پایان نامه ارشد درمورد نشخوار فکری، کیفیت زندگی، رفتارگرایی، شناخت درمانی

دانلود پایان نامه ارشد

، کاهش می دهدو همچنین ممکن است این افراد به فعالیتهایی بپردازندکه هدفشان گریز از احساسات آزارنده است وکاهش بسامد برخی فعالیت ها و افزایش بسامد فعالیت های دیگرباعث و بانی افسردگی می شود.
پیترام.لوینسون61(1974)بیان کرد،که اهمیت نقصان تقویت مثبت در زندگی بیماران افسرده را برجسته کرد.لوینسون معتقد بود که تجربه ی ذهنی حاصل از پاداش های محیطی در تعیین ماهیت اثر گذاری بعدی آنها ،در رفتار یا حالت خلقی ،نقش دارد.
لین پی. رم62(1977)، رم مدل خویشتن داری و درمان افسردگی را عرضه نمود.مدل خویشتن داری رم شامل موارد 1-پایش خویش،2-ارزیابی خویش،تقویت خویش می باشد.براساس مدل خویشتن داری رم افسردگی پیامد بسامد نسبتا پایین تقویت خویشتن و بسامد نسبتا بالایی تنبیه خویشتن است.افراد افسرده به جای اینکه جهت افزایش بسامد و تداوم رفتار،قطع نظر از رویدادهای بیرونی،به خود پاداش دهند،تحت تاثیر نوسان های خلقی قرار دارند.نقص در تقویت خویشتن از میزان تلاش های فرد می کاهد و او رادر گیر رفتاری می کند که فورا تقویت می شود این عامل ممکن است به افزایش بسامد رفتارهای اجتنابی دامن بزند.تنبیه مفرط خویشتن ممکن است به سرکوبی خود و سرکوبی بی جهت افکار،گفتار،یا کنش های مناسب یا افراط درخودگویی ها و ارزیابی های منفی شود.
آرون تی.بک63(1979)بک در رویکردخودراهبردهای فعال سازی رفتاری را درچار چوبی شناختی ادغام کرده است.
بک،قالب ریزی شیوه ای برای پایش و برنامه ریزی فعالیت عرضه نمود.
2-9-2-تعاریف درمان فعال سازی رفتاری کوتاه مدت
درمان فعال سازی رفتاری کوتاه مدت یک مداخله کوتاه مدت و راه حل محور است که بر مبنای این نظریه که افراد افسرده ومضطرب اغلب سطوح پایینی از تقویت محیطی را تجربه می کنند تدوین شده است (دیمیدجیان و مارتل،2008).
طبق نظریه فعال سازی رفتاری ،علائم افسردگی و اضطراب بوسیله رفتارهای اجتنابی ایجاد شده یا تداوم می یابد. رفتار های اجتنابی ،راهبردهای تنظیم هیجانی کوتاه مدت موثری هستند اما در طولانی مدت پیامد های مثبت محیطی در زندگی مشخص، مانند تجربه فعالیت های خوشایند و با ایجاد حس تسلط وشایستگی را مختل میکنند.
مدل فعال سازی رفتاری کوتاه مدت ،همچنین بر نقش نشخوار فکری در ایجاد وتداوم افسردگی و اضطراب تاکید می ورزد. درمان فعال سازی رفتاری آشکارا بر کاهش نشخوار فکری از دیدگاه کارکردی –تحلیلی تمرکز می کند(آدیس و مارتل64،2006).
درمانگران فعال سازی رفتاری به جای محتوای نشخوار فکری ،فرایند آنرا مورد هدف قرارمی دهند.در مدل فعال سازی رفتاری نشخوار فکری به عنوان شکلی از اجتناب مفهوم سازی شده است که مراجع را از رو به رو شدن با موقعیت های دشوار باز می دارد.درمان گران فعال سازی رفتاری به مراجعان کمک می کنند چندین تکنیک را یاد بگیرند تا با افکارشان مقابله کرده و در فعالیت های مهم زندگی شان در گیر شوند(مارتل، دیمیدجیان و هرمان،2010).
