پایان نامه ارشد درمورد نهج البلاغه، بیت المال، شایسته سالاری، اجتماعی و فرهنگی

دانلود پایان نامه ارشد

که منظور اصلی او از داستان پردازی است جای میدهد: نخست تناسب تام به طوری که همواره داستان طبیعی و کمتر اغراق آمیز به نظر میرسد و دوم، قوّت وقدرت استدلال که در تمامی موارد منطبق با منطق در مباحثهها و مناظرههای کتاب، بدان توجّه شده است» ( خطیبی،1366: 481-482).
3ـ16ـ2. جنبهی اخلاقی در کلیلهودمنه
نویسنده در ضمن مناظرهها و مباحثهها، برای پرداختن به معانی اخلاقی که هدف اصلی از انشای کتاب است، مجال وسیعی در اختیار دارد. مثلاً در دو باب نخست کلیلهودمنه یکی از دو شخص اول داستان، طرفدار گوشهگیری و عزلت و دوری ازمجاورت واحتراز از مکراندیشی وحیلهگری، و دمنه، خواهان تقرب به سلطان و ارتکاب خطر و مقام جویی و جاه طلبی است. در طی مباحثهها و مناظرههای این دو بسیاری از نکتههای اخلاقی و اجتماعی و سیاسی را میتوان دید و به اقتضای مورد نویسنده به ذکر آرا و عقاید مختلف میپردازد و سرانجام آن را که خود میپسندد و رجحان مینهد ذکر میکند، نمونهای کوتاه از این مناظرهها در موضوع لزوم کتمان سرّ یا افشای آن بر حسب مصلحت، مناظرهی شیر با مادر خود است. نمونهی مفصّل بیان نکتههای اخلاقی در باب «پادشاه و برهمنان» وجود دارد، مناظرهی ملک و بلار وزیر دیده میشود که بلار با شجاعت و در قالب جملههای کوتاه و پرمحتوا و به صورت شمارش نظایر مختلف از موضوع واحد، شاه را پند میدهد و غیرمستقیم توبیخ میکند.
«مهمترین هنر نویسنده در این مباحثهها و مناظرهها از نظر فنی، کیفیت پیوستن آن با رشته داستان است. زیرا به ندرت اتفاق میافتد که در این پیوست و بست، ضعف تألیف در ترکیب کلام دیده شود، یا اطناب بیش از حد، موجب قطع رشتهی داستان گردد یا موضوعات مختلف بدون تناسب تام آورده نشود و از دیگر سوی، چون از حیث سبک انشاء، تفاوتی آشکار بین رشتهی اصلی داستان و مناظرهها نیست و این بدان معنی است که همواره بر آرایش لفظی مقدم است، نویسنده، این دو قسمت را چنان به هم میپیوندد که انتقال از یک قسمت به قسمتی دیگر، محسوس نیست. روش نویسنده در این باب آن است که برای بیان موضوع معین ، نخست نظایر و قرائن مختلفی آن را بیان می کند و مورد خاص را که معمولاً در انتها و گاه در ابتدای کلام ذکر میکند و حکایت را نیز در تمثیل و تأیید همان مورد خاص میآورد» (خطیبی،1366: 481-482).
3ـ16ـ3. جنبه سیاسی
در جنبهی سیاسی کلیلهودمنه، طبقه حاکم به گروه زیر فرمان خود القا میکند که مشروعیت پادشاه ناشی از تعلق او به طبقه نخبه و خردمند است. این نگرش به طرزی رندانه در ساختار داستانی اثر گنجانده شده است.«هر باب کلیله ودمنه با گفتگوی رأی (پادشاه هند) و برهمن آغاز میشود، پادشاه از برهمن، اصولی را میپرسد و او با ارائه داستانهایی، آیین و روش زمامداری را تشریح می کند. برهمن نماد ادغام خرد ومذهب است. در حقیقت همراهی برهمن با پادشاه که با ظرافت و هنرمندی خاصی طراحی شده، اصل مشروعیت حکومت را به جامعه القا میکند. در اینجا الگویی از حکومت ارائه میشود با تز افلاطون در باب «حکومت فلاسفه»، شباهت فراوان دارد افلاطون با پیوند میان حکمت و قدرت، از فیلسوفان میخواست که پادشاه شوند چون تحقق این امر را محال می دید. پادشاهان را به آموختن فلسفه و همراهی با فلاسفه ترغیب میکرد» (رهبری،1388: 96).
