پایان نامه ارشد درمورد مراعات نظیر، واج آرایی، ردالقافیه، ایهام تناسب

دانلود پایان نامه ارشد

ه لاله بندیم شــاه مــاند کــه بـکف ایاغ دارد
شب ظلمت وبیابان بــه کجا توان رسیدن مگــر آن شمع رویت بـه رهم چراغ دارد
مــن وشمع صبحگاهی سزد اربهم بگرییم کــه بسوختیم واز مــابت مــا فراغ دارد
سزد چون ابربهمن که بر این چمن بگریم طرب آشیان بلبـل بنگــر کــه زاغ دارد
سردرس عشق دارد دل دردمنــد حـافظ کـه نه خاطر تماشا نــه هــوای باغ دارد

صناعت لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
«مراعات نظیر»
.دربیت اول صناعات ادبی «مراعات نظیر»به کاررفته است.
مراعات نظیر:چمن ،سرو،لاله .
دربیت چهارم صنعت ادبی« مراعات نظیر» به کاررفته است.
دربیت پنجم صناعات ادبی «مراعات نظیر»به کاررفته است.
مراعات نظیر :شب،شمع ،چراغ

صناعت معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«استعاره ،تشبیه».

دربیت اول صنعت ادبی «تشبیه جمع »به کار رفته است.
تشبیه جمع :مشبه :دل ،مشبه به اول:سرو ،مشبه به دوم :لاله ،وجه شبه اول:پایبندی ،وجه شبه دوم :داغ داشتن ،ادات :چون.
دربیت دوم صنعت ادبی «تشبیه بلیغ »به کار رفته است :کمان ابرو .
دربیت سوم صناعات ادبی «تشیبه مضمر وتفصیل واستعاره مصرحه» به کار رفته است .
تشبیه مضمر وتفصیل :زلف محبوب به بنفشه تشبیه شده وبرآن برتری داده شده است.
استعاره مصرحه :مستعارمنه :سیاه .مستعارله :بنفشه .
دربیت چهارم صناعات ادبی«استعاره ،مجاز وتشبیه »به کار رفته است .
مراعات نظیر درواژهای «چمن ،گل ،لاله »
استعاره مکنیه :تخت گل ،مستعارمنه :گل ،مستعارله :پادشاه ،قرینه :تخت .
مجاز به علاقه جزوکل :کف (جزء)که منظور دست(کل)می باشد .
تشبیه:مشبه: لاله ،مشبه به :ندیم شاه ،ادات :ماند و وجه شبه :ایاغ به کف داشتن (شکل لاله ).
دربیت پنجم صنعت ادبی «تشبیه» به کار رفته است.
تشبیه بلیغ :شمع روی .
دربیت ششم صناعات ادبی«استعاره مصرحه وتشبیه مضمر»به کار رفته است .
استعاره مصرحه مجرده : مستعارمنه: بت، مستعارله: معشوق زیبا روی ، جامع زیبای و ظرافت . تشبیه مضمر : عاشق به طور پنهانی به شمع تشبیه شده که می سوزد و می گرید .
در بیت هفتم صناعات ادبی «تشیبه مرسل و استعاره مرشحه »به کار رفته است .
تشبیه مرسل : مشبه : من ، مشبه به : ابر بهمن ادات : چو وجهه شبه : ریزش آب .
استعاره مرشحه : مستعار بلبل ، مستعارمنه : انسانهای شایسته ، جامع : ارزشمندی مستعار زاغ ، مستعارمنه : انسانهای ناشایسته ، جامع: بی ارزشی و بی حاصلی
غزل118
آن کس کــه بــه دست جام دارد سلطانـــی جــــم مــــــدام دارد
آبی کــه خضر حیات از او یــافت در میکــده جــو کــه جـــام دارد
سر رشته جان بـــه جــام بــگذار کایــــن رشتـــه از او نـــظام دارد
مــا ومــی و زاهــدان و تقـــوی تــــا یــــار ســـــر کـــدام دارد
بیـــرون ز لب تــو سـاقیـا نیست در دور کســـی کـــه کـــام دارد
نــرگس همــه شیوه هـای مستی از چشـم خـــوشت بـــه وام دارد
ذکــر رخ و زلــف تــو دلــــم را وردی است کـــه صبح و شام دارد
بـــرسینــه ریــش دردمنــــدان لعلت نــــمکــی تـــمــــام دارد
در چــاه ذقن چــو حافظ ای جان حسن تـــو دو صـــــد غـلام دارد

