پایان نامه ارشد درمورد میراث فرهنگی، ارزش های مادی، بافت فرسوده شهری، تقابل های دوگانه

دانلود پایان نامه ارشد

بیانگر ارزش آن است اعم از ارزش هنری، تاریخی، عملکردی و … عنوان میراث فرهنگی پیدا می کند(مردمی و محمد مرادی، 1387).
حفظ آثار گذشته و باز زنده سازی آن امروزه به یک علم فراگیر در سطح جهانی تبدیل شده است به گونه ای که ایکوموس18موسسه بین المللی بناها و سایت های تاریخی؛ منشورهایی از قبیل منشور ونیز(1966)، منشور فلورانس(1982)، و منشور بورا (1981) را در راستای حفظ بناهای تاریخی و ارزش گذاری فرهنگی آن تدوین نموده است که شامل دستورالعمل ها و شیوه های مرمت بناهای یاد شده می باشد.
زمانی که سخن از باز زنده سازی یک بنا یا بافت فرسوده شهری است هدف اصلی چیزی است فراتر از اقدامات کالبدی و فضایی. در این فرآیند سعی می شود بین گذشته و حال و آینده بنای تاریخی پیوندی خلاق ایجاد گردد.آنچه در این مسیر همواره باید مد نظر داشت حفظ ارزش های مادی و معنوی اثر تاریخی می باشد. معاصرسازی یک بنا یا مجموعه تاریخی از دیدگاه مادی بدین معناست که در بخش های مختلف اثر به گونه ای دخل و تصرف شود که بین ارزش های والای معاصر و ارزش های پایدار کهن گفتگوی خلاقانه ای ایجاد شود. به عبارتی اقدامات انجام شده زودگذر و مقطعی نباشد. معاصرسازی از لحاظ معنوی بدین معناست که با اقدامات کارآمد و مناسب میراث مادی و فرهنگی به جا مانده از دوران گذشته را تبدیل به ثروت مادی و فرهنگی کنیم(عالی و تاجیک، 1388).
هويت محله اي
هویت محله ای در واقع، نوعی احساس تعلق به يك محله مسكوني، می باشد كه از زمان اختراع ابزار مدرن حمل ونقل و ارتباطات جهاني، اين حس تعلق به مكان و روابط همسايگي (جدا از روابط خانوادگي و خويشاوندي) كه نزديك ترين و مناسب ترين راه تشكيل جامعه را فراهم آورده است اهميت خود را كم كم از دست داده است. نقشي كه محله در اين عصر جديد بازي مي كند تغيير كرده است و قضيه اي كه يك مكان با هويت محله اي قوي و محكم باعث تضمين جامعه اي قوي شود مستلزم بازبيني است. در گذشته (محله) از طريق مكان هاي عمومي مركزي مشخص مي شدند كه كانون تشكيل جلسات سنتي مثل بازار يا ميدان شهر بودند، اين اماكن، محل ملاقات دوستان و همسالان بودند، اما امروزه فن آوري ارتباطات در همه جا، چالش هايي را در جهت شناخت مطلوب، (مكان عمومي) به وجود آورده است. هويت محله اي و احساس تعلق، ديگر خيلي كمتر ازآجرها ومصالح به كار رفته در ساختمان ها مشتق مي شود(فوث19،2004: 8-9).
همچنین هویت را می توان حاصل توافق ميان فرد و پديده مورد ارزيابي تعريف مي كند بر اين مبنا، هويت مفهومي نسبي است كه يك سرآن به انسان بر مي گردد و سر ديگرش درمحيط تعريف مي شود(قاسمی، 1383: 69-70). که شرط هویتمندی آن محله را می توان موارد زیر ذکر نمود:
تعلق مكاني ساكنان محله به محيط زندگي شان
خاطره اي كه در ذهن ساكنان از محله بر جاي مانده است
خاطرات جمعي كه در حافظه جمعي ساكنان از محله بر جاي مانده است.
حس تعلق خاطر افراد به محله خود شان.
