پایان نامه ارشد درمورد نهج البلاغه، امام علی (ع)، بیت المال، جامعه اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

افراد ظالم بوده است :
«اگر گروهی برای یاری من آماده نبودند و حجّت خداوند بر من تمام نمی گشت و پیمان الهی با دانایان درباره عدمتحمّل پرخوری ستمکاران وگرسنگی ستمدیدگان نبود، مهار این زمامداری را به دوش میانداختم و انجام آن را مانند آغازش با پیالهی بی اعتنایی سیراب می کردم و در آن هنگام می فهمیدید که این دنیای شما در نزد من از اخلاط دماغ یک بز ناچیزتر است»(نهج البلاغه، خطبه3 : 52).

ب). احیای دین واصلاح طلبی
پذیرش حکومت از طرف امام، نه برای رقابت در میدان سلطه گری بوده است نه برای به دست آوردن مال دنیا، ایشان برای احیای دین و اصلاح در شهرهاحکومت را قبول کرده اند:
«پروردگارا تو میدانی که مطالبه و اقدام ما برای به دست آوردن حکومت نه برای تلاش و رقابت درمیدان سلطهگری بوده، و نه برای خواستن زیادتی از مال دنیا، بلکه همه هدف ما ورود به نشانههای دین و اصلاح در شهرها ی توبوده است، باشد که بندگان ستمدیده تو امن و امان یابند وآن کیفرها و احکام تو که از اجرا باز ایستاده است به جریان بیفتد و برپاگردد»(همان،خطبه 131 : 347).

ج). اقامه حق ودفع باطل
از جمله مبنا و دلیل پذیرش حکومت علی (ع )برپاکردن حق و ازیبن بردن باطل است:
«به خدا سوگند این کفش بی ارزش در نزد من بهتراز زمامداری برشماست، مگر این که حقی را برپادارم یا باطلی را از بین ببرم »( همان، خطبه 33 :110).
د). احیای معالم وارزشهای عصر نبوی
حضرت با پذیرش حکومت راه پیامبران و ارزش های آنان را زنده می کنند:
«واین مسیری که امروز در پیش گرفتهام مانند مسیری است که از روز اول برای پیروزی اسلام به پیش گرفته بودم، قطعاً باطل را خواهم شکافت، حق را از پهلوی آن بیرون خواهم آورد قریش ازمن چه می خواهد» (نهج البلاغه، خطبه 33 :111 ).

هـ). شایسته سالاری و حکومت انسانهای شایسته
برای دستیابی به آنچه که به عنوان اهداف حکومت اسلامی وجود دارد لازم است مناصب براساس لیاقت وشایستگی تقسیم شود :
«پس رعیت صالح نمیشود به اصلاح ولات و زمامداران، و زمامداران صالح نمی شوند مگر با استقامت مردم»( همان، خطبه 216 :641).
زمامدار نباید حریص و جاهل و و جفاکار و حیف و میل کننده و رشوه خوار باشد:
«شما بدانید که نباید والی و زمامدار برنوامیس و نفوس و خونهای مسلمانان و اموال و احکام و پیشوایی و زمامداری امّت اسلامی، کسانی باشند که نسبت به اموال آنان حریص باشند ونه جاهل در احکام و امور ونه جفاکار ونه حیف ومیل کننده ونه اهل رشوه خوار و نه تعطیل کننده سنّت. »(همان، خطبه 131 :348).

و). احقاق حقوق بیت المال
از هدف های امام برای پذیرش حکومت، رسیدن به حق افراد، از بیت المال به صورت عادلانه بوده است:
«به خدا سوگند اگر بیابم که به مهر زنان در آمده یا بهای کنیزکان شده آن رابه بیت المال بازمی گردانم، همانا درعدالت گشایشی است و کسی که عدالت برایش تنگ آید پس ستم براو تنگ است .»(همان، خطبه 15 :70)

ز). مساوات در امر بیت المال
به وسیله امام اموال بیتالمال به صورت عادلانه میان مردم تقسیم می شود:
«اگر از مال من بود درمیان آنها مساوات را رعایت میکردم چه رسد که مال مال خداست و اینان همگی بندگان خدایند ودر بیتالمال شریک وسهیم، آگاه باشید که عطا کردن مال در ضمیر جای خودش تبذیر است واسراف.»( نهج البلاغه، خطبه 126 :336).

