پایان نامه ارشد درمورد نشخوار خشم، عاطفه منفی، پرخاشگری

دانلود پایان نامه ارشد

افسردگی مرتبط است. بنابراین نشخوار خشم، تمایل به فکر کردن درباره حوادث خشم برانگیز در طول زمان است. فرایند شناختی نشخوار شامل تداوم و تشدید عاطفه منفی است و بنابراین به راهبردهای تنظیم عاطفی ناهنجار مرتبط میشود (میلر و همکاران، 2003).
رپیر278 (1977) نشخوار را به عنوان تفکری افسرده ساز279، تکرار شونده و مقاوم تعریف میکند که عبارت از پاسخی رایج به خلق منفی است (به نقل از پاپاجورجیو و ولس280، 2004). در تعریف ارائه شده توسط مارتین و تسر281 (1996) نشخوار شامل طبقه ای از افکار هشیار است که روی موضوعی واحد تمرکز دارند و ممکن است حتی در غیاب مطالبههای محیطی فوری که خواستار این افکارند، عود کنند. نشخوار نتیجه تفاوت بین اهداف فرد و حالت واقعی وی است. سطوح بالا و پایین اهداف به هم پیوسته هستند و از این رو محروم شدن از اهداف کم اهمیت نیز میتواند منجر به نشخوار شود (تامسن282،2006). نشخوار، مکرر، ناخواسته و اغلب نفرت انگیز است، و ممکن است انسان را از تمرکز روی موضوعات مهمتر باز دارد. فرایندهای فکری خودکار، ناخواسته و ناخوانده، کنترل شده، عمدی و هشیار، نوعاً تعریف نشخوار را شامل میشوند (مارتین و تسر، 1989).
لیبومیرسکی و کاچ283 (2003) در مروری بر ادبیات پژوهشی مرتبط با نتایج نشخوار، شواهدی را در مورد حل مسأله ضعیف، انگیزه معیوب و بازداری رفتار سودمند، تمرکز و شناخت معیوب، افزایش فشارها و مشکلات، تهدیداتی برای سلامتی، روابط اجتماعی و سازگاری هیجانی معیوب، در ارتباط با نشخوار به دست آوردند. نشخوار میتواند نوع خاصی از افکار خودکار در نظر گرفته شود که با عوامل استرس زای قبلی مرتبط است. افکار خودکار اغلب تکراری و در عین حال کوتاه هستند و افراد ممکن است بیشتر به هیجان ناشی از آن آگاه باشند تا به فکرش (بک284، 1995). نشخوار روشی برای مقابله با خلق منفی از طریق تمرکز بر خود است. افکار نشخواری، با تفاسیر تحریف شده از حوادث زندگی، افزایش بدبینی درباره حوادث مثبت درآینده و حل ضعیف مسائل بین فردی مرتبط است (لیبومیرسکی و نولن- هاکسما285، 1995). نشخوار به صورت یک صفت یا ویژگی پایدار مورد توجه قرار گرفته است؛ خصیصه ای که افراد را به سمت الگوهای نسبتاً ثابتی از فکر کردن و رفتار کردن در طول موقعیتها و زمانهای مختلف، مستعد میسازد (گلیتمن، فریدلان و ریسبرگ286، 1999؛ به نقل از باربر287، 2007).
نشخوار پاسخی است که ممکن است به خاطر رویدادهای مختلفی که در زندگی فرد رخ میدهد یا هیجانهای مختلفی که فرد تجربه می کند مانند خشم، افسردگی یا اضطراب، حاصل شود (نولن-هاکسما، مورو و فردریکسون288، 1993؛ نویمن، والدیستن، سولرس، تایر و سورکین289، 2004؛ توماس، ملسن، کریستین و زاچاریا290، 2000).
عوامل مؤثر بر نشخوار، چند وجهی هستند. تفاوتهای فردی و همچنین ویژگیهای موقعیتی ممکن است در راه اندازی و تداوم افکار نشخواری نقش مهمی بازی کنند. مدلهای نظری و پژوهشهای تجربی نشان می دهند که نشخوار راهبرد مقابله ای نسبتاً پایداری است که برخی از افراد بیشتر مستعد استفاده از آن هستند (اسمیت و الو، 2009). به عنوان مثال، اندازههای صفت نوروزگرایی، عاطفه منفی و مکان کنترل درونی پایین با تمایل به نشخوار رابطه دارد (واتسون و کلارک291، 1984؛ ونک و اسمید292، 1996). در نتیجه بخش اعظم پژوهش ها روی نشخوار به عنوان یک صفت تمرکز کرده اند و پرسشنامههای متعدد برای اندازه گیری و ارزیابی پیش بینی کنندههای نشخوار ایجاد شده است (اسمیت و الوی، 2010؛ وتکینز، 2008). علاوه بر تمایل کلی فرد به نشخوار ،موقعیتها یا شرایط خاص میتوانند محرکی قوی برای افکار نشخواری به حساب بیایند. چندید نظریه روی اختلاف بین حالات مطلوب و واقعی، مانند اهداف متوقف شده، تأکید میکنند که احتمالاً نشخوار را فرا می خواند. بر اساس نظریههای متفاوت، اخلال در رسیدن به هدف منجر به افکار منفی و تمرکز بر خود و همچنین تمرکز بر هدف دست نیافته میشود (ونک و اسمید، 1996؛ ماتین و تسر، 1996). انتظار میرود که این افکار نشخواری تا زمانی که فرد به هدف برسد یا آن را رها کند، ادامه داشته باشد.