درتعريفي ديگر، هويت مكان، بخشي از هويت شخصي تعريف مي شود هويت مكان در اثر تجربه مستقيم محيط فيزيكي رشد مي يابد. بنابراين بازتابي از وجوه اجتماعي وفرهنگي مكان است رابطه ي ميان انسان ومكان دو طرفه است زيرا كنش و خواست انساني معني را به فضا مرتبط مي سازد(والمسلی20، 1990: 64).
هویت معماری
اكثر مردم حضور در يك فضاي خاص را تجربه كرده اند، آن را ارج مي نهند و از فقدان آن متأثر مي شوند. حس كردن جهان لذتي خاص دارد. مكان هاي معني دار و قابل درك تكيه گاه مناسبي هستند كه خاطرات شخصي، احساس ها و ارزش ها بر آن تكيه مي كنند. هويت مكاني پيوند نزديكي پيدا مي كند با هويت شخصی، اینکه «من اینجا هستم»، حکایت از «من هستم» می کند(لینچ، 1381).
در رابطه با مسئله هویت محیطی، صاحب نظران مختلف عقاید خود را بیان داشته اند و مولفه های مختلفی برای این مفهوم در نظر گرفته اند.واز نظر راپاپورت، هويت قابليت تميز و تشخيص عنصري از عنصر ديگر است. او هويت را خصوصيتي از محيط مي داند كه در شرايط مختلف تغيير نمي كند. اين خصوصيات مي تواند خصوصيات فيزيكى محيط نظير شكل، ابعاد، تزيينات، سبک ساختمانى و … باشد، يا فعاليت هاى خاص جارى در محيط و يا عملكرد هاى يك محيط.
به عقيده الکساندر، هويت در محيط هنگامي تجلى مي كند كه ارتباط طبيعى و منطقى بين فرد و محيط حاصل شده باشد. وى معتقد است كه بين فرد و محيط زندگى اش ارتباط و احساس تعلق خاطر به وجود نخواهد آمد مگر آنكه قادر به شناخت عميق و تشخيص آن باشد و توان درك تمايز آن نسبت به محيط هاى ديگر را نيز داشته باشد، و بداند در چه زمانى و به چه صورت پاسخ مناسبى به كنش هاى انجام يافته در آن محيط بدهد.
از نظر »والتر بور»، هويت همان تفاوت هاي كوچك و بزرگي است كه باعث بازشناخت يك مكان و خوانايي محيط مي شود و حس دلبستگي و حساسيت محيط را به وجود مي آورد. خاص بودن هر محيط به معني اجتناب از يكنواختي، وجود تنوع و جذابيت است و در نحوه قرارگيري فضاها و طرز دسترسي به فضاها و در كاربري ها نيز مي بايد وجود داشته باشد. ولف معتقد است كه هويت محيط نتيجه كنش متقابل سه مورد است كه عبارت اند از:
تركيب ظاهر و كالبدي نماها؛
عملكردها و فعاليت هاي قابل مشاهده؛
مفاهيم در محيط.
«گوردن كالن» بر اهميت تفاوت هر محيط با ساير محيط ها تأكيد دارد. او هويت را توجه به شخصيت فردي هر محيط و پرهيز از يكنواختي و تشابه محيط هاي شهري از طريق به جلوه در آوردن ويژگي هاي خاص هر محيط تعريف مي كند(دانشپور، 1380: 55). در واقع معماري به خودي خود پديده اي است كه از صراحت در تعريف و تجزيه و تحليل مي گريزد و در دنياي پيچيده امروز اين مقوله هويتي بس پيچيده تر و مبهم تر از گذشته يافته است.
