پایان نامه ارشد درمورد واج آرایی، مراعات نظیر، ضرب المثل، ایهام تناسب

دانلود پایان نامه ارشد

دوم صناعت ادبی «استعاره»به کاررفته است.
استعاره مکنیه:حریم عشق /مستعارمنه:عشق مستعارله :حرم وبارگاه قرینه:درگاه وحریم
دربیت سوم صنعت ادبی«استعاره »به کاررفته است.
استعاره مصرحه مطلقه:مستعارله :لعل مستعارمنه :لب یار جامع :سرخی وزیبائی قرینه:دهان تنگ
دربیت چهارم صنعت ادبی«تشبیه »به کاررفته است.
تشبیه بلیغ :لب لعل
دربیت هشتم صنعت ادبی «استعاره »به کار رفته است.
استعاره مکنیه:مستعارله:صبا مستعارمنه:پیک (انسان) قرینه :بگو جامع:پیام رسانی

غزل 122
هــرآنـکه جــانب اهــل خــدانــگه دارد خداش درهمــه حــال ازبـلا نـگه دارد
حدیث دوست نگویم مگربه حضرت دوست کـــه آشنـــا سخــن آشنـا نــگه دارد
دلامعــاش چنان کــن کــه گـربلغزدپای فرشتـه ات بــدو دست دعـــا نگه دارد
گرت هـواست کــه معشوق نگسلد پیمان نــگاه دار سـر رشتــه تـــا نـــگه دارد
صبــا بـــرآن سرزلــف اردل مـرا بینــی زروی لطف بــگویش کــه جـا نگه دارد
چــوگفتمش که دلم رانگاه دار،چه گفت؟ زدست بنده چــه خیزد؟خـدا نـگه دارد
سرو زر ودل وجــانــم فــدای آن یــاری کــه حق صحبت مهـر و وفــا نـگه دارد
غبــار راهگـذارت کجــاست تـا حــافظ بیـــاد گـــار نسیم صبـــا نـــگه دارد

صناعات لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
«حصر،سیاقه الاعداد».
در بیت دوم صنعت ادبی((حصر))به کار رفته است.
حصر موصوف/ مقصور: به حضرت دوست مقصور علیه: حدیث نمی گویند ادات: مگر
در بیت هفتم صفت ادبی((سیاقه الاعداد)) به کار رفته است.
در مصرع اول که چهار واژه((سر،زره دل،جان)).

صناعت معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«استعاره،تشبیه، کنایه».

در بیت سوم صفت ادبی((کنایه)) به کار رفته است.
کنایه(ایماء):لغزیدن پا: کف از خطا و اشتباه مرتکب شدن
در بیت پنجم صفت ادبی((استعاره)) به کار رفته است.
استعاره مکنیه(تشخیص):مستعارمنه:صبا مستعارله:پیک و قاصد(انسان) قرینه:بینی،بگو جامع:تحرک و خبر رسانی
غزل123
مطـرب عشق عجب ساز و نـوائی دارد نقش هـر نغمه کـــه زدراه بــجائی دارد
عالــم ازنــالــه عشاق مبــادا خــالی که خوش آهنگ وفرح بخش هـوائی دارد
پیردردی کش ما گرچه ندارد زر و زور خوش عطابخش وخطاپوش خـدائی دارد
محترم داردلم کایـن مگس قندپرست تــا هــواخواه تــوشد فّـــرهمـائی دارد
ازعدالت نبــود دورگرش پــرسد حال پادشاهی کــه بــه همسایه گدائی دارد
اشک خونین بنمودم به طبیبان گفتند درد عشقست وجــگر ســـوز دوائی دارد
ستم ازغمزه میاموز که درمذهب عشق هــرعمل اجری وهــرکـرده جزائی دارد
نغز گفت آن بت ترسابچه بـاده پرست شادی روی کسی خــورکـه صفائی دارد
خسروا حافظ درگاه نشین فاتحه خواند وز زبـان تــو تــمنّــــای دعــائی دارد

