پایان نامه ارشد درمورد منافع ملی، سیاست خارجی، روابط بین‌الملل، موازنه قوا

دانلود پایان نامه ارشد

توازن قوا در نظام بین الملل عین بی ثباتی است، زیرا در قاموس رهیافت واقع گرایی جایی برای عدالت و برابری وجود ندارد.
4. در این رهیافت، صرفاً یک جنبه از ماهیت سرشت انسانی مورد توجه قرار گرفته و از جنبه انسانی آن و تمایل به همکاری و تعاون غفلت شده است(ستوده، 201:1382).
به طور خلاصه، گرایش انسان به قدرت طلبی، منافع شخصی، پرخاشگری، ثروت اندوزی و… هر چند قابل انکار نیست و بخش از وجود وی را تشکیل می دهد، اما پنداشتن این گرایشها به عنوان تمام ابعاد وجودی انسان، ناشی از برداشت یک سویه، تک بعدی و غیر منطبق با حقیقت وجود بشر است. انسان علی رغم داشتن این صفات، گرایشها دیگری نیز دارد که مظهر همگرایی، همکاری، حقیقت طلبی، تعاون، ایثار، نوع دوستی و بسیاری از فضایل اخلاقی و معنوی تلقی می شوند.

واقع‌گرایی یکی از نظریه‌های روابط بین‌الملل است که سیاست‌های جهانی را بر اساس رقابت دولت‌ها بر سر منافع ملی خود تعریف می‌کند(Rourke, 2010:16). واقع‌گرایی، مهم ترین و پایدارترین نظریه روابط بین‌الملل محسوب می‌شود. معمولاً جاذبه این نظریه به دلیل نزدیکی آن با عملکرد سیاست مداران و همجنین فهم متعارف از سیاست بین‌الملل، دانسته می‌شود. همچنین باوجود اصول و وجوه مشترک در میان نظریه پردازان واقع‌گرایی، این مکتب یک کلیت کاملاً یکپارچه نیست(مشیرزاده،1386).
واقع گرایی به عنوان یکی از سنت‌های نظریه روابط بین‌الملل بر چهار گزاره متمرکز است.
1. نظام بین‌الملل آنارشیک است.
– هیچ بازیگری که قادر به تنظیم روابط متقابل دولت‌ها باشد، مافوق دولت‌ها وجود دارد. دولت‌ها به جای اینکه از سوی قدرت مافوقی به آن‌ها دیکته شود، خود باید در روابط با دیگر کشورها وارد شوند.
– نظام بین‌الملل در یک وضعیت ستیز دائمی قراردارد.
2. دولت‌ها مهمترین بازیگران نظام بین‌الملل هستند.
3. تمامی دولت‌ها در نظام بین‌الملل بازیگرانی عقلایی هستند.
– دولت‌ها تمایل دارند به دنبال منافع ملی خود باشند.
– گروه‌ها برای به دست آوردن بیشترین منابع ممکن در تلاش هستند.
4. نگرانی اصلی تمامی دولت‌ها حفظ بقا می‌باشد.
– دولت‌ها برای حفظ بقای خود نیروها و ظرفیت نظامی خود را بیشتر می‌کنند، که این امر ممکن است به معمای امنیت منجر شود.

واقعگرایی یک نظریه فراگیر و کلان4 روابط بینالملل است که در صدد تبیین کلی سیاست بینالملل و پدیدههای گوناگون بینالمللی بر اساس ویژگیهای ثابت انسانها و (دهقانی فیروزآبادی، 27:11389) و کشورها میباشد. به عبارت دیگر، واقعگرایی، یک رویکرد «از داخل به خارج»5 یا «تصویر دوم»6 است که برای فهم و توضیح روابط بینالملل و سیاست خارجی کشورها بر خصوصیات ملی کشورها و انسانها تأکید میکند. این نظریه که مبتنی بر واقعگرایی سیاسی است و ریشه در اندیشههای مورخین، فلاسفه و متألهینی چون توسیدید، ماکیاولی،‌هابز و راینهولد نیبور دارد، بعد از جنگ جهانی دوم توسط نظریهپردازانی چون مورگنتا، ولفرز و کنان در واکنش به آرمانگرایی ارائه شد.
