پایان نامه ارشد درمورد هویت مکانی، انسجام اجتماعی، هویت کالبدی، میراث فرهنگی

دانلود پایان نامه ارشد

ی حاکم بر فضا را تشخیص دهد و در راستای آن حرکت کند(والمسلی11، 1990). اما هویت مکانی احساسی در یک فرد یا یک جمع است که به واسطه ارتباطشان با یک مکان برانگیخته می شود. نمونه ای از اهمیت و تبلور هویت مکانی در فرهنگ ایرانی، فراوانی نام های خانوادگی مرتبط با مکان است؛ نام هایی چون تهرانی، یزدی، کاشانی و.. نشان می دهد که مردم مایل اند ازطریق نام، هویت مکانی خود را به دیگران معرفی کنند(رضازاده، 1381). در واقع هویت مکانی محصول تداوم هویت مکان و تبدیل شدن آن از امری بیرونی به مساله ای درونی است(قاسمی، 1383).
هویت مکانی، از طریق مشخصات کالبدی و فعالیت هایی که در آن مکان صورت می گیرد، شکل می گیرد. این تقسیم بندی به روشنی قابل درک است. به عنوان مثال شهر را می توان به صورت مجموعه ای از ساختمان ها و اجزای کالبدی درون آن همان گونه که به وسیله یک تصویر هوایی به چشم می آید، دید. بیننده ای که در این شهر حضور عینی داشته باشد می تواند از نزدیک فعالیت ها را در این زمینه کالبدی مشاهده کند. ولی شخصی که در این ساختمان ها و فعالیت ها را تجربه می کند، چیزی بیش از این می بیند، که به صورت زشت-زیبا، کارآمد-بی فایده، خانه، کارخانه، لذت بخش، بیگانه-آشنا و به طور کلی واجد معنا درک می شوند(رلف12،1976).
عنصر ساختاری هویت شهری
با توجه به اینکه هویت یک شهر دارای ابعاد مختلفی می باشد و می توان آن را از جنبه های مختلف کالبدی، اجتماعی، تاریخی، جغرافیایی، کارکردی و اقتصادی مورد بررسی قرار داد، بدیهی است که در شرایط مکانی و زمانی مختلف، زمینه های متفاوتی برای هویت یک شهر منظور گردد که هر کدام نیز دارای تعاریف و ابعاد خود باشند. این زمینه ها را می توان در دو بعد کلی وابسته به مکان و ساکنان شهر بیان نمود؛ نظیر هویت شهروندی، هویت اجتماعی، هویت اقتصادی، هویت فضای شهری و…؛ در واقع شکل گیری هویت یک شهر تحت سه عامل کلی قرار دارد:
فرهنگ شهری
شکل طبیعی
کالبد مصنوع شهر و سیمای ظاهری آن
هویت کالبدي13
هویت کالبدي ویژگی هایی است که شهر را غیر متمایز کرده و شباهتش را با خودي آشکار می کند. این صفات باید به گونه اي باشد که جسم شهر، در عین حفظ تداوم زمانی، در حال تحول و تکامل نیز باشد و نهایتا به پیدایش یک کل منجر شود. لویتکا در تعریفی هویت مکانی را آن قسمت از هویت شخصی می داند که در ارتباط با محیط فیزیکی است(لویتکا14، 2008: 211).
بنابراین در تعریف هویت کالبدی می توان گفت؛ هویت کالبدی به معنای صفات و خصوصیاتی است که جسم شهر را از غیر متمایز کرده و شباهتش را با خودی آشکار می کند. این صفات باید به گونه ای باشند که جسم شهر، در عین تداوم زمانی، در حال تحول و تکامل نیز باشد و نهایتا به پیدایش یک کل منجر شود. در این تعریف، معیارهای ارزیابی هویت کالبدی نیز مستترند. بنابراین می توان سه ویژگی تمایز آن از غیر و تشابه آن با خودی، دوم؛ حفظ تداوم در عین تحول و سوم؛ حفظ وحدت در عین کثرت را مهم ترین صفات برای هویت کالبدی یک شهر دانست. از میان سه معیار فوق، تمایز از غیر و تشابه با خودی از همه مهم تر بوده و اصل زیربنایی محسوب می شود. دو معیار بعدی اجزاء و زیر مجموعه آن محسوب شده و تابع هستند.
