پایان نامه ارشد درمورد معانی و بیان، ترجمان البلاغه، مقتضای حال، یونان باستان

دانلود پایان نامه ارشد

قرن ششم و تألیفات متعدد او یاد کنیم که با نوشتن«الکشاف»مانند معتزله به تفسیر قرآن از بعد اعجاز بلاغی نگریست و به تطبیق نظریات خود و شیخ عبدالقاهر پرداخت و خود نیز مطالبی را بر آنها افزود: کتاب«اساس البلاغه»او را که ره روش معجم و الفبائی تنظیم شده می‌توان فرهنگی در علوم بلاغی به حساب آورد.هر چند این کتاب بسیار موجز و مختصر است ولی شاید کتاب او اولین کوشش برای سهل الوصول کردن مباحث بلاغی برای خواننده باشد در قرن هفتم بجز«مفتاح العلوم»اثر یوسف‌ بن ابی بکر سکاکی خوارزمی(م.626 ه-)که پس از بحث در ابواب صرف و نحو در بخش سوم کتاب خود به موضوعات معانی و بیان و فصاحت و بلاغت و بدیع پرداخته است، کتاب ارزنده دیگری از ابن اثیر (ضیاء الدین ابو الفتح م 629 ق)به نام«المثل السائر فی ادب الکاتب و الشاعر»تألیف گردیده که شامل مباحث علم بلاغت است.اما پس از قرن ششم کم کم ابتکار و نو آوری در فنون بلاغی رو به سستی نهاده هر اثری که بر منصه ظهور نشست جز تلخیص و شرح آثار پیشین نبود.چنان که خطیب قزوینی(م 739 ق)بخش بلاغی«مفتاح العلوم سکاکی»را تلخیص کرد و آن را«تلخیص المفتاح»نامید و پس از او سعد الدین تفتازانی(م 791 ق)شرح‌هائی به نام «مطول»و«مختصر المعانی»بر این کتاب نوشت.ولی اثر ارزنده‌ای که می‌توان آنرا از منابع علوم بلاغی به حساب آورد کتاب«البیان فی علم المعانی و البدیع و البیان»از علامه شرف الدین حسین بن محمد طیبی است.که نشان از تسلط نویسنده بر علوم قرآنی و مفاهیم بلاغی است.
در زمینه عروض، نخستین بار خلیل بن احمد بصری(م 170 ق)به جمع و تدوین اوزان شعر عربی پرداخت و پانزده بحر را استخراج کرد.پس از او ابو الحسن سعید بلخی معروف به«اخفش اوسط» متوفی سال 215 ه-ق.بحر و عروضدانان ایرانی سه بحر بر آنها افزودند.اما ایرانیان در زمینه عروض و علم قوافی بیشتر از عرب تألیف و تصنیف کرده‌اند. (همان/ص22)
بلاغت ایرانی
«به جز آثار بلاغی ایرانی پیش از اسلام مانند «کاروند»-که به دست ما نرسیده و در گذر زمان به باد فراموشی سپرده شده است، از آثار دیگری مانند «کنز القافیه»و«غایة العروضین»اثر بهرامی سرخسی نام برده‌اند که آنها نیز از بین رفته‌اند.نظامی عروضی سمرقندی می‌نویسد:«هر که را طبع در نظم شعر راسخ شد و سخنش هموار گشت، روی به علم شعر آرد و عروض بخواند و گرد تصانیف استاد ابو الحسن السرخسی البهرامی گردد چون غایة العروضین و کنز القافیه… ».(همان/ص24)
ادیبان ایرانی از میان همه علوم بلاغی بیشتر به بدیع و قافیه و عروض روی آورده‌اند و کمتر به«معانی و بیان»توجه داشته‌اند.نخستین اثر به جا مانده «برجمان البلاغه»اثر«محمد بن عمر الرادویانی»است که آن چنان که از قرائن بر می‌آید این کتاب در قرن پنجم به تألیف رسیده، زیرا مؤلف فقط از شاعرانی نام برده است که در قرن چهارم و اوائل قرن پنجم می‌زیسته‌اند.این کتاب به تصحیح و اهتمام پروفسور احمد آتش و مقدمه مقاله مفصل و انتقادی شادروان ملک الشعرای بهار در ترکیه و ایران(انتشارات اساطیر)به چاپ رسیده است.
