پایان نامه ارشد درمورد مراعات نظیر، واج آرایی، ضرب المثل، ایجاز حذف

دانلود پایان نامه ارشد

مستعاره: نرگس مستعارله: چشم
جامع: زیبایی و سیاهی

غزل158
مـن و انــکار شراب ایـن چــه حکایت باشد غالباً این قدرم عــقـل و کـــفـــایت باشد
تا بــه غــایــت ره مــیــخاری نمی دانستم ورنه مستــوری مـا تا بــه چـه غایت باشد
زاهد و عجب و نــماز و مـــن و مستی و نیاز تـــا تــرا خــود ز میان با که عنایت باشد
زاهـــد ار راه بـــــه رندی نبرد مـعذور است عشق کـاری است کـه موقوف هدایت باشد
مـن کـه شبها ره تقوی زده ام با دف و چنگ ایــن زمـان سر به ره آرم چه حـکایت باشد
بـنـدۀ پیر مـغـانـم کـه ز جــهــلــم برهاند پــیـر مـا هــرچــه کند عین عـنایت باشد
دوش از ایـن غصه نخفتم که رفیقی می گفت حـــافـظ ار مـست بــود جای شکایـت باشد

صناعات لفظی که دراین غزل بکاررفته اند :
« تصدیر، سیاقه الاعداد، جناس، واج آرایی، ایهام و اطناب».
در بیت دوم ) صنعت ادبی((تصدیر)) مراعات شده است.
تصدیر:واژۀ غایب که در آغاز و پایان بیت آمده است.
در بیت سوم ) صناعات ادبی((سیاقه الاعداد، جناس، واج آرایی)) به کار رفته است.
سیاقه الاعداد: مصرع / جناس لاحق: بین واژه های نماز و نیاز می باشد / واج آرایی: تکرار صامت (ز) در بیت.
در بیت پنج ) صنعت ادبی((ایهام)) در بیت دیده می شود.
ایهام: ره زدن الف) به معنی بیراه کردن، راهزنی ب) زدن راه به معنی موسیقیایی آن با توجه به دف و چنگ.
در بیت ششم ) صنعت ادبی((اطناب)) به کار رفته است.
ایضاح: که مصرع دوم توضیحی بر مصرع اول می باشد.
غزل159
نقد صـــوفی نه همه صافی بی غش باشد ای بـسـا خــرقه که مستوجب آتش باشد
صـــوفــی ما که ز ورد سحر مست شدی شامگاهش نگران باش که سر خوش باشد
خـــوش بود گر محک تجربه آید به میان تــا سیه روی شود هـرکه در او غش باشد
خط ساقی گر از این گونه زند نقش بر آب ای بسا رخ کــه بــه خــونآبه منقش باشد
نــا پـرورد تــنـعــم نـبرد راه بــه دوست عاشقی شیـــوۀ رنـــدان بـلا کش بــاشد
غم دنیــی دنی چند خوری بــاده بـخـور حــیـف بـاشـد دل دانـا که مشوش باشد
دلق و سجادۀ حافظ ببرد بـــاده فـــروش گر شرابش ز کف ساقی مـــهـــوش باشد

صناعات لفظی که دراین غزل بکاررفته اند :
« جناس، واج آرایی، تضاد، ارسال المثل، مراعات نظیر».
در بیت اول ) صناعات ادبی(( جناس، واج آرایی)) به کار رفته است.
جناس شبه اشتقاق: در واژه های صوفی، صافی می باشد / واج آرایی: تکرار صامت s))در بیت
در بیت دوم ) صنعت ادبی ((تضاد)) بیت واژه های سحر، شامگاه است.
در بیت سوم ) صناعات ادبی(( ارسال المثل)) به کار رفته است.
ارسال المثل: مصرع دوم به عنوان ضرب المثل امده است
در بیت هفتم ) صناعات ادبی(( مراعات نظیر)) به کار رفته است.
مراعات نظیر: در بین واژه های ساقی، باده فروش، شراب(ملازمت)
صناعات معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
« کنایه،مجاز».
در بیت سوم ) صناعت ادبی(( کنایه)) به کار رفته است.
کنایه: سیه روی شدن که منظور رسوا شدن می باشد(ایماء)
در بیت هفتم ) صناعت ادبی((مجاز)) به کار رفته است.
مجاز به علاقه جز و کل: که منظور دست می باشد.

