پایان نامه ارشد درمورد معماری سنتی، اجتماع محلی، زندگی شهری، مکتب شیکاگو

دانلود پایان نامه ارشد

هستند24.
قانون حقیقی انسانی همان عقل انسانی است که باید حاکم باشد(فروغی، 1366: ص 163) و روسو معتقد است که کمال مطلوب آنست که قانون کننده اراده عمومی باشد(دورانت، 1369: ص134). خرد انسان مدرن برای معماری نیز، همچون سایر هنجارهای اجتماعی، پیوسته قراردادهایی را منعقد و لغو و شیوه ها و سبک هایی را جاری و باطل می نماید. معماری مدرن-به معنای عام- محصول تکثر اصول و قراردادهای عصر جدید است که هر از گاهی تحت تاثیر مولفه های متغیر و پویای روزگار مدرن شکلی نو و تازه به خود می گیرد و ساخت وسیله جدیدی را طلب می کند. چارلز کوره آ می گوید: من فکر می کنم هویت با زمان رشد می کند. هویت اتفاق می افتد. من فکر نمی کنم هویت چیزی است که بتوان به صورت خودآگاه دنبال کرد. شما فقط تلاش می کنید، مسایل واقعی را می بیند و انها را حل می کنید(به نقل از اقبالی، 1378).
معماری هویت های پویا و گذرا، از ویژگی های معماری مدرن در عصر جدید می باشد، این هویت های پویا و گذرا در سایر هنرها و ادبیات نیز می آیند و می روند و آثاری را بر جای می گذارند. ولی تنها در معماری است که به علت ماندگاری اثر و هم نشینی بناها، اختلاط هویت ها و به تعبیری دیگر بی هویتی معماری به چشم می آید.
2-2-3- تفاوت معماری «ما» و «من»
وجود هویت جمعی و متجانس در کنار یکدیگر، موجب شکل گیری مجموعه ای هماهنگ می گردد و در عوض هرگاه آثاری با هویت های فردی و نامتجانس کنار هم قرار گیرند، مجموعه ای ناهماهنگ حاصل می گردد. امروز هماهنگی حاصل از هم نشینی بناهای متجانس را به هویت و ناهماهنگی حاصل از هم جواری بناهای نامتناجس را بی هویتی تعبیر می کنند. شهر سنتی منظومه بناهایی است که تحت سیطره بینش سنتی و آداب و رسوم آن و متاثر از محدودیت های اقلیمی و فنی شکل گرفته و لاجرم دارای وحدت و هم آوایی هستند. شهر امروز مجموعه ای از بناها است که هر یک بنا به سبک و سلیقه ای و به پشتوانه توان فنی پیشرفته شکل گرفته و به ناچار پاره پاره و هزار چهره است. به بیان دیگر، از آنجا که معمار سنتی بر مدار سنت و هویت جمعی می سازد، آثار معماری سنتی هم شکل و هم زبان هستند، آنچنان که گویی همه بناها را معماری هزار ساله ساخته است، و چون معماران عصر جدید هر یک بنا بر سلیقه و هویت شخصی و یا سبکی خویش می سازد، آثار معماری جدید ناهمشکل و ناهمزبان و گویای تکثر اندیشه و سلیقه آنان است.
به عبارتی دیگر می توان این گونه گفت که در روزگار سنتی، معماری محوری است که معماران در امتداد و در گرد آن حرکت می کنند؛ در حالی که در شرایط مدرن محوریت با معمار است و معماران تابعی از بینش و سلیقه معمار می باشد. وقتی ذهن یک نفر یا یک گروه، بنایی را طراحی می کند، طبعا آن را به صورت کل ادراک می کند، و هر جزئی در آن جای خود را می یابد، چه در قوام بخشیدن به کل و چه در اینکه هر کدام از آنها خود کل است. اما رشد شهر نه زاده ذهن یک نفر است و نه زاده یک گروه منسجم از اذهان. شهر زاده میلیون ها فعالیت منفرد ساختمانی است (الکساندر، 1381: ص 432).
