دهد و حال آنکه اسلام به شدت با این نگاه مخالف است.
2. «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُون»(نحل/97) علامه در بیان این آیه می فرماید:« وعده جميلى است كه به زنان و مردان مؤمن مى‏دهد، كه عمل صالح كنند، و در اين وعده جميل فرقى ميان زنان و مردان در قبول ايمانشان و در اثر اعمال صالحشان كه همان احياء به حيات طيبه، و اجر به احسن عمل است نگذاشته، و اين تسويه ميان مرد و زن على رغم بنائى است كه بيشتر غير موحدين و اهل كتاب از يهود و نصارى داشتند و زنان را از تمامى مزاياى دينى و يا بيشتر آن محروم مى‏دانستند، و مرتبه زنان را از مرتبه مردان پايين‏تر مى‏پنداشتند، و آنان را در وضعى قرار داده بودند كه بهيچ وجه قابل ارتقاء نبود.»(همان،ج12،ص491)
با این بیانات، هیچ فرقی در قبول ایمان و عمل صالح بین زن و مرد نیست و همه از یک اندازه در قبال پذیرش ایمان توسط خدای متعال سهم دارند و این طور نیست که خداوند ایمان مرد را بیشتر از ایمان زن قبول کرده و بنابراین رتبه و سلوک مرد در طریق معنوی، بیشتر از سلوک زن باشد. بنابراین زن همان مقدار از تلاش خود در سلوک معنوی و کسب ایمان سهم دارد که مرد دارد و هیچ گونه تبعیضی در این میان در عالم تکوین وجود ندارد.
4-2-2-2- وحدت نوعی زن ومرد و یکسان بودن گوهر انسانی آنها
1.« يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً كَثيراً وَ نِساءً وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذي تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلَيْكُمْ رَقيبا»(نساء/1)
علامه در رابطه با این وحدت نوعی می فرماید:« مردمى كه در اصل انسانيت و در حقيقت بشريت با هم متحدند و در اين حقيقت بين زنشان و مردشان، صغيرشان و كبيرشان، عاجزشان و نيرومندشان، فرقى نيست، دعوت كند تا مردم در باره خويش به اين بى‏تفاوتى پى ببرند»(همان،ج4،ص213)
همچنین در توضیح همین مطلب می فرماید:« افراد انسان از نظر” حقيقت انسانيت” يكسانند، و هيچ فرقى در اين جهت ندارند كه هر يك آنان از پدرى و مادرى از جنس بشر، متولد شده‏اند، پس ديگر جا ندارد يكى بر ديگرى تكبر ورزد و خود را از ديگران بهتر بشمارد، مگر به يك ملاك كه آن هم تقوا است.» (همان،ج4،ص214) « همسر آدم از نوع خود آدم بود، و انسانى بود مثل خود او، و اين همه افراد بى‏شمار از انسان، كه در سطح كره زمين منتشر شده‏اند، همه از دو فرد انسان مثل هم و شبيه به هم منشا گرفته‏اند» (همان،ص125)
همان طور که ملاحضه می شود علامه معتقد است که هیچ تفاوتی بین زن و مرد در گوهر انسانی آنها نیست و هرگونه تفاوت و تبعیضی را غلط و نادرست می شمارد.