ح). مبارزه با خشونت و استبداد
یکی از هدفهای امام در امر حکومت مبارزه با استبداد وزورگویی بود امام باداشتن عدالت در جامعه اززورگویی و استبداد بر حذر بودند:
«عدالت را به کارگیر واز زورگیری وتضییع حق بپرهیز»( همان، حکمت 370 :1025)َ.

ط). تحقّق عدالت
امام حکومت را برای تحقّق عدالت از جمله استیفای حقوق پذیرفت :
«واگر خداوند از عالمان پیمانی سخت نگرفته بود که در برابر شکم بارگی ستمگر و گرسنگی ستمدیده، آرام وقرار نگیرند، بی تأمّل رشتهی حکومت به دست می گذاشتم وپایانش را چون آغازش می انگاشتم و چون گذشته، خود را به کنار می کشیدم»(همان، خطبه3،بند17 :641).
برقراری عدالت به تعبیر امام، اقامه حدود الهی است که در سایه ی آن همه چیز احیا شده وراست می گردد.

ی). تأمین امنیّت
امیرمؤمنان عدم وجود نظم اجتماعی و قانون مداری وبه دنبال آن برقراری امنیّت را از اسارت انسان در چنگال حیوانی درنده بدتر میداند و می فرماید:
«پیشوای دادگراز باران پیوسته [که همه چیز را باور می کند]بهتر است و جانور درنده وآدمخوار از فرمانروای ستمکار بهتراست و فرمانروای بیدادگر از ادامه ی هرج ومرج نیکوتر است »(نهج البلاغه، حکمت 60 :1045).

ک) . تحقّق وحدت امت در پرتو حکومت رهبری الهی
حکومت از دیدگاه امام، نقش مستقیم و مؤثری در وحدت و یکبارچگی امّت دارد، زیرا امتی که با داشتن هدف الهی در مسیر تکامل گام بر می دارد به ناچار باید به رهبری تمسک جوید که تبلوری از آرمان الهی و مورد قبول و پذیرش و مقتدا ودلیل تحرک و پویایی باشد:
«نقش زمامدارنسبت به ملت، مانند رشته ای است که مهره ها را گردآورده وبه یکدیگر پیوند می دهد. اگر رشته بگسلد دانههاا ز هم میپاشد وبه تمامی گرد نمیآیند. »(همان، خطبه 146 ،بند 2 :377).

ل). تأمین رفاه عمومی
فراهمآوردن رفاه وآسایش وتحقّق کفاف در زندگی برای تمامی اقشار و اجتماع از اهداف اساسی حکومت علوی بود که زمینه ساز تعالی و بالندگی معنوی می باشد:
«هرکس به مقدارنیاز اکتفا کند، آسایش و راحتی خود رافراهم آورد و گشایش وآرامش به دست آورد.»(همان، حکمت 371 :1182).
امام درحیطهی حکومت خود، حداقل نیاز معیشتی همگان را تأمین کرد ودر راه فقر زدایی و تأمین معیشت گامهای جدی را برداشت.

م) . وصول به تعامل صحیح بین حکومت و مردم وکسب رضایت عامه
امام در عهدنامه مالک اشتر اذعان دارد که:«محبوبترین امور نزد زمامداراسلامی باید موثرترین آنها در حق و
فرا گیرترین آنها در عدل و جامع ترین آنها برای رضایت عامه جامعه باشد»( همان، نامه 53،بند 11: 918).