برخلاف آرمانگرایی که بر جهان آن گونه که باید باشد تأکید میورزد، واقعگرایی، مدعی است که جهان را آن گونه که هست توضیح میدهد. از منظر واقعگرایی، نظام بینالملل متشکل از کشورهایی دارای حاکمیت، خودپرست و منفعتطلب با منافع متفاوت و متعارض است که تلاش میکند تا حد امکان آن منافع را افزایش دهند. واقعگرایان سیاست بینالملل را به صورت حوزهای تعریف میکنند که قانون و اخلاق نقشی در آن ندارد و مبارزه برای کسب قدرت بر مناسبات کشورها حاکم است. بنابراین، واقعگرایان بر رفتار کشورها و راهبردهایی که آنها برای تأمین بقا و افزایش منافع خود به کار میبرند، متمرکز میشوند.
واقعگرایی برای تبیین روابط بینالملل و تحلیل سیاست خارجی بر این اصول و مفاهیم بنیادی تکیه میکند: قدرت محوری7، دولت محوری8، منافع ملی9، موازنه قوا10، وضعیت طبیعی11، عقلانیت و بقا12. واقعگرایان قدرت را به منزلهی مفهوم بنیادی روابط بینالملل قلمداد میکنند که نقشی همانند مفهوم انرژی در فیزیک را ایفا میکند. سیاست بینالملل همان گونه که مورگنتا تصریح میکند، مانند دیگر انواع سیاست، مبارزه و کشمکش بر سر قدرت است. (همان،28) مهمترین انگیزه و هدف کشورها در در روابط بینالملل و سیاست خارجی کسب حداکثر قدرت و گسترش آن است. قدرتطلبی کشورها امری طبیعی است که از سرشت انسان سرچشمه میگیرد و در نظام بینالملل غیر متمرکز برای حفظ بقا و ادامه حیات تشدید و تقویت میشود. بنابراین، قدرت هم هدف است و هم وسیلهای برای ادامه حیات.
واقعگرایی، همچنین فرض میکند که دولت-ملتها یا کشورها بازیگران اولیه روابط بینالملل هستند که هسته مرکزی نظام بینالملل را تشکیل میدهند. در نتیجه، این رویکرد نظری، روابط بین کشورهای دارای حاکمیت و تعاملات سیاسی را که مبتنی بر اصول قدرت و منافع ملی است مورد توجه و بررسی قرار میدهد. واقعگرایان استدلال میکنند که علیرغم ظهور بازیگران غیر دولتی همانند سازمانهای بینالمللی و نهادهای فراملی، در نظام بینالملل، دولت ملی کماکان مهمترین بازیگر در سیاست بینالملل محسوب میشود. این کشورها هستند که تصمیم نهایی را میگیرند و برای اجرای آن در سیاست بینالملل اقدام میکنند. بنابراین، بازیگران غیر دولتی، کنشگرانی ثانویه و درجه دو هستند که نقش حاشیهای در تعیین نتایج بینالمللی و سیاست خارجی کشورها دارند.
فراتر از این، از منظر واقعگرایی، کشور موجودیت یکپارچه و واحد است که به صورت عاقلانه عمل میکند. این فرض بیانگر چگونگی اتخاذ تصمیم از سوی کشورها و اهدافی است که آنها در روابط بینالملل و سیاست خارجی پیگیری میکنند. یعنی، از یکسو، دولتمردان در حکومتهای مرکزی هستند که سیاستگزاری خارجی را انجام میدهند و کارگزاریهای فروملی و گروههای ذینفع نقش بسیار اندکی در فرایند آن دارند. از سوی دیگر، تصمیمسازان و سیاستگذاران ملی، عاقل بوده و عاقلانه تصمیم میگیرند. یعنی بدین معنا که آنها بر اساس تحلیل هزینه-فایده به محاسبه مداخل و مخارج هر تصمیمی‌و اقدامی‌دست میزنند و تلاش میکنند تا دستاورد خود را به حداکثر برسانند.