هویت مقوله ای هنجاری و ارزشی است که بحث در مورد آن مستلزم ارزش گذاری و موضع گیری هنجاری است. در بسیاری از متون تخصصی و پژوهش ها، مطالعه هویت در محیط مصنوع با توجه به نظریه های ادراک محیط و علوم رفتاری انجام شده است. در این پژوهش ها، هویت به معنای احساس تعلق و این همانی با محیط در نظر گرفته شده و معیارهایی چون احساس امنیت، خاطره انگیزی، حس تعلق و وابستگی به منظور ارزیابی هویت تدوین شده و به کار رفته اند(دانشپور،1379).
کتاب سیمای شهر لینچ یکی از مطالعاتی است که بر مبنای اصول روان شناسی گشتالت انجام شده و با توجه به مفهوم خوانایی و معنی به بیان هویت شهری می پردازد. لینچ خوانایی را چنین تعریف می کند، غرض ما از خوانایی این است که به آسانی اجزا شهری را بتوان شناخت و بتوان آنها را در ذهن، در قالبی به هم پیوسته به یکدیگر ارتباط داد(لینچ، 1374: 12).
به عبارتی دیگر خوانایی ناشی از شکل گیری تصویر واضح محیط در ذهن ناظر است. او در تعریف معنی به عنوان یکی از محورهای پنج گانه ارزیابی یک شهر خوب نیز رویکرد مشابهی اتخاذ می کند. طبق تعریف، معنی اینکه شهر تا چه اندازه می تواند به وضوح درک شده از نظر ذهنی قابل شناسایی باشد و ساکنین آن، آن را در زمان و مکان به تجسم درآوردند و تا چه اندازه آن ساختار ذهنی با ارزش ها و مفاهیم جامعه قابل شناسایی باشد و ساکنین آن، آن را در زمان و مکان به تجسم درآورند و تا چه اندازه آن ساختار ذهنی با ارزش ها و مفاهیم جامعه در ارتباط باشد و ساکنین آن، آن را در زمان و مکان به تجسم درآورند و تا چه اندازه آن ساختار ذهنی با ارزش ها و مفاهیم جامعه در ارتباط است. یعنی انطباق محیط با توانایی های احساسی و ذهنی و ساختارهای فرهنگی(لینچ، 1376: 152). در این تعریف، علاوه بر معیارهای سنجش خوانایی تجسم و شناسایی شهر در اذهان ساکنان انطباق تصویر ذهنی مذکور با ارزش ها و مفاهیم جامعه-یا خودی بودن-نیز مورد نظر است.

انسجام اجتماعی
انسجام، توافق در اهداف، ارزش ها و نگرش ها می باشد و در فرآیندي اجتماعی متولد می شود و محصول کنش عقلانی و مختارانه است. استمرار و پایداري حیات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی یک جامعه در گرو انسجام و همبستگی بین اجزاء و عناصر سازنده ساختار اجتماعی است. این مفهوم تأکید بر فرایندي است که در طی آن با ایجاد تغییراتی در حوزه هاي گرایشی، ادراکی، ارزشی، قابلیت ها و باورهاي انسان ها، کنش ها و رفتارهاي خاصی در منظور از انسجام، احساس پی خواهد داشت که مناسب توسعه است (ازکیا، 1380: 20).
