پایان نامه ارشد درمورد نهج البلاغه، قدرت سیاسی، اجرای عدالت، امام علی (ع)

دانلود پایان نامه ارشد

فساد قلب و نابودی دین و زوال حکومت می شود» (نهج البلاغه، نامه 53 :916).

ج).ارتباط عبادی دائم با خداوند
یکی از وظایف فردی حاکم، ارتباط عبادی دائم با خداوند است:
«نیز بر عهده ی تو کارهاست که خود باید انجام دهی… برای آنچه میان تو و خداست، نیکوترین اوقات در بهترین ساعات را بگذار، هر چند همهی کارها در همه وقت، برای خداست. اگر نیّت درست باشد و رعیت را از آن آسایش بود» (همان،917).

د). اکتفا به حداقل بهرههای دنیا
حضرت علی (ع) در این مورد آنچنان حساس است که کوچکترین لغزشی را نمی پسندد. ایشان به حنیف والی که در مهمانی مجللی شرکت کرده بود می فرماید:
«ای پسر حنیف از خدا بترس و به قرص نانی اکتفا کن، تا از آتش جهنم برهی» (همان، نامه 45 :127).
حاکمان جامعه اسلامی باید حال ضعفای جامعه را بدانند و زندگی شان پر زرق و برق نباشد.
«خداوند بر پیشوایان عدل واجب گرداند بر خود سخت گیرند و همچون طبقه ضعیف مردم باشند تا ناملایمات فقر به فقیر فشار نیاورد و او را هلاک نکند» (همان، خطبه 209: 617 ) .

4-7-2. اخلاق اسلامی
از دیگر وظایف فردی حاکم از منظر امام علی (ع) مراعات اخلاق اسلامی هنگام ارتباط با مردم است. این
مطلب در نامهها و عهدنامههای مختلف به حاکمان و کارگزاران توصیه شده است. اینکه نمونههایی از آنچه که حضرت از کارگزاران خویش خواسته است را می آوریم:

الف).رحمت وشفقت
وظایف فردی حاکم که از منظر امام علی (ع) مراعات اخلاق اسلامی هنگام ارتباط با مردم است:
«قلب خویش را نسبت به مردم از رحمت و محبت و لطف سرشار ساز» (نهج البلاغه، نامه 53 :917).

ب). گشاده رویی و نزدیکی با مردم
حاکم در برخورد با مردم باید با گشادهرویی روبرو شود و این یکی دیگر از ابعاد اخلاق اسلامی است که حضرت مراعات آن را وظیفه ی حاکم میداند: «و به کارگزاران خویش در امور صدقه فرمان میدهد با چهره ی عبوس با مردم روبرو نشوند» (همان، نامه 26 :789 ).

ج). پرهیز از استبداد
از وظایف حاکم این است که از خشم و استبدادو غرور دوری کند:
«به خشمی که توانی خود را از آن برهانی مشتاب و مگو من مأمورم و مرا گمارده اند و من دستور می دهم و اطاعت من لازم است چه این کار، دل را سیاه کند و دین را پژمرده و تباه و موجب زوال نعمت است و نزدیکی بلا و آفت و اگر قدرتی که از آن برخورداری، نخوتی در تو پدید آرد، و خود را بزرگ بشماری، بزرگی حکومت پروردگار را که برتر از تو است بنگر… و بپرهیز از اینکه در بزرگی فروختن، خدا را هم نبرد خوانی و در کبریا و عظمت، و خود را همانند او دانی، که خدا هر سرکشی را خوار می سازد و هر خودبینی را بی مقدار» (همان، نامه 53 :916 ).

