پایان نامه ارشد درمورد نهج البلاغه، اجرای عدالت، وب اجتماعی، حق مساوات

دانلود پایان نامه ارشد

«إِيَّاكَ وَ اَلاِسْتِئْثَارَ بِمَا اَلنَّاسُ فِيهِ أُسْوَةٌ وَ اَلتَّغَابِيَ عَمَّا تُعْنَى بِهِ مِمَّا قَدْ وَضَحَ لِلْعُيُونِ فَإِنَّهُ مَأْخُوذٌ مِنْكَ لِغَيْرِكَ: از امتياز خواهى براى خود در آن‌چه مردم در آن مساوى هستند بپرهيز، واز تغافل از آن‌چه مربوط به تو‌است و براى همه روشن است‏ برحذر باش، چرا كه‏ به هر حال نسبت ‏به آن در برابر مردم مسئولى.»
امتياز خواهي حاكمان و حواشي و اطرافيان و حاميان آن‌ها يكي از آفات مهم حكومت‌هاست در اموري كه همه مردم بايد در آن يكسان باشند، آن‌ها بيش از حق خود سهم خواهي مي‌كنند؛ چيزي كه افكار عمومي را بر ضد آن‌ها مي‌شوراند. اين همان چيزي است كه در زمان ما به عنوان رانت خواري (امتياز طلبيدن ويژه) مشهور شده است و متأسّفانه در تمام دنيا وجود دارد و عامل مهمي براي جدايي دولت‌ها از ملت‌هاست. امام مالك‌اشتر را از اين كار به شدت برحذر مي‌دارد. (مكارم شيرازي، 1387ش: ج11، 142)
امام در بخش دیگری از نامه اش به مالك‌اشتر در اين زمينه مي‌فرمايد: «ثُمَّ إِنَّ لِلْوَالِي خَاصَّةً وَ بِطَانَةً فِيهِمُ اِسْتِئْثَارٌ وَ تَطَاوُلٌ وَ قِلَّةُ إِنْصَافٍ فِي مُعَامَلَةٍ فَاحْسِمْ مَادَّةَ أُولَئِكَ بِقَطْعِ أَسْبَابِ تِلْكَ اَلْأَحْوَالِ وَ لاَ تُقْطِعَنَّ لِأَحَدٍ مِنْ حَاشِيَتِكَ وَ حَامَّتِكَ قَطِيعَةً وَ لاَ يَطْمَعَنَّ مِنْكَ فِي اِعْتِقَادِ عُقْدَةٍ تَضُرُّ بِمَنْ يَلِيهَا مِنَ اَلنَّاسِ فِي شِرْبٍ أَوْ عَمَلٍ مُشْتَرَكٍيَحْمِلُونَ مَئُونَتَهُ عَلَى غَيْرِهِمْ: و بدان، كه والى را خويشاوندان و نزديكان است و در ايشان خوى برترى‏جويى ‏و گردن‌كشى است و در معامله ‏با مردم رعايت انصاف نكنند. ريشه ايشان را با قطع‏ موجبات آن صفات قطع كن. به هيچ يك از اطرافيان و خويشاوندانت زمينى را بهاقطاع مده، و مبادا در تو طمع کنند که قراردادي به سود ايشان منعقد کني که مايه زيان ساير مردم باشد. خواه در آبياري و يا کاري که بايد مشترک و با هم به انجام رسانند، به طوري که رنج و هزينه‏هاي آن‌را بر ديگران تحميل کنند.» (نهج البلاغه، نامه53، ص441)
در صورت اجراي عدالت در جامعه پيامدهايى از اين قبيل كه حاكم خود و نزديكانش را در منافعى بر رعيّت مقدّم دارد و دست اذيّت و آزار و كم انصافى بر آن‌ها دراز كند، شكل نمي‌گيرد و همهمردم به طور يكسان از بيت‌المال و ساير امكانات عمومي بهره‌مند مي‌شوند، حتي كارگزاران دولتينيزبه اندازه ساير مردم از امكانات دولت برخوردار مي‌شوند، در حقيقت مي‌توان به اين نكته اشاره نمود كه اقامهعدل، پرهيز از تبعيض و برتري جويي را به دنبال دارد و اگر هم تبعيضي در جامعه روي دهد با كمك عدالت است كه مي‌توان با آن مبارزه كرد و مساوات را بر جامعه حاكم نمود.