صناعت لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
«مراعات نظیر ،ایهام،جناس،واج آرایی ، تسنیق الصفات».
تضاد و مبالغه،ارسال المثل ، حسن طلب.
در بیت اول صناعات ادبی((مراعات نظیر و ایهام))به کار رفته است.
مراعات نظیر:در واژه های((مطرب،ساز،نوا،نغمه و زدن از نوع ملازمت))
ایهام تناسب ((را))که در معنی موسیقیابی اش اهنگ،لحن باساز،نوا ایهام دارد.
در بیت دوم صفت ادبی((ایهام)) به کار رفته است.
ایهام: در واژه((عشاق)) الف)عاشقان ب)نام پرده موصیقی
دربیت سوم) صناعات ادبی(( جناس،واج آرایی و تسنیق الصفات)) به کار رفته است.
جناس زائد:در واژه های((زر،زور/واج آرایی:صامت(ش))
در بیت پنجم) صناعات ادبی((تضاد و مبالغه))به کار رفته است.
طباق:در واژه های(( پادشاه، گدا/مبالغه:اینکه پادشاه به احوال پرسی گدا برود،از نوع تبلیغ)).
در بیت ششم) صناعات ادبی((مراعات نظیر))به کار رفته است.
مراعات نظیر:در واژه های(( طبیب، درد، دوا که تناسب از نوع ملازمت))
در بیت هفتم) صناعات ادبی((ارسال المثل و حسن طلب))به کار رفته است.
ارسال المثل:مصرع دوم به عنوان ضرب المثل/ حسن طلب: که شاعر مهربانی را از یاد طلب می کند(ستم میاموز).

صناعت معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«کنایه».
در بیت ششم) صنعت ادبی((کنایه))به کار رفته است.
کنیه:اشک خونین، کنایه از شدت و فراوانی گریه می باشد.
غزل124
آنـــکه از سنبل او غــالیــــه تـــابـــی دارد بــاز بــا دلشدگان نـــــاز و عتـــابــی دارد
از سر کشتــۀ خــــود می گذرد همچون باد چــه تـــوان کرد که عمر است و شتابی دارد
ماه خــورشیـد نمایش ز پــی پــردۀ زلـــف آفتـــابـی اسـت کــه در پیش سـحابی دارد
چشم من کرد به هر گوشه روان سیل سرشک تــا سهی سرو تــــرا تــازه تـــر از آبی دارد
غمزۀ شـوخ تـــو خونــم بـــه خطا می ریزد فرصتش بـــاد کــه خوش فــکر صوابی دارد
آب حیـوان اگر ایــن است که دارد لب دوست روشــــن است این که خضر بهره سرابی دارد
چشم مخمور تــو دارد ز دلــم قصــد جـــگر ترک مست است مــگر مــیل کــبابــی دارد
جــان بیمــار مــرا نیست ز تــو روی ســوال ای خوش آن خسته کـه ازدوست جوابی دارد
کــی کند سوی دل خستۀ حـــافـظ نــظری چشم مستش کـه بــه هـر گوشه خرابی دارد

صناعت لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
«جناس،التفات،مراعات نظیر،غلو، تضاد».
دربیت اول) صنعت ادبی «جناس »به کار رفته است.
جناس زائد:بین واژه های تابی، عتابی و جناس خط:بین باز، ناز می شود.
دربیت دوم) صناعات ادبی:« التفات».
التفات: از حاظر (می گذری) به غایب(شتاب دارد)پرداخته است .
در بیت سوم)صناعات ادبی: ((مراعات نظیر))به کاررفته است.
مراعات نظیر : تناسب معنایی در واژه های ماه، خورشید، افتاب .
دربیت چهارم) صناعات ادبی((غلو)) به کاررفته است.
غلو: از بسیاری گریه سیل اشک روان شده است.
دربیت پنجم) صنعت ادبی((تضاد)) به کار رفته است
طباق ایجاب: در واژه های خطا، صواب به کار رفته است.
دربیت هفتم) صناعات ادبی(( واج آرایی)) به کار رفته است.
واج آرایی: صامت(م) که هفت بار تکرار شده است.
دربیت هشتم) صنعت ادبی((تضاد در واژه ها سوال، جواب)) به کار رفته است