د). عیب پوشی از مردم
حضرت علی (ع) وظیفه ی حاکم را تنها اصلاح اموری می داند که بر او آشکار می شود و باید حکم امور مخفی را به خداوند واگذار کند:
«در مردم عیوبی وجود دارد که حاکم سزاوارترین فردی است که باید در پوشاندن آنها بکوشد، در صدد مباش کارهای پنهانی آنها را بفهمی، زیرا تنها وظیفه داری در اصلاح آنچه برایت آشکار می شود بکوشی و در موارد مخفی خداوند حکم می کند. تا می توانی عیوب را بپوشان، تا خداوند عیوبی را که دوست داری از مردم مخفی بماند، بپوشاند».(نهج البلاغه، نامه 53: 920)

د). علم آموزی
حضرت یکی از وظایف حاکم را استمرار علم آموزی جهت اطلاع امور مملکت می داند از کارگزاران خویش پیگیری این امر را می طلبد :
«با علما زیاد به گفت و گو بنشین و با حکما و دانشمندان بسیار بحث و از آنها استفاده کن تا آنچه امور مملکت را اصلاح می کند تثبیت کنی و آنچه را مردم قبل از تو برپا داشته اند برپا داری» (همان، نامه53: 923 ).

4-8. حقوق، دولت و مردم در نهج البلاغه
امام علی (ع) به عنوان انسانی کامل در یک نظام سیاسی در مدت زمان محدود علاوه بر تبیین نظام سیاسی از دیدگاه اسلام توانست الگوی عملی از این نظام سیاسی مطلوب به نمایش بگذارد و در این الگوی عمل آنچه بیش از بخش های دیگر تبلور داشت تبیین حقوق و وظایف متقابل دولت و مردم در نظام اسلامی است.

4-8-1. حق مداری از دیدگاه نهج البلاغه
اولین نکتهای که در باب حقوق متقابل به ذهن می رسد حق و چگونگی حق مداری است. از آنجا که برای کلمهی حق معانی مختلف مطرح شده از این رو بحث حق مداری را بر اساس معنای چهارگانه در سیاست و حکومت امام علی (ع) مورد بررسی قرار می دهیم:

الف). حق به معنای خدا
«اگر حق به معنای خدا باشد آن حضرت فانی در خداست» (ماندگار،1386: 182 ).
«به خدا سوگند اگر هفت اقلیم را با آنچه در زیر آسمانهاست به من دهند تا خدا را نافرمانی کنم در اینکه پوست جویی را از مورچه ای ناروا بگیریم، چنین نخواهم کرد» (نهج البلاغه، خطبه 215 :637 ).

ب). حق به معنای قرآن
«اگر حق به معنای قرآن باشد باز علی (ع) از گمان حق محورتر (قرآنیتر) است و آن را در جریان حکمیّت اثبات فرمود» (ماندگار،1386: 183).
«اگر به آن دو نفر (ابوموسی و عمروعاص) رأی به داوری داده شد تنها برای این بود که آنچه را قرآن زنده کرد زنده بسازد و آنچه را قرآن مرده خواند بمیرانند، زنده کردن قرآن، این است که دست وحدت به هم دهند و به آن عمل نمایند و میراندن، از بین بردن و پراکندگی و جدایی است پس اگر قرآن ما را به سوی آنان بکشاند آنان را پیروی می کنیم و اگر آنان را به سوی ما سوق داد باید اطاعت کنند»(نهج البلاغه، خطبه127: 337).

ج). حق به معنای مصطلح حقوقی
به امام خبر دادند که فرماندار بصره مقداری از بیت المال مسلمانان را برداشت و به مکه گریخته است. امام در نامه شدیداللحنی به او نوشت:
«پس از خدا بترس و اموال آنان را بازگردان و اگر چنین نکنی و خدا مرا فرصت دهد تا بر تو دست یابم، تو را کیفر خواهم کرد که نزد خدا عذرخواه من باشد و باشمشیری تو را می زنم که به هر کس زدم وارد دوزخ گردید. سوگند خدا اگر حسن و حسین چنان می کردند که تو انجام دادی از من روی خوش نمی دیدند و به آرزو نمی رسیدند تا آنکه حق را از آنان باز پس ستانم»( همان، نامه41 :874 ).