درمانگران فعال سازی رفتاری برای مقابله با افکارنشخوار گون از تکنیکهایی مانند:توجه برگردانی،برجسته سازی افکار نشخوارگون،مساله گشایی،تمرکز مجدد به فعالیت در حال انجام،توجه موشکافانه به ادراک حسی،استفاده می کنند.(دیمیدجیان-دون،1392).
فعال سازی رفتاری کوتاه مدت ازیکسری فعالیت ها و مهارتها برای پیشگیری از عودبیماری مثل:تشخیص عناصر رفتار ضدافسرده ،تعمیم دان فعال سازی به بافتار زندگی،تشخیص و آماده شدن برای موقعیت های پر خطر،برگزاری جلسات تقویتی و نگهدارنده ،می پردازد.
درمان فعال سازی رفتاری جزء درمان های است که تکنیک عینی و با قابلیت اجرای آسان را برای درمان اختلالات هیجانی (اضطراب وافسردگی )ارائه می دهد و در مطالعات و گروههای تحقیقاتی متعدد اثر بخشی خود را به اثبات رسانده است .(وان استراتن65،اندرسون66،2008 و ریکاردز67، گیلبد68،2008 و مازوک چلی69 ،کن وریس70،2009).
2-9-3- انواع فعال سازی رفتاری
فعال سازی رفتاری درمانی قدیمی اما سرشار از احساس رضایتمندی جدید است.در طی سی سال گذشته دست کم چهار نسخه فعال سازی رفتاری (BA) که از حمایت تجربی برخوردارند،شکل گرفته اند:نسخه اولیه پیتر لوینسون (برای نمونه زایس،لوینسون و مانوز،1979)، نسخه ادغام شده در شناخت درمانی 0شناخت درمانی: بک،راش، شاو و امری،1979)، که در تحلیل مولفه ای جیکوبسون و همکاران (1996) به آزمایش گذاشته شدو نسخه هایی که اخیرا توسط کریستوفر مارتل و همکاران (مارتل،ادیس و جیکوبسون،2001) وکرل لجوز و همکاران (لجوز71، هوپکو، و هوپکو،2001) ایجاد شده اند.
نسخه های اخیر علاقمندی و اشتیاق زیادی را موجب شده ومطالعات با کیفیت بسیاری را به جریان انداخته اندکه حاکی از قدرتمندی و اثر بخشی BAبه عنوان یک مداخله یا یک مجموعه مداخله در درمان افسردگی است . این موضوع حتی پژوهشهای بیشتری را دامن زده است و در چندین سال آینده با درخشش این نتایج ، شاهد موجی از گرایش به BAخواهیم بود.
هر چهار نسخه BA در تکنیک برنامه ریزی فعالیت با هم مشترک هستند،تکنیکی پایه ای که هدف از طراحی آن فعال کردن افراد افسرده برای تماس با تقویت کننده های مثبت محیطی است . با این حال هر نسخه این تکنیک را به شیوه های مختلف گسترش داده و چیزی به آن افزوده است که به تکنیکهای بیشتر در بسته های مختلف منجر شده است. مبنای این تکنیکهای گوناگون ،رگه های مشترک نظریه رفتاری و اصول رفتاری است، به طوری که هر مجموعه از تکنیکها مبتنی بر جنبه های گوناگونی از نظریه رفتاری است. چندین ده پژوهش تجربی پشتیبان این تکنیکهاست.