صناعت لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
«مراعات نظیر.جناس وایهام، تلمیح ، ردالقافیه،ایجاز سیاقه الاعداد،طباق».
دربیت اول صناعات ادبی«جناس وایهام» به کار رفته است .
جناس زائد :درواژهای جام ،جم .ایهام تناسب :مدام به معنی پیوسته که درمعنی دیگر خود باده باجام تناسب دارد .
دربیت دوم صناعات ادبی «تلمیح وردالقافیه» به کار رفته است.
تلمیح :اشاره به داستان خضر پیامبر ونوشیدن آب حیات .
ردالقافیه :قافیه مصرع اول بیت قبل دراین بیت تکرار شده است.
دربیت سوم صنعت ادبی« جناس» به کار رفته است.
جناس مطرف :درواژهای جان ،جام .

دربیت چهارم صناعات ادبی «ایجاز سیاقه الاعداد» به کار رفته است.
دربیت پنجم صنعت ادبی« ایهام» به کار رفته است .
ایهام :الف )واژۀ به دور به معنی روزگار ب)گردش ساغر می باتوجه به تناسب آن باساقی .
دربیت هفتم صنعت ادبی «طباق » به کاررفته است.
طباق :درواژهای« صبح وشام ».
دربیت نهم صناعات ادبی «تلمیح» به کاررفته است .
تلمیح :اشاره به داستان حضرت یوسف وبه چاه افکندن اوبه دست برادرانش.

صناعت معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«استعاره ،تشبیه.مجاز».
دربیت سوم صنعت ادبی«مجاز» به کاررفته است .
مجاز به علاقه ظرف ومظروف :جام که منظور باده (مظروف )وشراب می باشد.
دربیت ششم صنعت ادبی «تشبیه مضمر» به کار رفته است .
چشم یار به گل نرگس تشبیه شده است .
دربیت هشتم صنعت ادبی«استعاره مصرحه» به کار رفته است.
مستعار :لعل .مستعارله:لب محبوب .جامع :سرخی وزیبایی .
دربیت نهم صنعت ادبی «تشبیه بلیغ »به کار رفته است .
تشبیه بلیغ :چاه ذقن .

غزل 119
دلی کــه غیب نمای است وجــام جـم دارد زخاتمی که دمی گم شود چه غم دارد
بــه خط وخال گدایان مـــده خــزینــۀ دل بــه دست شاهوشی ده که محترم دارد
نــه هــردرخت تحمل کنــد جفــای خزان غلام همت سـروم کــه ایــن قدم دارد
رسید موسم آن کز طرب چون نرگس مست نهد بـه پای قدح هر که شش درم دارد
زراز بهــای مــی اکنون چــوگل دریغ مدار کــه عقل بــه صدت عیب متهـم دارد
زسّرغیب کس آگـــاه نیست قصـۀ مخــوان کــه محرم دل ره درایــن حــرم دراد
دلــم کــه لاف تجرد زدی کـنون صد شغل بــه بــوی زلف تـو با باد صبحدم دارد
مرادل زکــه پــرسـم کـــه نیست دلـداری کــه جلــوۀ نظــر وشیـوۀ کــرم دارد
زجیب خرقۀ حافظ چــه طـرف بتـوان بست کــه مــا صمد طلبیدیم واو صنم دارد

