پایان نامه ارشد درمورد مراعات نظیر، واج آرایی، ایهام تناسب

دانلود پایان نامه ارشد

درطلب گنج نــامـــۀ مقصــود شـدم خـراب جــهانی زغم تمــام ونشـد
دریغ ودرد کــه درجستجوی گـنج حضــور بسی شـــدم بـــگدائـی بــرکـــرام ونشد
هزارحیله بــرانگیخت حــافظ ازســرفکــر درآن هــوس کــه شــود آن نگاررام ونشد

صناعات لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
« واج آرایی ، طباق، مراعات نظیر».
در بیت دوم ) صناعات ادبی((واج آرایی ، طباق)) به کار رفته است.
واج آرایی: تکرار صامت(ش) / طباق ایجاب: در واژه های(میر و غلام)
در بیت سوم ) صناعات ادبی((واج آرایی و طباق)) به کار رفته است.
واج آرایی: تکرار صامت(د) / طباق سلب: مابین دوفعل (بشد، نشد).
در بیت چهارم ) صناعات ادبی(( مراعات نظیر)) به کار رفته است.
مراعات نظیر: در واژه های(( کبوتر و دام)) از نوع ملازمت.
در بیت پنجم ) صناعات ادبی(واج آرایی)) به کار رفته است.
واج آرایی:» تکرار صامت(س).

صناعات معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
در بیت چهارم ) صناعت ادبی(( تشبیه بلیغ)) به کار رفته است.
تشبیه بلیغ: کبوتر دل مشبه: دل مشبه به: کبوتر
وجه شبه: محذوف(گرفتار شدن)
در بیت پنجم ) صناعات ادبی( تشبیه، کنایه)) به کار رفته است.
تشبیه بلیغ: لب لعل مشبه : لب مشبه به: لعل وجه شبه: سرخی
تشبیه مرسل و مفصل:: مشبه: دل مشبه به: جام وجه شبه: خون در دل افتادن(سرخی) ادات: همچو
کنایه ایماء: خون در دل افتادن کنایه از: تحمل سختی و رنج
در بیت هفتم )صنعت ادبی((تشبیه)) به کار رفته است.
تشبیه بلیغ: گنج نامه ی مقصود مشبه: مقصود(آرزو) مشبه به: گنج وجه شبه: دست نیافتنی
در بیت هشتم )صنعت ادبی(( تشبیع)) به کار رفته است.
تشبیه بلیغ: گنج حضور مشبه: حضور مشبه به: گنج وجه شبه: ارزش و مقدار.

غزل 169
یــاری اندرکس نمی بینیم یــاران راچـــه شـد؟ دوستی کی آخرآمد،دوستداران را چـــه شد
آب حیوان تیره گون شـد،خضرفرخ پی کجاست؟ خــون چکید ازشــاخ بــادبــهارن راچه شد
کس نمی گوید کــه یـاری داشت حــق دوستی حق شناسان راچه حال افتاد یاران راچه شد؟
لعلی ازکــــان مــروت بــرنیـــامد سالــهاست تابش خورشید وسعی بــاد وباران راچه شد؟
شهر یاران بــود وخــاک مهربانان ایــن دیـــار مهربانی کی سرآمد ، شهریــار انرا چه شد؟
گــوی تــوفیق وکــرامت درمیـان افــکنده اند کس بــه میدان درنمی آید سوارانرا چه شد؟
صدهزاران گل شکفت وبانگ مــرغی بــرنخاست عندلیبان راچــه پیش آمـد،هزارانراچـه شد؟
زهره سازی خوش نمی سازدمگرعودش بسـوخت کس ندارد ذوق مستی،می گسارانراچـه شد؟
حــافظ اسرار الهی کس نـمیــدانــد خمــوش ازکـه می پرسی کـه دور روزگارانرا چه شد؟

صناعات لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
« ایهام ،مراعات نظیروجناس».
دربیت چهارم صناعات ادبی«مراعات نظیر» به کاررفته است.
مراعات نظیر:درواژه های «خورشید،بادوباران».
دربیت پنج صنعت ادبی«جناس » به کاررفته است.
جناس مرکب:درواژه های «شهر یاران وشهریاران».
دربیت ششم صناعات ادبی«مراعات نظیر» به کاررفته است.
مراعات نظیر:درواژه های «گوی ،میان افکنده اند،میدان وسوران»ازنوع ملازمت.
دربیت هفتم صناعات ادبی«ایهام ،مراعات نظیروجناس »به کاررفته است.
ایهام تناسب :هزاران (عدد)درمعنی دیگرخودبلبل باعندلیب.
مراعات نظیر:درواژه های «گل،شکفت وعندلیب»ازنوع ملازمت.
جناس تام:هزاران.
دربیت هشتم صناعات ادبی«واج آرایی ومراعات نظیر»به کاررفته است.
واج آرایی :تکرارصامت «z» دربیت.
مراعات نظیر:درواژه های «زهره ،عودوساز» ازنوع ملازمت.

