پایان نامه ارشد درمورد مسجد الحرام

دانلود پایان نامه ارشد

گناهي شود بايد طبق مقررات زير عمل كند:
– هر گاه كسي از وقوع جرمي اطلاع داشته باشد ولي در مورد آنچه ديده يا شنيده در دادگاه شهادت ندهد، مجرم است.
– هر گاه كسي لاشه حيوان حرام گوشتي را لمس كند حتي ندانسته، نجس و مجرم است.
– اگر كسي نسنجيده قولي دهد و قسم بخورد كه آن را به جا آورد ولي بعد بفهمد كه قول بي جايي داده است، مجرم است.
در هر يك از اين موارد، شخص بايد به گناهش اعتراف كند و براي قرباني گناه خود يك بره يا بز ماده نزد خداوند بياورد تا كاهن برايش كفاره كند… .104اين قرباني بسيار مقدس است و بايد در حضور خداوند در جايي ذبح شود كه قرباني هاي سوختني را سر مي برند. كاهني كه قرباني را تقديم مي كند، گوشت آن را در حياط عبادتگاه كه جايي مقدس است، بخورد. فقط كساني كه تقديس شده اند، يعني كاهنان حق دارند به اين گوشت دست بزنند. اگر خون قرباني به لباس ايشان باشد بايد در مكان مقدس بشويند… .105

3-1-6- قرباني جبران
خداوند اين دستورات را به موسي داد:
هر گاه كسي در دادن هديه اي كه در نظر خداوند مقدس است سهوا قصور ورزد، بايد يك قوچ سالم و بي عيب براي قرباني جبران به خداوند تقديم كند. قوچي كه براي قرباني جبران اهدا مي شود بايد مطابق معيار رسمي ارزيابي شود. او بايد علاوه بر باز پرداخت هديه، يك پنجم آن را نيز به آن افزوده، همه را به كاهن بدهد. كاهن با آن قوچ قرباني جبران، برايش كفاره خواهد كرد و او بخشيده خواهد شد.106 گوشت قرباني به كاهني تعلق دارد كه مراسم كفاره را اجرا مي كند. هر هديه آردي كه در تنور يا تابه يا روي ساج درست مي شود به كاهني تعلق دارد كه آن را به خداوند تقديم مي كند.107
در كتاب مقدس اقسام ديگري از قرباني ذكر شده است كه عبارتند از:
1- قرباني و هداياي روزانه
2- قرباني و هداياي روز سبت
3- قرباني و هداياي ماهانه
4- قرباني و هداياي پسح
5- قرباني و هداياي نوبر محصولات
6- قرباني و هداياي عيد شيپورها
7- قرباني و هداياي روز كفاره
8- قرباني و هداياي عيد سايبانها.

3-2- قرباني درجاهليت
براي آگاهي از جريان قرباني در اين دوره ابتدا از خود قرآن شواهدي را بيان مي كنيم، سپس به آثار اين دوره شامل شعر جاهلي و متون جاهلي مراجعه مي كنيم.
(وَ كَذلِكَ زَيَّنَ لِكَثيرٍ مِنَ الْمُشْرِكينَ قَتْلَ أَوْلادِهِمْ شُرَكاؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَ لِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دينَهُمْ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ (108؛ و اين گونه براى بسيارى از مشركان، بتانشان كشتن فرزندانشان را آراستند، تا هلاكشان كنند و دينشان را بر آنان مشتبه سازند و اگر خدا مى‏خواست چنين نمى‏كردند. پس ايشان را با آنچه به دروغ مى‏سازند رها كن.
” بت‏ها با محبوبيت و واقعيتى كه در دلهاى مشركين داشتند فرزندكشى را در نظر بسيارى از آنان زينت داده و تا آنجا در دلهاى آنان نفوذ پيدا كرده بودند كه فرزندان خود را به منظور تقرب به آنها قربانى مى‏كردند” هم چنان كه تاريخ اين مطلب را در باره بت‏پرستان و ستاره‏پرستان قديم نيز ضبط كرده است، البته بايد دانست كه اين قربانيها غير از موءوده‏هايى است كه در بنى تميم معمول بوده، زيرا موءوده عبارت بوده از دخترانى كه زنده به گور مى‏شدند، و آيه شريفه دارد كه اولاد خود را قربانى مى‏كردند، و اولاد هم شامل دختران مى‏شود و هم شامل پسران‏.109
(وَجَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَ الْأَنْعامِ نَصيباً فَقالُوا هذا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَ هذا لِشُرَكائِنا فَما كانَ لِشُرَكائِهِمْ فَلا يَصِلُ إِلَى اللَّهِ وَ ما كانَ لِلَّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلى‏ شُرَكائِهِمْ ساءَ ما يَحْكُمُونَ (110و [مشركان،] براى خدا از آنچه از كِشت و دامها كه آفريده است سهمى گذاشتند، و به پندار خودشان گفتند: «اين ويژه خداست و اين ويژه بتان ما.» پس آنچه خاص بتانشان بود به خدا نمى‏رسيد، و [لى‏] آنچه خاص خدا بود به بتانشان مى‏رسيد. چه بد داورى مى‏كنند.
در اين مورد اقوالى است:
1- رسم آنها اين بود كه زراعتى براى خدا و زراعتى براى بتها درست مى‏كردند. هر گاه زراعت خدا خوب و زراعت بتها بد مى‏شد، قسمتى از زراعت خدا را براى بتها قرار مى‏دادند و مى‏گفتند: خدا بى‏نياز و بتها محتاج هستند و اگر زراعت بتها خوب مى‏شد و زراعت خدا بد، چيزى از آن به خدا نداده مى‏گفتند: خدا بى‏نياز است. چارپايان را هم قسمت كرده، سهمى براى خدا و سهمى براى بتها قرار ميدادند. سهم خدا را به مهمان مى‏دادند و سهم بتها را صرف بتها مى‏كردند، اين قول از زجاج و ديگران است.
2- هر گاه سهم خدا با سهم بتها مخلوط مى‏شد جدا نمي كردند و مي گفتند، خدا غنى‏تر است و هر گاه سهم بتها با سهم خدا مخلوط مى‏شد، جدا مى‏كردند. هر گاه آب از زراعت خدا به زراعت بتها مى‏رفت، نمى‏بستند و هر گاه آب از زراعت بتها به زراعت خدا مى‏رفت، مى‏بستند و مى‏گفتند: خدا غنى‏تر است. اين قول از ابن عباس و قتاده و مروى از امامان ما ( است.
3- هر گاه از سهم بتها چيزى از بين مى‏رفت، از سهم خدا برميداشتند و جبران مى‏كردند و هر گاه از سهم خدا چيزى از بين مي رفت، جبران نمي كردند. اين قول از حسن و سدّى است.111

( حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزيرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُتَرَدِّيَةُ وَ النَّطيحَةُ وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ ما ذَكَّيْتُمْ وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ ذلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي‏ وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً فَمَنِ اضْطُرَّ في‏ مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ (112 ؛ بر شما حرام شده است: مردار، و خون، و گوشت خوك، و آنچه به نام غير خدا كشته شده باشد، و [حيوان حلال گوشتِ‏] خفه شده، و به چوب مرده، و از بلندى افتاده، و به ضربِ شاخ مرده، و آنچه درنده از آن خورده باشد- مگر آنچه را [كه زنده دريافته و خود] سر ببريد- و [همچنين‏] آنچه براى بتان سر بريده شده، و [نيز] قسمت كردن شما [چيزى را] به وسيله تيرهاى قرعه اين [كارها همه‏] نافرمانى [خدا] ست. امروز كسانى كه كافر شده‏اند، از [كارشكنى در] دين شما نوميد گرديده‏اند. پس، از ايشان مترسيد و از من بترسيد. امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم، و اسلام را براى شما [به عنوان‏] آيينى برگزيدم. و هر كس دچار گرسنگى شود، بى‏آنكه به گناه متمايل باشد [اگر از آنچه منع شده است بخورد]، بى ترديد، خدا آمرزنده مهربان است.
عبادت اصنام نزد عرب مشهور بود و هر يك از آنها بتي را ستايش مي كرد و دور آن طواف مي كرد. عرب جاهلي قربانگاههايي براي تقرب به آلهه خود داشتند كه آن را مذبح و مصب مي ناميدند. از رسوم جاهلي اين بود كه قرباني خود را نزد اصنام ذبح مي كردند (يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (113و اين انصاب را حول كعبه نصب كرده بودند. 114
برخي از قبايل عرب مانند اهل كتاب جايگاهي براي سوزاندن قرباني داشتند. اعراب جاهلي نيز براي خود اقسام قرباني داشتند كه به آنها اشاره مي كنيم:
1 – عتيره و فرع
ماه رجب از ماههاي حرام نزد عرب جاهلي بود. آنها ذبح در اين ماه را ترجيب مي ناميدند و نام قرباني را در اين ماه عتائر جمع عتيره مي ناميدند و اين از شعائر جاهلي بود. قرباني و ذبيحه نسيكه نيز نام داشت.115
آنها قرباني را به سمت نصائب بتها مي بردند و به اسم بتها آن را ذبح مي كردند. به همين خاطر مسلمين از خوردن چنين ذبيحه اي منع شدند. و اسلام رجبيه و عتيره را هم باطل اعلام كرد. عتيره ذبيحه اي بود كه براي بتها ذبح مي شد و خون آن را بر سر بت مي ريختند و عتر هم بتي بود كه خون عتيره بر آن بود. فرع نيز شتر و گوسفندي بود كه براي اصنام ذبح مي شد و آن را زينت مي دادند و بر آن لباس مي كردند و چرم آن را بر درخت مي گذاشتند. و در حديث است كه لا فرع و لا عتيره.116
در معلقه حارث بن حلزه آمده است: عَنَتا باطلاً و ظلماً كما تُعتر … عن حَجرَةِ الربيض، الظَّباءُ؛ ظلم و باطل در هم ريخت و مضطرب شد همانطور كه آهو به جاي گوسفند ذبح مي شود.( اشاره به يكي از آداب جاهلي كه وقتي كسي عدد گوسفندانش به صد مي رسيد نذر مي كرد يكي از آنها را براي بتها نذركند ولي در اين مورد متزلزل مي شد و آهويي را به جاي آن ذبح مي كرد)
2- شريطه