برهمن نقش همین فیلسوف خردمند را برای پادشاه ایفا میکند تقریباً در تمام داستانهای کلیله بر «اصطناع» یا برگزیدن بندگان کاردان و لایق تأکید می شود این کارکرد دو نتیجه مشخص را در پی دارد : 1ـ حکومت مشروعیت دارد چون برترینها گزینش شدهاند. 2ـ جامعه مطمئن باشد که امور با تدبیر افراد شایسته و خردمند اداره میشود.
در داستان حیوانات وقتی سخن از حکومت است شیر در رأس هرم قرار می گیرد، مسلماً نیرویی که باعث می شود او درچنین جایگاهی قرار گیرد زورمندی و تسلط او بر دیگران است. حاکمیّت مطلق از آن اوست و هیچ حیوان دیگر داعیهی حکومت بر دیگران را ندارد. این مسئله از آن جا ناشی می شود که در نظام سنّتی بر این اصل تأکید کردهاند که «ساختار پذیرفته شده اجتماعی» میتواند منشاء قدرت باشد (محمدزاده،1375: 396)
بر پایه این اصل چون شکل و ساختار حکومت مورد پذیش همگان است، هیچ گونه اعتراضی به نحوه توزیع قدرت نمیشود. در داستانهای کلیلهودمنه با شخصیتی روبه رو نمی شویم که به ساختار حکومتی معترض باشد همه پذیرفتهاند که بهترین شکل اداره جامعه نوع حکومت پادشاه ( معمولاً شیر) بر زیردستان است.

فصل چهارم
یافته‌های تحقیق

بخش اول: ویژگی حاکمان در نهج البلاغه
4ـ1. مقدّمه
دوران کوتاه حکومت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب )ع(، مصداقی جامع والگویی ماندگار از نظام سیاسی اسلام وحکومت حق وعدل پس از حکومت پیامبر اکرم)ص(را برجای گذاشت وامیر المومنین(ع)در همین فرصت کوتاه و علیرغم کارشکنیهای وسیعی که در استقرار وثبات و کارآمدی حکومت وی صورت میگرفت وسه جنگ عمده براو تحمیل شد، توانست نمونهای از حکومت دینی و مردمی را ارائه دهد که برای همیشه قابل تأسی برای همه ی کسانی که خواهان اعمال قدرت برمدار حق و عدالت وحاکمیّت سیاسی بر محور ارزشهای انسانی و دینی میباشند و برپایه حق و از میان بردن باطل را سرلوحهی حکومت میدانند و برای قدرت و مناصب و مسئولیتهای سیاسی، اررزشهای ذاتی، قائل نیستند .کسانی که کسب قدرت سیاسی و دستیابی به حکومت را تنها، پیمانی از سوی خداوندی میدانند تا در سایهی آن بر سیری ظالم و گرسنگی مظلوم ساکت نمانند و حکومت را در خدمت ارزشهای دینی و گسترش فضیلتهای انسانی بگیرند، حکومتعلوی با خاستگاه الهی خود و در پی خواست مردم، حکومتی در خدمت دین و مردم بود، حکومتی که آن همه دشواری ها ی داخلی و مانعتراشیهای مخالفان و دشمنان، نتوانست آن را از مسیر عدالت و اهداف اسلامی ورسالت الهیاش خارج کند. با مردمش به عدالت و مهربانی رفتار میکرد و دشمنانش به انصاف و تلاش برای هدایت آنان، برکارگزاران خود، نظارت دقیق داشت و مجاهدتها و زحمات آنان را می ستود و از کاستیها وسلوک غیر اسلامی آنان را بازخواست می کرد و جامعهای را مقدّس میشمرد که در آن، حقّ ضعیف به راحتی از قوی باز ستانده شود. حکومتی که معیشت شخص اول آن در سطح زندگی تهی دستان جامعه بود و گرسنه می خوابید تا رعیت سیر باشد و به اندک لباس اکتفا می کرد تا کسی برهنه نباشد. نزدیکان خود را از منافع قدرت و حکومت دور می ساخت، تا کسی درسیاست وی، به ناروا طمع نکند و آفتاب خورشید حاکمیّت او خانه ها را گرمی، بخشد و برای همیشه روشنی بخش راه همه ی حاکمان وسیاستمداران باشد و این چنین است که حکومت علوی آینه تمام نمای اصول و ارزشهای حاکم وجاری در حکومت اسلامی است و اسوهی همه جوانبی است که خواهان حکومتی اسلامی و انسانی و مردمی است.
