پایان نامه ارشد درمورد نشخوار خشم، عاطفه منفی، عروق کرونر

دانلود پایان نامه ارشد

0
*در سطح 05/0p معنادار است.
بررسی ضرایب غیر استاندار و استاندار مسیرهای موجود در مدل مربوط به خشم نشان میدهد که اثر بازداری اجتماعی بر شدت تنگی عروق و خشم، اثر خشم بر شدت تنگی عروق، اثر عاطفه منفی بر خشم در سطح 05/0p معنادار است و تنها اثر عاطفه منفی بر شدت تنگی عروق در سطح 05/0p معنادار نیست.

جدول 4-8- شاخص های برازش مدل مربوط به خشم
ECV CFI AGFI GFI RMSEA X2 / df p df
0 00/1 00/0 000/0 00/1 00/ 00/1 00/1

همانطور که در جدول 4-8 ملاحظه میشود، برازش مطلق مدل مطلوب است. در مدلهای مناسب، X2/df باید کوچکتر از 2 باشد که در مدل حاضر 00/0 و نشان دهنده برازش کامل مدل است. همچنین شاخص RMSEA باید کوچکتر از 05/0 باشد که در این مدل 000/0 بهدست آمده است. شاخصهای GFI، AGFI ، CFI، ECV در مدلهای مناسب باید بزرگتر از 95/0 باشد که در این مدل 00/1 بهدست آمده است و نشان میدهد که اعتبار این مدل مطلوب است. بنابراین، مدل ارائه شده کاملا اشباع شده است. نمودار روابط در شکل 4-2 نشان داده شده است.

شکل 4-2- نقش واسطه ای خشم در رابطه بین عاطفه منفی و بازداری اجتماعی با شدت تنگی عروق کرونری

مدل حاضر (11/0R2 = ) 11 درصد از تغییرات عروق درگیر را از طریق متغیرهای بازداری اجتماعی و عاطفه منفی با واسطه گری خشم تبیین میکند.
فرضیه چهارم: نشخوار خشم در رابطه بین عاطفه منفی و بازداری اجتماعی با شدت تنگی عروق کرونری نقش واسطه ای دارد.
به منظور آزمون فرضیه چهارم، از مدل فرضی نشان داده شده در شکل 4-3 استفاده شد. با توجه به این مدل، فرض شده است که عاطفه منفی و بازداری اجتماعی از طریق نشخوار خشم با تنگی عروق کرونری رابطه دارد.

شکل 4-3- مدل فرضی نقش واسطه ای نشخوار خشم در رابطه بین عاطفه منفی و بازداری اجتماعی با شدت تنگی عروق کرونری

برای آزمون مدل فرضی پژوهش (شکل 4-3)، از روش تحلیل مسیر استفاده شد.
جدول 4-9- ضرایب غیراستاندارد و استاندارد مسیرهای مستقیم موجود در مدل مربوط به نشخوار خشم
مسیرها B β t
اثر بازداری اجتماعی بر تعداد عروق درگیر 05/0 22/0 *19/3
اثر بازداری اجتماعی بر نشخوار خشم 19/0 09/0 20/1
اثر نشخوار خشم بر تعداد عروق درگیر 05/0 45/0 *91/6
اثر عاطفه منفی بر نشخوار خشم 71/0 35/0 *67/4
اثر عاطفه منفی بر تعداد عروق درگیر 01/0- 03/0- 42/0-

بررسی ضرایب غیر استاندار و استاندار مسیرهای موجود در مدل مربوط به نشخوارخشم نشان میدهد که اثر بازداری اجتماعی بر تعداد عروق، اثر نشخوار خشم بر تعداد عروق درگیر و اثر عاطفه منفی بر نشخوار خشم در سطح 05/0p معنادار است و تنها اثر بازداری اجتماعی بر نشخوار خشم و عاطفه منفی بر تعداد عروق درگیر در سطح 05/0p معنادار نیست.

جدول 4-10- شاخص های برازش مدل مربوط به نشخوار خشم
ECV CFI AGFI GFI RMSEA X2 / df p df
0 00/1 00/0 000/0 00/1 00/1 00/1 00/1

همان طور که در جدول 4-9 ملاحظه میشود، مدل از برازش مطلوبی برخوردار است. در مدلهای مناسب، X2/df باید کوچکتر از 2 باشد که در مدل حاضر 00/0 و نشان دهنده برازش کامل مدل است. همچنین شاخص RMSEA باید کوچکتر از 05/0 باشد که در این مدل 000/0 بهدست آمده است. شاخصهای GFI، AGFI ، CFI، ECV در مدل های مناسب باید بزرگتر از 95/0 باشد که در این مدل 00/1 بهدست آمده است. بنابراین، مدل ارائه شده کاملا اشباع شده است و شاخصهای نیکویی برازش به شکل کامل برقرار است. نمودار روابط در شکل 4-5 نشان داده شده است.