یک بازیگر عاقل کسی است که تلاش میکند تا منافع ملی خود را به حداکثر برساند. زیرا در یک نظام بینالملل غیرمتمرکز متشکل از کشورهای خودپرست و منفعتطلب، تعهد و وظیفه اصلی حکومت و دولتمردان تأمین منافع جامعه ملی و دولتی است که نمایندگی آن را برعهده دارند نه رعایت موازین اخلاقی که بر فرد فرد اعضای جامعه حاکم است. (دهقانی فیروزآبادی،29:1389) بنابراین، رفتار کشورها براساس منافع ملی تبیین و تعیین میشود. منافع ملی نیز بر حسب قدرت ملی تعریف میشود که بالاترین هدف هر کشور در سیاست خارجی است. منافع ملی به این معنا، هم چراغ راهنمای کشور و رهبران سیاسی آن در سیاست است و هم معیاری برای ارزیابی تصمیمات و سیاستهای آن را فراهم میسازد.
اگر چه، واقعگرایان نیز به گونهای اذعان دارند که منافع ملی بر حسب قدرت تعریف میشود معنا و مدلول کاملاً مشخص و ثابتی ندارد ولی قدر مسلم بقا و موجودیت کشور در نظام بینالملل موضوعی رقابت آمیز محسوب میشود. کلیه کشورها ناگزیرند از هویت فیزیکی، سیاسی و فرهنگی خود در برابر تعرضات و تهدیدات سایر کشورها پاسداری کنند. بدین ترتیب، منافع ملی با بقای ملی یکسان است. بنابراین، بر پایه منطق غالب در سیاست بینالملل، یعنی جستجوی قدرت و امنیت، کشورها به عنوان بازیگران عاقل چاره و گزینهای جز فراهم آوردن ابزارهای قدرت و خشونت برای صیانت از خود و بقا ندارند.
تمایل برای بیشینهسازی قدرت و الزام و اجبار برای تأمین بقا بهطور عقلانی کشورهای عاقل را به اتخاذ سیاست و رفتار خارجی مبتنی بر موازنه قوا ترغیب میکند. منطق توازن قدرت به سیاستگذاران و تصمیمگیرندگان عملگرا دیکته میکند که در مقابل نیروها و بازیگرانی که در صدد برهمزدن قدرت هستند تعادل و توازن برقرار کنند. دو الگوی موازنه قوا قابل تصور است؛ توازن درونگرا13یا یکجانبه که در قالب آن کشورها با اتکای بر قابلیتها و تواناییهای خود موازنه را برقرار میکنند. توازن برونگرا 14، یا چندجانبه که به صورت اتحاد و پیمان دو یا چند کشور علیه قدرت برهمزننده موازنه شکل میگیرد.
بیتردید میتوان گفت که واقعگرایی، قالب فکری غالب در تحلیل سیاست خارجی جمهوری اسلامی‌ایران بوده است. زیرا اکثر تحلیلگران، بر اساس مفهوم «منافع ملی» همانگونه که در نظریه واقعگرایی تعریف میشود، به تجزیه و تحلیل سیاست خارجی ایران پس از انقلاب اسلامی‌پرداختهاند. (همان،30) یعنی تبیین رفتار خارجی جمهوری اسلامی‌ایران با توجه به میزان و ماهیت قدرت مادی و فیزیکی این کشور. با وجود این، بعضی از پژوهشگران و صاحبنظران معتقدند که واقعگرایی نمیتواند کلیه جوانب سیاست خارجی جمهوریاسلامی‌را توضیح دهد. چون در بسیاری از موارد رفتار خارجی ایران از منطق واقعگرایی پیروی نکرده و نمیکند.