صناعت لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
«مراعات نظیر.جناس ،طباق.تضاد، واج آرایی،تلمیح ، تفریق».
دربیت اول صناعات ادبی :جناس وتلمیح بکار رفته است.
جناس لاحق :درواژهای جم ،غم وجناس شبه اشتقاق :درواژهای جام ،جم.
تلمیح :به داستان جمشید وانگشتری فرمانروایی او.
دربیت دوم صناعت ادبی :تضاد بکار رفته است .
تضاد درواژهای شاه وگدا.
دربیت چهارم صنعت ادبی «واج آرایی» بکار رفته است
واج آرایی :صامت«س»درمصراع اول.
دربیت پنجم صنعت ادبی «جناس مضارع »به کار رفته است.
دربین واژهای «گل وکل» به کار رفته است .
دربیت ششم صناعات ادبی «جناس و واج آرایی» به کار رفته است.
جناس اشتقاق :درواژهای« محرم ،حرم» .
واج آرایی صامت «س »درمصرع اول .
دربیت نهم صناعات ادبی «تفریق وایهام »به کار رفته است.
ایهام تضاد :صنم که درمعنی غیر منظور باصمد درتضاد می باشد.
صناعت معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«مجاز».
دربیت چهارم صنعت ادبی «مجاز» به کار رفته است .
مجازبه علاقه ظرف ومظروف :قدح که منظورباده که داخل قدح می باشد.

غزل 120
بتی دارم که گــرد گــل زسنبل سـایبان دارد بهــار عارضش خطی بــه خـــون ارغوان دارد
غبــار خط بپــوشانید خــورشید رخش یــارب بقای جــاودانش ده کــه حسن جــاودان دارد
چو عاشق می شدم گفتم که بردم گوهر مقصود ندانستم کـه این دریا چه موج خون فشان دارد
زچشمت جان نشاید برد کز هرسو کـه می بینم کمینازگوشه ای کرده است وتیر اندر کمان دارد
چــو دام طرّه افشانــد زگرد خــاطر عشاق بــه غماز صبــا گــویــد کـــه راز مــا نهــان دارد
بیفشان جـرعه ای بــرخاک وحال اهل دل بشنو کــه از جمشید وکیخسرو فــراوان داستان دارد
چـودر رویت بخندد گل مشـو در دامن ای بلبل کـه بـرگل اعتمادی نیست گرحسن جهان دارد
خــدا را داد مــن بستان از او ای شحنۀ مجلس که می بادیگری خورده است وبامن سرگران دارد
بــه فتراک ارهمی بندی خــدا را زود صیدم کن کــه آفتهاست درتـأخیر وطــالب رازیــان دارد
به سروقدّ دلجویت مــکن محروم چشمم را بدین سر چشمه اش بنشان خــوش آبــی روان دارد
زخوف هجرم ایمـن کــن اگــر امیــد آن داری کــه ازچشم بـــد اندیشان خدایت درامان دارد
چه عذر بخت خود گویم که آن عیّار شهر آشوب به تلخی کشت حافظ راکه شکّر در دهان دارد

صناعت لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
«مراعات نظیر ، واج آرایی ، جناس ، طباق».
دربیت اول صنعت ادبی «مراعات نظیر»به کار رفته است.
مراعات نظیر :درواژهای «گل،سنبل ،ارغوان »
دربیت دوم صنعت ادبی «واج آرایی»به کار رفته است.
واج آرایی : تکرارصامت «م» .
دربیت چهارم صناعات ادبی «واج آرایی ،جناس ،مراعات نظیر»به کار رفته است.
واج آرایی :تکرا رصامت «ک» .
جناس شبه اشتقاق :درواژ ه های «کمان وکمین» .
مراعات نظیر :درواژهای «کمین ،تیر ،کمان» .
دربیت دهم صنعت ادبی «واج آرایی »به کار رفته است
واج آرایی :تکرارصامت«ش».
دربیت دوازدهم صنعت ادبی «طباق» به کاررفته است.
طباق:میان واژه های «تلخ وشکر» .