برای پرداختن به موضوع ایجاد معماری با هویت و نسبت معماری با هویت، می توان دو دیدگاه در مورد نگاه به معماری در نظر گرفت، نگاه اول نگاه عام است كه معماري را به معناي ساختن، تحديد فضا، ايجاد سرپناه و تعاريفي از اين دست در نظر مي گيرد كه جايي براي بحث هويت در معماري باقي نمي گذارد. براي بازكردن بحث هويت در معماري بايد از ديدگاه ديگري به مسئله نگاه كرد و بحث چيستي و كيستي معماري را از آن نقطه نظر مطرح كرد. اگر به معماري به عنوان يك اثر هنري نگاه كنيم و انسان را خالق اثر هنري در نظر بگيريم از آن جهت كه انسان مدعي است كه مي تواند حقيقت هستي را كشف كند و آن را در اثر هنري متجلي سازد و به بيان آورد و اثر هنري حاصل فهم انسان و تجلي حقيقت كشف شده از سوي اوست، مي توان به بحث هويت در معماري پرداخت.
معمولاً هويت يك اثر معماري را با ميزان ايده ها و اثرات برگرفته از ويژگي هاي فرهنگي موجود در آن اثر مي سنجند. اين روش با آنكه از يك صحت نسبي برخوردار است اما در جاهايي ناكافي و گمراه كننده نيز مي شود.
با در نظر گرفتن فاکتور کارکرد، بهتر می توان ارزیابی مسئله پرداخت، و می توان آثاري را با هويت یافت كه مستقل از ميراث محيطي و فرهنگي مكان آن آثار باشد. از اين رو عوامل ديگري نيز بايد در تكوين هويت معماري مداخله داشته باشد تا فقدان چنان مهمي نتواند مهر بي هويتي بر موجوديت اثر معماري زند. اين عوامل همان هايي هستند كه تمام آثار والاي معماري چه آنها كه از پيشينيان بر جاي مانده و چه آنها كه معاصرند و چه آنهايي كه با گذشته پيوند دارند و چه آنهايي كه فن آوري را همچون نمودي از دنياي امروز و فردا ارائه مي كنند به يك اندازه از آنها برخوردارند و عبارت اند از: زيبايي، دانش، اصالت طرح، جوهر طرح.
زمان نيز مولفه بسيار اساسى اما خارج از كنترل انسان است و هر يك از عوامل فوق خود مقروض زمان هستند. از اين رو اگر در جست وجوى هويت در معمارى امروز هستيم مي بايست آن را در ارتباط با زمان حاضر سنجید.
فرهنگ و هويت
فرهنگ وظيفه هدايت و جهت دادن به رفتارها و فعاليت هاي انساني را دارد و به عنوان روح و فضاي زندگي نقش ايفا مي كند. اگر اين فضاي زندگي (فرهنگ) تمايلات معنوي داشته باشد، تجليات شكلي و كالبدي آن نيز هويتي معنوي را به نمايش خواهد گذاشت. لذا از شرايط پايداري توسعه مي توان به سازگاري با نيازها و آداب و رسوم و اميال زيستي اقوام اشاره نمود و آن را توسعه فرهنگي يا بومي پايدار ناميد. در فرآيند تجلي كالبدي و عيني انديشه و به عبارتي در روند تبديل يك انديشه و سامانه فكري به يك محصول كه در خدمت آن انديشه و صاحبان آن انديشه باشد، مي توان از سلسله مراتبي نام برد كه با جهان بيني آغاز مي شود و با تولد فرهنگ و به دنبال آن تدوين سياست ها و برنامه ها به توليد محصول عيني ختم مي شود كه ناگزير به عنوان مبين و مروج و نماد فرهنگ و جهان بيني خاستگاهش است. بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه زمينه گرايي و ساماندهي كالبدي و ساختاري از راهكارهاي افزايش هويت كالبدي شهرهاست(نقی زاده، 1387).
عواملی هم چون رشد و ارتقاي كيفي فضاهاي جمعي و فرهنگي، ظهور جلوه هاي جديد فرهنگي، حفظ و مرمت آثار تاريخي و فرهنگي، برنامه ريزي جهت خلق هدفمند نمادهاي هويتي- فرهنگي و همچنين توسعه صنعت گردشگري، همه باعث افزايش سطح فرهنگ عمومي جامعه، ارتقاي هويت وتشخص كالبدي و معنايي شهر و جذب سرمايه و دست آخر توسعه فرهنگي و پايدار می گردد؛ به طوری که هويت شهر يكي از پايه ها و مبنا افزايش حس تعلق و مشاركت شهروندان و نهايتاً توسعه پايدار مي باشد(دهقانی و کریم زاده،1387).