صناعات معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
« تشبیه».
دربیت چهارم صناعات ادبی«تشبیه »به کاررفته است.
تشبیه بلیغ:کان مروّت مشبه:مروّت مشبه به:کان وجه شبه:کمیابی
دربیت ششم صناعت ادبی«تشبیه »به کاررفته است.
تشبیه بلیغ:گوی توفیق وکرامت مشبه :توفیق وکرامت مشبه به :گوی وجه شبه:تلاش دربدست آوردن.
غزل170
زاهدخلــوت نشین دوش بــه میخانــه شــد ازسزپیمان برفت، بـا سـر پیمـانه شـد
صوفی مجلس که دی جام وقدح می شکست بـازبیک جرعه می عـاقل وفــرزانه شد
شاهد عهد شبــاب آمــده بــودش بخــواب بـازبه یـرانه سرعــاشق ودیــوانــه شد
مغبچــه میـــگذشت راهــــزن دیـــن ودل درپــی آن آشنا ازهمـه بیــگانـــه شد
آتش رخسارگــل خــرمن بــلبل بســوخت چهـرۀ خنـدان شمـع آفت پــروانه شد
گریۀ شــام وسحر شکرکــه ضایــع نــگشت قطــرۀ بـــاران مــاگـوهریـکـدانه شد
نرگس ساقی بخــوانــد آیــت افســونـگری حلقـــه اوراد مــا مجلس افسانـه شـد
منــزل حافظ کنــون بــارگــه پــادشاست دل بــر دلدار رفت،جـان برجـانانه شـد

صناعات لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
« جناس، طباق و مراعات نظیر، ایهام، واج آرایی و تضاد».
در بیت اول ) صنعت ادبی(( جناس)) به کار رفته است.
جناس زائد: در واژه های(پیمان و پیمانه).
در بیت دوم ) صناعات ادبی((طباق و مراعات نظیر)) به کار رفته است.
طباق ایجاب: در واژه های(دی ، دوش)
مراعات نظیر: در واژه های(قدح، جام، جرعه)
در بیت سوم )صناعات ادبی((ایهام، واج آرایی،)) به کار رفته است.
ایهام: شاهد عهد شباب الف: محبوب دوره جوانی ب)خود جوانی که مانند شاهد خوب رویی اسصت.
واج آرایی: تکرار صامت (ش) در بیت.
در بیت چهارم ) صنعت ادبی ((تضاد )) به کار رفته است. تضاد: در واژه های(اشنا، بیگانه)) از نوع ایجاب
در بیت پنجم ) صناعات ادبی(( مراعات نظیر)) به کار رفته است.
مراعات نظیر: در واژه های(گل، شمع، پروانه ) از نوع ملازمت.
در بیت ششم ) صناعات ادبی(( تضاد)) به کار رفته است.
تضاد: در واژه های( شام، سحر) از نوع ایجاب
در بیت هفتم ) صناعات ادبی(( مراعات نظیر)) به کار رفته است.
مراعات نظیر: در واژه های((آیت، اوراد، حلقه ی مجلس)) از نوع ملازمت.

صناعات معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
« تشبیه، استعاره، کنایه».
در بیت سوم )صناعت ادبی(( تشبیه)) به کار رفته است.
/ تشبیه بلیغ: شاهد عهد شباب مشبه: عهد شباب مشبه به: شاهد
وجه شبه: زیبایی و خواستن
در بیت پنجم ) صناعات ادبی(( تشبیه، استعاره، کنایه)) به کار رفته است.
/ تشبیه بلیغ: آتش رخسار گل مشبه: رخسار گل
مشبه به: آتش وجه شبه: سرخی
استعاره مکنیه: رخسار گل مستعارله: گل مستعارمنه: انسان(زیبا روی) جامع: سرخی و زیبایی
چهره ی خندان شمع: مستعارله: شمع مستعارمنه: انسان جامع: سرخی و تحرک شعله
کنایه: خرمن سوختن:که از نابود کردن( ایماء).
در بیت ششم ) صناعات ادبی(( استعاره)) به کار رفته است.
استعاره مصرحه مطلقه: مستعار: قطره ی باران مستعارله: قطرات اشک جامع: روانی و دانه دانه بود
در بیت هفتم ) صناعات ادبی(( استعاره)) به کار رفته است.
استعاره مصرحه مجرده: مستعار: نرگس مستعارله: چشم یار جامع: زیبایی و سیاهی درون
غزل171
دوش ازجناب آصف پیـک بشارت آمــد کز حضرت سلیمان عشرت اشارت آمد
خاک وجـود مــا را ازآب دیـده گل کن ویــران سـرای دل راگاه عمـارت آمد
این شرح بی نهایت کـز زلف یـار گفتند حرفیست ازهزاران کــاندر عبارت آمد
عیبم بپــوش زنهار،ای خـرقۀ مـی آلود کان پــاک پــاک دامن بهرزیارت آمد
امروز جای هرکس پیدا شود زخـوبـان کان مـاه مجلس افروز اندرصدارت آمد
برتخت جم که تاجش معراج آسمانست همت نگره مــوری با آن حقارت آمد
آلودۀ توحافظ ،فیضی زشــاه درخــواه کان عنصرسماحت بــهرطهـارت آمد
دریاست مجلس اودریـاب وقت ودریاب هان ای زیان رسیده وقت تجـارت آمد