2-9-4-اصول اساسی فعال سازی کوتاه مدت
خاموشی(EXTINTION):هم در فعال سازی رفتاری و هم در فعال سازی رفتاری کوتاه مدت از تحلیل عاملی راهکارها برای شناخت تقویت کننده های مثبت و منفی که باعث تثبیت و تقویت رفتار افسرده می شوند، استفاده می گردد.این تقویت کننده ها با هدف کاهش و حذف رفتارهای افسرده ارائه می گردند که بر اساس اصول خاموشی در رفتارگرایی مطرح شده اند( فرستر،1973. لوینسون72،1974) .روشهایی که بیشترین ارتباط را با این اصل در BA دارند ،آنهایی هستند که تلاش میکنند رفتارهای اجتنابی را خاموش کنند .درمانگران BA با هدف خاموش کردن رفتار اجتناب ، اقدام به بررسی اولیه نتایج و عملکرد رفتار افسرده میکنند ( بی علاقگی و انفعالی بودن نمونه هایی از رفتارهای افسرده هستند).بیماران برای تشخیص این رفتارهای افسرده هدایت میشوند.بروز این رفتارها موجب کاهش تماس با محیط می گردد و در دراز مدت باعث بدتر شدن افسردگی فرد میشود.بر این اساس کار درمانگران BA به خاموش کردن این رفتارها متمرکز میشود و این کار را با ارائه تقویت محیطی از طریق به کارگیری روشهای رفتاری انجام می دهند و با گذشت زمان این فرایند ارزش تقویت کننده ها را افزایش می دهد و رفتار اجتنابی را خاموش میکند.
در درمان BATD از تکنیک خاموشی برای تغییر رفتار افراد خانواده و دوستان بیمار که ممکن است با تقویت مثبت و منفی باعث تثبیت رفتارهای افسرده او شوند ، استفاده می گردد.
حذف کردن73 :روشی در رفتارگرایی است که در آن محرکی تازه همراه محرکی قدیمی که پاسخ به آن پیشاپیش آموخته شده است ، ارائه می شود.محرک قدیمی تدریجاً از نظر شدت و اندازه کوچکتر شده و وضوح خود را از دشت می دهد و محرک تازه کنترل پاسخ را به عهده می گیرد(پورافکاری ،1382)
علاوه بر خاموشی ، BA بر اصل حذف کردن نیز استوار است .البته فرض بر این نیست که بیمار دارای توانایی لازم برای شرکت در فعالیت های روزمره نمی باشد بلکه فرض بر اینست که بیمار به کمک برنامه حمایتی فعال سازی ،قادر به حذف پاسخهای نامناسب خواهد بود.
شکل دهی74 :ایجاد تدریجی رفتار عامل از طریق تقویت تقریب های متوالی.شکل دهی با استفاده از تقویت انتخابی به منظور تبدیل رفتارهای ساده به الگوهای پیچیده پاسخدهی عمل میکند(پورافکاری،1382)
شکل دهی به عنوان جزء مکمل BA نمی باشد ،چون تمرکز شکل دهی بر تقریب های موفق رفتارهایی است که در حال حاضر در حیطه رفتاری فرد بیمار موجود نمی باشند .نکته مهم در BAو BATDاینست که رفتارهای طبیعی در حیطه رفتاری بیمار موجود میباشد ولی فراوانی آن کم است ،یا تاکنون بروز نکرده است، خاموش شده است و یا تقویت کافی نشده است.
با این وجود شواهد زیادی در دست است که نشان می دهند برخی اصول شکل دهی در BA و BATD موجود میباشد.اگر هدف از درمان نیل به اهداف بلند مدت تر باشد ، نیاز به رفتارهای میانجی است که از اولویت درجه دوم برخوردارندو در حقیقت قسمتی از تقریبهای متوالی به سوی هدف های بلندمدت در زندگی بیمار را تشکیل می دهند.مثلاً هگر بیمار در هرم فعالیت های خود مطرح کرده است که دوست دارد صخره پیمایی کند ، برای نیل به آن رفتارهای میانجی وجود خواهد داشت ، مانند :خواندن کتابی در مورد صخره پیمایی،ثبت نام در کلاسهای آموزش صخره پیمایی ،استفاده از شبیه سازهای صخره ها در ورزشگاه ها و…
بعد از شروع تکالیف آسان تر که احتمالاً با موفقیت انجام میشوند و فرد را تقویت میکنند ، نوبت به تکالیف سخت تر برای فعال شدن خواهد رسید و این در حالی است که تقریبهای متوالی برای صخره نوردی انجام شده و جزئی از رفتار شده اند.البته برای تکمیل موثر این فعال سازی لازم است تقویت هایی برای رفتار جدید صخره پیمایی بیمار ارئه گردد.
