پایان نامه ارشد درمورد مراعات نظیر، واج آرایی، ایهام تناسب

دانلود پایان نامه ارشد

«،مراعات نظیرو واج آرایی »به کار رفته است.
مراعات نظیر درواژهای دایره ،پرگار (ملازمت ) .واج آرایی :تکرارصامت «د» .
دربیت نهم صناعات ادبی« واج آرایی وپارادوکس» به کار رفته است.
واج آرایی :تکرار صامت «ش».
پارادوکس :مفهوم مصراع اول که زیر خم شمشیر باید رقص کنان رفت.
صناعت معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«استعاره وکنایه،تشبیه».
دربیت اول :استعاره :خنده می که منظور نشاط وپرتو باده می باشد.
طمع خام :کنایه از توقع چیزی که به دست آوردنش ممکن نباشد .
دربیت چهارم صناعات ادبی «،استعاره »بکار رفته است .
استعاره مکنیه :غیرت عشق .
دربیت هفتم صناعات ادبی« تشبیه واستعاره» به کار رفته است.
تشبیه بلیغ :چاه زنخ ،«زنخ »مشبه ،«چاه »مشبه به ،وجه شبه محذوف فرورفتگی .
استعاره مصرحه:مستعار«دام»ومستعار له «زلف خمیده »،جامع گرفتاری.

غزل 112
آنــکه رخسار تــورا رنگ گل ونسرین داد صبر وآرام تــواند بـــه مـن مسکین داد
وانـکه گیسوی تـو را رسم تطاول آموخت هم تــواند کــرمش،دادمــن غمگین داد
مـن همــان روز زفـرهـاد طمع ببـریـدم کــه عنان دل شیدا بـــه لب شیرین داد
گنج زر،گــرنبــود کنج قنــاعت باقیست آنکه آن دادبه شاهان بـه گدایان این داد
خوش عروسیست جهان ازره صورت لیکن هرکه پیوست بدو عمر خودش کایین داد
بعد ازین دست من ودامن سرو ولب جوی خاصه اکنون کـه صبا مژدۀ فروردین داد
درکف غصۀ دوران دل حـافظ خــون شد درفراق رخت ای خـواجـه قوام الدین داد

صناعت لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
«جناس،ایهام وتلمیح،طباق ،لف ونشر،سیاقه الاعداد».
دربیت دوم صنعت ادبی «جناس» به کار رفته است.
جناس تام:واژه «داد»که اولی اسم وبه معنی خواسته می باشدودومی فعل می باشد.
دربیت سوم صناعات ادبی «ایهام وتلمیح» به کار رفته است.
ایهام:شیرین دومعنی دارد الف )معشوقۀ فرهاد ب)به معنی مزه شیرینی بکار رفته است .
تلمیح به داستان فرهاد وشیرین اشاره دارد.
دربیت چهارم صناعات ادبی« ،طباق ،لف ونشر»به کاررفته است.
طباق ایجاب :درواژهای شاهان وگدایان .
لف ونشر مرتب :شاهان وگدایان درمصرع دوم به ترتیب مربوط به گنج وقناعت درمصرع اول می باشند.
دربیت ششم صناعات ادبی« سیاقه الاعداد درمصرع اول»به کاررفته است.
صناعت معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«تشبیه.استعاره وکنایه»
دربیت اول صنعت ادبی « ،تشبیه » به کار رفته است .
تشبیه مضمر :رخساروچهرۀ محبوب رابه گل تشبیه کرده است.
دربیت چهارم صنعت ادبی«استعاره» به کار رفته است .
استعاره مکنیه :کنج قناعت.
دربیت پنجم صنعت ادبی «کنایه »به کار رفته است .
خوش عروس بودن جهان ،کنایه از فریبنده ومکار ازنوع ایما
دربیت ششم صنعت ادبی«استعاره »به کار رفته است.
استعاره مصرحه :مستعار :سرو ،مستعارله :یابلند قامت ،جامع :بلند قامتی ،قرینه: دامن.
استعاره مکنیه :صبامژده داد.مستعارمنه :صبا،مستعارله :قاصد /انسان.قرینه :مژده دادن .جامع :تحرک وپویایی (خبر رسانی).
غزل 113
بنفشه دوش بگل گفت وخوش نشانی داد کــه تاب مــن بجهان طرۀ فلانی داد
دلــم خــزانـۀ اسرار بـــــود ودست قضا درش ببست وکلیدش بــدلستانی داد
شکسته وار بــدرگاهت آمــدم که طبیب بمــومیائی لطف تـــوام نشــانی داد
تنش درست ودلش شادباد وخاطر خـوش کــه دست دادش ویــاری ناتوانی داد
بـرو معالجۀ خــود کـن ای نصیحت گــو شراب وشاهد شیرین کــرا زیانی داد؟
گذشت بـر مــن مسکین و با رقیبان گفت دریغ حافظ مسکین مـن چه جانی داد