صناعت معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
« کنایه،تشبیه ،استعاره».
دربیت دوم) صناعات ادبی: تشبیه
تشبیه مرسل و مفصل: مشبه:تو
مشبه به:باد ادات:همچون وجه شبه: با سرعت گذشتن
در بیت سوم)صناعات ادبی: ((تشبیه مرکب ، استعاره)) به کار رفته است.
تشبیه مرکب:مشبه:مصرع اول مشبه به:مصرع دوم
وجه شبه: قرص نورانی که جسمی تاریک آنرا پوشانده است / استعاره مصرحه مطلقه: مستعار: ماه مستعارله : چهرۀ
زیبای یار جامع : زیبایی و درخشندگی قرینه : زلف
دربیت چهارم) صناعات ادبی))استعاره)) به کار رفته است.
استعاره مصرحه مرشحه: مستعار:سروسهی مستعارله: قد محبوب جامع: بلندی و راستی قامت
دربیت ششم) صنعت((تشبیه)) مضمر ظریفی به کار رفته است و آن است که لب دوست به آب حیوان که عمر جاوادان (وجه
شبه) می بخشد تشبیه شده است.
دربیت هفتم) صنعت ادبی(( استعاره)) به کار رفته است
/استعاره مصرحه مجرده:مستعار:ترک مست مستعارله:چشم معشوق
جامع:کشنده و دلیر قرینه: مست ، خمار آلودگی
غزل125
شاهـــد آن نیست کـــه مـویی و میـانـی دارد بــنــدۀ طلعت آن بـــاش کــــه آنـــی دارد
شیوۀ حور و پری گرچه لطف است ولی خوبی ان است و لـطافت که فلانی دارد
چشمـۀ چشـم مـرا ای گـــل خنــدان دریــاب کــه بـــه امیــد تــو خــوش آب روانی دارد
گوی خـوبـی کـه بردازتوکه خورشید آنجا نـه سواری است که دردست عنانی دارد
دلنشان شد سخنم تــا تــو قبـولـش کــــردی آری آری سـخــــن عشق نـــشانـــــی دارد
خــم ابــــروی تـــو در صنعت تـیــر انــدازی بـرده از دست هر آن کــس کــه کمانـی دارد
در ره عشق نشـد کـس بــه یـقین مـحــرم راز هــــرکسی بــر حســب فـکـر گمــانی دارد
بــه خـرابــات نشینــان زکـــرامــات مـــلاف هـــر سخن وقتی و هــر نـکتـه مــکانی دارد
مــرغ زیــرک نــزنــد درچمنش پــرده سـرای هــــر بــهاری کــه بــه دنبــاله خزانی دارد
مـدّعـی گــو لغز و نــکتــه بــه حافظ مفـروش کــلــکی مــــا نــیـز زبـانی و بـــیانی دارد

صناعت لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
«جناس، واج آرایی،ارسال المثل ،ازدواج ، التفات».
در بیت دوم) صنعت ادبی((جناس)) به کار رفته است.
جناس اشتقاق: در واژه های لطیف، لطافت است.
در بیت سوم) صناعات ادبی((جناس)) به کار رفته است.
جناس زائد:در واژه های چشمه، چشم رعایت شده است.
در بیت پنجم) صنعت ادبی ((واج آرایی)) به کار رفته است: صامت (ش) که پنج بار تکرار شده است.
دربیت هشتم) صناعات ادبی(( واج آرایی و ارسال المثل)) به کار رفته است.
واج آرایی:مصوب بلندA در مصرع اول / ارسال المثل:که مصرع دوم بعنوان ضرب المثل امده است.
دربیت دهم) صناعات ادبی((ازدواج ، التفات))به کار رفته است.
ازدواج: دو سجع، زبانی و بیانی در مصرع دوم / التفات: از غیاب(حافظ) به متکلم ( ما) پرداخته است.