شهر سنتی بستر معماری سنتی است. شهرمدرن بستر معماری های مدرن. معماری سنتی «ما» است و معماری مدرن معماری «من ها».

2-3-هویت بخشی به بافت های محله ها از دیدگاه نظریات مطرح شده
فرديناندتونيس25در سال 1936، برای توضیح رابطه ی بین شهر–روستا يا به تعبير وي اجتماع (گمانیشافت) و جامعه (گزلشافت) بر تغيير روابط اجتماعي در اين فرايند تاکید می کند. اجتماع (گمانيشافت) در ديدگاه تونيس بر روستا يا شكل زيستي و سازمان يافتگي پيش از شهر انطباق دارد كه مهم ترين مشخصات آن عبارتست از:
انسجام اجتماعي بر پايه روابط اجتماعي كه خود به صورت روابط شخصي، عاطفي و صميمي تعريف مي شوند.
تبلور كنترل اجتماعي از خلال روابط خانوادگي يا همسايگي.
وجود خانواده يا گروه خويشاوندي به مثابه واحد پايه اي سازمان اجتماعي.
بر عكس جامعه (گزلشافت) با شهر و شهر نشيني انطباق دارد و مهم ترين مشخصات آن عبارتند از:
ظهور اشكال جديد ساختاري در سازمان اقتصادي
سطحي شدن كنش هاي متقابل اجتماعي.
وابستگي افراد به نهادها از خلال پيوند هاي صوري
روابط اجتماعي مبتني بر كارايي و عقلانيت و خالي شدن اين روابط از روابط شخصي، عاطفي و صميمي.
كنترل اجتماعي افراد از خلال كمك هاي نهادي (فکوهی، 1383: 175).
با توجه به نظریات توینس می توان گفت که یک اجتماع محلی، با پيوندهاي نزديك و صميمانه و علايق شخصي و تعاملات اجتماعي بالاست به افراد سلامت، رفاه، امنيت، حس همكاري، حس تعلق و توجه به يكديگر، مشخص می گردد. در چنین اجتماع محلی ای، حس هويتمندي بالايي در ميان ساكنان ایجاد می گردد که با محله های سنتی ما در شهرهای قدیم ارتباط نزدیکی دارد و برعکس، ویژگی هایی مانند رقابت، دنبال كردن منافع شخصي، فرد گرايي و تخصص گرايي در جامعه نمایانگر ویژگی های محله های بی هویت شهرهای امروزی می باشد.
از نظریات دیگر مطرح شده در خصوص عقلانیت در شهرهای جدید غربی، نظریه مطرح شده توسط ماكس وبر26 توسط 1920، می باشد. وبر خطر كاهش پيوند هاي معنوي و سرانجام زوال هويت انساني و بشري را آغاز تحول جديد در عرصه حيات بشري دانسته و تفوق يافتن عمل اجتماعي مبتني بر عقلانيت معطوف به غايت را در مقابل عمل اجتماعي معطوف به ارزش يا عمل صرفا عاطفي يا صرفا سنتي را از جمله نشانه هايي مي داند كه براي درك شهر نشيني جديد يا تمدن سرمايه داري صنعتي موجود در شهر هاي بزرگ امروز به كار گرفته مي شوند. بنابراين رويكرد جامعه شناختي وبر نسبت به شهر نشيني بر محور اصلي عقلانيت يافتگي دیوانسالارانه قرار گرفته است(فکوهی، 1383: 174).
نظریات وبر، در خصوص عقلاني شدن جهان انساني و گرايش انسان شهرنشين امروزي به كنش غايتمندانه معقول به جاي گرايش به كنش هاي معطوف به ارزش يا سنت، بر همه ابعاد زندگي شهري انسان امروز به خوبي نمایان است. به طوری كه مي توان اقتدار اين نظام عقلاني را بر نوع معماري و شكل فضاهاي شهري به خوبي ديد. امروزه بافت محلات به دنبال بي اهميت شدن به طور كلي ارتباط خود را با ذهنيت انسان ساكن در آن از دست داده و او را با بحران هويت جدي مواجه ساخته است.