د). حق به معنای قانون
«به مردم نگو به من فرمان دادند من نیز فرمان می دهم پس باید اطاعت شود» (همان، نامه 53: 915 ).

4-8-2. دولت (قدرت سیاسی) از دیدگاه نهج البلاغه
هر جا بحث از دولت است در واقع به جایگاه قدرت سیاسی هم اشاره دارد. از این رو به قدرت سیاسی در نهج البلاغه نیز می پردازیم:
در فرهنگ اسلامی، حکم، حاکمیّت، ولایت، اعمال قدرت و سلطه اولاً و با لذات از آن خداست.«انّ الحکم الا الله»، حکمرانی فقط از آن خداست (انعام، آیه 57).
«الله ولی الّذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور»، خداوند ولی (اختیاردار) کسانی است که ایمان آوردند، آنان را از ظلمت (کفر و جهل) به نور ایمان و معرفت هدایت می کند (بقره،آیه 257).
قدرت سیاسی که در نهج البلاغه مورد توجه است، حاکمیّت با واسطه و نهادینه شده می باشد که مبتنی بر حاکمیّت الله شریعت و ارزش های اسلامی است. حضرت تملّک خصوصی بر قدرت را مورد توجه قرار نمی دهد، بلکه هدفش از داشتن امامت مسلمان، اصلاح امّت و اجرای عدالت میداند (ماندگار،1386 :187).
«به خدا سوگند که اگر شب ها را بر بستر خارهای سعدان به سر ببرم و یا با غل و زنجیر به این سو یا آن سو کشیده شوم خوش تر دارم تا خدا و پیامبرش را در روز قیامت در حالی ملاقات کنم که به بعضی از بندگان ستم کرده، یا چیزی از اموال عمومی را غضب کرده باشم آخر براین تن خاکی – که بند بند آن به پوسیدگی می شتابد و دورانی بس دراز در زیر تودههای خاک می ماند_ چگونه به کسی ستم روا دارم» (نهج البلاغه، خطبه215 :638).
حضرت علی (ع) قدرت سیاسی را برای اجرای عدالت، برقراری امنیّت، خدمت به دین، حفظ وحدت و همدلی وشایسته سالاری می داند:

الف ). اجرای عدالت
حضرت راجع به اجرای عدالت می فرمایند:
«محبوب ترین امور در نزد تو (به عنوان زمام دارلااسلام) باید معقولترین آنها در حق و فراگیرترین آنها در عدل و جامع ترین آنها برای رضایت مردم جامعه باشد» (همان، نامه 53 :918 ).

ب). برقراری امنیّت
امام در فراهم کردن امنیّت اجتماعی و سیاسی هر نوع خودکامگی در عرصهی حکومت را زیر پا گذاشت آنجا که می فرماید: «با من چنان که با جبّاران و ستمکاران سخن می گویند، سخن رانید و چنان که با مستبدان محافظه کاری می کنند از من کناره بجویند» (نهج البلاغه، خطبه 207: 607 ).

ج). خدمت به دین
حضرت این مهم را به عنوان حق مردم بر حکومت یاد میکند (همان، خطبه 168: 463 ).

د). حفظ وحدت و همدلی
از علل عمده شکست حکومت ملّتها وجود تفرقه و فقدان همدلی در جامعه است. که از آثار سوءاستفاده از قدرت است از این رو حضرت در خطبه 234 با توجه به مطالعه علل پیروزی و شکست ملتها در تاریخ، حفظ وحدت و همبستگی را که ثمره استفاده بهینه از قدرت سیاسی است مورد تأکید قرار می دهد.

ه). شایسته سالاری
در این باره به طور مفصل اشاره خواهد شد.