امام عليه‌السلام علاوه بر سخنانش كه مدام امر به رفع تبعيض مي نمود در عمل نيز، اقدام به رفع تبعیض مي‌كرد تا جایی‌كه مورد اعتراض طلحه و زبیر قرار گرفت و در پاسخ به آن‌ها مي‌فرمايد: «وَ أَمَّا مَا ذَكَرْتُمَا مِنْ أَمْرِ اَلْأُسْوَةِ فَإِنَّ ذَلِكَ أَمْرٌ لَمْ أَحْكُمْ أَنَا فِيهِ بِرَأْيِي وَ لاَ وَلِيتُهُ هَوًى مِنِّي بَلْ وَجَدْتُ أَنَا وَ أَنْتُمَا مَا جَاءَ بِهِ ؟ رَسُولُ اَللَّهِ ص ؟ قَدْ فُرِغَ مِنْهُ فَلَمْ أَحْتَجْ إِلَيْكُمَا: امّا آن‌چه را كه شما – طلحه و زبیر- در ارتباط با پرداخت یكسان بیت المال یادآوری كردید، آن چیزی بود كه من به رأى خود يا از روى هواى نفس در آن قضاوت نكرده‏ام. من و شما دیدیم كه رسول خدا چه حكمی در این مورد داد و اجرا كرد.» (نهج‌البلاغه، خطبه205، ص322)
يك زمامدار شايسته بايد بداند كه هيچ آفتي مانند بي‌عدالتي و تبعيض قائل شدن در ميان افراد، به يأس و دلسردي مردم و از هم پاشيدن اساس اجتماع منجر نمي‌شود. به عبارت ديگر، در يك جامعه‌ي اسلامي هرگز نبايد ديده شود عدّه‌اي كه زحمات فوق العاده مي‌كشند و با ايثار و جانبازي تلاش مي‌كنند، كمتر از استحقاق خود تشويق و قدرداني بينند، ولي در عوض كساني كه عمل چشم‌گيري انجام نداده‌اند مورد لطف و محبّت زمامدار باشند و بيش از استحقاق و لياقت خود تشويق شوند. چنين امري علاوه بر آن‌كه يك بي عدالتي آشكار و غيراسلامي است، ضربه مهلكي نيز بر پيكر جامعه وارد مي‌آورد و افراد تلاشگر را دلسرد و منزوي مي سازد. (لنكراني، 1373ش:147)
خود امام علي عليه‌السلام نيز در حكومتش از هرگونه تبعيض و قوم وخويش بازي خود‌داري مي‌نمود چنان‌چه زماني كه عقيل (برادر امام علي عليه‌السلام) فقير و نابينا بود، نزد آن حضرت آمد و اظهار داشت: «من زن و بچه دارم؛ مقرري بيشتري به من بده»، امام عليه‌السلام حاضر نشد در سيستم بيت‌المال، بين مسلمين تبعيض روا‌دارد و براي اين‌كه عقيل را از هدف خود مطلع كند، آهن تفتيده را روي دست عقيل گذاشت و در پاسخ به اعتراض او فرمود: «شما گرماي اندك اين انبر را تحمّل نكردي؛ چگونه از آتشي كه برايم مي افروزي تا مرا بسوزاني (اشاره به آتش غضب خدا)، به فرياد نمي‌آيي؟»
امام علي عليه‌السلام در نامه 59 نهج‌البلاغه نيز مي فرمايد:
«أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اَلْوَالِيَ إِذَا اِخْتَلَفَ هَوَاهُ مَنَعَهُ ذَلِكَ كَثِيراً مِنَ اَلْعَدْلِ فَلْيَكُنْ أَمْرُ اَلنَّاسِ عِنْدَكَ فِي اَلْحَقِّ سَوَاءً فَإِنَّهُ لَيْسَ فِي اَلْجَوْرِ عِوَضٌ مِنَ اَلْعَدْلِ فَاجْتَنِبْ مَا تُنْكِرُ أَمْثَالَهُ… : بعد از حمد و ثناى الهى، هرگاه ميل و خواست حكمران گوناگون باشد او را از عدالت بسيار باز مى‏دارد، پس بايد امور مردم پيش تو يكسان باشد، چرا كه در ستم عوضى از عدل نيست. از امورى كه نظير آن را خوش ندارى اجتناب كن… .»