غزل160
خـوشاسـت خـلوت اگر یار یار مـن باشد نــه مـن بسوزم و او شمع انجـــمن بـاشد
مــن آن نـگـین سلیمان بـه هیچ نستانم کـه گاه گاه بـر او دست اهـــرمــن بـاشد
روا مدار خــدایا کــــه در حـریم وصـال رقـیـب محرم و حـرمان نصیب مـن بـاشد
هـمـان گـو مفکن سایــۀ شرف هـرگـز در آن دیـار کــه طوطی کـم از زغن بـاشد
بـیـان شوق چه حاجت که سوز آتش دل توان شناخت ز سوزی کــه در سخن بـاشد
هـــــوای کــوی تو از سر نمی رود آری غـــریب را دل سـرگشته بــا وطــن باشد
بسان سوسن اگر ده زبــان شــود حافـظ چـو غنچه پیش تواش مهر بر دهانش باشد

صناعات لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
« تلمیح، جناس ، واج آرایی».
در بیت دوم ) صناعات ادبی((تلمیح)) به کار رفته است.
در بیت سوم) صناعات ادبی(جناس ، واج آرایی)) به کار رفته است.
جناس اشتقاق: در واژه های حریم ، محرم، حرمان می باشد / واج آرایی: تکرار صامت(م) در بیت و از دیدگاه علم بیان ایجاز حذف صورت گرفته است.

صناعات معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
« تشبیه».
در بیت اول ) صنعت ادبی(( تشبیه )) به کار رفته است:تشبیه بلیغ: مشبه او مشبه به:شمع وجه شبه محذوف: فروغ بخشی و روشنی
در بیت دوم ) صناعت ادبی(( مجاز)) به کار رفته است.
مجاز به علاقه جزء کل: نگین (جز)که منظور انگشتر (کل) می باشد / مجاز به علاقه سببیت: دست (مسبب) را آورده که منظور قدرت ( سبب) می باشد.
در بیت هفتم ) صنعت ادبی((تشبیه)) به کار رفته است.
تشبیه جمع: مشبه حافظ مشبه به(اول): سوسن ادات: بسان وجه شبه: سخنوری ( ده زبان) مشبه به دوم:غنچه ادات: چو وجه شبه: بسته بودن ( خموشی) مهر بر دهان

غزل161
کی شعر تر انگیزد خاطر کـه حـزین باشد یـک نکته از این مـعـنی گفتم و همین باشد
از لعل تـو گــر یـــابم انــگشتری زنــهار صــد مـلـک سـلـیـمـانـم در زیر نگین باشد
غمناک نبایـد بــود از طعن حسود ای دل شـــایـد کـه چو وابینی خیر تو در این باشد
هـر کو نکند فهمی زاین کلک خیال انگیز نــقشش بـه حرام ار خود صورتگر چین باشد
جام می و خون دل هر یک به کسی دادند در دایـرۀ قسمت اوضـــاع چـــنــین بـاشد
در کـــار گلاب و گــل حکم ازلی این بود کـاین شاهد بازاری و آن پرده نشین بـــاشد
آن نیست که حافظ را رندی بشد از خـاطر کـایـن سابقۀ پیشین تــا روز پــسن بــاشـد

صناعات لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
« مراعات نظیر، لف و نشر و تضاد».
در بیت دوم ) صناعات ادبی((مراعات نظیر)) به کار رفته است.
مراعات نظیر: انگشتری، نگین و لعل که با هم مناسب از نوع ملازمت دارند
در بیت چهارم )صنعت ادبی((مراعات نظیر)) به کار رفته است. / مراعات نظیر: در واژه های کلک، نقش، صورتگر(ملازمت)
در بیت ششم ) صناعات ادبی((لف و نشر و تضاد)) به کار رفته است. / لف و نشر مشوش: شاهد بازاری در مصرع دوم مربوط به گل و پرده نشین مربوط به گلاب در مصرع اول می باشد. / تضاد: در ضمیر این، آن
در بیت هفتم ) صنعت ادبی((تضاد)) در واژه های پسین، پیشین به کار رفته است و نوع آن ایجاب می باشد.

صناعات معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«استعاره،تشبیه»
در بیت دوم ) صناعت ادبی(( استعاره)) به کار رفته است.
/ استعاره مصرحه مرشحه:مستعار: لعل
مستعارله: لب معشوق جامع: سرخی
در بیت پنجم ) صنعت ادبی(( تشبیه)) به کار رفته است:
تشبیه بلیغ: دایرۀ قسمت مشبه: قسمت مشبه به: دایره وجه شبه: سرگردانی
غزل162
خـــوش آمـد گل و زآن خوشتر نباشد کــه در دستـت بــه جـز ساغر نبـاشد
زمـــان خـــوشدلی دریـــاب ودریـاب کـــه دائم در صـدف گـــوهــر نباشد
غنیمت دان و مــــی خـور در گلستان کـــه گـل تــا هفتۀ دیگر نــبــاشــد
ایــا پـر لــعــل کــرده جــــام زریـن بـبـخـشا بـر کسی کــــش زر نـبـاشد
بـــیـا ای شــیــخ و از خــمــخانۀ ما شــرابـی خــور کـــه در کـوثر نبـاشد
بشـوی اوراق اگـــر همـدرس مــایــی کــــه عـــلــم عــشق در دفتـر نباشد
زمن بنویس و دل در شــاهدی بــنــد کـــه حــسـنـش بـــستۀ زیـور نباشد
شــرابـی بــی خمـاری بخش یـــا رب کــه بـــا وی هـــیــچ درد سر نباشد
مـن از جـــان بـنـدۀ سـلـطان اویسـم اگـــر چــــه یــادش از چــاکر نباشد
بــه تاج عالم آرایش کـه خـــورشـیــد چـــنیـن زیـبـنـدۀ افـسـر نـبـاشـــد
کسی گیرد خطا بــر نــظـم حـــافـظ کــه هـیـچــش لطف در گـوهر نباشد

