پایان نامه ارشد درمورد نزول قرآن، آیات و روایات، قرآن کریم

دانلود پایان نامه ارشد

گویاست…؛
4. ارائه این‌گونه برداشتها، در واقع انکار نبوت است به‌گونه‌ای که این افراد، انبیای الاهی را افرادی ساده لوح و یا دروغگو فرض کرده‌اند؛ درحالی‌که صداقت، وارستگی و بزرگی آنها بر همگان روشن و واضح است؛
5. این افراد انسان را یکسره موجودی مادی انگاشته‌اند؛ درحالی‌که آدمی، مرکب از روح و جسم است؛ و روح بشر از سنخ مادیات نیست، به‌عبارت‌دیگر: انسان موجودی است دارای دو بعد که میان دو جهان ماده و مافوق ماده قرار گرفته و از دیدگاه فلاسفه انسان به همین پدیده جسمانی که از گوشت، پوست و استخوان تشکیل شده است منحصر نمی‌شود؛ بلکه وجودی والاتر دارد که او را در مرتبه‌ای فراتر از جهان ماده قرار می‌دهد؛ آیات قرآن کریم نیز به این مسئله اشاره دارند.
قرآن در مرحله‌ای، مراتب خلقت جسمانی انسان را مطرح ساخته و می‌فرماید: «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْانسَنَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِينٍ * ثمُ‏َّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فىِ قَرَارٍ مَّكِينٍ * ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَمًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا ءَاخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الخَالِقِينَ»20 و ما انسان را از عصاره‌ای از گل آفریدیم؛ سپس او را نطفه‌ای در قرارگاه مطمئن (رحم) قراردادیم؛ سپس نطفه را به علقه (خون بسته) و علقه را به صورت مضغه (چیزی شبیه گوشت جویده شده) و مضعه را به صورت استخوان‌هایی درآوردیم و بااستخوان‌ها گوشت پوشاندیم؛ سپس آن را آفرینش تازه‌ای دادیم؛ پس بزرگ است خدایی که بهترین آفرینندگان است!
و در آیه دیگر می‌فرماید: «الَّذِى أَحْسَنَ كلُ‏َّ شىَ‏ْءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْانسَانِ مِن طِينٍ * ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلَالَةٍ مِّن مَّاءٍ مَّهِينٍ * ثُمَّ سَوَّئهُ وَ نَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ…»21
او همان کسی است که هر چه را آفرید نیکو آفرید؛ و آفرینش انسان را از گل آغاز کرد؛ سپس نسل او را از عصاره‌ای از آب ناچیز و بی‌قدر آفرید؛ سپس (اندام) او را موزون ساخت و از روح خویش در وی دمید…
بنابراین وحی یک پدیده فکری و یا انعکاس حالات درونی و خارجی خود و یا جامعه نیست؛ بلکه یک پدیده روحی است و در افرادی یافت می‌شود که دارای خصوصیت‌های روحی والایی باشند و آنچه این افراد مغرض و یا جاهل گفته‌اند به هیچ‌وجه قابل قبول نیست.
نکاتی که قابل ذکر است: 1. مولف در ابتدا می گوید: « وحی برگرفته از تجربه، فرهنگ زمانه و کتب دینی گذشته است» در اینجا باید گفت وقتی می گویم وحی منظور کلامی از جانب خداوند است پس لزومی ندارد که بگویم وحی از چیز دیگری برگرفته شده است بلکه مناسب است به جای واژه « وحی» از واژه «قرآن» استفاده کرد.
2. یکی از نظرات مستشرقان این بود که « قرآن، در آیات متعدد، اعتراف کرده که دشمنان، پیامبر 9 را متهم به اقتباس مطالب از کتب آسمانی می‌کردند، مانند: “إِنَّ هَذَا لَفِى الصُّحُفِ الْأُولىَ * صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَ مُوسىَ”22 » مؤلف در نقدهای خود یاد آور نشده که این آیات، مناسب این عبارت نیست. چون این آیه سخن خداوند است نه از قول دشمنان.
3. در مورد 4 و5 نقدهای مؤلف بر نظرات مستشرقان، وی بیان می کند « ارائه این‌گونه برداشتها، در واقع انکار نبوت است … » در این جا مؤلف بهتر است در مورد چیزی که در نظر مستشرقان است به بحث بپردازد نه اینکه نظر خود را مطرح کند چون وقتی مستشرقان وحی را قبول ندارند، نشان دهنده این است که انبیا ع را هم قبول ندارند وقتی انبیا ع قبول ندارند به روح هم معتقد نیستد. پس لزومی ندارد که این بحث ها را مطرح کند.
3.1.2.1.2.2.4.2.2. نقد وی بر افسانه ورقه بن نؤفل
محمدی با آوردن چند دلیل داستان ورقه بن نؤفل23 را که در برخی کتب ذکر شده، رد می‌کند و این داستان را شبیه به افسانه و اسطوره می‌داند، از جمله دلایل ایشان این است که این داستان با مقام رسالت و نبوت و آیات و روایات سازگاری ندارد، در نقل این داستان اختلافات فراوانی دیده می‌شود، این اختلافات، دلیل بر ساختگی بودن آنهاست. همچنین اسنادش مرسل است و ورقه بن نوفل طبق گواهی تاریخ، از عالمان مسیحی بوده است، او هنگامی‌که می‌خواهد اضطراب و تردید پیامبر9 را برطرف نماید، فقط نامی از نبوت موسی 7 برده و می‌گوید: «این همان مقامی است که به موسی بن عمران 7 داده شده است».24