رادویانی در مقدمه کتاب خود از دو کتاب عروض نیز نام می‌برد که در عصر او تصنیف شده است ولی هیچ یک از آنها به دست ما نرسیده است:«…اندر شرح بلاغت و بیان حل صناعت…همه به تازی دیدم و به فایده وی یک گروه مردم را مخصوص دیدم مگر عروضی کی ابو یوسف و ابو العلاء شوشتری به پارسی کرده‌اند.»(ترجمان البلاغه دیباچه صفحه 2) در قرن ششم رشید الدین و طواط کتاب«حدائق السحر فی دقائق الشعر»را تألیف کرد که تحت تأثیر «ترجمان البلاغه»قرار گرفته و مطلب تازه‌ای بر آن نیفزوده است.
در قرن هفتم یکی از معتبرترین آثار بلاغت فارسی یعنی«المعجم فی معاییر اشعار المعجم»از شمس الدین محمد بن قیس رازی در حدود سال(630 ق)به رشته تحریر در آمد.متن کتاب ساده ولی دیباچه آن بسیار متکلف و مصنوع است.محتوای کتاب عبارت است از: معنی عروض و ارکان و اسباب و اوتاد دوایر عروضی و زحافات و ذکر بحور پانزده گانه، قافیه و حروف و حرکات و عیوب آن و ذکر محاسن شعر و طرفی از صناعات مستحسن و فصلی در باب ادوات شاعری(به سبک چهار مقاله)و سرقات شعری.این کتاب نیز به تصحیح محمد قزوینی و اهتمام مدرس رضوی با مقابله شش نسخه خطی در کتابفروشی زوار تهران چاپ شده است.
همچنین در این سده، خواجه نصیر الدین طوسی رساله«معیار الاشعار»را در علم عروض و قافیه تحریر کرد که تقریبا چیزی برگفته‌های پیشینیان خود نیفزوده است جز آنکه در مقدمه تعریفی فلسفی و عالمانه از شعر به دست داده است.
شرف الدین حسن بن محمد رامی تبریزی (م 795)، «حدائق السحر»رشید الدین وطوط را در پنجاه باب شرح و تفسیر کرد و 10 باب دیگر درباره اصطلاحات متأخران بر آن افزود.همچنین محمود بن عمر نجاتی، «عروض نجاتی»(الکافیه)را در باب اوزان شعر وقافیه رقم زد.
در قرن نهم نور الدین عبد الرحمن جامی دو رساله در عروض وقافیه نوشت و مقارن همین ایام ملا حسین واعظ کاشفی سبزواری کتاب«بدایع الافکار فی صنایع الاشعار»را در دو بخش:«صنایع شعری»و «عیوب نظم»تحریر کرد که یکی از آثار ارزنده این عصر است.
ادیبان متأخر و معاصر نیز به این علم توجه نشان داده‌اند خصوصا در 10 سال اخیر تحقیقات ارزنده‌ای در فن معانی، بیان و بدیع تصنیف و تألیف گردیده است». (علوی مقدم ،1386:ص13)
2-5)تعریف علم بیان
«بیان به معنی پیدا و آشکار شدن است و در اصطلاح ادبیات عبارت است از مجموع قواعد و قوانینی که به وسیله ی آن ها یک معنی به راه های گوناگون نشان داده می شود.
شیوه های بیان اندیشه را دردانش بیان در چهار زمینه گنجانده اند که ما در این بخش به بررسی هر یک از آن ها می پردازیم. این چهار زمینه که مباحث علم بیان است، عبارت است از:
تشبیه ، استعاره ، مجاز و کنایه که از نظر حالات سخن نیز به سه دسته ی ایجاز، اطناب و مساوات بخش می شود».(شمیسا،1383:ص13)
2-6)تعریف بدیع
«در لغت، به معنی «نوپدید آمده» و «نوپدید آورنده» ودراصطلاح ادبی، فنّی است كه در آن از صنعت‌های كلام و زیبایی‌های الفاظ نظم و نثر بحث می‌شود و آن را پس از معانی و بیان، سومین فنّ‌ از فنون بلاغت دانسته‌اند.