شکل 4-5- نقش واسطه ای نشخوار خشم در رابطه بین عاطفه منفی و بازداری اجتماعی با شدت تنگی عروق کرونری

مدل حاضر (29/0R2 = ) 29 درصد از تغییرات عروق درگیر را از طریق متغیرهای بازداری اجتماعی و عاطفه منفی با واسطه گری نشخوار خشم تبیین میکند.

4-3- نتایج فرعی
علاوه بر بررسی فرضیههای پژوهش، با توجه به اطلاعات جمع آوری شده به نتایجی در باب شدت تنگی عروق به تفکیک جنس و سن پرداخته شد که در زیر به آن اشاره میشود.
همان طور که در جدول 4-15 ملاحظه میشود، تنگی عروق یک رگ بیشتر در زنان (4/61 درصد) و تنگی عروق سه رگ بیشتر در مردان (4/63 درصد) اتفاق میافتد. برای بررسی رابطه بین جنس و شدت تنگی عروق از آزمون خی دو استفاده شد. نتایج آزمون خی دو نشان میدهد که رابطه جنس با شدت گرفتگی عروق، در سطح (01/0 p ) معنادار است.

جدول 4-15- فراوانی و درصد بیماران دارای گرفتگی عروق کرونری به تفکیک جنس و آزمون خی دو
گرفتگی عروق

جنس
خی دو پیرسون

df

سطح معناداری

مرد
زن

یک رگ
تعداد
27
43

531/13

2

001/0

درصد
6/38%
4/61%

دو رگ
تعداد
40
19

درصد
8/67%
2/32%

سه رگ
تعداد
45
26

درصد
4/63%
6/36%

کل
تعداد
112
88

درصد
56%
44%

همان طور که در جدول 4-16 ملاحظه میشود، تنگی عروق یک رگ بیشتر در دامنه سنی 55-45 سال (4/41 درصد) و تنگی عروق دو رگ (3/37 درصد) و سه رگ (3/49 درصد) بیشتر در دامنه سنی 65-55 سال دیده میشود. برای بررسی رابطه بین دامنه سنی و شدت تنگی عروق از آزمون خی دو استفاده شد. نتایج آزمون خی دو نشان میدهد که رابطه سن با شدت گرفتگی عروق، در سطح (01/0p ) معنادار است.

جدول 4-16- فراوانی و درصد بیماران دارای گرفتگی عروق کرونری به تفکیک سن و آزمون خی دو
گرفتگی عروق

سن
خی دو پیرسون

df
سطح معناداری

55-45
65-55
75-65

یک رگ
تعداد
29
15
26

128/13

4

01/0

درصد
4/41%
4/21%
1/37%

دو رگ
تعداد
16
22
21

درصد
1/27%
3/37%
6/35%

سه رگ
تعداد
20
35
16

درصد
2/28%
3/49%
5/22%

کل
تعداد
65
72
63

درصد
5/32%
36%
5/31%

همچنین برای بررسی تفاوت بین دو جنس برای متغیرهای پژوهش از روش مانوا استفاده شد. به منظور جلوگیری از ادغام اطلاعات در متغیرها ابتدا خشم و نشخوار خشم و سپس عاطفه منفی و بازداری اجتماعی بررسی و تحلیل شدند. همان طور که در جدول 4-17 ملاحظه می شود تفاوت بین دو جنس در متغیرهای خشم و نشخوار خشم بر اساس میانگین های ذکر شده در جدول4-4 در سطح 05/0P معنادار است.

جدول 4-17- آزمون های بین فردی جهت بررسی اثر جنسیت بر متغیر خشم و نشخوار خشم
متغیروابسته
مجموع تفاوت ها
df
میانگین مجذورات
F
سطح معناداری
خشم
40/2765
1
40/2765
13/9
003/0
نشخوار خشم
38/644
1
38/644
74/4
031/0

همانطور که در جدول 4-18 ملاحظه می شود تفاوت بین دو جنس در متغیرهای عاطفه منفی و بازداری اجتماعی در سطح 05/0P معنادار نیست.

