پایان نامه ارشد درمورد نظم و امنیت، امنیت عمومی، بی عدالتی

دانلود پایان نامه ارشد

بى‌تا (ج):106)
بنابراين، حكومت و قدرت ذاتا ارزشمند نبوده، بلكه ارزش و اهميت آن به واسطه برقرارى عدالت اجتماعى است. اگر هدف آن، برقرارى عدالت اجتماعى باشد باارزش بوده و در غير اين صورت، ارزش و اهميتى نخواهد داشت.

16-2-3. جلوگيرى از شورش هاى مردمى
در نگاه اميرالمؤمنين على عليه‌السلام، يكى از مزاياى برقرارى عدالت اجتماعى اين است كه باعث رضايت‌مندى مردم از حكومت، جلوگيرى از شورش هاى مردمى، خاموش شدن فتنه‌ها شده و در نتيجه، موجب تضمين ثبات و امنيت كشور خواهد شد. ولي بي‌عدالتي باعث نارضايتي مردم از وضعيت حاكم بر جامعه مي‌گردد، و اين امر موجب مي‌شود كه مردم براي بهبودي وضعيت موجود، عليه نابساماني‌ها شورش كنند.
امام عليه‌السلام هنگامي كه زياد بن ابيه را جانشين‏ «عبد الله بن عباس‏» در منطقه فارس قرار داد، در ضمن يك سخن طولانى كه در زمينه نهى از افزايش ‏خراج و ماليات بيان كرد، فرمود: «اسْتَعْمِلِ الْعَدْلَ، وَاحْذَرِ الْعَسْفَ والْحَيْفَ فَإِنَّ الْعَسْفَ يَعُودُ بِالْجَلاَءِ، وَالْحَيْفَ يَدْعُو إِلَى السَّيْفِ: عدالت را به كار گير و از بى‌انصافى و بى‌عدالتى بر حذر باش كه بى‌انصافى كردن با مردم آنان را آواره مى‌كند و بى‌عدالتى به قيام مسلحانه وامى‌دارد.» (نهج‌البلاغه، حكمت476، ص559)
شيخ محمد عبده مصرى، در «شرح نهج‌البلاغه» مى‏گويد: «حيف، يعنى ترك عدل و ميل به ظلم؛ و اين امر مظلومان را از جا مى‏كند تا راهى براى نجات خود بيابند». (عبده، بي‌تا: ج6، 266)
ابن ميثم نيز درشرح اين حديث مي‌نويسد: امام عليه‌السلام زياد را به عدالت امر كرده و از ستمكاري برمردم و بي‌انصافي برحذر داشته، يعني وادار كردن مردم به كارهاي دشواري كه بر انجام آن‌ها هيچ تمايلي ندارند. امام عليه‌السلام از بي عدالتي به وسيله قياس مضمري بر حذر داشته است كه مقدمه‌ي صغراي آن “فَإِنَّ الْعَسْفَ …” است يعني بي‌عدالتي باعث مي‌شود، آنان كه مورد ستم قرار گرفته‌اند وطن خود را رها كنند و بديهي است كه ستمكاري زمينه فرار از وطن را فراهم مي‌سازد، و يا باعث قيام مردم با شمشير در برابر ستمگري مي‌گردد، و كبراي مقدّر نيز چنين است: و هر چه اين‌طور باشد، اجتناب از آن لازم است. (بحراني، 1362ش: ج5، 450)
عدالتورزی‌ زمامداران‌ از نگاه امام علي عليه‌السلام باعث‌ رفع‌ خشونت‌گرایی‌ و طغیان‌ مردم‌ علیه‌ حکومت‌ شده‌ و برعکس‌ به‌ جای‌ احساس‌ یأس‌ و سرخوردگی‌ و تنفر از حکومت، اطمینان‌ و آرامش‌ و محبت‌ به‌ نظام‌ سیاسی‌ در دل‌ ایشان‌ جایگزین‌ می‌شود. و با افزایش‌ محبت‌ و وفاداری‌ مردم‌ به‌ نظام، تشتت‌ و تفرقه‌ آن‌ها به‌ سمت‌ وحدت‌ عمومی‌ و امنیت‌ و ثبات‌ واقعی‌ تغییر جهت‌ خواهد داد.