عدالت اقتضا مي‌كند كه همه مردم در نظر حاكمان يكسان باشند، و به تمام اقشار جامعه به طور يكسان توجه شود و به طور مساوي به امور آن‌ها رسيدگي شود، حال اگر عدالت اجرا نشود باعث مي‌شود كه حاكمان به قشر خاصي از جامعه توجه بيشتري داشته باشند و اين امر سبب به وجود آمدن دو حالت نامطلوب اجتماعی مي‌گردد که به تداوم حکومت و پایداری زندگی اجتماعی آسیب می‌رساند؛ این دو حالت، عبارتند از:الف) سوء استفاده‌ي قشر مورد توجه از موقعیت حکومت؛ب)فراموش شدن بقیه اقشار جامعه و ناامیدی آن‌ها از اجرای عدالت به وسیله حاکمان.
توصیه امام عليه‌السلام در تمامی این موارد این است که حاکمان مبادا با تبعیض به مردم بنگرند و آنان را از حق مساوات محروم کنند، زیرا در صورت وجود چنین تبعیضی، ناتوانان (گروه‌های ضعیف و آسیب‌پذیر جامعه) آن را غیرعادلانه می‌انگارند، و ثروتمندان و نور چشمان، امکانِ ستم و بی‌عدالتی در حق ناتوانان را فراهم می‌بینند.
12-2-3. شايسته سالاري
يكي از نتايج اجراي عدالت سياسي ترويج شايسته سالاري در جامعه مي‌باشد يعني اين‌كه هركسي با توجه به موقعيت و مقام دروني و تخصص و شايستگي مي‌بايست عهده دار پستي در همان سطح شود.
امام علی علیه‌السلام در رابطه با اين پيامد عدالت می‌فرماید: «العدل یضع الامور فی مواضعها: عدالت هر چيزى را در جاى خود مي‌نهد.» (نهج البلاغه، حكمت437، ص553) یعنی عدل جریان‌ها را در مجرای طبیعی خود قرار می‌دهد.
در صورت اقامه قسط و عدل در جامعه، تمام مسئولان جامعه اعم از رهبري و تمام مديران و كارگزاران نظام سياسي و اجرايي، در مراتبي متناسب با استعداد و ظرفيت و شايستگي و تخصص‌شان قرار مي‌گيرند. همان‌گونه كه ذكر شد، یکی از تعابیرعدالت از نظر امام عليه‌السلام قرار گرفتن هر چیز در جای معین خود است، لذا در مسند حکومت، رهبران و دست اندرکاران و کارگزاران از اشخاص صاحب صلاحیت ازحیث تقوا، دانش و توانایی انتخاب مي‌شوند، زیرا مدیریت و اساساً در دست‌گیری هر کاری احتیاج به لیاقت و استعداد خاص همان کار را دارد و تنها چنین مستحقین و صاحبان استحقاق بر سبیل عدالت، شایستگی نشستن بر مسند انجام چنین اموری را دارند. در عین حال عدالت ایجاب می‌کند که تواناترین و با‌ورع و با‌دانش ترین فرد، در کسب موقعیت‌ها و مراتب عالی از سایرین اولی باشد، بر این اساس است که امام علي عليه السلام می‌فرمايد: «یا ایها الناس! انّ احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلمهم بامرالله فیه: همانا سزاواربه خلافت کسی است که بدان تواناتر باشد و در آن به فرمان خدا داناتر.» (نهج‌البلاغه، خطبه173، ص247)
با توجه به اين كلام، در هر پستي بايد نيرومندترين فرد از مردم، قرار گيرد و عهده دار آن مسؤليت شود. فردي كه در سياست و اداره امور از همگان نيرومندتر باشد و وظايف خود را به نحو احسن انجام دهد. اين امر مستلزم رعايت عدالت در سطح جامعه مي‌باشد تا به اين وسيله فرد مذكور بتواند بر سركار آيد.
