پایان نامه ارشد درمورد مسئولیت مدنی، جبران خسارت، زیان دیده، امور مالی

دانلود پایان نامه ارشد

از دست می دهد و این امر موجب می شود اذن در تصرف که استدامه آن شرط بقاء وکالت است زایل گردد و چون موکل دیگر نمی تواند در اموال خود تصرفی بنماید نایب او نیز نخواهد توانست به عنوان نمایندگی تصرفی بکند. اما در مورد جنون وکیل چون در اثر جنون وکیل ممنوع از تصرف در امور مالی خود می باشد و قانون اعتباری برای عبارات او نشناخته است به طریق اولی در امور مالی دیگری که رعایت هرگونه صلاح باید بنماید تصرف کند.86

2-2-6- حجر موکل یا وکیل
به حجر وکیل یا موکل عقد وکالت منفسخ می شود ولی اگر وکیل یا موکل سفیه شوند در اموری که خود می توانند انجام دهند می توانند دخالت کنند. بدین معنا هرگاه مورد وکالت تملکات بلاعوض باشد و یا امور غیر مالی بروز سفه در وکیل یا موکل در اثناء عقد وکالت عقد وکالت را منحل نمی نمابد.

طبق ماده 682 محجوریت موکل موجب بطلان وکالت می شود مگر در اموری که حجر مانع از توکیل در انها نمی باشد و همچنین است محجوریت وکیل مگر در اموری که حجر مانع از اقدام در آن نباشد. مقصود از حجر در این ماده سفاهت است زیرا محجورین به سه دسته تقسیم می شوند.
1-صغار 2-مجانین 3-اشخاص غیر رشید در اینجا سبب محجوریت در اثنای وکالت نمی تواند صغیر باشد و مبحث جنون هم حکمش صریحاً در ماده 678 بیان شده قهراً تنها چیزی که باعث محجوریت است و ذکر شده سفاهت است که در این ماده بیان شده و انحلال عقد به خاطر محجوریت وکیل با موکل اختصاص به وکالت نداد و بلکه کلیه عقود جایز طبق ماده 954 به موت و جنون احد طرفین منفسخ می شود و همچنین به سفه در موردی که رشد معتبر است بنابراین در اموری که حجر مانع از تصرف باشد مانند معاملات قهراً حدوث آن در اثنای وکالت موجب انحلال وکالت خواهد شد اما در اموری که سفاهت موجب حجر نیست مثل تملک بلاعوض در این موارد مانع از وکالت نخواهد بود.87

هرگاه قبل از انقضای وکالت موکل به علت سفه و یا ورشکستگی ار تصرف در اموال خود ممنوع گرد وکالت وکیل در اموال موكل كه حكم حجر او صادر گرديده است منفسخ مي گردد زيرا با صدور حكم حجر موكل شخصاً حق دخالت و تصرف خود را ندارد و به طریق اولی نمی تواند به دیگری برای تصرف در امور مالی خود نمایندگی دهد. ولی در اموری که جنبه مالی ندارد و حجر موکل مانع وکالت نیست. اما در اموری که علت حجر وکیل عارض شدن سفه بر او باشد وکالت منفسخ می شود زیرا شخص سفیه از دخالت در امور مالی خود ممنوع است و باید از دخالت در امور موکل نیز ممنوع دانسته شود.