در واقع انسجام اجتماعی، مسئولیت متقابل بین چند نفر یا چندگروه است، که از آگاهی و اراده برخوردار باشند (نوابخش و همکاران، 5:1388). انسجام اجتماعی، مرکزي ترین مسئله جامعه شناسی در گذشته و حال بوده(کلانتري و فرهادي، 112:1386) نوعی سرمایه اجتماعی محسوب شده (اختر محققی14:1385) و دلالت بر توافق جمعی میان یک جامعه دارد (افروغ، 140:1378). دورکیم معتقد است انسجام اجتماعی، عاطفه جمعی عمیق، بیشتر در مناسک جمعی (مثل اعیاد و مراسم ملّی و مذهبی و غیره) به وجود می آید و بدین نحو موجبات افزایش و تحکیم انسجام اجتماعی را فراهم می کند(چلبی، 22:1372 )، که نمی توان با اقدام از بالا به پایین دولت یا با توسل به سنت آن را تضمین کرد (گیدنز، 1378: 43 ).

هویت و ارتباط با جغرافیا
جغرافیا، با بک نگرش نظام مند، بازیابی و حفظ هویت را از طریق توجه به مجموعه اي از واقعیات مکانی- فضایی جستجو می کند. به عبارت دیگر، از این دیدگاه توجه به واقعیت هاي اجتماعی- اقتصادي، فرهنگی و محیطی در ساخت فضاهاي شهري نیاز اولیه براي تعریف و حفظ هویت است و هویت کالبدي در فضاهاي شهري بصورت منفرد قابل شناسایی نیست، بلکه هویت زمانی وجه واقعی به خود می گیرد که تمامی عناصر کالبدي در ارتباط با هم یک فضاي کارکردي خاص بیافرینند که از بر هم کنش این مجموعه هویت در فضا شکل می گیرد. همان طور که بیان گردید؛ از مهم ترین جنبه های شکل دهنده هویت، جنبه کالبدي آن است. در رابطه با مسئله هویت محیطى، صاحب نظران مختلف عقاید خود را بیان داشته اند و مؤلفه هاى مختلفى براى این مفهوم در نظر گرفته اند. در تعریفی؛ بعد کالبدي هویت البته از نگاه جغرافیایی، بیان شده است؛ نگرش مثبت به آب و خاك، دلبستگی و تعلق خاطر به مکان و تفاوت قائل شدن بین مکان زندگی خود با دیگرمکان ها از مهم ترین اصول سنجش هویت جغرافیایی یا مکانی است (ابوالحسنی، 74:1388).
دو کاربرد مهم هویت از نگاه لینچ عبارت است از: اول؛ کارکردى که می توان آن را حس تشخیص نامید. به عبارتى هویت به انسان قدرت تشخیص می دهد و به وى کمک می کند که بتواند محیط را بخواند و پیش بینى کند. اگرمحیط فاقد هویت یعنى حس تشخیص و تمایز باشد محیط قابل خواندن نیست. دوم؛ لینچ براى هویت محیط، عملکرد عاطفى هویت از دیدگاه حاجیانی شاخص هاي بعد جغرافیایی(مکانی) محیط است(پاکزاد، 1375: 104). نگرش مثبت به مکان زندگی و ارجحیت داشتن مکان مورد نظر به تمامی مکان ها می باشد(حاجیانی، 202:1379).
محله
در تعریفی از محله آمده است: «مکان یا بخش قابل تفكيكي از يك منطقه شهري منطقه اي مركب از كاربري هاي مختلف كه به صورت ساختار شهري به حالت يكپارچه در آمده است» (کون15، 2005: 54). همچنین می توان از محله به عنوان سلول زندگي حيات شهری یاد نمود، محله نهادي است كه از طريق آن افراد و موضوعات مي توانند توانايي براي فعاليت اوليه به وسيله يك تعامل موثر فردي و جمعي را درون آن و يا از وراي آن به اجرا در آورند. محله را می توان با توجه به شاخص های فراوانی تعریف نمود:
مرزها و محدوده ها(مناسبات اداري)
ويژگي هاي بارز و قدمت توسعه(زيبايي شناسي)
از ديد و نگاه ساكنان در منطقه (اجتماعي)
به وسيله محدوده خدماتي (عملكردي)
به وسيله فضاهاي با ترافيك آرام و روان و كيفيت بالاي زيست محيطي(زيست محيطي) (بارتون16، 2003: 16-17).