به طور كلي گزينش نيروي انساني بايد به گونه اي باشد كه شايسته ترين افراد در مراتب مختلف بر سر كار آيند، امام علي عليه‌السلام در اين رابطه مي‌فرمايد:
«ثُمَّ انْظُرْ فِي أُمُورِ عُمَّالِكَ، فَاسْتَعْمِلْهُمُ اخْتِبَاراً وَلاَ تُوَلِّهِمْ مُحَابَاةً وأَثَرَةً، فَإِنَّهُمَا جِمَاعٌ مِنْ شُعَبِ الْجَوْرِ وَالْخِيَانَةِ: سپس در كارهاى كارمندانت ‏بنگر! و آن‌ها را با آزمايش و امتحان به كاروادار! و از روى ميل و استبداد آن‌ها را به كارى واندار، زيرا استبداد و تسليم ‏تمايل شدن، كانونى از شعبه‏هاى جور و خيانت است.» (نهج‌البلاغه، نامه53، ص435)
امام در اين‌جا معيار انتخاب كارمندان را امتحان و آزمايش قرار داده و مالك‌اشتر را به شدت از اين‌كه معيار رابطه‌ها-و نه ضابطه‌ها- حاكم گردد و بدون مشورت آن‌ها گزينش شوند بر حذر مي‌دارد و تصريح مي‌كند كه انتخاب بدون مشورت ويا با تمايلات شخصي مجموعه‌اي از شاخه‌هاي جور و خيانت را به وجود مي‌آورد. (مكارم شيرازي، 1387ش: ج11، 19)
حضرت عليه‌السلام در جاي ديگري مي‌فرمايد: «ثُمَّ اِخْتَرْ لِلْحُكْمِ بَيْنَ اَلنَّاسِ أَفْضَلَ رَعِيَّتِكَ فِي نَفْسِكَ مِمَّنْ لاَ تَضِيقُ بِهِ اَلْأُمُورُ وَ لاَ تُمَحِّكُهُ اَلْخُصُومُ وَ لاَ يَتَمَادَى فِي اَلزَّلَّةِ وَ لاَ يَحْصَرُ مِنَ اَلْفَيْ‏ءِ إِلَى اَلْحَقِّ إِذَا عَرَفَهُ وَ لاَ تُشْرِفُ نَفْسُهُ عَلَى طَمَعٍ وَ لاَ يَكْتَفِي بِأَدْنَى فَهْمٍ دُونَ أَقْصَاهُ وَ أَوْقَفَهُمْ فِي اَلشُّبُهَاتِ وَ آخَذَهُمْ بِالْحُجَجِ: و براي داوري ميان مردم از رعيت خود کسي را برگزين که نزد تو برترين است. آن‌که کارها بر او دشوار نگردد و ستيز با دشمنان او را به لجاجت نکشاند و در خطا پايدار نبود و چون حق راشناخته در بازگشت بدان در‌نماند و نفس او به طمع ننگرد و براي رسيدن به حق، به اندکي شناخت بسنده نکند و در شبهه‌ها درنگش از همه بيشتر باشد وحجت را بيش از همه به کار ببرد.» (نهج‌البلاغه، نامه53، ص434)
در اين عبارت امام عليه‌السلام به مالك امر كرده است تا در رأس هر كارى از كارها يكى از منشيان واجد شرايط مناسب با آن كار را قرار دهد، به طورى كه عظمت كار او را از پا در نياورد و در انجام آن كوتاهي نكند و زيادى كار باعث آن نشود، شيرازه كارها از هم بپاشد و به كارها نرسد. (بحراني، 1362ش:ج5، 167)
با اجراي عدالت در جامعه، اين امر به تحقق مي‌رسد و كسي كه شايسته آن پست است بر سر‌كار مي‌آيد. حضرت عليه‌السلام در قسمت ديگري از عهدنامه مالك‌اشتر در اين باره مي‌فرمايد: «وَاجْعَلْ لِرَأْسِ كُلِّ أَمْرٍ مِنْ أُمُورِكَ رَأْساً مِنْهُمْ، لاَ يَقْهَرُهُ كَبِيرُهَا، وَلاَ يَتَشَتَّتُ عَلَيْهِ كَثِيرُهَا: بايد براى هر نوعى از كارها يك رئيس انتخاب كنى! رئيسى‏كه كارهاى مهم، وى را مغلوب و درمانده نسازد، و كثرت كارها او را پريشان ‏و خسته نكند.» (نهج البلاغه، نامه53، ص437)
نظام گزينشي بايد به گونه اي طراحي و برنامه ريزي شود كه با كفايت ترين اشخاص بتوانند در مراتب گوناگون قرار گيرند. اشخاصي كه تواناتر از مسؤليت مورد نظر بوده و بتوانند كارگزاري را آن چنان كه بايسته است سامان دهند و در كار ـدر شرايط گوناگون و اوضاع بحراني ـ فرو نمانند و مسؤليت محوله را به خوبي كفايت كنند. (دلشاد تهراني،1390ش:297)
اجراي عدالت و تساوي و عدم تبعيض، يكي از

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد حیات طیبه، عدل و داد، حکومت اسلامی، جامعه اسلامی Next Entries پایان نامه ارشد درمورد اجرای عدالت، فضایل اخلاقی، ارباب رجوع، ظلم و ستم