ريمون لودرو از جمله انديشمندان ديگري است كه نظریه «شخصيت شهر» را مطرح مي كند. در شخصيت شهر لودرو نوعي تداوم تاريخي دیده می شود كه به خصوص در شهرها و محلات قديمي دیده می شود. قديمي بودن به اعتقاد او نوعي احساس امنيت به شهروند مي دهد كه حاصل احساس تداوم در زمان است. اين رابطه، رابطه اي عاطفي و تجربه اي شخصي است كه براي شهروندان مختلف مي تواند به شدت متفاوت باشد. بنابراين شهر رابطه اي همچون رابطه مادر و فرزند با شهروند خود ايجاد مي كند كه مي تواند به عشق يا تقرب منجر شود و اين احساس ها مي تواند خود را به شخصيت يافتن شهر، منتقل كنند(فکوهی، 1383: 215).
بر اساس نظریات لودرو، می توان نتیجه گرفت که خاطرات جمعی افراد ساکن در یک محله با قدمت تاریخی یک محله رابطه مستقیم داشته و قدمت آن محله هویتمندی قوی تری در افراد ساکن ایجاد می نماید. اين احساس هويتمندي همراه با حس تعلق خاطر و امنيت است.
هيوج بارتن، سه بعد فيزيكي، سياسي، اجتماعي را مدنظر قرار می دهد، هويت اجتماعي يك محله به وجود شبكه هاي اجتماعي و محيط هاي حمايتي در نظريه وي اشاره دارد، چرا كه اين شبكه ها در سلامت رواني انسان اهميت بسزايي دارند مطالعات بارتن نشان دهنده ی این موضوع است؛ هرچه تمركز گروه در سطح هويت محله اي افزايش يابد، ميزان بيماري هاي رواني آن گروه كاهش مي يابد. همچنين به اعتقاد وي؛ هر چه يك محله از صفات طبيعي و جغرافيايي بهتري بر خوردار باشد احساس تعلق بيشتري در ساكنان خود به وجود خواهد آورد. قدمت و سابقه تاريخي يك محله نيز در ايجاد حس غرور و افتخار آفريني ساكنان موثر است. او عوامل اجتماعي– اقتصادي را نيز يكي از مهم ترين عوامل پيوند اهالي يك محله مي داند(بارتن، 2003: 71).
بارتن، ویژگی های اجتماع محلی را در چهار عنصر زیر خلاصه می کند:
مفهوم اجتماعي
مفهوم حقوقي و اقتصادي
مفهوم جغرافيايي – مكاني
مفهوم اكولوژيكي(هودسنی، 1384: 18-19).
نظریه پرداز بعدی كريستوفر الكساندر، می باشد که ن در خصوص معیارهای مناسب در یک بافت مسکونی را شامل موارد زیر می داند:
1. مقياس انساني
2. حفظ ايمني و امنيت فرد
3. عدم آلودگي صدا واختلال آرامش دروني
4. جدا بودن عرصه هاي مختلف در محله
5. سازمان دادن عوامل شهري و سلسله مراتب شهري و ارتباط منطقي بين انسان و محيط زيست (هودسنی، 1384: 78).
لوييس ويرث از دیگر دانشمندانی است که به این مسئله پرداخته است، این نظریه پرداز مکتب شیکاگو، خصوصيات متمايز شيوه زندگي شهري را معمولا به جايگزين شدن روابط ثانويه به جاي روابط اوليه، ضعيف شدن قيود خويشاوندي، كم شدن اهميت اجتماعي خانواده، از بين رفتن همسايگي و بالاخره به سست شدن انسجام و يگانگي زندگي سنتي اطلاق مي كند(ویرث، 1354: ص 54).