واقعیت آن است که نظریه واقعگرایی، علیرغم نارساییها و کاستیهای غیر قابل انکاری که دارد، با جرح و تعدیل بعضی از اصول و مفروضهها میتواند برای تحلیل و مطالعه سیاست خارجی جمهوری اسلامی‌بهکار رود. بهویژه مفهوم منافع ملی به معنای بیشینهسازی قدرت مادی را باید بهگونهای بازسازی و بازتعریف کرد که شامل منافع و ارزشهای غیر مادی و ایدئولوژیک نیز بشود. زیرا، منافع ملی کشورها، از جمله جمهوری اسلامی‌ایران فقط محدود به منافع مادی نمیشود و منافع دیگری مانند منافع ایدئولوژیک و منافع مربوط به نظم جهانی15را نیز دربر میگیرد که لزوماً مادی نیستند (همان،31).
2-1-2-آرمانگرایی
رویکرد ایده آلیستی، یکی دیگر از رهیافتهای مطالعه در فرایند تجزیه و تحلیل روابط بین الملل است. در این دیدگاه، محور اصلی مطالعه، زمینه های همکاری و اشتراک مساعی میان واحدهای سیاسی متفاوت است. بر این اساس، میان افراد و نیز جوامع انسانی پیوندهای مشترک اجتماعی و فوق ملی وجود دارد و در این روند مسئله برد و باخت مطرح نیست(قوام، 245:1384).
این نوع نگرش به طبیعت بازیگران صحنه روابط بین الملل، ریشه در نظریات خوش بینانه کسانی مانند روسو و گروسیوس دارد که به پاک بودن سرشت انسان و گرایش ذاتی وی به نیکی و فضایل معتقد بودند. بنابراین، قبل از ارائه هرگونه توضیحی درباره رهیافت ایده آلیستی، برداشت افراد نامبرده در مورد طبیعت انسان را به اجمال مرور می کنیم.
ژان ژاک روسو به انسان نگاه مثبت دارد و او را موجودی نیک سرشت می داند. جمله معروف «انسان آزاد آفریده شده است، اما همه جا در بردگی به سر می برد»،(روسو،56:1384). به روشنی مفهوم آزادی طبیعی انسانها و همچنین وضع طبیعی آنان را از نظر این متفکر توضیح می دهد. در حقیقت، جمله «انسان آزاد آفریده شده است» پاسخی است به آن دسته از دانشمندانی که معتقدند «تمام انسانها رعیت آفریده شده اند.»(همان). بدین سان از منظر روسو، انسان فقط وقتی وارد جامعه انسانها شد، آن وقت فکر حمله به دیگری در سرش وارد می شود؛ پس از اینکه شهروند شد به سرباز تبدیل می شود. بنابراین، انسان طبیعی اشتیاقی به جنگیدن با همنوعان خود ندارد(همان،ص85).
بدین ترتیب، انسان به لحاظ طبعیت خود صلح جوست و در روابط با همنوعانش ملاحظات اخلاقی، ارزشی و انسان دوستانه را رعایت می کند، اما پرخاشگری، ددمنشی، منازعه و اعمال خلاف اوامر عارضی و ناشی از شرایط بد و ترتیبات نامناسب اجتماعی است.
گرسیوس نیز مانند روسو، لوح ضمیر انسان را سفید دانسته و معتقد است که ویژگی اصلی او «جامعه دوستی است و می خواهد با همنوعان روزگار بگذراند؛ گذرانی که با فعالیت خلاقانه همراه است.»(عالم،177:1382). بنابراین، انسان فطرتاً موجودی اجتماعی است و بدون همکاری متقابل با دیگران، قادر به تأمین اهداف و نیازهای فردی خویش نخواهد بود.
هنگامی که روسو و گروسیوس از سرشت نیک انسان و گرایش ذاتی او به فضایل سخن می گویند، منظورشان این است که روابط افراد با همدیگر لزوماً بر مبنای صلح دوستی، تعاون، همکاری و همگرایی شکل می گیرد. چنان که پیداست این نوع طرز تفکر، برخی از پژوهشگران نظام بین الملل را تحت تأثیر قرار داده و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد سیاست خارجی، دولت یازدهم، روابط بین الملل، سیاست بین الملل Next Entries پایان نامه ارشد درمورد مکتب انگلیسی، روابط بین‌الملل، روش‌شناسی، عامل اجتماعی