صناعات لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
« واج آرایی و حصر، اطناب، مراعات النظیر، طباق»
در بیت اول ) صناعات ادبی((واج آرایی و حصر)) به کار رفته است.
واج آرایی: تکرار صامت(ش) در بیت / حصر موصوف: در دستت بجز ساغر نباشد.
در بیت دوم ) صناعات ادبی((اطناب)) تکرار به جهت تأکید.
در بین ششم ) صنعت ادبی(( مراعات النظیر)) به کار رفته است:
مراعات نظیر: در واژه های اوراق، درس، علم، دفتر.
در بیت نهم ) صنعت ادبی((طباق)) به کار رفته است.
طباق ایجاب: در واژه های سلطان و بنده(چاکر) وجود دارد.

صناعات معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«استعاره»
در بیت سوم )صنعت ادبی((استعاره)) به کار رفته است:
استعاره مصرحه: لعل که منظور باده و شراب می باشد.

غزل163
گداخت جان که شود کـار دل تمام و نشد بســوختیم در ایــن آرزوی خــــام و نشـد
بـه لابه گفت شبی میر مجلس تـــو شـوم شدم به رغبت خویشش کــمین غلام و نشد
پیــام داد کــه خواهم نشست بـــا رنـدان بشد بــه رندی و دردی کشیم نـــام و نشد
رواست در بــر اگــر می‌طپد کبــوتــر دل که دید در ره خــود تــاب و پیچ دام و نشد
بدان هوس که به مستی ببوسم آن لب لـعل چه خون که در دلم افتاد همچو جام و نشد
بــه کــوی عشق منــه بـــی‌دلیل راه قدم که من به خویش نمودم صد اهتمـام و نشد
فغـان کـــته در طلب گنج نــامه مقصــود شــدم خــراب جهانی ز غم تمـــام و نشد
دریغ و درد که در جست و جوی گنج حضور بسی شــدم بـــه گــدایی بــر کرام و نشد
هــزار حیلــه بــرانگیخت حافظ از سر فکر در آن هـــوس کــه شود آن نگار رام و نشد

صناعات لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
« مراعات نظیر، نسنیق الصفات، حصر»
در بیت دوم )صنعت ادبی((مراعات نظیر)) به کار رفته است.
مراعات نظیر: در واژه های((چمن، بستان،لاله)) از نوع ملازمت.
در بیت چهارم ) صنعت ادبی(( نسنیق الصفات)) به کار رفته است.
تسنیق الصفات: در مصرع اول آورده شده دو صفت شکر لب و گل اندام به صورت متوالی برای یار.
در بیت پنجم ) صناعت ادبی((حصر)) به کار رفته است.
حصر صفت: جز نقش نگار خویش نباشد.

صناعات معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
« تشبیه، استعاره»
در بیت اول )صنعت ادبی((تشبیه مضمر))به کار رفته است.
در مصرع اول به طور پوشیده چهره محبوب به گل تشبیه شده است.
در بیت سوم )صنعت ادبی(( استعاره کنایی)) به کار رفته است.
استعاره مکنیه( تشخیص): رقصیدن سرو مستعارله: سرو مستعارمنه: زن(انسان) جامع: تحرک و پویایی
قرینه: رقصیدن
در بیت پنجم ) صناعات ادبی((استعاره )) به کار رفته است.
استعار مکنیه: دست عقل مستعارله: عقل مستعارمنه: انسان قرینه: دست استعاره مصرحه مجرده: مستعار: نگار
مستعارله: محبوب زیبا روی جامع: زیبایی و ظرافت
غزل164
نــفـس باد صبا مـشک فشان خـواهد شد عالم پیر دگــر باره جـــوان خــواهــد شــد
ارغـوان جام حقیـقـی به سمن خـواهد داد چشم نرگس به شــقــاــیق نگران خواهد شد
ایــن تطاول که کشیـد از غم هجـران بلبل تــا ســــرا پــردۀ گــل نعره زنان خواهد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد واج آرایی، مراعات نظیر Next Entries پایان نامه ارشد درمورد مراعات نظیر، واج آرایی، ایهام تناسب