مولفه هاي هويتي شهر
برای تقویت هویت شهر، از مشخصات و مؤلفه هايي مختلفي استفاده مي گردد كه دسته بندي مؤلفه هاي مربوطه در جهت تقويت هويت شهر ضروري است. عناصر هويت يك شهر، همانند مولفه هاي شخصيتي انسان داراي دو ساحت عيني (كالبدي) و ذهني (معنايي) است
لذا هويت منظر و سيماي شهري به مجموعه ويژگي هاي زيست محيطي، كالبدي و بصري گفته مي شود كه بتوانند به صورت مجموعه عناصر چيره و غالب در كاركرد و سيماي شهر و محله “تداوم” يابند(بنتلی و همکاران،1389)

كيفيت و هويت
ساماندهی محیط کالبدی، یکی از عواملی است که براي افزايش دلبستگي شهروندان به شهر و آگاهي عمومي آنان از محيط شهري ضروري است. معيارهاي كيفي سنجش فضا را مي توان در سه بعد عملكردي، زيبايي شناختي(كالبدي) و زيست محيطي دسته بندي كرد كه همگي در زيبايي و هويت محيط نقش اساسي دارند. هر يك از نظريه پردازان طراحي شهري، در نظريه هاي مختلف خود از زواياي گوناگون به موضوع كيفيت فضاي شهري و مكان ها پرداخته اند. اين كيفيت هاي فضايي به اختصار عبارتند از: نفوذ پذيري و دسترسي، تنوع كاربري ها و افزايش حق انتخاب (گوناگوني)، نظارت عمومي و امنيت، انعطاف پذيري و انطباق پذيري (سازگاري)، نگهداري و كنترل فضاها (مديريت فضا و مشاركت عمومي)، همه شمول بودن و تعاملات جمعي، تسهيل پياده مداري، تناسبات بصري(زيبايي، هويت و انسجام كالبدي)، غناي حسي (روح مكان)، رنگ تعلق (حس مالكيت و مشاركت عمومي)(کارمونا و همکاران،1388).
هویت از دیدگاه اندیشمندان
«استورات هال» هویت را یک روند در حال شدن می داند که شناسنامه و عامل شناخته شدن است(قطبی، 1387: 81). هویت عامل شناسایی فرد از افراد، شیء از اشیاء و گروه از سایر گروه ها به حساب می آید. چارلز جنکز معتقد است: هویت طبقه بندی اشیا و افراد و مرتبط ساختن خود با چیزی یا کسی دیگر است(تاجیک، 1384: 2-11). به عبارتی دیگر هویت محملی برای قرارگیری مسئولیت می باشد. همچنین می توان از آن به عنوان لایه ورود پدیده ها به شامل شدن در یک اجتماع یاد کرد.
هویت با عبارات مشابهت و تفاوت نیز ارتباط دارد، «کاترین وودوارد» معتقد است که هویت از طریق تشابه ارزیابی می شود؛ تشابه با انسان هایی مثل ما و تفاوت با آنهایی که مثل ما نیستند(میرمقتدایی، 1383: 32). از این رو واژه هویت مستلزم درک دو معنای متضاد است؛ دو معنایی که در تقابل های دوگانه در مقابل هم قرار می گیرند ولی در واقع تکمیل کننده ی یک مفهوم به نام هویت هستند. این دو معنا شباهت و تفاوت می باشند؛ شباهت درون گروهی در عین تفاوت برون گروهی. این کیفیت به مفهوم متباین بودن در عین هماهنگی نیز شباهت دارد و می

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد شهر اردبیل، فضای شهری، بافت تاریخی، بافت تاریخی شهر Next Entries پایان نامه ارشد درمورد بافت تاریخی، هویت کالبدی، مبانی نظری، معماری سنتی