ایشان در جایی دیگر در رابطه با همین موضوع می فرماید:« مشاهده و تجربه اين معنا را ثابت كرده كه مرد و زن دو فرد، از يك نوع و از يك جوهرند، جوهرى كه نامش انسان است، چون تمامى آثارى كه از انسانيت در صنف مرد مشاهده شده، در صنف زن نيز مشاهده شده است، (اگر در مرد فضائلى از قبيل سخاوت، شجاعت، علم خويشتن دارى و امثال آن ديده شده در صنف زن نيز ديده شده است) آنهم بدون هيچ تفاوت، بطور مسلم ظهور آثار نوع، دليل بر تحقق خود نوع است، پس صنف زن نيز انسان است، بله اين دو صنف در بعضى از آثار مشتركه (نه آثار مختصه از قبيل حامله شدن و امثال آن) از نظر شدت و ضعف اختلاف دارند ولى صرف شدت و ضعف در بعضى از صفات انسانيت، باعث آن نمى‏شود كه بگوئيم نوعيت در صنف ضعيف باطل شده و او ديگر انسان نيست. و با اين بيان روشن مى‏شود كه رسيدن به هر درجه از كمال كه براى يك صنف ميسر و مقدور است براى صنف ديگر نيز ميسور و ممكن است و يكى از مصاديق آن استكمالهاى معنوى، كمالاتى است كه از راه ايمان به خدا و اطاعت و تقرب به درگاه او حاصل مى‏شود»(همان،ج4،ص140)
طبق بیانات علامه، زن و مرد در اصل انسانیت و در حقیقت بشریت با هم متحدند و فرقی در حقیقت انسانیت زن و مرد نیست. با این ملاک دیگر جایی برای تفاخر و تکبر برای انسان در مقابل دیگر انسان ها نمی ماند و تنها ملاک، تقوای انسان ها می باشد. ایشان همچنین اشاره می کنند که همسر آدم (ع) از نوع خود آدم بود و انسانی مثل او، و این طور نیست که همسر آدم از ایشان باشد و در خلقت طفیلی او باشد بلکه بر عکس، آدم و همسرش، مثل هم و شبیه هم هستند و هیچ گونه برتری در اصل و حقیقت خود بر دیگری ندارند. این حقایق نشان می دهد که هرگونه برداشت تبعیض آلود به جنس زن ، و برتر دانستن مرد نسبت به زن، کاملاً اشتباه و به دور از حقیقت انسانی زن و مرد است .
این حقیقت، نشان می دهد که نوع نگاه به انسان، باید از یک ریشه اصیل و یک منبع وحیانی اخذ شده باشد تا بتوانیم در قضاوت جایگاه هر یک از زن و مرد و حقوق آنها، از یک منطق صحیح پیروی کنیم.
4-2-3-تساوی حقوق زن و مرد
از نگاه علامه، تساوی حقوق زن و مرد ریشه در تفاوت خلقت و آفرینش آن دو دارد به عبارتی تفاوت های که در خلقت جسمانی و روحانی این دو دارد اعم از قوت جسم مرد و لطافت جسم زن و همچنین لطافت روحی زن نسبت به مرد باعث برخی تفاوت هایی در حقوق زن و مرد می باشد.
علامه در ابتدا به مواهب وجودی مشترک بین زن و مرد اشاره کرده و می فرماید:«مشترك بودن دو طائفه زن و مرد در اصول مواهب وجودى، يعنى در داشتن انديشه و اراده، كه اين دو، خود مولد اختيار هستند، اقتضا مى‏كند كه زن نيز در آزادى فكر و اراده و در نتيجه در داشتن اختيار، شريك با مرد باشد، همانطور كه مرد در تصرف در جميع شؤون حيات فردى و اجتماعى خود به جز آن مواردى كه ممنوع است، استقلال دارد، زن نيز بايد استقلال داشته باشد، اسلام هم كه دين فطرى است اين استقلال و آزادى را به كاملترين وجه به زن داده است.
ليكن اين به آن معنا نيست كه هر چه از مرد خواسته‏اند از او هم خواسته باشند، در عين اينكه در زنان عواملى هست كه در مردان نيز هست، زنان از جهتى ديگر با مردان اختلاف دارند.»
(طباطبایی،1374،ج2،ص414)
علامه در ادامه به این تفاوت ها اشاره کرده و اختلاف برخی حقوق را در همین تفاوت ها جستجو می کند.«ممكن است، يك يا دو نفر زن فوق العاده و همچنين يك يا دو نفر مرد عقب افتاده پيدا شود، ولى به شهادت علم فيزيولوژى، زنان متوسط از نظر دماغ (مغز) و قلب و شريانها و اعصاب و عضلات بدنى و وزن، با مردان متوسط الحال تفاوت دارند، يعنى ضعيفتر هستند. و همين باعث شده است كه جسم زن لطيف‏تر و نرم‏تر، و جسم مرد خشن تر و محكم‏تر باشد و احساسات لطيف از قبيل دوستى و رقت قلب و ميل به جمال و زينت بر زن غالب‏تر و بيشتر از مرد باشد و در مقابل، نيروى تعقل بر مرد، غالب‏تر از زن باشد، پس حيات زن، حياتى احساسى است، هم چنان كه حيات مرد، حياتى تعقلى است.