صناعت معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«تشبیه ،استعاره».
در بیت سوم) صناعات ادبی((تشبیه و استعاره)) به کار رفته است.
تشبیه بلیغ: چشمه چشم مشبه: چشم مشبه به:چشمه وجه شبه محذوف: روان شدن آب / استعاره مصرحه مجرده: گل خندان مستعار:گل مستعارله: یار زیبا قرینه: خندان
جامع:زیبایی و سرخی چشم
در بیت چهارم صفت ادبی((تشبیه)) به کار رفته است
تشبیه مضمر و تفصیل: چهرۀ یار را به خورشید تشبیه کرده و بر آن برتری داده است / تشبیه بلیغ: گوی خوبی مشبه: گوی
مشبه به:خوبی وجه شبه: مشکل بدست آوردن آن
دربیت ششم) صناعات ادبی((استعاره و تشبیه)) به کار رفته است.
استعاره مکینه: خم ابرو مستعارمنه: ابرو مستعارله: کمان قرینه: خم جامع: خمیدگی و منحنی شکل تشبیه
مضمر: ابروی منحنی محبوب به کمان تشبیه شده است.
دربیت دهم) صنعت ادبی(( استعاره)) به کار رفته است.
استعاره مکنیه
تشخیص : مستعارله : کلک مستعارمنه : انسان قرینه : زبان و بیان جامع : گویا

غزل126
جان بـی جمال جـانـان مـیـل جــهان ندارد هر کس که ایـــن نـــدارد حـــقا که آن ندارد
بــا هیــچکس نشانی ز آن دلستان نـدیــدم یـا من خبر نــدارم یــــا او نـــــشان نـــدارد
هـــر شبنمی در این ره صد بحر آتشین است دردا که ایـــن مــعمّــا شــرح و بـیـان نــدارد
سـر منــزل فـــراغت نـــتوان ز دست دادن ای ساروان فــروکــش کایــن ره کــران ندارد
چنگ خمیده قـامت می خواندت بــه عشرت بـشنو کـه پـنـد پیران هچت زیـــان نــــدارد
ای دل طـریــق رنـدی از محـتسـب بـیاموز مست اسـت و در حق او کــس ایـن گمان ندارد
گـر خود رقیب شمع است اسرار از او بپوشان کــآن شــوخ سـربـریـده بـنـد زبــان نـــدارد
کس درجهان نـدارد یــک بنده همچو حافظ زیرا کــه چون تـوشاهی کس درجهـان نــدارد

صناعات لفظی که دراین غزل به کاررفته اند:
« واج آرایی، تکرار، لف و نشر و جناس و مبالغه و مراعات نظیرو ایهام و کلام جامع و تلمیح».
دربیت اول) صناعات ادبی(( واج آرایی، تکرار، لف و نشر و جناس)) به کار رفته است.
واج آرایی: صامت (ج) و مصوت (آ) / تکرار:واژۀ ندارد که سه مرتبه تکرار شده / لف و نشر: در این مصراع دوم به جانان
و آن به جان بر می گردد ( مشوش) / جناس زائد: در واژه های جان، جهان
دربیت سوم ) صنعت ادبی (( مبالغه از نوع اغراق)) به کار رفته است.
دربیت چهارم) صناعات ادبی(( واج آرایی و مراعات نظیر)) به کار رفته است /

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد مراعات نظیر، واج آرایی، ردالقافیه، ایهام تناسب Next Entries پایان نامه ارشد درمورد مراعات نظیر، واج آرایی