مباحث علم بلاغت، از جمله بدیع، تا قرن هفتم قمری، با عناوین مختلف در آثار نویسندگان مطرح می‌شده است که آن را گاه بیان، گاه بلاغت و گاه بدیع می‌گفتند.»(اسفندیار پور،1383:ص17)
2-7)صنعت چیست؟
پس زبان سبک ادبی ، زبانی است که از لحاظ معنی و موسیقی از زبان سبک های دیگر (علمی ، تاریخی…) مثلاً زبان روزمره یا استاندارد متمایز است. هر گونه انحراف و تغییر هنری (انحرافی که جنبه زیباشناختی داشته باشد) از زبان عادی چه در معنی و تصویر و چه در لفظ و موسیقی ، یک مورد یا صنعت بدیعی است. به عبارت دیگر هر واژه یی که در ارتباط با واژه دیگر از یک سطح لغوی محض به یک سطح گسترده معانی یا از یک سطح عادی آوائی به یک سطح موسیقیائی تعالی یابد یک مورد بدیعی است.
این صنایع در قدیم تزئین حساب می شدند و قدما علم بدیع را بحث از وجوه تحسین کلام تعریف کرده اند. اما امروزه مسلّم است که برخی از آن ها جزء لاینفک ادبیات یا جزو ذات ادبیات هستند. از طرف دیگر به کلامی ، ادبی گویند که بسامد این صنایع در آن ، زیاد باشد.
2-6-1)بدیع لفظی
«به ابزاری که جنبه لفظی دارند و موسیقی کلام را از نظر روابط آوائی به وجود می آورند و یا افزون می کنند ، صنعت لفظی گویند. بدیع لفظی بحث در این گونه صنایع است. در بدیع لفظی هدف این است که متوجه شویم گاهی انسجام کلام ادبی بر اثر روابط متعدد آوائی و موسیقیائی در بین کلمات است. یعنی آن رشته نامرئی که کلمات را به هم گره می زند و بافت ادبی را به وجود می آورد ، ماهیت آوائی و موسیقیائی دارد. وقتی شاعر می گوید : «یاد باد آن که ز ما وقت سحر یاد نکرد» مثلاً بین یاد و باد هماهنگی است. حال آن که در هنجار گفتار عادی ، احتیاج نیست که از کلمات هماهنگ استفاده کنیم.
بحث ما در قسمت نخست این رساله در بدیع لفظی است. عمل صنایع لفظی به طور کلی در مقابل هم قرار دادن کلماتی است که بین صامت و مصوت های آن ها همسانی کامل یا نسبی است و بدین وسیله موسیقی یا ارکستریشن اثر ادبی (اعم از نظم و نثر) ازدیاد می یابد.
افزایش موسیقیایی کلام با سه روش صورت می گیرد و هر روش در سطح کلمات و نیز جملات مصادیقی دارد که بر هر یک نامی نهاده اند (صنایع) ، به عبارت دیگر آن مصادیق (صنایع) را در سه مقوله می توان جا داد یا به اصطلاح طبقه بندی کرد. پس بحث صنایع لفظی در بدیع ، شناختن مصادیق متکرّر و متعارف روش های سه گانه افزونی موسیقی لفظی کلام است».
(شمیسا،1374:ص14)
2-6-2)بدیع معنوی
بدیع معنوی بحث در شگردهائی است که موسیقی معنوی کلام را افزون می کنند و آن بر اثر ایجاد تناسبات و روابط معنائی خاصی بین کلمات است و به طور کلی یکی از وجوه تناسب و ربط معنائی بین دو یا چند کلمه برجسته می شود. به عبارت دیگر اگر بدیع لفظی باعث می شود که کلمات به وسیله تشابه و تجانس هر چه بیشتر مصوت ها و صامت ها به یکدیگر وابسته شوند و بین آنها رابطه آوائی محسوسی ایجاد شود ، در بدیع معنوی آن چه ذهن را از واژه یی متوجه واژه دیگر (چه حاضر و چه غایب) می کند و به عبارت دیگر رشته یی که کلمات را به طرزی هنری به هم پیوند می ده ، تناسبات معنایی است.