گرچه می توان از فعال سازی برای نیل به هدف های خاص استفاده کرد ولی تجربه نشان داده است که کار بر رفتارهای اساسی روزمره ،به خصوص در شروع درمان، فشار کمتری را بر بیمار می آورد و باعث بوجود آمدن تقویت فوری برای بیمار می گردد ، تقویتی که شالوده اساسی از بین بردن رفتار افسرده می باشد.
مقایسه مواجهه سازی و BA :خاموشی، حذف کردن و شکل دهی اجزای مختلف فرایند BA می باشند.در مقابل این فرایند باید از مواجهه جدا در نظر گرفته شود. مواجه کردن بیمار با محرکهای شرطی و جلوگیزی از پاسخهای اجتنابی نوعی کاربرد اصول خاموشی در محدوده شرطی سازی کلاسیک میباشد . بدون تجربه رویداد اضطراب زا ، کم کم پاسخ های اضطرابی در حضور محرکهای شرطی خاموش میشوند.گرجه مواجهه از اصول اساسی فعال سازی محسوب نمی شود ولی نوع رفتارهای اجتنابی بیماران می تواند به دلیل نوع عملکرد فرد و محیط باشد.
بررسی BA در درمان اضطراب نیازمند تحقیق ومطالعه بیشتر است ،که این خود به دلیل رابطه تنگاتنگ و همپوشی اضطراب و شرایط افسرده ساز میباشد.برای مثال در تحقیقی نشان داده شد که در حین درمان اختلال پانیک و دیس تایمی در فردی ، علائم اضطراب و افسردگی او به حداقل رسید و پس از 10 جلسه درمان به روش BATD ، کیفیت زندگی بیمار به طور چشمگیری افزایش یافت ( هپکو، لجوز،1995).

2-9-5- روند کلی برنامه درمانی فعال سازی رفتاری کوتاه مدت
فرایند کلی درمان شامل ارزیابی رفتاروخلق، انتخاب پاسخ جایگزین، انجام پاسخ‌های جایگزین، یکپارچه کردن این جایگزین‌ها، مشاهده نتایج و (آن وقت) ارزیابی کردن آن‌ها می شود. هدف شناخت ارتباط بین اقدامات و پیامدهای هیجانی و همچنین جایگزینی نظام مند الگوهای رفتاری نا کارآمد با الگوهای رفتاری سازگارانه است. افزون بر این‌ها به کیفیت خواب و بهبود کارکرد اجتماعی توجه می‌شود.
ما در این تحقیق برآن شدیم تا از روش فعال سازی رفتاری در درمان اضطراب بهره بگیریم زیرا معتقدیم که در اضطراب یک سیکل معیوب به این صورت وجود دارد که عوامل و موقعیتهایی با عنوان چالشهای بنیادین در مورد دانشجویان مثل ازدواج ، بیکاری و فقدان درآمد،شکستهای تحصیلی و شغلی،بی علاقگی به رشته تحصیلی و … در ایجاد انواع اضطراب که آنها را مسایل اولیه می نامیم، نقش دارندوهمین اضطرابها باعث پایین آمدن خلق ،اعتمادبه نفس،احساس جراتمندی و کیفیت زندگی فرد شده و افکار نشخوار گون نیز این فرایند را همراهی می نمایند.در نهایت مسایل مذکورباعث اجتناب و عدم در گیری فرد در فعالیتهای اضطراب زا که ما آنها را مسایل ثانویه می نامیم،می گردند و به این ترتیب مشکلات فرد لا ینحل باقی می مانند.و به این ترتیب خلق، اعتماد به نفس و…..فرد همچنان افت کرده و منجر به اجتنابهای گوناگون از موقعیتها می شود و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد افراد مبتلا، سوء مصرف مواد، مصرف مواد Next Entries پایان نامه ارشد درمورد گروه کنترل، افسردگی اساسی، کیفیت زندگی، دانشجویان افسرده