از طرف دیگر، محله می تواند به عنوان یک شبکه ی اجتماعی معرفی گردد و می تواند پایه و اساس فعالیت های اجتماعی باشد. در نتيجه محله يك هويت اجتماعي مكاني است، قلمرويي كه داراي محدوديت هاي مشخص شناخته شده توسط ساكنان آن است. در چنين قلمرويي، تقابل رسمي و غير رسمي و شناخت همسايگي رخ مي دهد، كاربري روزانه خدمات محله توسط ساكنين و آگاهي آنان در مورد تصوير محله به عنوان بخشي از هويت اجتماعي شان نيز به وابستگي ميان مكان و فضا اشاره دارد. محلات همچنين روي شرايط گوناگون اجتماعي، اقتصادي، تاريخي و بوم شناختي تاكيد دارد، شواهد براين نكته تاكيد دارند كه جامعه محلي به طور انتخابي، ويژگي هاي سازماني موضوعات اجتماعي و واكنش هاي اجتماعي را كه درجامعه گسترده شده اند به وجود مي آورد(لوئیس17، 1989: 316).
بافت فرسوده
بر طبق تعریف شورای عالی شهرسازي و معماري ایران، مبنای شناسایی بافت هاي فرسوده، بلوك هاي شهري است که بیش از 50 درصد قطعات آن باید مشمول سه معیار اصلی ذیل باشند:
ناپایداري: معرف فقدان سیستم سازه اي مناسب و غیرمقاوم بودن ابنیه، به ویژه در هنگام وقوع زلزله است؛ که در زمان احداث آنها رعایت موازین فنی و مقررات ملی ساختمان نشده است.
نفوذ ناپذیري: معرف عدم دسترسی هاي مناسب و عدم وجود معابر با عرض کافی براي حرکت سواره است؛ به طوریکه عمده عرض معابر در آنها درحال حاضر کمتر از 6 متر است.
ریز دانگی: معرف فشردگی بافت ،کوچکی و کثرت قطعات با مساحت اندك است ؛ که طبق ضابطه مذکور، قطعات زیر 200 متر مربع را شامل می شود.
این تعریف از بافت فرسوده نشان دهنده ی این مطلب است که نگاه و توجه به بافتهای فرسوده شهری، تنها نگاهی کالبدی و فاقد جامعیت می باشد، چرا که نارسایی هاي عملکردي، زیست محیطی، اجتماعی- فرهنگی، اقتصادي از دیگر ابعادي است که باید هماهنگ و همزمان با مسائل کالبدي مورد توجه جدي قرار گیرد.
باز زنده سازی
باز زنده سازی در بافت های فرسوده شهری، با هدف تقویت حس شهروندی و تعلق به مکان در قلمروهای متنوع و معنی دار شهری از جمله محلات مختلف و ایجاد حیات (زندگی) شهری با بهره گیری از عناصر و ویژگی های هویت بخش و با مشارکت حداکثری ساکنان بافت های آسیب دیده در هرگونه اقدام می باشد.
برای باز زنده سازی ابتدا باید بنا را به عنوان میراث فرهنگی بشناسیم لذا در این راه داشتن درک درست از مفاهیمی چون میراث و فرهنگ و در کنار هم میراث فرهنگی کمک شایانی به ما خواهد کرد. فرهنگ را در یک تعریف مختصر می توان مجموعه ای از تمام ویژگی های عاطفی، فکری و معنوی دانست که هر گروه اجتماعی یا جامعه ای را مشخص می کند(زرشکن عابد، 1388). از سویی دیگر میراث یعنی آنچه که از گذشته به ارث رسیده و عموما با تداعی گذشته همراه است و معمولا مترادف با ارزش بوده است و میراث فرهنگی آن قسمت از اثر تاریخی که

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد شهر اردبیل، بافت تاریخی، رگرسیون، هویت کالبدی Next Entries پایان نامه ارشد درمورد میراث فرهنگی، ارزش های مادی، بافت فرسوده شهری، تقابل های دوگانه