صناعت لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
«واج آرایی ، مراعات نظیر»
دربیت اول صنعت ادبی «واج آرایی»به کار رفته است.
واج آرایی :صامت «ش» درمصراع اول.
دربیت دوم صنعت ادبی «مراعات نظیر» به کار رفته است.
مراعات ندربیت پنجم صنعت ادبی« واج آرایی» به کار رفته است.
واج آرایی صامت «ش» درمصرع دوم.نظیر:شکسته ،طبیب ،مومیایی.

صناعت معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«استعاره وکنایه، تشبیه.مجاز»
دربیت اول صناعات ادبی «استعاره ومجاز» به کار رفته است.
استعاره مکنیه :بنفشه به گل گفت . مستعارمنه :بنفشه ،مستعارله :انسان ،قرینه :گفت.
مجازعلاقه جزبه کل :طره «جز»آورده شده که منظور زلف «کل» می باشد.
دربیت دوم صناعات ادبی «مراعات نظیر واستعاره» به کار رفته است .
مراعات نظیر ،خزانه درکلید تناسب .
استعاره مکنیه :دست قضا،مستعارمنه :قضاو مستعارله :انسان ،قرینه :دست،جامع: توانایی وقدرت.
دربیت سوم صنعت ادبی «تشبیه» به کار رفته است
تشبیه بلیغ :مومیایی لطف ،مشبه :لطف ،مشبه به :مومیایی ،وجه شبه :نرمی ومهربانی.
دربیت چهارم صنعت ادبی« کنایه» به کار رفته است.
دست دادن کنایه از میسرشدن .
غزل 114
همای اوج سعــادت بـــه دام مـا افتد اگــر تــراگذری بـــرمــقام مـــا افتد
حبـاب وار بــرانــدازم ازنشاط کــــلاه اگــر زروی تــو عکسی بجام مـــا افتد
شبی کــه مــاه مــراد از افــق شــود طالع بــودکــه پرتو نوری ببام مـا افتد
ببارگاه تــو چــون بـــاد را نباشد بــار کــی اتفاق مجـــال سلام مــــا افتــد
چــون جــان فــدای لبش شد ،خیـال می بستم که قطرۀ ز زلالش بکام ما افتد
خیال زلف تو گفتا که جان وسیله مساز کــزین شکــار فــراوان بــدام مــا افتد
بنــا امیــدی از ایـن درمرو بزن فالی بـــودکــه قــرعۀ دولت بنام مـــا افتد
زخــاک کوی تــو هرگه کـه دم زند حافظ نسیم گلشن جـان درمشام ماافتد
صناعت لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
«مراعات نظیر،جناس و واج آرایی».
دربیت سوم صنعت ادبی «مراعات نظیر»به کار رفته است
مراعات نظیر :شب،ماه ،افق ،طالع ونور.
دربیت چهارم صناعات ادبی «جناس و واج آرایی »به کار رفته است.
جناس مطرف :بین واج های باد،باروجود دارد.
واج آرایی :مصوت بلند «آ» درست.