صناعت معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«استعاره،تشبیه،مجاز».
دربیت اول صناعات ادبی «استعاره،تشبیه ومجاز»به کار رفته است.
.استعاره مصرحه :مستعار:بت ،مستعارله :محبوب ،جامع :زیبایی وظرافت . تشبیه بلیغ :بهار عارض .
دربیت دوم صناعات ادبی «تشبیه واستعاره» به کار رفته است.
تشبیه بلیغ :گوهر مقصود.
دربیت چهارم صنعت ادبی «استعاره »به کار رفته است.
استعاره مصرحه :مستعار:تیر ،مستعارله :مژه ،جامع :زخمی کننده عشق .
دربیت پنجم صناعات ادبی« تشبیه واستعاره» به کار رفته است .
تشبیه بلیغ :دام طره. استعاره کنایی :مستعارله :صبا .مستعارمنه :انسان ،جامع :خبر رسانی .
دربیت هفتم صنعت ادبی «استعاره کنایی» به کار رفته است.
دربیت دهم صناعات ادبی «تشبیه واستعاره» به کار رفته است.
تشبیه بلیغ :سروقدّ . استعاره مصرحه :مستعار :سرچشمه .مستعارله :چشم .
غزل 121
هــرآنــکوخــاطرمجموع ویـــارنـازنین دارد سعادت همــدم اوگـشت ودولــت همنشین دارد
حــریم عشق رادرگه بسی بـــالاتر ازعقلست کسی آن آستــان بــوسد که جـان درآستین دارد
دهان تنگ شیرینش مــگر مـلک سلیمانست که نقش خـاتـم لعلش جهــان زیـــر نــگین دارد
لب لعـل وخــط مشکیــن چـــوآتش هست بنــازم دلبــر خــودرا کــه حسنش آن واین دارد
بخـــواری منگر ای منعم ضعیفان ونحیفان را کــه صدر مجلس عشــرت گـــدای ره نشین دارد
چــو بــرروی زمین بـــاشی ،تـوانائی غنیمت کــه دوران نــاتـــــوانیها بسی زیــر زمیــن دارد
بلاگــردان جان وتــن دعـــای مستمندانست که بیندخیر ازآن خرمن که ننگ ازخوشه چین دارد
صبا ازعشق مــن رمزی بــگو باآن شه خوبان کــه صد جمشیــد وکیخســرو غلام کمترین دارد
وگرگوید نمیخواهم چــو حـافظ عاشق مفلس بگوئیــدش کــه سلطانی گـــدائی همنشین دارد

صناعت لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
«جناس،واج آرای،لف ونشر، ازدواج وطباق، تضاد».
دربیت دوم صناعات ادبی «جناس،واج آرایی»به کاررفته است.
جناس شبه اشتقاق :درواژه های «آستان ،آستین »مراعات شده است
واج آرایی :صامت «س».
دربیت چهارم صناعات ادبی«لف ونشر»به کاررفته است.
لف ونشر:آن به لب لعل واین به خط مشکین مربوط می شود
دربیت پنجم صناعات ادبی«ازدواج وطباق »به کاررفته است.
ازدواج :واژه های «ضعیفان ونحیفان»(سجع) که درکنارهم قرارگرفتند.
طباق ایجاب:درواژه های «منعم وگدا»وجوددارد.
دربیت ششم صنعت ادبی «طباق »به کار رفته است.
طباق ایجاب :درواژه های «توانائی ،ناتوانی،روی وزیر »وجود دارد.
دربیت نهم صنعت ادبی «تضاد»به کاررفته است.
تضاد:دربین واژه های«سلطان وگدا».

صناعت معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«استعاره،تشبیه».
دربیت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درمورد مراعات نظیر، واج آرایی، ایهام تناسب Next Entries پایان نامه ارشد درمورد واج آرایی، مراعات نظیر، ضرب المثل، ایهام تناسب