برخی از این شگردها جزو شگردها جزو ذاتیات سبک ادبی است مانند تشبیه و مجاز و استعاره و کنایه و مبالغه و ایهام و ایهام تناسب … یعنی هیچ اثر ادبی نیست که کاملاً از آن ها عاری باشد. این شگردها باعث می شوند که کلام مخیّل و تصویری شود و یا از صورت مستقیم و یک بعدی به صورت غیر مستقیم و چند بعدی درآید یعنی از زبان عادی فاصله بگیرد .
به هر حال تشخیص کلمات به وسیله برجسته کردن تناسب معنائی ، مکث در روانی ، ایجاد اعجاب و غیره ، حواس خواننده هوشیار را به خود جلب می کند و او را به جنبه های زیباشناختی کلام رهنمون می شود.
2-1)فصاحت وبلاغت
«در لغت به معنی روانی سخن و در اصطلاح آن است که لفظ و کلام ، عذب و متلائم و از تنافر ، غرابت و تعقید به دور باشد فصاحت صفت کلمه ، کلام و متکلم واقع می شود ، فصاحت کلمه از عیوب تنافر حروف ، غرابت استعمال و مخالفت قیاس و فصاحت کلام از عیوب تنافر کلمات ، تعقید لفظی و معنوی و ضعف تألیف به دور است و فصاحت متکلم آن است گوینده هر مقصودی را با فصاحت بیان کند.
بلاغت در لغت به معنی رسایی و در اصطلاح آن است ، کلام بلیغ مطابق با مقتضای حال و بنابر وضع مخاطب با ایجاز یا اطناب بیان شود.
بلاغت صفت کلام و متکلم واقع می شود نه کلمه ، بلاغت کلام (کلام بلیغ) آن است که کلام فصیح مطابق با مقتضای حال باشد و بلاغت متکلم (متکلم بلیغ) آن است که گوینده منظور خود را به راحتی با کلام بلیغ بیان کند و بلاغت ملکه او باشد. و چنان که سخن خود را مناسب حال شنونده بیان کند و هیچ یک از عیوب فصاحت کلمه و کلام را به کار نبرد کلامش بلیغ و شیواست.
سخن باید فصیح باشد تا کلام بلیغ تحقق پذیرد یعنی فصاحت لازمه بلاغت است.
درباره بلاغت دانشمندان بزرگی مثل جالینوس ، ابن مقفع (متوفی 145 هـ ) ، خلیل بن احمد (متوفی 170 هـ ) ،جاحظ (متوفی 255 هـ ) ، ابن قتیبه (متوفی 276 هـ ) ، مبرّد (متوفی 285 هـ ) و … نظراتی ارائه کرده اند که آراء و اقوال جاحظ دانشمند معتزلی در درجه اول اهمیت قرار دارد و در واقع او موسس علم بلاغت است و مباحث اساسی بلاغت را در کتاب البیان و التبیین ذکر کرده و بلاغت را مرادف خطا به ، نثر ، فنون سخن و … و مفهوم آن را در جای دادن معانی بسیار در الفاظ کم دانسته و فرموده است : «بهترین کلام آن است که اندک آن تو را از زیاد آن بی نیاز کند و معنای آن در لفظ آشکار باشد.»
بلاغت در ادبیات تمام ملت ها حائز اهمیت است مثلاً در یونان باستان درباره آن در فن خطابه بحث می کردند و گروهی در تعریف آن سخنان بیان کرده اند.
در ابتدا تمام شاخه های بلاغت با هم مطرح می شد. اما در قرن 7 سکاکی آن ها را از هم تفکیک و به سه علم معانی ، بیان و بدیع تقسیم کرد او فنون بدیعی را محسنات و بعدا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد اعجاز قرآن، زیباشناسی، معانی و بیان، علوم قرآن Next Entries پایان نامه ارشد درمورد فنون بلاغت، ادب فارسی، صناعات بدیعی، خواجه نصیرالدین طوسی