4-4. ضرورت حکومت دینی از دیدگاه امام علی
شاید برای عدهای چنین تصور شود که امام علی (ع) ضرورت حکومت را بیان داشته اما این مطلب تأکیدی بر ضرورت حکومت دینی نیست؟ در پاسخ باید گفت کسی که از مطالب نهج البلاغه مخصوصاً در زمینه حکومت و رهبری آگاهی داشته باشد پاسخ سوال را به خوبی در می یابد. سخن امام علی (ع) در خصوص حکومت دینی بسیار زیاد است که این خود گویای اهمیّت و ضرورت حکومت دینی است. امّا به لحاظ رعایت اختصار به چند نمونه آن اشاره می کنیم:
امام علی(ع) به جهت جایگاه تأثیرگذار و مهمّ حکومت، از اینکه این مهم به دست نااهلان و منحرفان نیفتد نگران بود و می فرماید:
«ولکن از این اندوهناکم که بی خردان و تبهکاران این امت، حکومت را به دست آوردند و مال خدا را دست به دست بگردانند و بندگان او را به بردگی کشند، با نیکوکاران بجنگند و با فاسقان همراه باشند» (نهج البلاغه، نامه 62: 980 ).
2- امام علی (ع) اهمّیّت حکومت دینی را بیان می کند و افراد جامعه را دعوت می کند که به سوی امام خود بیایند و پایه های حکومت دینی را محکم نمایند، چرا که حکومت الهی حافظ امور جامعه اسلامی است میفرماید: «و انّ فی سلطانِ الله عصمهً لامرکُم فاعطوهُ طاعتکم غَیرَ ملومةٍ و لا مستکرهٍ بها(همان، خطبه 168 :463).
یعنی «همانا حکومت الهی حافظ امور شماست بنابراین زمام امور خود را بی آنکه نفاق ورزید و یا کرامتی داشته باشید به دست امام خود بسپارید».

4-5. مشروعیت حکومت
«مشروعیت حکومت پیامبر و ائمه، با نصب الهی و از سوی خداوند است و رأی و نظر مردم هیچگونه تأثیری در این مهم ندارد، اما زمینهساز اجرای حکومت الهی اقبال عمومی است، یعنی پذیرش و مقبولیّت اجتماعی، ضامن اجرای حکومت ائمه خواهد بود. لذا در طول عمر امامت شیعه جز یک مدت محدود که مردم خواسته بودند، فرضیهی اجرای حکومت ائمه فراهم نیامد، چرا که به هر دلیل مقبولیّت اجتماعی با مشروعیت الهی همراه نبود. اما باید دانست که عدم همراهی مردم ضرری به نصب و مشروعیت امامت ائمه نمی زند. چرا که عدم توجه جامعه به آنها در حقّانیّت و مشروعیت آنها تأثیری ندارد. اگرچه همراهی و اقبال عامه، ضامن عملی شدن حکومت حق و عامل اجرای فرامین و قوانین الهی خواهد شد، اقبال و رویآوردن مردم به امام علی (ع) برای پذیرش حکومت، آغاز امامت و عامل مشروعیت حکومت آن حضرت نبوده است، بلکه ایجاد یک فرصت برای تحقّق حقّانیت و اجرای عدالت بوده است» (سلمانی کیاسری، 1385: 93-94 ).
4-6. حاکم از دیدگاه نهج البلاغه
«در نهج البلاغه، از حاکم جامعه اسلامی به عنوان ملک یا سلطان، که به معنای تملّک یا سلطهگری است یاد نشده است، بلکه با کلماتی مانند امام، پیشوا و رهبر و والی روبرو هستیم و امام کسی است که جمعیّت و امّتی را به دنبال خود می کشاند و خود پیش قراوال و طلایه دار حرکت است. والی و ولایت به معنای پیوستگی است. والی امّت و رعیت، کسی است که امور مردم را به عهده دارد و با آن پیوسته است. وقتی در نهج البلاغه در مفهوم حکومت تأملی می شود، می بینیم که والی در رأس حکومت است ولی امر و متصدی کارهای مردم است و مکلف به تکلیف الهی مهمی می باشد. او انسانی است که بیشترین بار و سنگینترین مسئولیت بر دوش اوست. در سوی دیگر، مردم قرار دارند که باید با همه ی ارزشهای مادی و معنوی و آرمانهایش مورد احترام قرار گیرند و دین و دنیای آنها با هم ودر تعامل ملاحظه شود» (اخوان کاظمی، 1381: 146-147).