جدول 4-18- مقایسه تفاوت بین دو جنس در متغیر عاطفه منفی و بازداری اجتماعی
متغیر وابسته
مجموع تفاوت ها
Df
میانگین مجذورات
F
سطح معناداری
عاطفه منفی
96/4
1
96/4
14/0
70/0
بازداری اجتماعی
10/10
1
10/10
32/0
57/0

فصل پنجم
بحث و نتیجه گیری

5- بحث و نتیجه گیری

5-1- تفسیر یافته های پژوهش
هدف مطالعه حاضر، بررسی نقش واسطه ای خشم و نشخوار خشم در رابطه بین عاطفه منفی و بازداری اجتماعی با شدت تنگی عروق کرونری بود. نظریهها و پژوهشهای پیشین به گونه ای مؤلفههای شخصیت نوع D و بیماری قلبی را به هم مرتبط ساخته اند. ولی تاکنون هیچ مطالعه ای به طور مستقیم رابطه مؤلفههای شخصیت نوع D و شدت تنگی عروق را با در نظر گرفتن نقش واسطه ای خشم و نشخوار خشم بررسی نکرده بود. به همین دلیل پژوهش حاضر با ارائه مدلی فرضی نقش واسطه ای خشم و نشخوار خشم را در رابطه بین عاطفه منفی و بازداری اجتماعی با شدت تنگی عروق کرونری مورد بررسی قرار داد.
در رابطه با فرضیه اول پژوهش، یافتهها نشان داد که بین عاطفه منفی و بازداری اجتماعی با شدت تنگی عروق کرونری رابطه مثبت معنادار وجود دارد. این یافتهها همسو با یافتههای پیشین (دنولت و همکاران، 2000؛ دنولت و کنراس، 2012؛ امونس و همکاران، 2007؛ مارتینز و همکاران، 2010؛ پدرسن و همکاران، 2004؛ اسپیندلر و همکاران، 2007) هستند.
در رابطه با مکانیسم اثر مؤلفههای شخصیت نوع D بر شدت تنگی عروق کرونری می توان به اثراتی که آنها بر سیستم قلب بر جای میگذارند، اشاره کرد. عاطفه منفی سطوح کورتیزول را در بدن افزایش میدهد. بنابراین، افرادی که عواطف منفی را تجربه میکنند برای افزایش فشارخون و بیماری قلبی مستعدترند. به عبارت دیگر، هورمونهای استرس مانند کورتیزول، ممکن است در بیماران نوع D به طور نامناسبی تنظیم شده باشند. این وضعیت موجب می شود که فشار خون بالا رود و رگهای خونی گرفته شوند. عروق گرفته شده اجازه نمی دهند خون سرشار از اکسیژن به اندازه کافی به قلب برسد. از سوی دیگر، بیماران D ممکن است سیستم ایمنی فعالتر و بنابراین التهاب بیشتری داشته باشند. این التهاب می تواند به رگهای خونی آسیب بزند و باعث فروپاشی پلاکهای آترواسکلروز شود. پلاکهای خونی ممکن است بچسبند و به احتمال زیاد لختههایی را در عروق قلب تشکیل دهند (میلر، 2005). افراد با شخصیت نوع D همزمان با تجربه عواطف منفی از ابراز این عواطف خودداری میکنند. پژوهشها نشان میدهند که حمایت اجتماعی با نرخ مرگ و میر (سیمن364، 1996)، عوامل مختل کننده سلامت شامل بیماری قلبی- عروقی (راسنگرن، ویلهلم سن و اورث-گومر365، 2004)، سلامت ذهنی (سینوکی، هینکا، آهولا، کوسکینن، کیوی مکی و همکاران366، 2009) و پیش آگهی پس از MI رابطه دارد. بر این اساس شاید بتوان این گونه تبیین کرد که از آنجایی که افراد شخصیت نوع D از روابط اجتماعی دوری میجویند، حمایت اجتماعی کافی را تجربه نمیکنند در نتیجه نمیتوانند رابطه عاطفی خوبی با دیگران برقرار نمایند. این افراد غالباً احساسات خود را نشان نمیدهند و در زندگی فردی و اجتماعی و فعالیتهای روزمره زندگی با مشکلات متعدد مواجه می شوند. آنها عواطف منفی را در درون خود نگه می دارند که این باعث افزایش استرس می شود و این استرس مزمن باعث می شود که سیستم ایمنی این افراد همیشه در حالت آماده باش قرار گیرد و به همین دلیل بیشتر در معرض گرفتگی عروق کرونری قرار دارند.
در رابطه با فرضیه دوم، یافتهها نشان داد که بین خشم و نشخوار خشم با شدت تنگی عروق رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. این یافتهها هماهنگ با مطالعاتی است که در زمینه رابطه بین خشم و نشخوار خشم با بیماری قلبی و بویژه تنگی عروق کرونری صورت گرفته است. از میان مطالعاتی که در این زمینه صورت گرفته به عنوان مثال میتوان به مطالعه دنولت و همکاران (2010)، گلین و همکاران (2007)، کی و همکاران (2008)، سگرستوم و همکاران (2003)، اسمیت و رایز (2002) اشاره کرد.
خشم مزمن می تواند فعالیت مدار هیپوتالامیک- هیپوفیز- آدرنال را برانگیزاند در نتیجه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد عاطفه منفی، عروق کرونر، نشخوار خشم Next Entries پایان نامه ارشد درمورد نشخوار خشم، عروق کرونر، عاطفه منفی