اگر در جامعه‌اي عدالت نباشد، بيت‌المال و امكانات موجود در آن به انحصار قشر خاصي از مردم در مي‌آيد، و در اين صورت زمينه‌اي براي اعتراض و شورش ساير اقشار مردم كه از امكانات عمومي جامعه بي‌بهره‌اند، فراهم مي‌گردد ولي چنان‌چه در اين جامعه عدل و قسط اقامه شود، زمينه انحصارطلبي از بين مي‌رود و مردم هيچ‌گونه اقدامي بر عليه حكومت انجام نمي‌دهند و در نتيجه به دنبال آن هيچ شورش و قيامي در جامعه رخ نمي‌دهد.
بنابراين با توجه به اين كلام حضرت عليه‌السلام، مي توان گفت اگر حاكمي عدالت را رعايت نكند سبب شورش مردم در برابر بي‌عدالتي مي‌گردد، همان‌طور كه وقتى عوامل شكل‌گيرى انقلاب‌ها و شورش هاى مردمى را بررسى مى‌كنيم، پى مى‌بريم كه مهم‌ترين و اساسى‌ترين عوامل انقلاب‌ها و شورش‌هاى مردمى، وجود بى‌عدالتى‌ها و نابرابرى‌ها مى‌باشد.

17-2-3. قِوام جامعه
انسان‌ها براي تأمين نيازهاي خود و زندگي سالم و انساني در اجتماع، نیازمند روابط عادلانه‌اند. عدالت از جمله اصولی است كه به كار بستن آن سبب قِوام و پایداری اجتماع است و با اجرای آن حق هر كس اداشده و راه تعدی و تجاوز به حقوق دیگران بسته می‌‌شود. چنان‌چه امیرالمؤمنین علیه‌السلامدراين زمينه مي‌فرمايد: «جَعَلَ اللهُ الْعَدْلَ قِواماً لِلْاَنامِ وَ تَنْزیهاً مِنَ الْمَظالِمِ وَالْآثامِ وَ تَسْنِیهً لِلْاِسْلامِ: خداوند عدالت را برای پايداري مردم و پاكیزگی از ستم و گناهان و وسیله علو و سربلندی اسلام قرار داده است».  (تميمي آمدي، 1410ق: 341)
«قِوام» یعنی برپاداشتن و شكل‎دادن به چیزی به طور همیشگی و پایدار، قِوام ستون اصلی و بنیادی است. پس «عدل»، پایداری و همراهی همیشگی مردم را در پی دارد.
با توجه به حديث مذكور، عدالت حكّام و زمامداران امور معاش مردم را برپاي مي‌دارد يعني سبب انتظام امور ايشان و رفاهيت سلطنت و خوشدلي و پاكيزگي ايشان از حقوق يكديگر مي‌شود و باعث رغبت كفّار و مخالفين در دين اسلام، و به سهولت فتح و نصرت ميسر مي‌شود.
نتيجه اجراي عدالت در جامعه برخورداري جامعه از قوام عقلي، علمي، فرهنگي و تربيتي، سياسي و اقتصادي است، زيرا با عدالت سوء ظن‌ها و بدبيني‌ها بر طرف شده و كدورت‌ها كه ناشي از بدبيني در اثر تبعيض و فاصله طبقاتي است جاي خود را به دوستي و همدلي مي دهد و همين امر عامل پايداري مردم مي شود. (دهقان، 1384ش:41)
عدم اجراي عدالت در جامعه قوام فکري و علمي جامعه را از ميان مي‌برد. زيرا در اين صورت وجود فقر كه يكي از آثار بي‌عدالتي است، مانع از پيشرفت فکري فرد مي‌گردد. فقر فرهنگ عمومي جامعه را تضعيف کرده و فهم عموم را به رکود و عقب ماندگي مي‌کشاند. علاوه بر اين عدم اجراي عدالت موجب سستي و ضعف حاکميت سياسي مي‌گردد.
با توجه به بيانات امام علي عليه‌السلام اجراي عدالت براي قوام جامعه و تثبيت حکومت امري ضروري است، و عدم اجراي عدالت مردمان را به نافرماني و گردن‌کشي وامي‌دارد و نافرماني مردم از حكّام خود موجب تضضعيف حكومت و از بين رفتن قوام و پايداري آن مي‌گردد.