2-4-1- انواع نشخوار

2-4-1-1- نشخوار غم
نشخوار غم به افکار تکرار شونده درباره غمگینی و تلاش برای فهم علل عاطفه منفی اشاره دارد (کانوی، سنک، هولم و بلک293، 2000). نشخوار غم با افسردگی و اعتقاد به طولانی شدن و تشدید خلق افسرده با برجسته کردن هیجان منفی و شناختهای ناسازگار رابطه زیادی دارد (مورو و نولن- هاکسما294، 1990). افکاری قوی و تکراری که به سوی هدفی هدایت نشده اند و حل مسأله را تسهیل نمیکنند (نولن- هاکسما، 1991). نشخوار غم با افسردگی و نیز شدت و مدت افسردگی ارتباط قوی دارد (مورو و نولن- هاکسما، 1990). زنان در مقایسه با مردان نشخوار غم بیشتری را تجربه میکنند (چنگ، گیلبرت و آیرونز295، 2004).

2-4-1-2- نشخوار خشم
به طور کلی اگر خشم را یک هیجان در نظر بگیریم، نشخوار خشم به عنوان تفکر راجع به این هیجان تعریف میشود (ساکودالسکی و همکاران، 2001). شواهد نشان میدهد که نشخوار خشم عاطفه منفی را افزایش میدهد و منجر به تشدید و تداوم احساسات خشم میشود (بوشمن، 2002). نشخوار درباره حوادث خشم برانگیز عملکرد را تحت تأثیر قرار میدهد (سیورت، کوبیاک، جونز و وبر296، 2011). مطالعات فرایند نشخوار درباره واقعیت، یادآوری مجدد یا تصویر سازی خشم را بررسی کرده اند و نشان داده اند که نشخوار، خشم را تشدید میکند (ری، ویلهلم و گراس297، 2008)، رفتار خصومت آمیز را افزایش میدهد (بوشمن، 2002؛ بوشمن، بوکاچی، پدرسن، واسکوئیز و میلر298، 2005)، بخشودگی را کاهش میدهد (بوشمن، 2002؛ مک کالوو، بونو و روت299، 2007) و بهبود فشار خون را به تأخیر میاندازد (گلین و همکاران، 2002).
تمایل به نشخوار در مورد بی عدالتیهای گذشته با سطوح بالای خشم رابطه دارد. علاوه بر این نشخوار در مورد محتوای مرتبط با خشم، باعث نگرشهای پرخاشگرانه، غیراخلاقی و ضد اجتماعی و رفتارهای مرتبط با خشم میگردد (گلاب،2002). ساکودلسکی و همکاران (2001) نشخوار خشم را به صورت فرایندهای شناختی غیر عمدی و راجعه (تکرار شونده) تعریف کرده اند که پس از دورههای تجربه خشم ظاهر شده و ادامه می یابد. زمانی که یک حادثه خشم برانگیز یادآوری میشود، افراد ممکن است در طیفی از فرایند شناختی بالقوه قرار گیرند. راهبردهای