از ذبايح جاهلي شريطه بود و آن اين بود كه حلق گوسفند را مي زدند و آن را رها مي كردند تا جان دهد . وقتي مي مرد مي گفتند آن را ذبح كرديم. و اسلام از اين نوع ذبايح نيز نهي كرد. 117
3- بحيره؛ صائبه؛ وصيله؛ حام
از ديگر نذرها و قرباني هاي آنها حيواناتي بود كه آنها را بحيره و صائبه و وصيله وحام مي ناميدند. ( ما جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحيرَةٍ وَ لا سائِبَةٍ وَ لا وَصيلَةٍ وَ لا حامٍ وَ لكِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ (118؛ خدا [چيزهاى ممنوعى از قبيل:] بحيره و سائبه و وصيله و حام قرار نداده است. ولى كسانى كه كفر ورزيدند، بر خدا دروغ مى‏بندند و بيشترشان تعقّل نمى‏كنند.
بحيره شتر يا گوسفندي بود كه دوشيدن و سوار شدن بر آن جايز نبود و وقتي مي مرد گوشت آن بر زنان حرام و بر مردان جايز بود. و گفته شده شتري بود كه وقتي 5 شكم مي زاييد اگر آن شكم مذكر بود آن را سر مي بريدند و مرد و زن از آن مي خوردند و اگر مؤنث بود گوش آن را مي بريدند و آن را بحيره مي ناميدند كه پشم و سوار شدن بر آن جايز نبود و بر زنان شير آن هم حرام بود و منافع آن فقط براي مردان بود.119
سائبه شتر يا گوسفندي بود كه براي نذر رها مي شد و بر آن سوار نمي شدند و از آب و خوردن منع نمي شد. و گفته شده كه سائبه مادر بحيره است، وقتي ناقه اي ده شكم مي زاييد و همه مؤنث بودند سوار آنها نمي شدند، و شير آنها را جز بچه آنها نمي خورد. و اگر مي مرد مرد و زن گوشت آن را مي خوردند و گوش آخرين آنها را مي بريدند و بحيره ناميده مي شد.120
وصيله ناقه اي است كه به ده شكم مي رسيد يا گوسفندي است كه به هفت شكم مي رسيد و يا گوسفندي است كه ده مذكر در ده شكم به طور متوالي مي آورد كه بين آنها مذكر نبود. و اما حام شتري است كه ده بچه بزايد.121
4- هدي و قلائد
قلائد قرباني نشانداري بود كه به خانه خدا هديه مي كردند. و براي كسي جايز نبود كه آن را شكار كند يا قلاده آن را باز كند. ولي برخي اين كارها را مرتكب مي شدند و بر هدي چيره مي شدند و از رسيدن آن به موضعش درخانه خدا جلوگيري مي كردند. ( يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّهِ وَ لاَ الشَّهْرَ الْحَرامَ وَ لاَ الْهَدْيَ وَ لاَ الْقَلائِدَ وَ لاَ آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرامَ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنْ رَبِّهِمْ وَ رِضْواناً وَ إِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطادُوا وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى‏ وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقاب(122؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، حرمت شعاير خدا، و ماه حرام، و قربانى بى‏نشان، و قربانيهاى گردن‏بنددار، و راهيان بيت الحرام را كه فضل و خشنودى پروردگار خود را مى‏طلبند، نگه داريد. و چون از احرام بيرون آمديد [مى‏توانيد] شكار كنيد، و البتّه نبايد كينه‏توزى گروهى كه شما را از مسجد الحرام باز داشتند، شما را به تعدّى وادارد. و در نيكوكارى و پرهيزگارى با يكديگر همكارى كنيد، و در گناه و تعدّى دستيار هم نشويد، و از خدا پروا كنيد كه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد عشق و محبت، نزول قرآن، امام صادق Next Entries پایان نامه ارشد درمورد مسجد الحرام