ویرث؛ براي شكل گيري شخصيت شهري الگویی شامل موارد زیرمعرفي مي كند:

روابط غير شخصي، سطحي و پايدار
انزواي افراد به دليل كمبود روابط شخصي
تراکم و عدم تجانس و ناهمگنی
وجود فاصله اجتماعي
جداسازی بر اساس طبقه، قومیت، نژاد، نوع خانه و غیره
وجود گروه های ثانویه
تفاوت شديد شيوه هاي زندگي بنابر مجموعه هاي همجواري (همسايگي) و روابط و حوزه خصوصي و عمومي
افزايش شديد مبادلات اجتماعي كه سطحي شدن و ناپايداري آنها را ايجاب م ي كند(فکوهی، 1383: ص 190).
در واقع سه محور اصلي برای ساختن الگوی کالبدی شهر مطرح می نماید:
تعداد و جمعيت.
تراكم جمعيت.
ناهمگوني افراد و زندگي گروهي مي باشد
جرج زیمل، بر این اعتقاد است که در شهر هاي بزرگ و مخصوصا در كلانشهرها، جمعيت عظيم و متراكم شهر و فشار آن به زندگي انسان هويت فردي و آزادي او را به خطر مي افكند و اين امر موجب انزوا و از خود بيگانگي، انسان امروز مي گردد. جرج زيمل معتقد است كه در كلان شهرها گروه هاي وسيع و متعددي در حال فعاليت و كنش و واكنش هستند، اما هدف آنها سود جويي و انگيزه هاي فردي است. افراد عين بيگانگي، با خود و با يكديگر به تعامل مي پردازند به طوري كه (گويي انبوهي از بيگانگان براي نفع شخصي مجبور به تعامل اجتماعي شده اند كه اين به نوبه خود بيگانگي را دامن مي زند و با بزرگتر شدن جامعه بر وسعت آن افزوده مي شود. فرد امكان مي يابد كه ويژگي ها ي شخصيتي و منحصر بفرد خود را تعالي بخشد، اما آزادي او نيز در چنبر حرص و آز نظام عقلاني در شهر ها روز به روز، محدود و محدود تر مي گردد و حسابگر، غير احساساتي، خشک و ماشینی می شود.
بنابراین كلانشهر جايگاه پديد آمدن برخورد تناقض آلود آزادي و با خود بیگانگی انسان است. در نتیجه شهرنشین با مغز خود به محرک های بی شمار زندگی شهری پاسخ می گوید.
نظریات زیمل حاکی از این مطلب است که او همه خصايص دنياي بزرگ امروز من جمله نظام اجتماعي، اقتصادي و سياسي را به فضاي شهر نسبت داده و همه را در كلان شهر ها خلاصه كرده است . زيمل نيز همچون وبر، به مساله فشار سلطه ي عقلاني بر ابعاد مختلف زندگي شهري در شهر هاي امروز در نظريات خود مي پردازد او اقتدار اين نظام عقلاني را برابر با از خود بيگانگي انسان، سرگشتگي و بي هويتي او در شهر مي داند. انسان از خود بيگانه ي او فاقد آزادي هاي انساني در چارچوب نظام عقلاني شهري است.
در خصوص هویت کالبدی موجود در شهرها، کوین لینچ از دیگر نظریه پردازانی است که به آن پرداخته است. وی ویژگی هفت گانه را براي محيط زيست خوب شهري و محله اي چنين ذكر مي كند:
قابليت زيست
قابليت درك
انطباق خوب فرم و عملكرد
دسترسي مناسب
قابليت كنترل و مراقبت و نظارت
كارايي
عدالت
لینچ ویژگی های یک محله با هویت را، خيابان هاي آرام و ايمن و خدمات روزانه كه به راحتي و سهولت در دسترس قرار گيرد و همچنين ضرورت نظارت بر محله توسط تشكل هاي سياسي ذكر مي كند( لينچ، 1384: ص311) اساس تفكر لينچ از ايده تصور ذهني آغاز مي شود. لينچ اهميت تصاوير ذهني را

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد بافت تاریخی، هویت کالبدی، مبانی نظری، معماری سنتی Next Entries پایان نامه ارشد درمورد میراث فرهنگی، فضای معماری، باستان شناسی، ارزش های فرهنگی