تنظیم هیجانی شامل نشخوار، ارزیابی و حواسپرتی میشود که به طرز متفاوتی بر احساس خشم فعال شده توسط یادآوری حوادث خشم برانگیز تأثیر میگذارند. گسترده ترین آنها نشخوار است که به نوعی از شناخت اشاره دارد که با تجربه شناختهای تکراری، ناخوانده و منفی مشخص میشود (بروس شت، گرین و تایر300، 2006؛ نولن- هاکسما، ویسکو و لیبومیرسکی301، 2008؛ وتکینس302، 2008). راستینگ و نولن- هاکسما (1998) نشان دادند که نشخوار درباره یک حادثه خشم انگیز، خشم را افزایش میدهد در حالیکه حواسپرتی آن را کاهش میدهد. نشخوار خشم همچنین پرخاشگری را بیش از دوره تعیین شده افزایش میدهد. پژوهشهای مربوط به خشم، تحقیقات به طور فزاینده ای زیر گروه نشخوار را مشخص کردند که میتواند به عواقب عاطفی و رفتاری مختلف، منجر شود (دنسون، فابیانسون، کرسول و پدرسن303، 2009؛ پدرسن و همکاران، 2011).
در مجموع گفته شده که نشخوار خشم به سه فرآیند مختلف اشاره دارد: خاطرات مربوط به تجربههای خشم گذشته، افزایش توجه به تجربههای خشم فوری و افکار مقابله ای در مورد تجربههای خشم. ساکودلسکی و همکاران (1999) نشان دادند که خاطرات مربوط به دورههای خشم گذشته میتواند شروع کننده دورههای جدیدی از خشم حالتی باشد، توجه کردن به خشم میتواند شدت و مدت آن را تقویت کند و افکار مقابله جویانه ممکن است با تمایلات فعال نسبت به تجزیه و تحلیل و یا تلافی در رابطه باشد.
بر پایه مطالعات انجام شده (برای مثال، مکس ول304، 2004؛ نولن- هاکسما، 1998) اینطور فرض می شود که نشخوار خشم در مقایسه با نشخوار غم پیش بینی کننده قویتری برای خشم، پرخاشگری رابطهای و پرخاشگری آشکار است. نشخوار غم در مقایسه با نشخوار خشم، پیش بینی کننده بهتری برای خلق افسرده است. با توجه به تفاوتهای جنسی، انتظار میرود زنان در مقایسه با مردان، نشخوار غم بیشتری را نشان دهند (نولن- هاکسما و جکسون305، 2001)، نشخوار خشم و نشخوار غم ممکن است مدارهای پاسخ منحصر به فردی را پیش بینی کنند، زیرا آنها با شبکه های عصبی جداگانه ای مرتبط هستند که افکار، احساسات، و پاسخهای فیزیولوژیکی و واکنشهای حرکتی متفاوتی را برمی انگیزانند ( میلر، پدرسن، ارلی وین و پولوک306، 2003).