2.2.1.2.2.4.2.2. عملکرد نامطلوب مؤلف
1. بیان تعیین زمان بعثت
2. اعتقاد به شروع نزول دفعی در ماه مبارک رمضان و شروع نزول تدریجی در بیست و هفتم ماه رجب
3. عرضه ادله‌ی مناسب نزول تدریجی برای اثبات نزول دفعی و برعکس
4. عدم ذکر دلیل عقلی و نقلی، برای همراهی بعثت با نزول تدریجی
5. اعتقاد مؤلف بر عدم تقدیم نزول دفعی بر نزول تدریجی
6. خلط انواع تکلیم با اقسام وحی رسالی

1.2.2.1.2.2.4.2.2. بیان تعیین زمان بعثت
مؤلف در اینکه بعثت آن حضرت 9در چه زمانی رخ داده است25، می‌گوید بین محققان اختلاف‌نظر وجود دارد و به ذکر اقوال دیگران می‌پردازد، حال با توجه به این‌که زمان، سال و ماه و روز بعثت را دربرمی گیرد بحث را به ترتیب کل به جزء پی می‌گیریم. قابل ذکر است در اقوالی که مؤلف آورده به موضوع سال زمان بعثت نپرداخته، فقط ماه و روز را بیان کرده است.
در مورد تعیین ماه و روز بعثت به بیان اقوال دیگران با ذکر نام صاحب قول پرداخته که از جمله این اقوال: 3 ربیع‌الاول، 12 ربیع‌الاول، 27 رجب، 15 شعبان، 17 رمضان می‌باشد ولی یکی از نظرات مطرح شده ( 3 ربیع‌الاول) را بدون ذکر صاحب قول بیان می‌کند، همچنین وی ذیل اقوال ذکر شده دلایل آن‌ها را در مورد زمان بعثت مطرح نکرده است تا در پایان خود به ارزیابی نظرات پرداخته و نظرات متضاد را با دلایل منطقی رد کند، درنهایت از میان نظرات مطرح شده ایشان 27 رجب را به عنوان قول مشهور و نظر خودش انتخاب می‌کند26.
2.2.2.1.2.2.4.2.2. اعتقاد به شروع نزول دفعی در ماه مبارک رمضان و شروع نزول تدریجی در بیست و هفتم ماه رجب
مؤلف معتقد است27 که نزول دفعی قرآن در ماه مبارک رمضان بوده و نزول تدریجی آن در بیست و هفتم ماه رجب، همراه با بعثت پیامبر9 شروع شده است28 و دلیلی برای نظر خود مطرح نکرده است.
3.2.2.1.2.2.4.2.2. عرضه ادله‌ی مناسب نزول تدریجی برای اثبات نزول دفعی و برعکس
وی برای اثبات نزول دفعی29 پنج آیه ذیل را می‌آورد30: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقان…»31 «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فىِ لَيْلَةِ الْقَدْرِ»32 «إنَّا أَنزَلْنَهُ فىِ لَيْلَةٍ مُّبَرَكَةٍ …»33 «… وَ لَا تَعْجَلْ بِالْقُرْءَانِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضىَ إِلَيْكَ وَحْيُهُ…»34 «لَا تحُرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ * إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَ قُرْءَانَهُ»35
در آیه اوّل با توجه به کلمه «هُدىً لِلنَّاسِ» مشخص می‌شود که نزول برای مردم بوده است، پس آیه برای نزول تدریجی مناسب است، آیات دوّم و سوّم اشاره به نزول یک ساله قرآن دارند به تعبیر دیگر هر مقدار از قرآن که نیاز بوده در طول سال نازل شود، درشب قدر هر سال، همان مقدار نازل می‌شده است، آیات چهارم و پنجم اشاره به خواندن پیامبر 9 در زمان نزول آیات دارد که دال بر نزول تدریجی است.
همچنین برای اثبات نزول تدریجی36 به کلمه تنزیل در آیات زیر استناد می‌کند37:
«تَنزِيلُ الْكِتَبِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الحَكِيم»38؛ «قُلْ مَن كاَنَ عَدُوًّا لِّجِبرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلىَ‏ قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ …»39؛ «قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِن رَّبِّكَ بِالحَقِّ‏ِِِ…»40؛ «وَ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ لَا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْءَانُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذَالِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَ رَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلاً»41