امام علي عليه السلام در جاي ديگري مي‌فرمايد: «العدل قوام الرّعيّة: عدالت برپادارنده رعيّت است.» (تميمي آمدي، 1410ق: 43)، «العدل ملاك، الجور هلاك: عدالت، ملاك و قوام كارها است، و ستم نابودي و هلاكت است.» (تميمي آمدي، 1410ق: 25)
تقسیم عادلانه قدرت بین طبقات مردم و توزیع عادلانه ثروت بین اقشار متفاوت انسان‌ها و اعطا و اعتبار منزلت و موقعیت اجتماعی به اقشار مختلف با توجه به رعايت شايستگي‌ها، سبب پایداری و استحكام بنیه وجودی جامعه است، چنان‌چه امیرمؤمنان عليه‌السلام فرموده است: «العدل قوام البریّه: عدل، مایه پایداری مردمان است.» (تميمي آمدي، 1410ق: 47)
با توجه به احاديث مذكور از امام علي عليه‌السلام، عدل و برابري (مساوات) از اصولي هستند که در سايه آن جامعه قوام يافته و استحکام مي‌يابد.

18-2-3. انتظام امور
نظم در امور از ديگر پيامدهاي اجراي عدل و قسط مي‌باشد، چنان‌چه عدالت موجبات رضایتمردم جامعه را فراهم می‌آورد، با تامین رضایت عمومی، ثبات در کشور برقرار شده و بدين وسيله حکومت از گزند نارضایتی‌های عمومی، شورش و هرج و مرج در امان می‌ماند و نظم و هماهنگي سراسر جامعه را فرا مي‌گيرد.
علاوه بر اين عدالت باعثشکل‌گیری تعاون و همکاری بین دولت و ملت مي‌گردد، مردم کمک به دولت را کمک به خویشتن و یاریآن‌را یاری جامعه دانسته و در جهت تقویت و ثبات نظام تلاش می‌کنند، هم‌چنین وقتی حقوقمردم با برقراری عدالت تامین شودو حق هر ذي حقي داده شود، مردم نيز به اقامه حقوقزمامدار جامعه قیام می‌کنند و در اثر همدلی و تعاون، نظم و امنیت عمومیارتقا می‌یابد. و به دنبال اين نظم و هماهنگي، نظام و حکومت استقرار و ثبات می‌یابد.
می توان گفت هر نوع نابسامانی، نشان از بی عدالتی است. اگر عدالت هدف حکومت قرار گیرد و لوازم تحقق آن فراهم آید، جامعه و امور سامان می‌یابد و همگان لباس عافیت و سلامت و کرامت به تن می‌نمایند .(دلشاد تهرانی، 1379ش:79)
امام علي عليه‌السلام در اين رابطه مي‌فرمايد: «حسن العدل نظام البريّة: خوبي عدالت باعث نظم امور مردم است.» (تميمي آمدي، 1410ق: 344)
نظام امر رعيت، بسته به عدالت است يعني اگر در بين رعيت عدالت حكم فرما باشد امور معاد و معاش آن‌ها منظم و مرتب و آسايش و امنيت آن‌ها ميسّر است. و اگر ستم حاكم باشد امر معاد و معاش آن‌ها مختل و راحتي و امنيت آن‌ها غيرحاصل، و هرج و مرج واقع خواهد بود زيرا در عدل هر چيزي در محل خود قرار گيرد و قهرا كارها مرتب و منظم خواهد بود، و در ستم امور در غير موضع خود واقع مي‌شود و قهرا امور غير منظم مي‌شود و از اين رو گفته شده: «بالعدل قامت السّموات و الارض». (هاشمي خراساني، 1370ش:247)
همان‌طور كه عدالت هر چيزي را در موضع و جايگاه خود قرار مي‌دهد، موجب مي‌شود هيچ گونه هرج و مرجي در جامعه روي ندهد و همه‌ي امور در جايگاه خود و به طور منظم انجام شوند و از هرگونه بي‌نظمي كه ممكن است در كاري روي دهد، ممانعت شود. حال اگر عدالت در جامعه رعايت نشود بي‌نظمي سراسر امورمردم و جامعه را فرامي‌گيرد و اين بي‌نظمي، مردم را با مشكلات زيادي مواجه مي‌سازد از جمله باعث مي‌شود كه كارها به درستي انجام نگيرند و مردم مدام دغدغه انجام كارهايشان را داشته باشند، در چنين حالت است كه آرامش وآسايش ازجامعه سلب مي‌گردد و مردم در زندگي دچار سختي مي‌شوند.