4-2. حکومت از دیدگاه امام علی(ع)
حضرت علی (ع) دقیقاً براساس نیاز فطری بشر یک قاعده اجتناب ناپذیر را مطرح می کند و می فرماید: «لابد للناس امیرِ برّ او فاجرِ» (نهج البلاغه،خطبه 40: 121). یعنی مردم بدون رهبر و حکومت امکان زندگی جمعی ندارند. جامعه وزندگی اجتماعی در سایه حکومت یک امیر و رهبر، امکان پذیر است. یعنی مردم نیازمند یک زمامدارهستند، حال آن زمامدار نیک و عادل باشد ویا فاسق و فاجر انتخاب یک امیر، مسلّم و اجتناب ناپذیر است. علی (ع) نه آن که حکومت ظالم و ستمگر را تأیید می کند وبرای بشریت، تن دادن و پذیرفتن حکومت ستمگران را جائز بشمرد، بلکه فتنه و هرج و مرج که جامعه و زندگی و هستی انسانها را تهدید میکند را نفی میکند که این هرج و مرج و بی ثباتی به مراتب بدتر از حکومت جائر وستمگر است.«حضرت علی خطبه چهل را در جواب عده ای بیان داشته که اصطلاح مدعی حاکمیّت الهی بودند و فکر جمود و خشک آنان مانع فهم ودرک حقایق روشن بوده است» (سلمانیکیاسری،1385 : 35-37 ).
در تاریخ اسلام تنها گروهی که در شرایط خاصی به نفی هرگونه حکومت و سلطه سیاسی گرایش پیدا کردند خوارج بودند. آنها در جریان حکمیت در جنگ صفین وجود هرگونه حکومت و فرمانروایی غیر خدا را نفی کردند.
حضرت امیر با ردّ دیدگاه آنان به ضرورت عقلی وجود حکومت استدلال فرمودند و با عنایت به اهداف و کار ویژهی هر حکومت، محور اساسی و قوام و دوام جامعه را وابسته به آن دانستند. حضرت با شعارخواج «لا حکم الّا الله» چنین فرمودند:
«این شعار در سخن حقّی است که بدان باطلی را می خواهند، آری، حکم جز از آن خدا نیست، لکن اینان می گویند فرمانروایی و حکومت جز برای خدا روا نیست در حالی که مردم را دولتی و حاکمی باید نیکوکار باشد یا تبهکار، تا در حکومت او انسان با ایمان کار خویش کند و انسان کافر بهرهی خود برد، تا آنگاه که وعدهی حق سر رسد و مدّت هر دو در رسد، در سایه حکومت او، مال دیوانی را فراهم آورند و با دشمنان پیکار کنند و راه ها را ایمن سازند، و به نیروی او حقّ ناتوان را از توانا بستانند تا نیکو کردار روز به آسودگی به شب رساند و گزند تبهکار در امان ماند» (نهج البلاغه، کلام 40 :121).