2-2-7- از بین رفتن مورد وکالت
وکالت با از بین رفتن مورد وکالت منحل می شود مانند غرق كشتي حامل كالا كه وكيل مأمور فروش آن در كشور ديگري است و يا خراب شدن خانه در اثر زلزله كه وكيل بايستي آن را به اجاره دهد و يا ممنوع شدن خريد و فروش كالائي از طرف دولت كه وكيل وكالت در خريد و فروش داشته و امثالهم. ماده 683 بيان مي دارد«هرگاه متعلق وكالت از بين برود يا موكل عملي را كه مورد وكالت است خود انجام دهد يا به طور كلي عملي را كه منافي با وكالت وكيل باشد به جا آورد مثل اين كه مالي را كه براي فروش آن وكالت داده بوده خود بفروشد وكالت منفسخ مي شود آنچه بايد مورد توجه قرار گيرد آن است كه ماده فوق الذكر واژه منفسخ را به كار گرفته است حال آنكه انفساخ نيست و فسخ ضمني است.88
«ماده 683 ق.م مي گويد متعلق وكالت از بين برود وكالت منفسخ مي شود منظور از كلمه از بين رفتن متعلق وكالت تلف شدن موردآن است چنانكه هرگاه مورد وكالت فروش مال التجاره اي باشد و آن دچار حريق گردد، زيرا انجام امر وكالت در اثر آن كه موضوع منتفي است غير مقدور مي شود و عقد منفسخ مي گردد.»
«در صورتي كه انجام وكالت به جهتي از جهات موقتاً ممتنع گردد وكالت منفسخ نمي شود چنانكه هرگاه مورد وكالت مالي باشد و از طرف مقامات صالح به جهتي بازداشت شود مانند آنكه مورد قرار تأمين يا برگ اجرائي قرار گيرد پس از رفع بازداشت وكيل مي تواند آن را به غير واگذار نمايد و همچنين هرگاه فروش مالي كه مورد وكالت است سرقت شود و يا غرق گردد اين امر خللي به وكالت وارد نمي آورد و از به دست آمدن آن مال وكيل مي تواند به امر وكالت اقدام نمايد.89
از بين رفتن متعلق وكالت ممكن است به يكي از دو صورت باشد.
1-از بين رفتن موضوع در اثر حوادث خارجي يا اقدام اشخاص ثالث مانند اين كه حيوان عرضه شده براي اجاره بميرد يا كالاي مورد وكالت فروش بسوزد يا مؤسسه اي كه وكيل آن را اداره مي كند منحل شود.

2-از بين بردن موضوع وكالت به وسيله موكل: مانند اين كه خانه مورد فروش را ببخشد يا وصيت كند يا كالايي را كه براي انفاق آن وكالت داده است را خود مصرف كند.90
در صورتيكه موضوع وكالت تلف شود عقد وكالت منفسخ مي شود مانند مورديكه موضوع وكالت فروش اتومبيل موكل است و اين اتومبيل قبل از انجام معامله در يك حادثه به كلي منهدم شود.
سؤالي كه مطرح است اين است كه در صورتي كه شخصي پولي را در اختيار وكيل مي گذارد و به او وكالت مي دهد كه كالائي را براي او خريداري كند اگر اين پول قبل از خريد كالا تلف شود آيا وكالت وكيل باقي مي ماند؟
اگر نظر موكل آن باشد كه وكيل با همين پول كالاي مورد نظر را خريداري كند با تلف آن مي توان گفت وكالت منفسخ مي شود و وكيل نمي تواند كالاي موضوع وكالت را به طور نسيه يا نقداً بر ذمه موكل خريداري كند زيرا معلوم است موكل راضي به تعلق ثمن به عنوان دين بر ذمه خود باشد ولي اگر از قرائن معلوم باشد كه قصد موكل انجام معامله است و فرض او به خريد كالا منحصراً از اين پول تعلق نگرفته است مي توان سمت وكيل را عليرغم تلف پولي كه موكل براي خريد كالا به وكيل تسليم كرده است باقي دانست.