4-8-3. مردم از دیدگاه نهج البلاغه
واژه رعیت و مردم علی رغم مفهوم منفوری که تدریجاً در زبان فارسی به خود گرفته است، مفهومی زیبا و انسانی داشته است. استعمال کلمه ی راعی را در مورد «حکمران »و کلمه رعیت را در مورد «توده محکوم» اولین مرتبه در کلمات رسول اکرم و سپس به وفور در سخنان علی (ع) می بینیم.
««رعیت» از ماده رعی است که به معنای حفظ و نگهبانی است. به مردم از آن جهت کلمه ی رعیت اطلاق شده است که حکمران عهدهدار حفظ و نگهبان جان و مال و حقوق آزادی آنهاست»(مطهری، 1389: 133).
«حکومت بدون مردم و خواست ایشان تحقّق نمییابد و بدون اقبال و رأی آنان مقبولیّت پیدا نمیکند بدون حضور مشارکت همه جانبه مردم به درستی اداره نمیشود و بدون محور قرار دادن مردم حکومت سلامت نخواهد داشت بنابراین مردم سه نقش عمده دارند:
1- نقش ایجادی که این نقش را با بیعت ایفا میکنند.2- نقش ابقایی که با همراهی، مشارکت و اطاعت در صدد ابقای آن بر می آیند.3- در خطبه های 43،165،167ونامه 1و79 نقش اصلاحی که با نصیحت، امر به معروف و نهی از منکر، مشورت و استیضاح آن را اعمال می کندمشاهده می شود.
مالک اصل در مشروعیت سیاسی این است که نظام سیاسی بر اساس خواست و رضایت مردم باشد و به جایگاه و حقوق ایشان احترام بگذارد و در جهت مصالح مردم و رشد و تعالی ایشان گام بردارد» (ماندگار،1386 : 200-201)
4-8-3-1. بیعت
بیعت به معنای عهد و پیمان تعریف شده است.«بیعت مردم با رهبر و امام، صرفاً به معنای قبول و پذیرش امامت و رهبری جامعه مسلمین نیست، بلکه نوعی پیمان و میثاق است که بر اساس آن اطاعت و پیروی از امام نیز واجب شمرده میشود. مسلمین بر اساس بیعت با امام خود باید همراهی و پیروی و اطاعت از دستورات امام مسلمین را برخود فرض وواجب بشمارند» (سلمانی کیاسری،1385: 128)
علی (ع) از ابتدای پذیرش حکومت بنا را بر آگاهی جمعی و انتخاب آگاهانه و به میل و اراده مردم قرار داده بود و در این زمینه می فرماید:«مردم بدون اکراه و اجبار بلکه به اطاعت و اختیار با من بیعت کردند» (نهج البلاغه، نامه 1: 739).
«معمولاً حکومت ها خواست و اراده ی خود را بر مردم تحمیل میکنند ولی در عصر حکومت علی (ع) قصه برعکس بوده یعنی هیچ نمونهای دال بر تحمیل حکومت و رهبری بر مردم وجود ندارد اما نمونههایی وجود دارد که مردم خواست و تمایل خویش را به رهبر و حکومت تحمیل کردند به عنوان مثال : در جنگ صفین بوده زمانی که پایههای کفر و نفاق در حال فرو ریختن بود و خیمه کفر در چند قدمی
.
هدم و نابودی قرار داشت. افکار خشک و بی روح کوفیان متأثر از حیله عمروعاص شدند و علی (ع) را وادار به توقف در جنگ نمودند» (سلمانی کیاسری، 1385: 140).
به شهادت تاریخ و با تأیید علمای شیعه و سنّی در کتاب معتبرشان علی (ع) از سوی رسول خدا در روز عید غدیرخم با وحی از جانب خدا به ولایت و رهبری مسلمین بعد از پیامبر منصوب شد و پیامبر ضمن ابلاغ پیام الهی مردم را دعوت و امر به بیعت با علی (ع) نمود سپس مشروعیت رهبری و ولایت علی (ع) با نصب

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد نهج البلاغه، بیت المال، شایسته سالاری، اجتماعی و فرهنگی Next Entries پایان نامه ارشد درمورد نهج البلاغه، حکومت اسلامی، امام علی (ع)، شایسته سالاری