جای تعجب است که مؤلف در صفحه 37 کتاب خود، کلام علامه را که از کلمه «إنزال» برای نزول دفعی و از کلمه «تنزیل» برای نزول تدریجی استفاده کرده است، رد می‌کند، امّا خود در ادامه به این کلمه (تنزیل) استناد کرده است. بعلاوه در آیات مذکور ظهور کلمات «الکتب، قلبک و روح‌القدس» بیشتر به نزول دفعی دلالت دارد به تعبیر دیگر در آیه اوّل کلمه «الکتب» به معنای مجموعه‌ای از بخش‌های مختلف است و چون نزول تدریجی به بخشی از این مجموعه دلالت دارد، بهتر است این آیه در مورد نزول دفعی استفاده شود.
آیه دوّم وجود امری و محل نزول این وجود (قلب) را نشان می‌دهد، پس دلالت بر نزول دفعی دارد، چون فقط در نزول دفعی کل حقیقت قرآن بر قلب پیامبر 9 نازل شده است.
آیه سوّم که بیان می‌کند، روح‌القدس، آن را از جانب پروردگارت به حق نازل کرده است دلالت بر نزول دفعی دارد، چون به وجود امری، روحی قرآن اشاره دارد.
آیه چهارم نیز، هم بر نزول دفعی و هم بر نزول تدریجی دلالت دارد، چون آیه در مقام رد صریح نزول دفعی نیست بلکه یکی از حکمت‌های نزول تدریجی را بیان می‌کند که چرا قرآن به‌تدریج نازل شده است، مؤلف به این نکته توجه داشته و توضیحات مربوط به آیه را ذیل حکمت‌های نزول تدریجی42 بیان کرده است.
4.2.2.1.2.2.4.2.2. عدم ذکر دلیل عقلی و نقلی، برای همراهی بعثت با نزول تدریجی
مؤلف معتقد است که بعثت پیامبر 9 در بیست و هفتم رجب همراه با شروع نزول تدریجی بوده است43؛ و هیچ دلیل عقلی و نقلی، برای نظر خود ذکر نکرده است و تنها به گفته معرفت44 و طباطبایی45 اشاره نموده و مشخص نکرده که به سخن کدام یک، استناد نموده است، درحالی‌که بین دو نظر مطرح شده، وحدت نظر وجود ندارد، به عنوان مثال: معرفت نزول قرآن را در بعثت نمی‌پذیرد و آغاز نزول را سه سال پس از بعثت، به صورت تدریجی و به مدّت بیست سال می‌داند، از طرف دیگر در سخن علامه اشاره‌ای به بعثت نشده است و تنها به نزول دفعی و تدریجی پرداخته است.
5.2.2.1.2.2.4.2.2. اعتقاد مؤلف بر عدم تقدیم نزول دفعی بر نزول تدریجی
مؤلف در مورد تقدیم یکی از نزول‌ها بر دیگری به‌طور صریح صحبت نکرده است ولی از فحوای کلام وی می‌توان پی برد که ایشان نزول تدریجی را مقدم بر نزول دفعی می‌داند، چون وی معتقد است که نزول دفعی در ماه مبارک رمضان و نزول تدریجی در بیست و هفتم رجب، همراه با بعثت پیامبر 9 است46. در این مورد با توجه به این که سال زمان نزول قرآن را مشخص نکرده است، ظاهراً به نظر می‌رسد که ماه رجب و رمضان در یک سال مشخص را در نظر دارد و ماه رجب مقدم بر ماه رمضان است، چون اگر یک سال مشخص را در نظر نداشته باشد، بدین معناست که نزول دفعی در ماه رمضان قبل از بعثت پیامبر 9 بوده است و در ماه رمضان قبل از بعثت پیامبر9 نزول دفعی معنا ندارد.
6.2.2.1.2.2.4.2.2. خلط انواع تکلیم با اقسام وحی رسالی
مؤلف معتقد است که آیه 51 سوره شوری برای بیان اقسام وحی رسالی می‌باشد و چنین بیان می‌کند: محققان برای بیان اقسام وحی رسالی به این آیه شریفه استدلال می‌کنند:
«وَ ماکان لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاىِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِىَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلىُّ حَكِيمٌ»؛ و شایسته هیچ انسانی نیست که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحی یا از پشت حجاب، یا رسولی می‌فرستد و به فرمان او آنچه را بخواهد وحی می‌کند، چرا که او بلند مرتبه و حکیم است.
از این آیه می‌توان پی برد که وحی رسالی بر سه قسم است:1. وحی بدون واسطه و مستقیم2. وحی به واسطه ایجاد صوت (سخن گفتن از پشت حجاب) 3. وحی به واسطه ملک و فرشته.»47
درحالی‌که آیه به‌طور کل تکلیم خداوند با بندگان خاصش را بیان می کند. همچنین اشکالی که در ترجمه معنای آیه، به چشم می خورد این است که وی می گوید: «شایسته هیچ انسانی نیست که خدا با او سخن گوید» ظاهر این جمله نشان می دهد که مقام انسان از خداوند بالاتر است چون می گوید شایسته انسان نیست که خدا با او سخن

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد نزول قرآن، ارزیابی عملکرد، حکومت اسلامی، تجربه دینی Next Entries پایان نامه ارشد درمورد قرآن کریم، زمان پیامبر، ارزیابی عملکرد، آیات و روایات