فصل سوم: انواع خسارت
3-1-1- مسئولیت دوگانه شاغلین حرفه ای
یکی از ویژگی مسئولیت حرفه ای، دو بعدی بودن آن است به عبارت دیگر یک فرد حرفه ای، علاوه بر مسئولیت هایی که افراد عادی غیر حرفه ای، در رعایت مراقبت های لازم، مبنی بر آسیب نرساندن به حقوق دیگران در حین کار دارد، به اقتضای موقعیت شغلی و اعتمادی که مشتریان وی به مهارت و کاردانی او دارند و به همین اعتبار ،انجام کار یا خدمتی را به او ارجاع می نمایند، مسئولیت مضاعفی را در قالب قرارداد خدمت، برای رعایت حداکثر مهارت فنی خود در انجام آن می پذیرد.91
تلاقی مسئولیت عادی یک فرد حرفه ای در جریان انجام کار، با مسئولیتی که او طبق قرارداد خدمت در مقابل مشتریان خود پیدا می کند این سوال در ذهن ایجاد می نماید که چنین شخصی در مقابل مشتریان خود چند نوع مسئولیت دارد و مسئولیت حرفه ای او چه تاثیری بر روی مسئولیت عادی او می گذارد ؟
آیا می توان قائل به مسئولیت دو گانه عادی و حرفه ای برای او گردید؟ و یا بر عکس مسئولیتی را که او به موجب قرارداد خدمت در مقابل مشتریان خود می پذیرد، باید در واقع تاکیدی دوباره برمسئولیت عادی او دانست و بالاخره چنانچه از اعمال او خسارتی متوجه مشتریان وی گردد، شخص زیان دیده با توجه به شرایط وآثار ویژه هر یک از مسئولیت های قهری و قراردای، در قالب کدامیک از آنها می تواند خسارت خود را مطالبه کند؟
این موارد و پرسش ها موجب شده بحث جدیدی تحت عنوان مسئولیت دوگانه مشاغل حرفه ای که از مباحث مهم مسئولیت مدنی در نظام کامن لا عصر حاضر می باشد، طرح گردد.92
قبل از ورود باید مسئولیت قهری و مسئولیت قرار دادی که محور اصلی مباحث مربوط به مسئولیت دوگانه می باشد، بازشناخت

3-1-2- خسارت قابل مطالبه در مسئولیت حرفه ای و انواع آن
خسارت قابل مطالبه در مسئولیت مدنی و شرایطی که تحت آن شرایط، خسارت را می توان مطالبه نمود، یکی از مباحث مهم مسئولیت مدنی است که دقت ظرافت آن در مسئولیت حرفه ای دو چندان می گردد، زیان یکی ازشرایط قابل مطالبه بودن خسارت، این است که توسط عامل ورود زیان، قابل پیش بینی بوده باشد، و چون در مسئولیت حرفه ای، وارد کننده خسارت، بدلیل تخصص و احاطه ای که معمولا به آثار و تبعات خطا های خود دارد، می تواند تقریبا تمام زیان های دور و نزدیک ناشی از خطای خود را پیش بینی نماید، بدین جهت گستردگی طیف زیان های قابل مطالبه در این شاخه از مسئولیت مدنی، یکی از وجوه، تمایز آن با مسدئولیت مدنی در مفهوم کلی آن است. چه در خطاهای عادی، نوعا عامل ورود زیان، قادر به پیش بینی همه خسارت ناشی از اقدام اضرار آمیز خود نمی باشد و به همین دلیل نمی توان همه خسارات زیان دیده را از او مطالبه نمود.93

تمایز دیگر خسارت قابل مطالبه در مسئولیت حرفه ای با سایر مسئولیت این است که چون دارندگان مشاغلی مانند وکالت، پزشکی، مهندسی و غیره با مشتریان خود رابطه ای قراردادی پیدا می کند و مالا مسئولیت ناشی از خطا های آنان، قراردادی است. این تردید همواره وجود دارد که آیا در این شاخه از مسئولیت مدنی نیز مانند سایر انواع مسئولیت های قراردادی ناشی از نقض عهد، باید قابل مطالبه بودن زیان وارده، در قرارداد پیش بینی شده است و یا در صورت عدم پیش بینی این موضوع در قراداد نیز، زیان دیده می تواند جبران خسارات وارده بخود را مورد مطالبه قرار دهد؟
فرض نخست تعهد اصلی درقرارداد مربوط به انجام کار معین، به جبران خسارت تبدیل شده است، تعهد به جبران زیان وارده نیز، جنبه قراردادی خواهد داشت و طبق ماده 221 قانون مدنی، نقض کننده عهد در صورتی ملزم به آن خواهد بود که چنین امری در قرارداد پیش بینی شده و یا عرف خسارت مزبور قابل جبران باشد.94