صناعت معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«استعاره وکنایه، تشبیه.مجاز»
دربیت اول صنعت ادبی «استعاره »به کار رفته است .
استعاره مکنیه :اوج سعادت .
دربیت دوم صنعت ادبی «کنایه» به کار رفته است.
برانداختن کلاه :کنایه ازشادی،نشاط وخوشحالی کردن «ایما».
دربیت سوم صناعات ادبی «تشبیه ومجاز» به کار رفته است .
تشبیه بلیغ :ماه مراد .مشبه:مراد،مشبه به :ماه ،وجه شبه :محذوف.
مجاز به علاقه جز وکل :بام جز آورده شده اما مقصود خانه (کل).
دربیت پنجم صنعت ادبی« استعاره کنایی »به کار رفته است .خیال زلف تو گفت.
دربیت هشتم صنعت ادبی «تشبیه بلیغ» به کار رفته است :گلشن جان ،مشبه جان ،مشبه به :گلشن .
غزل 115
درخت دوستی بنشان کـه کــام دل ببـار آرد نهــال دشمنی بــرکن کـــه رنج بی شمار آرد
چومهمان خراباتی بــه عزت بـــاش بــارندان که درد سر کشی جانا گـرت مستی خمــار آرد
شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار مـا بسی گردش کند گــردون بسی لیل ونهـار آرد
عماری دارلیلی را کـه مهد مـاه در حـکمست خدا رادردردل اندازش کـه بـر مجنون گزار آرد
بهار عمر خواه ای دل وگرنه این چمن هرسال چونسرین صد گل آرد بـار وچون بلبل هزار آرد
خدا را چون دل ریشم قــراری بست بــازلفت بفــرما لعــل نوشین راکــه زودش بـا قرار آرد
درین باغ از خدا خواهد،دگر پیرانه سـر حافظ نشیند برلـــب جــوئی وســروی درکنــار آرد
صناعات لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
«مراعات نظیر،جناس و واج آرایی،طباق ،موازنه،ایهام»
دربیت اول صناعات ادبی «مراعات نظیر ،طباق ،موازنه»بکاررفته است.
مراعات نظیر :درخت،نهال ،بار .طباق :درواژهای دوستی ،دشمنی ،بنشان وبرکن .
دربیت دوم صناعات ادبی «طباق وایهام» به کار رفته است .
طباق :بین واژهای مستی وخمار .ایهام :دردسر ،الف )دردسر کشیدن ،سردردب)زحمت افتادن .
دربیت سوم صناعات ادبی «طباق ومراعات نظیر» به کار رفته است .
طباق: لیل ونهار .مراعات نظیر :شب،روزگار،گردون.
دربیت پنجم صناعات ادبی «ایهام ،مراعات نظیر» به کار رفته است .
ایهام تناسب :هزارکه درمعنی دوم خود با بهار وبلبل تناسب دارد.
مراعات نظیر :بهار،چمن ،نسرین،گل ،بلبل ،هزار.