و به خاطر همين اختلافى كه در زن و مرد هست، اسلام در وظائف و تكاليف عمومى و اجتماعى كه قوامش با يكى از اين دو چيز يعنى تعقل و احساس است، بين زن و مرد فرق گذاشته، آنچه ارتباطش به تعقل بيشتر از احساس است (از قبيل ولايت و قضا و جنگ) را مختص به مردان كرد، و آنچه از وظائف كه ارتباطش بيشتر با احساس است تا تعقل مختص به زنان كرد، مانند پرورش اولاد و تربيت او و تدبير منزل و امثال آن، آن گاه مشقت بيشتر وظائف مرد را از اين راه جبران كرده كه: سهم ارث او را دو برابر سهم ارث زن قرار داد، (معناى اين در حقيقت آن است كه نخست سهم ارث هر دو را مساوى قرار داده باشد، بعدا ثلث سهم زن را به مرد داده باشد، در مقابل نفقه‏اى كه مرد به زن مى‏دهد).
پس غالب مردان (نه كل آنان) در امر تدبير قوى ترند، و در نتيجه، بيشتر تدبير دنيا و يا به عبارت ديگر، توليد به دست مردان است، و بيشتر سودها و بهره‏گيرى و يا مصرف، از آن زنان است، چون احساس زنان بر تعقل آنان غلبه دارد، (همان،ج2،ص415)
با این بیان مشخص می شود که علامه نیز به هیچ عنوان تشابه در حقوق را نمی پذیرد و بلکه با توجه به تفاوت های زن و مرد به تساوی حقوق معتقد است.

4-3-دیدگاه استاد مطهری
4-3-1-مبانی هستی شناسی
شناخت هستی در بررسی مسائل عمیق حقوق زن و جایگاه آن در دستگاه فکری اسلام، بسیار مهم و اساسی می‌باشد. این مسئله آنجا اهمیت پیدا می کند که بدانیم هر نوع درکی که از هستی داشته باشیم و نوع نگرش ما به هستی، تاثیر اساسی در برداشت ما از دیگر مسائل خواهد داشت. برای مثال، اگر معتقد به نگاه مادی گرایانه به هستی داشته باشیم ناگزیر به اعتقاد به دیدگاه هایی چون فمنیسم می شویم.
«نگرش مادی گرایانه به هستی، مهم ترین نتیجه مبانی معرفتی فمینیستی تلقی می شود. ناتوانی علم و عقل بریده از وحی، در ادراک امور غیر مادی (به دلیل تجربه ناپذیری) زمینه انکار یا نادیده گرفتن حقایق غیرمادی در اندیشه های فمنیستی شد. فمنیست ها، با انکار یا تغافل از حقایق معنوی همواره سعی در اثبات جنبه های مادی طنانه و همسانی یا فراتری آن با مردان برامدند تا اثبات کنند در مبنای بشرمحوری سکولاریسم نیز با مردان شریک اند. نتیجه آن شد که در پیامدهای اومانیسم با مردان شریک شدند. اصالت فرد یکی از مهم ترین دستاوردهای تفکر اومانیستی سکولار تلقی می شود. لیبرالیسم (معرفتی) اعتقاد مقدسی برای حمایت از محوریت زن (اومانیسم و فردگرایی) در حوزه های علوم انسانی به خصوص حقوق و سیاست و اقتصاد فمنیستی قلمداد می شود» ( کدخدایی،1391،ص 70و71)
همانطور که در مطلب مذکور اشاره شد نوع نگاه ما به هستی، رویکرد ما در دیگر مسائل را در پی خواهد داشت. نوع نگاه مادی به هستی، یک نوع تفکر و نوع نگاه غیر مادی، یک نوع تفکر دیگر رقم خواهد زد.
در این بخش، به سه محور از نگاه غیرمادی و الهی اشاره خواهیم کرد.
4-3-1-1-نظام عالم نظامی واحد و بر اساس حق
«نظام جهان با تمام کثرات آن از مجرّدات و مادّیّات تا عوالم مُلْک و ملکوت و بسائط و مرکّبات، نظامی است یگانه بر اساس خالق یکتای آن؛ بنای

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد انسان شناسی، علامه طباطبایی، امام صادق، رسول اکرم (ص) Next Entries پایان نامه ارشد درمورد انسان شناسی، خلیفه الله، نظام حقوقی، ظلم و ستم