«استنباط درست از کلام امام و اعتقاد به خوارج مبتنی بر این پیش فرض است که بحران خلافت تا دوران آن حضرت بر محور خلیفه و حاکم اسلامی دور می زند و اصل حکومت و خلافت بر مدار حاکم و امیر تعریف میشد، بنابراین نفی حکومت، به معنای نفی حاکم تلقی می شد و حضرت بر ضرورت وجود حاکم تأیید می کردند. آنچه در پاسخ امام مهم می نماید این است که حضرت برای اصل حکومت – فارغ از آنکه حکومت فاضله باشد یا فاجره – کار ویژهایی قائل است که سبب ضرورت وجود آن شد، و انکار آنها سبب هرجومرج مداوم است. با این استدلال هیچ جامعهای نمیتواند بدون حکومت باشد» (مهاجرنیا،1386: 130-133)
4ـ3. هدف وانگیزه از پذیرش حکومت امام علی(ع)
با توجه به شرایطی که در بیست و پنج سال بعد از زمان رحلت رسول اکرم (ص )یعنی از سال 11هجری تاسال 35هجری در دنیای اسلام به وجود آمده بود و مجموعه اوضاع سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و انحرافات و تحریفهایی که مخصوصا در ثلث سوم این دوران پدید آمده بود عناصر ناباب و ناسالم بر دنیای اسلام حاکم شده بودند و حکومت به جای شایسته سالاری ولیاقت پروری به دست افراد ناباب و غیرمسؤول افتاده بود بیتالمال به عنوان تیول قشری خاص از اربابان زور و قدرت تبدیل شده بود و عدالت و مساوات و مواسات وبرادری و وحدت اسلامی از جامعه رخت بربسته بود وضعف وسستی وکسالت وتنبلی وتنپروری جایگزین شجاعت وشهامت و فتوّت و مردانگی شده بود وغیرتها وتعصباتهای غلط جامعی مجدداً درپی احیا شدن وروابط جای ضوابط را گرفته بود، امام علی (ع) با توجّه به شرایط موجود و پیشبینی آینده ودر آغاز پذیرفتن ولایت و حکومت سرباز زده و فرمودند: «من را رها کنید وسراغ دیگری بروید، زیرا ما برای امری روبه رو هستیم که دارای چهرهها و شکلهاو رنگهای گوناگون است» (نهج البلاغه، خطبه 92 :240). اما آنکه پذیرفت این بار سنگین را بر حسب وظیفه وتکلیف وامانت الهی بردوش گیرد فرمود: «اگر مهار مرکب حکومت در اختیار من قرار گیرد من طبق تشخیص و وظیفه خود عمل خواهم کرد وگوش به حرف این وآن و یا ملامت کسی نخواهم داد و بر طبق علم و دانایی و توانایی خود اقدام خواهم نمود»(همان، خطبه92 :244).
وآنگاه که حکومت را پذیرفت اهداف خود و فلسفه ی حکومت و برنامه ها وسیاست ها و اصول کارخود را در مواقع مختلف اعلام داشت که از جمله این هاست:
1«ـ-مبارزه باسیری ظالم و گرسنگی مظلوم2-احیای دین و اصلاح طلبی 3-اقامه حق و دفع باطل 4-احیای معالم و ارزشهای عصر نبوی 5-شایسته سالاری 6-احقاق حقوق بیت المال 7- مساوات در امر تقسیم بیت المال 8- مبارزه با خشونت و استبداد»(دری نجف آبادی، 293:1381-295).« 9-تحقق عدالت 10-تأمین امنیّت 11-تحقّق وحدت امّت در پرتو حکومت رهبری الهی 12- تأمین رفاه عمومی 13- وصول به تعامل صحیح بین حکومت ومردم وکسب رضایت عامه» (اخوان کاظمی ،151:1381-156).

الف). مبارزه با سیری ظالم و گرسنگی مظلوم :
یکی از اهداف و انگیزه امام از پذیرفتن حکومت، حمایت از بندگان مظلوم و گرسنه و مبارزه با

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد ترجمه فارسی، زبان عربی، روزنامه اختر، فتحعلی شاه قاجار Next Entries پایان نامه ارشد درمورد نهج البلاغه، قدرت سیاسی، اجرای عدالت، امام علی (ع)