اجراي عدالت توسط سياستمداران و حاكمان نيز موجب مي‌گردد، قوانين موجود در جامعه به درستي و با نظم به اجرا در آيد و امور مردم به طور صحيح سازماندهي شود و به دنبال آن بساط هر‌گونه بي‌نظمي و هرج و مرجي از سطح جامعه برچيده شود. علاوه بر اين اقامه عدل باعث مي‌شود، مسؤلين و سياستمداران وظایف خود را به نحو احسن انجام دهند و امور مردم را به خوبي اداره كنند، در اين صورت رضایت‌مندی و امید به زندگانی در آن جامعه رشد می‌کند و نظم و انضباط همه امور جامعه را فرا مي‌گيرد.
امام علي عليه‌السلام در جاي ديگر مي‌فرمايد: «الرّعيّة سواد يستعبدهم العدل: مردم، توده‏هايى‏اند كه اجراى عدالت آنان را به فرمانبردارى وامى‏دارد.» (مجلسي، 1403ق: ج75، 83)
با توجه به اين كلام اجراي عدالت توسط زمامداران موجب پيروي و فرمانبرداري مردم از آن‌ها مي‌شود و اين امر منجر به ايجاد نظم در جامعه مي‌گردد. امّا ستمگرى، مردمان را به گردن‌كشى و نافرمانى برمى‏انگيزد. و اين نافرمانى يا آشكار است كه به پيدايش فساد، بي‌نظمي و هرج و مرج‌هايى اجتماعى مى‏انجامد، و به دين و اخلاق و زندگي‌ها و اموال‏ مردم زيان مى‏رساند، و يا غير آشكار كه مفاسد و زيان‌هاى بزرگ آن سراسر زندگى ملّت را به اشكال وحشت‏انگيز فرا مى‏گيرد.
19-2-3. اداشدن حقوق متقابل رهبر و مردم
رهبر جامعه و مردم، هركدام حقى به گردن يكديگر دارند و عدالت سياسي باعث مى‌شود كه رهبر و مردم ـ هر دو ـ به حق خويش نايل آيند. حضرت علي عليه‌السلام در اين رابطه مى‌فرمايد: «وَ أَعْظَمُ مَا اِفْتَرَضَ سُبْحَانَهُ مِنْ تِلْكَ اَلْحُقُوقِ حَقُّ اَلْوَالِي عَلَى اَلرَّعِيَّةِ وَ حَقُّ اَلرَّعِيَّةِ عَلَى اَلْوَالِي فَرِيضَةٌ فَرَضَهَا اَللَّهُ سُبْحَانَهُ لِكُلٍّ عَلَى كُلٍّ فَجَعَلَهَا نِظَاماً لِأُلْفَتِهِمْ وَ عِزّاً لِدِينِهِمْ فَلَيْسَتْ تَصْلُحُ اَلرَّعِيَّةُ إِلاَّ بِصَلاَحِ اَلْوُلاَةِ وَ لاَ تَصْلُحُ اَلْوُلاَةُ إِلاَّ بِاسْتِقَامَةِ اَلرَّعِيَّةِ فَإِذَا أَدَّتْ اَلرَّعِيَّةُ إِلَى اَلْوَالِي حَقَّهُ وَ أَدَّى اَلْوَالِي إِلَيْهَا حَقَّهَا عَزَّ اَلْحَقُّ بَيْنَهُمْ وَ قَامَتْ مَنَاهِجُ اَلدِّينِ وَ اِعْتَدَلَتْ مَعَالِمُ اَلْعَدْلِ وَ جَرَتْ عَلَى أَذْلاَلِهَا اَلسُّنَنُ فَصَلَحَ بِذَلِكَ اَلزَّمَانُ وَ طُمِعَ فِي بَقَاءِ اَلدَّوْلَةِ وَ يَئِسَتْ مَطَامِعُ اَلْأَعْدَاءِ . وَ إِذَا غَلَبَتِ اَلرَّعِيَّةُ وَالِيَهَا أَوْ أَجْحَفَ اَلْوَالِي بِرَعِيَّتِهِ اِخْتَلَفَتْ هُنَالِكَ اَلْكَلِمَةُ وَ ظَهَرَتْ مَعَالِمُ اَلْجَوْرِ وَ كَثُرَ اَلْإِدْغَالُ فِي اَلدِّينِ: و در ميان حقوق الهى، بزرگ‌ترين حق، حق رهبر بر مردم و حق مردم بر رهبر است. مردم اصلاح نمى‌شوند مگر به اصلاح حاكمان و حاكمان اصلاح نمى‌شوند مگر به استقامت و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد اجرای عدالت، فضایل اخلاقی، ارباب رجوع، ظلم و ستم Next Entries پایان نامه ارشد درمورد آرامش خاطر