لیکن در فرضی که منشا الزام نقض کننده عهد را به جبران خسارت، تقصیر وی در حین انجام وظیفه بدانیم، زیان وارده منشا مستقل از قرارداد پیدا خواهد کرد و قطع نظر از شرایط پیش بینی شده در ماده 221ق.م. مستقلا قابل مطالبه خواهد بود

مثال یک: از وکیلی خواسته شود برای یک معامله، متن قراردادی را تنظیم نماید، او نیز با دریافت کلی یا بخشی از حق الزحمه مربوط به این کار، تعهد می نماید ظرف مدت معین متن مورد نظر را آماده کند، لیکن عمدا یا سهوا متن مزبور را در مهلت تعیین شده تهیه نمی کند و در نتیجه این قصور یا تقصیر، طرف قرارداد شانس مربوط به انجام معامله از دست می دهد آیا وکیل باید زیان ناشی از عدم انجام معامله را به متعهدله خود بپردازد ؟
در مواردی که وکیل اساسا گامی در جهت اجرای تعهد خود بر نمی دارد یا صریحا اعلام می نماید که به تعهد خود عمل نخواهد کرد، تردید نمی توان داشت که نقض عهد وی، جنبه قراردادی محض داشته و خسارت وارده به زیان دیده در حدود شرایط و ضوابط پیش بینی در ماده 221ق.م. قابل مطالبه است.
مثال دوم: موضوع مثال یک در فرضی وکیل در مدت معین متن مورد قراداد را تهیه می نماید لیکن به جهت عدم پیش بینی ضمانت اجرای کافی برای آن، قرارداد مزبور در نتیجه بروز اختلاف بین متعاملین به مرحله اجرا در نمی آید آیا وکیل ملزم به جبران خسارت ناشی از عدم اجرای چنین معامله ای است؟
عدم پیش بینی جبران خسارت وارده در قرارداد یا سکوت عرف در قابل جبران بودن آن، مانع از مطالبه زیان وارده نخواهد بود، همین که وکیل متن قرارداد را در مدت تعیین شده تحویل ندهد و معامله از دست برود و خسارتی وارد شود وملزم به جبران خسارت خواهد بود اما زمانی که وکیل متن قرارداد را در مدت تعین شده تحویل بدهد اما در حین انجام تعهد رعایت مراقبت های لازم را ننماید و قصور در این زمینه منشاء ورود خسارت به طرف قرارداد شود مرتکب بی احتیاطی در انجام تعهد شده که مطالبه زیان ناشی از آن، نیاز به پیش بینی در قرارداد یا حکم عرف ندارد.
هر چند از سیاق عبارت موارد 219تا230 قانون مدنی وماده 515 قانون آیین دادرسی مدنی ایران که در مقام بیان احکام مربوط به تخلفات قراردادی است، چنین تفکیکی را نمی توان استبناط نمود بلکه برعکس، این شبهه را در ذهن القا می نماید که التزام شخص به جبران زیان ناشی از نقض عهد از یک سو و بی احتیاطی در انجام تعهد از سوی دیگر هردو، مستقیما از قرارداد اصلی ناشی می شود لیکن پذیرفتن این نظر، با اطلاق احکام اتلاف و تسبیب که ضمان ناشی از آنها نوعا جنبه غیر قراردادی داشته و مبتنی بر تصور تقصیر عرفی و قانونی است،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد تعدی و تفریط، اجرت المثل، عقد وکالت، جبران خسارت Next Entries پایان نامه ارشد درمورد مسئولیت مدنی، اخلاق حرفه ای، قانون مدنی، نظام حقوقی