صناعات لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
« جناس، مراعات نظیر، طباق ، تلمیح ، ایهام و اطناب».
در بیت اول ) صنعت ادبی(( جناس)) به کار رفته است.
جناس لاحق: در واژه های( اشارت و بشارت).
در بیت دوم )صناعات ادبی(( جناس، مراعات نظیر، طباق و ) به کار رفته است.
جناس لاحق: در واژه های(گل، دل) / مراعات نظیر: در واژه های(خاک و گل ، ویران سرا، عمارت )از نوع ملازمت / طباق در واژه های( ویران سرا و عمارت).
در بیت ششم ) صنعت ادبی(( تلمیح)) به کار رفته است.
تلمیح: اشاره به آیه 17و 18 سوره نعل و داستان سلیمان و مور.
در بیت نهم ) صناعات ادبی(( ایهام و اطناب)) به کار رفته است.
ایهام تبادر: در واژه (دریاب) که با توجه به دریا دریاب را تداعی می کند.
اطناب: (دریاب و دریاب) تکرار جهت تأکید.

صناعات معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«تشبیه،استعاره».
در بیت دوم صنعت ادبی((تشبیه)) به کار رفته است.
تشبیه بلیغ: ویران سرای دل مشبه: دل مشبه به: ویران سرا وجه شبه: خراب و نابود شده(عشق)
در بیت چهارم ) صنعت ادبی(( استعاره کنایی)) به کار رفته است.
استعاره کنایی(تشخیص): ای خرقه ی می آلود مستعارله: خرقه مستعارمنه: ساقی( انسان)
در بیت پنجم ) صنعت ادبی(( استعاره)) به کار رفته است.
استعاره مصرحه مجرده:مستعار: ماه مستعارله: زیبایی چهره جامع: زیبایی و درخشندگی
در بیت هفتم ) صنعت ادبی(( استعاره)) به کار رفته است.
استعاره مصرحه مطلقه: مستعار: جادوی کمانکش مستعارله: چشم یار جامع: فریبکار و گرفتارکننده
غزل172
عشق تـو نهال حیــرت آمـد وصل تــوکمـال حیـرت آمد
بس غرقۀ حـال وصل کــاخر هـم بــرسرحـال حیرت آمد
یــک دل بنمـا کــه درره او برچهره نـه خیال حیرت آمد
نــه وصل بمــا نـدونه واصل آنجا کــه خیال حیــرت آمد
ازهرطرفی کــه گوش کردم آواز ســؤال حیـــرت آمـــد
شد منهزم ازکمــال عــزّت آن راکـــه جلال حیرت آمـد
سرتــا قدم وجــود حــافظ درعشـق نهــال حیـرت آمـد

صناعات لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
« موازنه، جناس».
در بیت اول ) صنعت ادبی(( موازنه» به کار رفته است.
در بیت چهارم ) صنعت ادبی(( جناس)) به کار رفته است.
جناس اشتقاق: در واژه های ( وصل، واصل).

صناعات معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«استعاره».
در بیت پنجم ) صنعت ادبی( استعاره)) به کار رفته است.
استعاره کنایی ( تشخیص): حیرت سؤال می کن مستعارله: حیرت مستعارمنه: انسان قرینه: سؤال کردن

غزل 173
در نــمــازم خــم ابــروی تــو بــا یــاد آمد حــالتـی رفــت کـه محراب به فریاد آمد
از من اکنون طمع صبر و دل و هــوش مــدار کآن تـحمل کـه تو دیدی همه بر باد آمد
باده صافی شد و مرغان چمن مـست شــدنـد موسم عـاشــقــی و کـار بــه بـنیاد آمد
بـوی بـهـبود ز اوضاع جــهان مـی شــنــوم شادی آورد گـل و بــاد صبـا شـاد آمــد
ای عروس هـنـر از بــخـت شـــکــایت منما حــجـلـۀ حسـن بیارای کــه دامــاد آمد
دلـفـریـبـان نـبـاتــی هـمـه زیــــور بستند دلبر ماست کـه بـا حسن خــداداد آمــد
زیر بارند درختان کـــــه تــعــلــق دارنـــد ای خوشا ســرو کـه از بــار غـم آزاد آمد
مــطـرب از گفتۀ حافظ غــزلـی نـغـز بخوان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد مراعات نظیر، واج آرایی، ایهام تناسب Next Entries پایان نامه ارشد درمورد مراعات نظیر، واج آرایی، خسرو و شیرین، ایهام تناسب