2-4-3- نشخوار و پیامدهای روانشناختی
مطالعات تجربی نشان میدهد که نشخوار نقش علٌی در تشدید عاطفه منفی و شناخت منفی بازی می کند. در مقایسه با حواسپرتی، خلق ملال به افزایش افکار منفی و حل مسأله معیوب منجر میشود (لیبومیرسکی و نولن-هاکسما، 1995؛ لیبومیرسکی، تاکر، کالدول و برگ307، 1999؛ نولن-هاکسما و مورو، 1993). نشخوار به طور کلی ناسازگار تلقی میشود و در تشدید و تداوم انواع پیامدهای مخرب سلامت مانند پرخاشگری (برای مثال، بوشمن و همکاران، 2005)، افسردگی (برای مثال، مورو و نولن-هاکسما، 1990) و اختلال استرس پس ضربه ای (کلوسی و اهلر308، 1999) دخیل است.
یکی از نظریه های نشخوار که راجع به افسردگی مطرح شده است، نظریه سبکهای پاسخ309 (RST) از نولن- هاکسما (1991) است. در RST ، نشخوار شامل تفکر مداوم و منفعلانه در مورد علل، پیامدها و نشانه هایی از عواطف منفی شخص است. بنابراین در هنگام نشخوار افراد به طور مکرر سرگرم چنین افکاری هستند؛ “چرا من نمیتوانم بروم؟ چرا اشتباه کرده ام؟” این افکار آنها را از حل مسأله مناسب باز میدارد. درعوض، به سادگی در چرخه افکار نشخواری باقی میمانند. نشخوار یک روش مقابله با خلق منفی است که شامل توجه متمرکز بر خود میباشد (لیبومیرسکی و نولن-هاکسما 1993). طبق نظریه سبکهای پاسخ، این روش بوسیله درون اندیشی310 مشخص میشود، به علاوه تمرکز منفعلانه و مکرر روی هیجانهای منفی را شامل میشود (مورو و نولن-هاکسما، 1990). نولن-هاکسما (1990-1987) دو نوع سبک پاسخ متفاوت را برای افسردگی پیشنهاد میکند. بعضی مردم تمایل دارند به تمرکز روی نشانه ها و علل ممکن و عواقب ناشی از این نشانه ها، این رویکرد سبک نشخواری311 در پاسخ به افسردگی نامیده میشود. بعضی افراد توجه خود را با فعالیت یا ابزار دیگر، از نشانه های افسردگی منحرف میکنند، این رویکرد سبک حواسپرتی312 در پاسخ به افسردگی نامیده می شود. سبک نشخواری بیشتر در زنان و سبک حواسپرتی بیشتر در مردان دیده میشود. اگرچه این نظریه به طور گسترده استفاده شده و به طور تجربی از مفهوم نشخوار حمایت میکند، برخی از جنبه های این نظریه مانند مؤلفه حواسپرتی، از حمایت تجربی برخوردارند. از انتقادات وارد بر نظریه RST این است که بیان نمیکند چگونه نشخوار با سایر فرایندهای شناختی و بیولوژیکی مانند توجه و باورهای فراشناختی تناسب دارد (اسمیت و الوی، 2010).

2-4-4- نشخوار و پیامدهای جسمی
برای افرادی که نشخوار میکنند، یا حوادث استرس زای قبلی را در ذهن خود تکرار میکنند، اثرات فیزیولوژیکی عامل استرس ممکن است طولانی تر باشد، که این مسأله میتواند از طریق بهبودی فیزیولوژیکی کندتر اتفاق بیفتد. برای مثال، افزایش سطوح هورمون استرس ممکن است حتی بعد از به اتمام رسیدن استرس در بدن باقی بماند و یادآوری مجدد آن، پاسخهای بدن به استرس را دوباره فعال میکند و فشار خون را افزایش میدهد و باعث طولانی شدن فعالیت سیستم پاسخ به استرس میشود و محور HPA را فعال میکند نشخوار با پیش بینی کنندههای فیزیولوژیکی هیجان منفی شامل افزایش یا طولانی کردن فعالیت آمیگدال در پاسخ به تصاویر و جملات منفی (ری، اوچسنر،کوپر،رابرتسون، گابریلی و همکاران313، 2005؛ سیگل، اشتاین هاور، تاس، استنگر و کارتر314، 2002) و افزایش سطوح کورتیزول بعد از عامل استرس زا (راجر و جامیسون315، 1988)

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد پرخاشگری، کنترل خشم، نشخوار خشم Next Entries پایان نامه ارشد درمورد عروق کرونر، نشخوار خشم، فیزیولوژی