دربیت هفتم صنعت ادبی« مراعات نظیر» به کار رفته است .
مراعات نظیر :باغ ،جوی ،سرو.
صناعت معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«استعاره ،تشبیه»
دربیت اول صنعت ادبی «تشبیه بلیغ» به کار رفته است .
تشبیه بلیغ :درخت دوستی .مشبه:دوستی ،مشبه به :درخت ،وجه شبه :محذوف ،ریشه داری واستواری ونهال دشمنی .
دربیت چهارم صنعت ادبی« استعاره مصرحه مجرده» به کار رفته است .
مهد ماه :مستعارمنه :ماه ،مستعارله:زیباروی،جامع زیبارویی ودرخشندگی .
دربیت پنجم صنعت ادبی «استعاره» به کار رفته است.
استعاره کنایی :ای دل .مستعارله :دل ،مستعارمنه :انسان ،قرینه ،خواستن بهار .
دربیت ششم صنعت ادبی« استعاره مصرحه مجرده »به کار رفته است :لعل نوشین ،مستعارمنه :لعل ،مستعارله :لب یار،جامع :سرخی وزیبایی.
دربیت هفتم صناعات ادبی« مراعات نظیر واستعاره» به کار رفته است.
استعاره مصرحه (مطلق):مستعارمنه :سرو،مستعارمنه :یاربلند بالا ،جامع :بلند قامتی .
غزل 116
کسی که حسن وخط دوست در نظر دارد محققست کـــه اوحـــاصل بصــردارد
چــــوخــامــه درره فــرمــان او ســـر طاعت نهاده ایــم مگـر او بتیغ بر دارد
کسی بــوصل تــو چون شمع یافت پروانه که زیر تیغ تــو هر دم سری دگـر دارد
بپای بوس تــو دست کسی رسید کــه او چــو آستانه بـدین درهمیشه سـر دارد
ز زهد خشک ملــولم کجاست بــادۀ ناب کــه بــوی بــاده مــدام دماغ تر دارد
زباده ،هیچت اگــر نیست ایــن نـــه بس تــرا دمــی وسوسۀ عقل بیخبــر دارد
کسی که از ره تقوی قــدم بــرون ننهاده بــه عــزم میکده اکنـون ره سفر دارد
دل شکستۀ حافظ بخاک خــــواهد بــرد چــولاله داغ هــوائی کــه برجگر دارد

صناعت لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
«مراعات نظیر، و واج آرایی.حصر، ایهام».
دربیت دوم صنعت ادبی«حصر»به کاررفته است.
دربیت سوم صنعت ادبی «ایهام» به کاررفته است
ایهام تناسب:پروانه به معنی اجازه ورخصت که باشمع تناسب دارد .
دربیت چهارم صناعات ادبی «مراعات نظیر ،واج آرایی» به کاررفته است.
مراعات نظیر :در واژهای پا ،دست،سر .
واج آرایی :صامت«س».
دربیت پنجم صنعت ادبی« ایهام تناسب» به کار رفته است .
ایهام :«مدام»به معنی همیشه با باده تناسب دارد.

صناعت معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«استعاره ،تشبیه.»
دربیت دوم صنعت ادبی «تشبیه» به کار رفته است .
تشبیه مرسل :مشبه :ماه ،مشبه به :خامه (قلم )مشبه به :ادات:چو ،وجه شبه :سر نهادن .
حصر موصوف :مگر او باتیغ بر دارد .
دربیت سوم صنعت ادبی «تشبیه» به کار رفته است.
تشبیه مرسل :مشبه :کسی (عاشق)مشبه به :شمع ،ادات :چون ،وجه شبه :زیرتیغ سر نهادن وجان فداکردن .
دربیت چهارم صنعت ادبی «تشبیه »به کار رفته است.
دربیت هشتم صنعت ادبی «تشبیه مرسل» به کار رفته است.
مشبه :دل ،مشبه به :لاله ،ادات :چون ،وجه شبه :داغ.
غزل 117
دل مــا بــــدور رویـت زچمن فراغ دارد کــه چــو سر وپای بندوچولاله داغ دارد
سرما فرو نیـاید بـــکمان ابروی کس که درون گــوشه گیــدان زجهان فراغ دارد
زبنفشه تـاب دارم کــــه ززلف او زند دم توسیاه کم بها بین که چـه دردماغع دارد
بچمن خرام و بنگر بـر تخت گل کـ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد واج آرایی، مراعات نظیر، ایهام تناسب Next Entries پایان نامه ارشد درمورد مراعات نظیر، واج آرایی، ردالقافیه، ایهام تناسب