4-7. وظایف فردی حاکم
وظایف حاکم را می توان از نظر فردی و اجتماعی تقسیم کرد. وظایف فردی کارهایی است که او باید در مورد خویش انجام دهدو وظایف اجتماعی، در مورد دولت و مردم و حقوق متقابلشان است که درقسمتهای بعد توضیح آن داده می شود. اینک وظایف فردی حاکم بدین شرح است:
مقام خطیر حکومت ایجاب می کند که حاکم از خصوصیات و ویژگی هایی برخوردار باشد که برای افراد دیگر در ردههای پایین تر اجتماعی، این ویژگیها از ضرورت کمتری برخوردار است.
4-7-1. خودسازی و تقوای الهی
سعادت انسان، به خودسازی و تهذیب نفس بستگی دارد و قرآن کریم و پیامبر (ص) انسان ها را به آن دعوت کردهاند و این مسأله در مورد حاکم ضرورتی دوچندان مییابد. حضرت علی(ع) به کارگزاران و امیران همواره سفارش به تقوای الهی و تهذیب نفس میکرد و پیوسته به آنها متذکر میشد مالک نفس خویش باشند تا هوای نفسانی بر آنها غلبه نکند.

اموری را که حضرت در زمینه ی خودسازی به کارگزاران خویش سفارش می کرد، اشاره خواهیم کرد :
الف). مقاومت دربرابروسوسه های نفسانی ویاد مرگ برای خودسازی
امیرالمومنین(ع)درابتدای عهدنامه ی مالک اشتر،چندین بار به او فرمان میدهد مواظب هوای نفسانی خود باشدوآن را درهم شکندومالک خواسته های خویش باشد.
«این فرمانی است که بنده ی خدا، علی (ع) به مالک اشتر می دهد. او را به تقوا فرمان می دهد. از او می خواهد خواستههای نفسانی خویش را در هم شکند و به هنگام وسوسهها خویشتن دار باشد، زیرا نفس همواره انسان را به بدی وا میدارد، مگر آنکه رحمت الهی شامل حال او شود. زمام هوای نفسانی خود را در دست گیرد و از آنچه برایت حلال نیست، بخل بورز، زیرا این بخل در آنچه نفس درست یا ناخوش میدارد راه انصاف است»
سفارش حضرت در مورد مواظبت و مقاومت در برابر وسوسه های نفسانی به سرکردگان لشکری نیز به طور اکید بیان شده است. امام به «شریح بن هانی» فرماندهی مقدمه ی لشکر در جنگ با معاویه می گوید:
«ایمن مباش … محافظ و مانع نفس خویش از هوای نفسانی باش و به هنگام خشم و غضب شکننده ی نفس خویش و غالب باش(نهج البلاغه، نامه 56 :967 ).

ب). پرهیز از ریاست طلبی
ریاست طلبی از هواهای نفسانی است و چون حاکم از این همت بسیار در معرض خطر است مورد سفارش حضرت علی (ع) می باشد:
«در موارد خطا و لغزش آنقدر عفو و گذشت پیشه گیر که دوست داری به همان مقدار از عفو و گذشت خداوند برخوردار شوی و به سرعت به کاری که راه چاره دارد، مشغول نشو و به آن فرمان مده و مگو من حاکم هستم و فرمان می دهم و باید اطاعت شود؛ زیرا این روحیه باعث

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد ترجمه فارسی، زبان عربی، روزنامه اختر، فتحعلی شاه قاجار Next Entries پایان نامه ارشد درمورد نهج البلاغه، قدرت سیاسی، اجرای عدالت، امام علی (ع)